«رودخانه پایک»؛ چرنوبیلی در اعماق معادن نیوزیلند
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلمنت نیوز، فیلم سینمایی «رودخانه پایک» (Pike River) به کارگردانی رابرت سارکیز و نویسندگی فیونا ساموئل، فراتر از یک بازسازی ساده از فجایع معاصر، یکی از تاملبرانگیزترین تولیدات اخیر سینمای نیوزیلند است. این اثر که بر اساس یک فاجعه انسانی هولناک در معدن زغالسنگی به همین نام ساخته شده، روایتگر مرگ غمانگیز ۲۹ معدنچی در جنوب این کشور است، اما آنچه «رودخانه پایک» را از نمونههای مشابه متمایز میکند، امتناع هوشمندانه فیلمساز از نمایش مستقیم لحظه وقوع حادثه است.
وقتی رویکرد انسانی اولویت مییابد
در واقع، دغدغه اصلی سارکیز نه بازنمایی فیزیکی انفجار و محبوسشدن کارگران، بلکه کالبدشکافی پیامدهای انسانی و حقوقی این فاجعه، در اتمسفری خارج از فضای معدن است. فیلم با تمرکز بر خانوادههایی که میان سوگ و خشم سرگردانند، بهخوبی نشان میدهد که تراژدی واقعی نه در اعماق زمین، بلکه در راهروهای سرد بیمسئولیتی و سهلانگاری سیستماتیک رخ میدهد.
این رویکرد انسانی در فرم بصری و انتخابهای فنی کارگردان نیز تبلور یافته است. سکانس افتتاحیه با ظرافتی مثالزدنی، نگاه کلنگر دوربین به عظمت کوهستان را به فضای محصور و صمیمی یک گفتوگوی خانوادگی پیوند میزند تا از همان ابتدا، تقابل میان طبیعت سرکش و زیست شکننده انسان را پیریزی کند. بازیگران فیلم، بهویژه ملانی لینسکی، با پرهیزی آگاهانه از اغراقهای رایج در ملودرامهای هالیوودی، به میزانی از واقعگرایی دست یافتهاند که در آن حتی سکوتها و وقفههای میان دیالوگها، به بخشی از هارمونی حسی اثر تبدیل میشود. این بازیهای قابل توجه و طبیعی، مخاطب را نه به تماشای یک نمایش، بلکه به تجربه تازه و دستاول از رنجی دعوت میکند که در لایههای پنهان قانون و بوروکراسی نادیده گرفته شده است.
مساله کلیدی در فیلم «رودخانه پایک»، نبرد نابرابر خانوادههای داغدار با ساختارهای قدرت است. نویسنده با تمرکز بر روانشناسی سوگ، نشان میدهد که چگونه خشم فروخورده ۲۹ خانواده به یک جریان قانونی هدفمند تبدیل میشود. آنها به جای تسلیم در برابر سرنوشت، به نهادهای قضایی تکیه میکنند تا مسببان این حادثه هولناک را پای میز محاکمه بکشانند. این اصرار بر پیگیری قانونی، لایهای از امید لرزان اما حیاتی را به بطن داستان تزریق و تماشاگر را تا آخرین لحظه با خود همراه میکند.
هارمونی سکوت و طبیعت در رودخانه پایک
سکانس افتتاحیه اثر، جزئیات حائز اهمیتی دارد. دوربین از نشان دادن فضای عظیم یک کوهستان شگفتانگیز، به گفتوگوی یک زن و شوهر در خانه میرسد. انگار از ابتدای فیلم، مساله انسان و طبیعت در این اثر، با هم پیوند میخورد. بازی بازیگران، بسیار دورتر از اغراقهای رایج در سینمای هالیوود است. حتی سکوت و وقفههایی که شخصیتها میان گفتوگوها دارند، به عضوی از یک هارمونی جذاب تبدیل میشود که ساختار اثر را تشکیل داده است.
در سکانسهای آغازین فیلم، جایی که خانوادههای معدنچیان همچنان در برزخ میان بیم و امید دستوپا میزنند، کارگردان آگاهانه از قدرت سکوت برای انتقال معنا بهره میبرد. در لحظاتی که بازماندگان در انتظار کوچکترین خبری از اعماق زمین بهسر میبرند، این وقفههای طولانی و مکثهای معنادار، سنگینی غیرقابلتحمل زمان را به رخ میکشد. این تمهید فرمی، نهتنها اتمسفر تراژیک اثر را تعمیق میبخشد، بلکه دلهره، هراس و نگرانی جاری در صحنه را به تجربهای ملموس و استخوانسوز برای مخاطب بدل میکند؛ گویی سکوت در اینجا، گویاتر از هر فریادی، راوی فاجعهای است که در زیر پوست شهر جریان دارد.
تماشای رودخانه پایک در فیلمنت
«رودخانه پایک» و پرسش مسئولیت ایمنی
فیلم «رودخانه پایک»، پرسشهایی را مطرح میکند که پاسخ به هر کدام از آنها چندان ساده نیست. پس از بروز حادثه معدن، در سکانسی خانوادههای معدنچیان را میبینیم که برای پیگیری وضعیت کسانی که داخل معدن حبس شدهاند، کنار هم جمع شدهاند. در کنار جمع خانوادههای معدنچیان، مدیران و مسئولان معدن هم در آن مکان حضور دارند و در همین موقعیت، پرسشی مطرح میشود؛ مسئول ایمنی معدن در زمان حادثه کجا بوده و چرا تدابیر لازم برای جلوگیری از این اتفاق، انجام نشده است؟
مساله کلیدی که فیلم بر آن پافشاری میکند، ریشهیابی یک بیعملی فاجعهبار است. اینکه چرا حتی پس از محبوسشدن کارگران، ارادهای جدی برای نجات جان آنها دیده نشد و چرا پس از اثبات جانباختن معدنچیان، پیکرهای آنان همچنان در اعماق سرد معدن رها شد؟ اینجاست که «رودخانه پایک» به بستری برای یک مطالبهگری حقطلبانه تبدیل میشود. خانوادههای قربانیان با طرح پرسشهایی بنیادین، مسئولان و مدیران ارشد معدن را به چالش میکشند و آنها را در برابر ترازوی اخلاق و قانون قرار میدهند. هدف این نبرد نابرابر، وادار کردن سیستم به پاسخگویی است تا از تبدیلشدن انسانها به آمارهای فراموششده در حوادث مشابه جلوگیری شود.
فیلم «رودخانه پایک» مخاطب را با مساله پذیرش مسئولیت روبهرو می کند تا یادآوری کند که در شکلگرفتن بسیاری از بحرانها و رخدادهای هولناک انسانی، افرادی نقش دارند که در انجام وظیفهشان کوتاهی کردهاند.
شباهتهای ساختاری با چرنوبیل
برای کسانی که مینیسریال معروف و پرمخاطب «چرنوبیل» (Chernobyl) را دیده باشند، دیدن «رودخانه پایک» میتواند فضا و اتمسفر آن اثر را برایشان تداعی سازد. هر دو اثر یک اتفاق دلخراش و هولناک را به تصویر میکشند. در «چرنوبیل»، ما با جزئیات حادثه و به تصویر کشیدن آن فاجعه مواجه میشویم و از سوی دیگر، آدمهایی که بر اثر آن انفجار، زندگیشان تحتالشعاع قرار میگیرد. وسعت حادثهای که در معدن پایک اتفاق میافتد، با فاجعه عظیمی که در چرنوبیل رقم خورد قابل مقایسه نیست، اما اشتراک هر دو این فجایع، عاقبتی است که برای بازماندگان رقم میخورد.
تماشای چرنوبیل در فیلمنت
شباهت ساختاری «رودخانه پایک» با مینیسریال چرنوبیل در فصول نهایی، به اوج خود میرسد. همانطور که در چرنوبیل، سکانسهای دادگاه به نقطهی تلاقی حقیقت و سیاست تبدیل شد، در «رودخانه پایک» نیز میز محاکمه، به میدان نبرد خانوادههای معدنچیان علیه مسئولان خاطی بدل میگردد. فیلم با دقت تمام، فرآیند پاسخگو کردن کسانی را به تصویر میکشد که مسئولیت مستقیم این فاجعه را بر عهده داشتند. تماشای این تقابل دراماتیک در دادگاه، برای مخاطبی که تشنه تماشای پیروزی حق بر قدرت بوروکراتیک است، تجربهای به غایت رضایتبخش و اثرگذار خواهد بود.
در کنار شباهت محتوایی هر دو اثر، مسائل فنی و هنری دیگری هم باعث شده تا این دو اثر شباهتهایی با هم داشته باشند. از فیلمبرداری، شیوه بازی بازیگران و حتی پالت رنگی که در فیلم شاهد هستیم، نزدیکی قابل توجهی با فضای مینیسریال «چرنوبیل» دارد.
«فیلم «رودخانه پایک» با موضوع و سوژه انسانی قابلتوجه، فراتر از یک بازسازی صرف، به سندی زنده از نبرد حقیقت علیه فراموشی تبدیل شده است. این اثر به ما یادآوری میکند که وقتی جان انسانها فدای مصلحتسنجی میشود، تنها سلاح باقیمانده، ایستادگی بر سر عدالت است.
اگر به دنبال تجربهای هستید که تا مدتها پس از تیتراژ پایانی، ذهنتان را به چالش بکشد و قلبتان را درگیر کند، تماشای این درام تکاندهنده را در پلتفرم فیلمنت از دست ندهید؛ چراکه حقیقت، هرچقدر هم عمیق دفن شده باشد، راهی به بیرون پیدا خواهد کرد.
عماد متین




