درباره فیلم تحسین‌شده «نورنبرگ»

ارتش نازی دوباره در «نورنبرگ» شکست می‌خورد/ با راسل کرو «هیتلر» را فراموش کنید

- 10 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

فیلم «نورنبرگ» روایتگر شکست مجدد ارتش نازی است؛ این بار بعد از جنگ جهانی دوم و در بزرگترین دادگاه قرن بیستم؛ دادگاه نورنبرگ.

به‌ گزارش فیلم‌نت‌نیوز، دکتر کِلِی در یک سلول نم‌‌گرفته بتنی، زمانی که دارد پکی به‌ سیگارش می‌زند از جانشین رهبر نازی، رایش مارشال هرمان گورینگ، می‌پرسد که کنجکاوم بدانم جذابیت هیتلر در چه بود؟ او که یک نقاش شکست‌‌خورده بود! سرباز خیلی خوبی هم نبود! با این حال پرستیده می‌شد و مورد احترام بود.

جوابی که گورینگ می‌دهد خیالمان را از کلیشه روایت یک‌‌سویه راحت می‌کند. جمله‌ای که نشان می‌دهد این مقام نازی در پشت آن پوسته کاریزماتیک و میخکوب‌کننده‌اش دلی دارد و احساس می‌کند؛ هیتلر باعث شد دوباره احساس کنیم آلمانی هستیم.

آنچه گفتیم درباره یکی از صحنه های فیلم «نورنبرگ» ساخته جیمز وندربیلت است که با بازی های درخشان مایکل شنون، راسل کرو، رامی ملک یکی از فیلم های مطرح سال ۲۰۲۵ میلادی ساخته مشترک مجارستان و آمریکا شناخته می شود.

تماشای «نورنبرگ» با زیرنویس و دوبله فارسی در فیلم‌نت

فیلم اگر دو پایه سست‌ناشدنی داشته باشد یکی از آن‌ها بازی درخشان راسل کرو و دومی فیلمنامه کارشده و پرجزییاتش است. زمانی که کرو در هیات هرمان گورینگ از ماشین نظامی نازی پیاده می‌شود و در آخرین روز جنگ جهانی دوم خود را معرفی و مقتدرانه تسلیم می‌کند، از یاد می‌بریم که آدولف هیتلری وجود داشته که دست به‌ خودکشی زده است. انگار شانه‌های پهن، هیکل درشت و قد‌و‌قامت استوار کرو برایمان نشانه خواستنی همان رهبری است که انتظار داریم او را نزدیک‌ترین فرد به فتح کل جهان بپنداریم. او در خیالمان رهبر نازی و در انتهای فیلم، رهبر حقیقی فیلم «نورنبرگ» (Nuremberg) می‌شود.

یک بازی متفاوت از راسل کروی افسانه‌ای

کرو شاید در فیلم «نورنبرگ» بی‌تحرک‌ترین بازی خود را نشان داده باشد. اکثر نماها در فضاهای بسته، اتاق‌های تاریک و سلول‌های خفه ضبط شده‌اند و او را به‌طور عمده بدون جنبش و در حال گفت‌وگو یا دفاع از خویش می‌بینیم. جالب اینجاست که با وجود محدودیت فیزیکی‌اش در این اثر، به‌حدی شخصیت او درک‌شدنی، آدمیزادی و به‌مثابه خود واقعی هرمان گورینگ است (به کمک تصاویر آرشیوی و ویرایش‌شده جنگ جهانی دوم) که هر نمایی که او حضور داشته باشد بدون شک گذر زمان احساس نمی‌شود. گویی او با حضورش زمان را دارد از ما می‌دزدد.

قصه «نورنبرگ» از آنجا شروع می‌شود که جنگ جهانی تمام شده است و قاضی پرقدرت و پرنفوذ آمریکایی، رابرت جکسون (با بازی مایکل شنون)، قصد دارد متفقین جنگ جهانی دوم را قانع کند تا دست از به‌دار‌کشیدن بدون محاکمه ۲۲ عضو ارشد نازی بردارند و به‌جای آن با تشکیل دادگاه و بررسی اتهام‌های آن‌ها و سپس انجام مجازات به‌حق، از قهرمان‌پروری و ادامه تبلیغ نازی جلوگیری کنند. مشکل اصلی اینجاست که تا شروع دادگاه امکان دارد هر کدام از این ۲۲ نفر به‌نحوی دست به خودکشی بزنند لذا رامی ملک در نقش داگلاس کِلِی دکتر روانپزشک وارد داستان می‌شود تا از آن‌ها مراقبت کند و از وقوع خودکشی جلوگیری کند.

وندربیلت کارگردان و فیلمنامه‌نویس اثر، کاراکتر داگلاس کِلِی را روانپزشکی متبحر، باهوش و جاه‌طلب خلق کرده است. کسی که به‌قول خودش – که بارها هم در فیلم تکرار شده است – بیشتر از هر کسی روی کره زمین هرمان گورینگ را می‌شناسد. با این حال انتخاب رامی ملک برای این نقش همه‌چیز را متفاوت با تصورمان کرده است.

رامی ملک با چشم‌های بزرگ و از ‌حدقه ‌بیرون‌زده، فک و گونه‌های استخوانی، ناپختگی ظاهری، چهره مدرن قرن بیست‌‌و‌‌یکمی و البته فیلم و سریال‌هایی که در آن‌ها بازی کرده و در ذهن مخاطب با آن کاراکتر‌ها نقش بسته است، فاقد ظرافت لازم و آن تجربه ظاهری و رفتاری یک روانشناس باهوش است. برای عده بی‌شماری از تماشاگران اثر و به‌خصوص در سکانس‌های گفت‌وگو‌ی دونفره و عمیق کِلِی و گورینگ، کِلِی به‌هیچ‌وجه دیده نمی‌شود. هرچند فیلمنامه توانسته است با دادن سوال‌های مناسب به روانپزشک و قهرمان قصه او را مسلح نگه دارد تا از خودش در مقابل ضدقهرمان دفاع کند، اما حضور ملک در این نقش به‌شکلی دایم به‌عنوان نکته‌ای زننده خودنمایی می‌کند و نمی‌تواند در مقابل غول بزرگی به نام کرو (گورینگ) کاری پیش ببرد. در واقع او در مقابل گورینگ صرفا دانش آموزی کوچک است، نه آن کس که روان او را بکاود.

راسل کرو در نقش رایش مارشال هرمان گورینگ، نفر دوم ارتش نازی آلمان

«نورنبرگ» از طرفی فیلم فیلمنامه است. جیمز وندربیلت هم این را می‌داند. او «زودیاک» دیوید فینچر، چند سری از مجموعه پرطرفدار «جیغ» و «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» را نوشته است و احتمالا دلش نیامده است فیلمنامه به این خوبی را به کارگردان دیگری بسپارد لذا خودش «نورنبرگ» را به‌عنوان دومین تجربه کارگردانی‌اش ساخته است.

اثر البته که بد از آب درنیامده است، اما فاقد نمایی بدیع، زاویه دوربینی خاص یا نکته ویژه تصویری است. در واقع شاهد یک کارگردانی در خدمت یک فیلمنامه خوب هستیم. نتیجه کار و اینکه توانسته است به مدت نزدیک به دو ساعت‌ و ‌نیم تماشاگر را سر پا نگه دارد به دیالوگ‌ها، سوال‌های درست، اطلاعات تاریخی و البته فضای نامحدودی مربوط است که به گفت‌وگو و ارزش آن داده است. به این که حتی کسی چون هرمان گورینگ هم بتواند از نفرتش بگوید؛ نفرتش از پیمان ورسایِ جنگ جهانی اول که آلمان و مردمانش را در وضع فجیعی قرار داد و آن‌ها را آماده انتقام در جنگ جهانی دوم کرد. از علاقه به دختر و خانواده‌اش حرف بزند و شروع همکاری با روانپزشک را مشروط به رساندن نامه‌اش به خانواده‌اش بگذارد.

وندربیلت اجازه داده است کِلِی سوال‌هایش را کودکانه و بی‌تعصب بپرسد. درست به مانند کسی که از حزب نازی، قوانین نورنبرگ و تاریخ آن دوران چیزی نمی‌داند و حالا زمانش رسیده است با پرسش‌هایش، دفتر سفید تاریخش را خط خطی کند. کِلِی همان کسی است که ابتدا علاقه‌مند به گورینگ و سپس با دانستن بیشتر از نازی و جنایت‌هایشان از او متنفر می‌شود.

حتی جنایتکاران اجازه حضور در دادگاه را دارند

«نورنبرگ» وقایع تاریخی را نیز می‌کاود. برای پرسش هایمان پاسخ می‌یابد و برای پاسخ‌هایمان پرسش. «نورنبرگ» کاراکتر‌هایش را نیز دوست دارد. به آن‌ها فرصت می‌دهد، آن هم به اندازه کافی. با کاراکتر‌های فرعی همچون وزرای منفور نازی ارتباط می‌گیرد و اشک‌های چشم‌هایشان و درود‌هایشان به هیتلر را ضبط می‌کند و به‌ نمایش می‌گذارد. نشان می‌دهد آدم‌هایی چون گورینگ‌ها و هیتلر‌ها با وجود احتمال بالای شکست تا آخرین لحظه جنگیدند و در نهایت امر تسلیم شدند.

ویژگی «نورنبرگ» در این است که یک فیلم نازی یا ضدنازی نیست؛ فیلمی است که قضاوت را کنار می‌گذارد و به جایش قضات را وارد فیلمش می‌کند. اجازه می‌دهد آدم‌ها حرف بزنند و احساسات پیچیده و درک‌نشده انسانی را به بیینده منتقل کنند؛ می‌گذارد گورینگ در سکانس پایانی به روانپزشک بگوید «سال‌ها بعد نمی‌دونم راجع به ما (نازی‌ها) چی می‌گن. اصلا اعتراف می‌کنی که ما انسان بودیم؟». کِلِی پاسخی نمی‌دهد چراکه این پرسش را نه از او بلکه در واقع دارد از ما می‌پرسد. «نورنبرگ» انتظار دارد ما پاسخ او را بدهیم. بله. شما نازی‌ها قطعا انسان بودید چون خانواده‌، تعلق و احساس داشتید، اما پرسش اصلی این است شما چه جور انسانی بودید؟

رامتین امانی

بیشتر بخوانید:

همه چیز درباره «نورنبرگ» فیلم مورد انتظار ۲۰۲۶

تازه‌ترین تیزر «نورنبرگ»/ نبرد ذهن‌ها آغاز می‌شود

فیلم نت نیوز- جدیدترین اخبار و اطلاعات فیلم و سریال

برچسب‌ها: راسل کرو
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ