«آناکوندا»؛ دنباله‌ای که به هجو خودش تبدیل شد

- 12 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

در فیلم سینمایی «آناکوندا» ساخته تام گورمیکن، با قرار دادن یک کاشت داستانی مضحک در فیلمنامه، هوش تماشاگر را دست کم گرفته‌ می‌شود.

به گزارش فیلم‌ نت نیوز، فیلم سینمایی «آناکوندا» (Anaconda) به نویسندگی کوین ایتن و تام گورمیکن و کارگردانی تام گورمیکن، یک کمدی ترسناک ماجراجویانه، محصول سال ۲۰۲۵ شرکت سونی پیکچرز است که جک بلک، پاول راد، استیو زن، تاندیو نیوتن، دانیلا ملکویر و سلتون ملو، گروه بازیگران این اثر را تشکیل می‌دهند.

«آناکوندا»، ششمین‌ دنباله و همچنین یک ریبوت عظیم از اولین دنباله از مجموعه سینمایی «آناکوندا» به همین نام ساخته لوییس لیوسا محصول سال ۱۹۹۷ به شمار می‌رود که توانست در گیشه نظر مخاطبان را جلب کند، هرچند که نتوانست همه منتقدان را با خودش همراه کند و در نهایت، تبدیل به یک اثر کالت در ژانر ترسناک شد. «آناکوندا» هم اکنون در پلتفرم فیلم‌نت در حال پخش است.

در خلاصه داستان این اثر چنین آمده است: گروهی از دوستان که با بحران‌های میانسالی دست‌ و پنجه نرم می‌کنند، به جنگل‌های بارانی می‌روند تا فیلم محبوب دوران جوانی‌شان را بازسازی کنند، اما خیلی زود خود را در نبردی برای بقا می‌یابند؛ جنگی که در برابر بلایای طبیعی، مارهای غول‌پیکر و تبهکاران خشن آغاز می‌شود.

آناکوندا دنباله‌ای که به هجو خودش تبدیل می‌شود

ریبوت در میان اهالی سینما به بازسازی یک اثر قدیمی با نگاه و جهان‌بینی جدید گفته می‌شود و «آناکوندا» نیز ادعا دارد که یک ریبوت عظیم است. نخستین نکته‌ای که در نسخه ۲۰۲۵ اثر جلب توجه می‌کند، قرار گرفتن ژانر کمدی در کنار ژانر ترسناک است؛ اتفاقی که برای اثری که یک اثر کالت در ژانر ترسناک محسوب می‌شود، چندان تصمیم هوشمندانه‌ای به نظر نمی‌رسد؛ زیرا تنها دلیلی که باعث شده است این اثر به فیلمی محبوب در میان سینمادوستان تبدیل شود، توجه علاقمندان به ژانر وحشت به این فیلم بوده است و بنابراین با رویکرد جدید اتخاذ شده در ساخت این ریبوت عظیم، «آناکوندا» بخش اعظمی از هواداران خودش را که با نسخه سال ۱۹۹۷ خاطره داشتند، از دست می‌دهد.

در سینما، اتفاق افتاده است که اثری اقتباسی همچون مجموعه سینمایی «بتمن»، ساخته کریستوفر نولان، سمت و سوی تیره‌تری بگیرد تا بتواند جنبه‌های ویژه دیگری از شخصیت‌های مورد علاقه طرفداران کمیک بوک‌ها را به نمایش بگذارد، به طوری که از سوی آن‌ها نیز مورد استقبال قرار می‌گیرد، از این رو مهم‌ترین نقطه ضعف «آناکوندا» به مرحله پیش از ساخت و در مرحله ایده نگارش فیلمنامه اثر بازمی‌گردد؛ چراکه در دنیای سینما از لحاظ اصولی، چنین تغییر ماهیت ژانری چندان پذیرفته نیست که یک اثر در ژانر وحشت، در دنباله بعدی به هجو خودش تبدیل شود.

تماشای «آناکوندا» در فیلم‌نت

سکانس‌های افتتاحیه با نشان دادن رویای فیلمساز هالیوودی شدن داگ مک آلیستر سازنده ویدیوهای جشن عروسی، تلاش رونالد گریف برای دست‌یابی به یک نقش فرعی خوب و پایان دادن به بازی در نقش‌های هنرورانه، معرفی دو شخصیت دیگر به نام کِنی و کِلر در جشن تولد داگ، پیدا شدن نسخه اصلی و نمایش فیلم «پاگنده» که همه آنها با هم در دوران نوجوانی ساختند، مخاطبان را امیدوار می‌کند که «آناکوندا» قرار است تجربه‌ای فراموش‌نشدنی برای آنها رقم بزند. امیدواری که با ورود آنها به آمازون و طرح موضوع زنده ماندن طعمه بعد از بالا آوردن رنگ می‌بازد زیرا هیچ مبنای علمی ندارد. نخست به دلیل اینکه مار افسانه‌ای آناکوندا همانند دیگر مارها ابتدا به طعمه حمله و آن را خفه می‌کند سپس آن را می‌بلعد پس طعمه بعد از حمله زنده نیست که بتواند با بالا آورده شدن به زندگی برگردد و دوم اینکه چنین استدلالی و قرار دادن چنین کاشت داستانی در فیلمنامه، هوش تماشاگر را دست کم می‌گیرد.

وحشت در «آناکوندا» با تراژدی تعریف نمی‌شود

این موضوع که چهار شخصیت‌ اصلی «آناکوندا» که در زندگی نتوانستند به آرزوهایشان برسند و در میانسالی، همچنان سودای روزگار رفته را در سر دارند، موضوعی جهانشمول است و مخاطبان در هر سنی، در جای جای جهان و با هر آرزوی بر باد رفته‌ای می‌توانند با این قضیه ارتباط برقرار کنند هرچند در بحث تم، اثر نمی‌تواند بیش از جلب حس همذات‌پنداری بینندگان قدمی بردارد زیرا رویایی که برای به دست آوردن دوباره آن تلاش می‌کنند، قرار نیست برای آنها هیچ هزینه جانی در پی داشته باشد و وحشت در «آناکوندا» با تراژدی تعریف نمی‌شود بلکه با کمدی هم دست شده است چنانکه هنگامی که مار آناکوندا، داگ مک آلیستر کارگردان را می‌بلعد، با مرگ او همراه نیست تا این حسرت برآورده نشدن آرزوی فیلمسازی برای داگ برای تماشاگر عمیق شود و در وهله بعد، به دیگر کاراکترها انگیزه بدهد تا رویای ناتمام او را؛ ساخت دنباله غیررسمی غیرقانونی مجموعه سینمایی «آناکوندا» به پایان برسانند و ادای دینی به وی کرده باشند.

مار افسانه‌ای «آناکوندا» در سکانس افتتاحیه، یک مامور پلیس را از روی قایق به اعماق دریا می‌کشد و او را از صفحه روزگار پاک می‌کند ولی این از دست دادن نه برای همکار پلیس او مهم است که به کام مرگ فرو رفتن وی را به چشم مشاهده می‌کند و نه حتی مردمی که در جنگل‌های آمازون زندگی می‌کنند از اینرو این سوال به وجود می‌آید که چرا تماشاگران باید به تماشای فیلمی بنشینند که مهم‌ترین عنصر فیلم؛ «آناکوندا» برای هیچ یک از شخصیت‌های این اثر از هیچ اهمیتی برخوردار نیست؟!

اخته سازی وحشت آفرینی در یک مجموعه سینمایی پرطرفدار ترسناک

«آناکوندا»، ششمین دنباله از یک مجموعه سینمایی به همین نام است که در ژانر وحشت پایه‌ریزی شده است بنابراین اگر بتوان افزوده شدن ژانر کمدی به این مجموعه را پذیرفت، حداقل انتظار از سازندگان اثر این است که فیلمی که می‌سازند، بتواند از لحاظ بصری وحشت را در قالب این مار افسانه‌ای تجسم ببخشد تا در ادامه، کمدی موقعیت‌های خلق شده بتواند آبی بر آتش تجربه ترس پشت سر گذاشته شده برای مخاطبان باشد در صورتی که «آناکوندا»، آنقدر مصنوعی طراحی و ساخته شده است که ترسی که مخاطبان از حمله مار در طول اثر حس می‌کنند، بیش از آنکه به خود آن مار در دنیای فیلم بستگی داشته باشد، ناشی از پیش‌فرض‌ نهادینه شده در ذهن آنها از وحشت آفرینی و ترسناکی طعمه مار شدن در دنیای واقعی است.

نکته دیگر اینکه این مار در طول اثر، حضور ترسناکی ندارد که وحشتی برانگیزد چون به جز مامور پلیس بخت برگشته، آنا آلمیدا قاچاقچی و گروه فیلمسازی شرکت سونی پیکچرز برای بازسازی «آناکوندا»، تنها یکی از چهار شخصیت اصلی اثر طعمه مار می‌شود که در نهایت، آناکوندا داگ مک آلیستر را بالا می‌آورد و او همچون یوسین بولت سریع‌ترین انسان تاریخ از مهلکه مرگ می‌گریزد. شخص دیگری که طعمه این مار افسانه‌ای می‌شود، کارلوس سانتیاگو مارگیر است که مار او را هم بالا می‌آورد. «آناکوندا» به جز کاراکتر آنا با هر شخصیت اصلی که از جلوی دوربین تام گورمیکن کارگردان عبور کرده است، مهر و عطوفت نشان می‌دهد به طوری که داگ و کارلوس را با دم مسیحایی خودش به آغوش زندگی بازمی‌گرداند و در مقابل، هنرورانی که بینندگان هیچگاه فرصت آشنایی با آنها را نداشتند را قلع و قمع می‌کند.

به علت اینکه مخاطبان فرصت آشنایی با هنروران کشته شده به دست مار افسانه‌ای را نداشتند، مرگ آنها برای تماشاگران فقدان عاطفی به همراه نمی‌آورد زیرا خطر اصلی باید متوجه کاراکترهای اصلی باشد تا به تماشاگران، ترس و وحشت از طریق پرده نقره‌ای سینما انتقال یابد و این ۴ شخصیت هم که به اکسیر نامیرایی دست یافته‌اند و هرگز از پا درنمی‌آیند پس این دنباله بدین شکل با بی خطر ساختن عنصرهای وحشت در یک اثر ترسناک، به اخته سازی وحشت آفرینی در یک مجموعه سینمایی پرطرفدار ترسناک دست می‌زند که اولین بار و با نسخه سال ۱۹۹۷ به دلیل وحشتی که برای بینندگان آفرید، سر زبان‌ها افتاد.

بعد از سکانس‌های بی‌معنی تعقیب و گریز مار با داگ از مرگ برگشته با یک گراز روی سرش و ضدعفونی کردن زخم با ادرار، در یک پیچش داستانی محیرالعقول، سازندگان آخرین دنباله غیررسمی و غیرقانونی اثر سر از محل فیلمبرداری «آناکوندا» در سال ۱۹۹۷ درمی‌آورند و با آیس کیوب یکی از بازیگران نسخه اصلی روبرو می‌شوند بدون اینکه هیچ توضیح منطقی وجود داشته باشد تا فاصله زمانی ۲۸ ساله بین دو اثر را پر و حضور آیس کیوب در آینده و یا همچنین، سفر در زمان شخصیت‌های نسخه ۲۰۲۵ به گذشته را توجیه کند؛ موضوعی که سبب می‌شود «آناکوندا» به ملغمه‌ای از تصاویر بی‌ربط کنار هم قرار داده شده تبدیل شود.

«آناکوندا» نه تنها ادای دینی به نسخه محبوب سال ۱۹۹۷ نیست بلکه هر چه خاطرات خوب از آن فیلم در اذهان تماشاگران باقی مانده است را از بین می‌برد و تمام رشته‌های دلبستگی بین سینمادوستان و این مار افسانه‌ای را پاره می‌کند.

فرزاد جمشیددانایی

فیلم نت نیوز- جدیدترین اخبار و اطلاعات فیلم و سریال

 

برچسب‌ها: جک بلک،ژانر وحشت،سینمای کمدی
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ