معرفی انواع زاویه دید در سینما/ چگونه زاویه دید روایت را تغییر می‌دهد؟

- 11 دقیقه مطالعه
در دنیای سینما، زاویه دید فیلمبرداری ابزاری است که با تغییر حالت آن، احساسات مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد و حس نزدیکی بیشتری بین فیلم و بیننده ایجاد می کند.

به گزارش فیلم نت نیوز، انتخاب زاویه دید فیلمبرداری مناسب در سینما نقش بسزایی در انتقال احساسات، ایجاد تنش و هدایت توجه مخاطب دارد. هر زاویه دید می‌تواند تاثیر متفاوتی بر درک داستان و شخصیت‌ها داشته باشد. در ادامه، به بررسی جامع انواع زاویه‌های دید در فیلمبرداری سینما می‌پردازیم و برای هر کدام، مثال‌هایی از فیلم‌های معروف ارائه می‌دهیم.

۱. زاویه هم‌تراز چشم (Eye Level)

در این زاویه، دوربین در سطح چشم سوژه قرار می‌گیرد و نمایی طبیعی و خنثی ایجاد می‌کند. این زاویه برای نمایش واقع‌گرایانه صحنه‌ها و ایجاد ارتباط مستقیم با مخاطب استفاده می‌شود.

برای مثال در فیلم «فارست گامپ» (Forrest Gump)، بسیاری از صحنه‌ها با زاویه هم‌تراز چشم فیلمبرداری شده‌اند تا زندگی روزمره و تجربیات شخصیت اصلی را به‌طور واقعی نمایش دهند.

۲. زاویه از بالا (High Angle)

در این حالت، دوربین بالاتر از سوژه قرار گرفته و به سمت پایین فیلمبرداری می‌کند. این زاویه می‌تواند حس کوچکی، ضعف یا تسلیم را در سوژه القا کند.

در فیلم «ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه» (The Lord of the Rings: The Return of the King)، صحنه‌ای که فرودو در برابر شیلوب قرار می‌گیرد، با زاویه از بالا فیلمبرداری شده تا ضعف و ناتوانی فرودو را نشان دهد.

۳. زاویه از پایین (Low Angle)

در این زاویه، دوربین پایین‌تر از سطح چشم سوژه قرار گرفته و به سمت بالا فیلمبرداری می‌کند. این نما باعث می‌شود سوژه قدرتمند، مسلط یا تهدیدآمیز به نظر برسد.

به عنوان مثال در فیلم «شوالیه تاریکی» (The Dark Knight)، صحنه‌هایی که جوکر در مقابل بتمن قرار می‌گیرد، با زاویه از پایین فیلمبرداری شده تا بر تسلط و تهدیدآمیز بودن جوکر تاکید شود.

۴. نمای بالای سر (Bird’s-Eye View)

این نما که به نمای هوایی نیز معروف است، از بالای سر سوژه و به صورت عمودی به پایین فیلمبرداری می‌شود. این زاویه برای نمایش کلی صحنه و ارائه دیدی جامع از محیط استفاده می‌شود.

برای مثال در فیلم «ماتریکس» (The Matrix)، صحنه‌ای که نئو در خیابان‌های شهر حرکت می‌کند، با نمای بالای سر فیلمبرداری شده تا پیچیدگی و گستردگی محیط را نشان دهد.

۵. نمای مورب (Dutch Angle/Tilt)

در این نما، دوربین به صورت کج یا مورب قرار می‌گیرد و خط افق در تصویر شیب‌دار دیده می‌شود. این زاویه برای ایجاد حس ناآرامی، تنش یا آشفتگی در صحنه به کار می‌رود.

در فیلم «ثور» (Thor)، صحنه‌هایی که در آزگارد رخ می‌دهند، با نمای مورب فیلمبرداری شده‌اند تا حس ناپایداری و آشفتگی را منتقل کنند.

۶. زاویه دید روی شانه (Over-the-Shoulder shot)

در این نما، دوربین پشت شانه یک سوژه قرار گرفته و سوژه دیگر را در مقابل نشان می‌دهد. این زاویه برای نمایش مکالمات و ایجاد حس نزدیکی بین شخصیت‌ها استفاده می‌شود.

به عنوان مثال در فیلم «سکوت بره‌ها» (The Silence of the Lambs)، مکالمات بین کلاریس و هانیبال لکتر با نمای روی شانه فیلمبرداری شده تا تنش و نزدیکی بین آن‌ها را نشان دهد.

۷. زاویه دید اول شخص (First-Person Perspective)

زاویه دید اول شخص در فیلمبرداری به گونه‌ای است که دوربین به عنوان چشمان شخصیت اصلی عمل می‌کند و بیننده را مستقیماً در دنیای آن شخصیت غرق می‌سازد. این تکنیک باعث ایجاد حس همذات‌پنداری و حضور بی‌واسطه در تجربه داستان می‌شود؛ به طوری که احساس می‌شود بیننده خودش در حال تجربه وقایع است.

فیلم‌هایی مانند «هنری جان سخت» (Hardcore Henry) و «پروژه جادوگر بلر» (The Blair Witch Project) به‌طور کامل از این زاویه دید استفاده کرده‌اند تا تجربه‌ای هیجان‌انگیز و فراگیر را ارائه دهند. استفاده از زاویه دید اول شخص به کارگردان‌ها امکان می‌دهد تا داستان را از منظر منحصر به‌فردی روایت کنند که باعث افزایش ارتباط عاطفی مخاطب با شخصیت و ماجرا می‌شود.

۸. نمای شانه‌ای (Shoulder Level Shot)

در این زاویه، دوربین در سطح شانه سوژه قرار می‌گیرد. این نما برای نمایش قدرت یا ضعف نسبی شخصیت‌ها و ایجاد تنوع در ترکیب‌بندی صحنه‌ها استفاده می‌شود.

در فیلم «پدرخوانده» (The Godfather)، بسیاری از صحنه‌ها با نمای شانه‌ای فیلمبرداری شده‌اند تا بر قدرت و تسلط شخصیت‌ها تاکید شود.

۹. نمای زانو (Knee Level Shot)

در این نما، دوربین در سطح زانوی سوژه قرار می‌گیرد. این زاویه برای تأکید بر حرکت پاها، نمایش جزئیات صحنه یا ایجاد حس متفاوت در مخاطب به کار می‌رود.

مثلا در فیلم «بیل را بکش: بخش ۱» (Kill Bill: Vol. 1)، صحنه‌ای که عروس وارد خانه آبی می‌شود، با نمای زانو فیلمبرداری شده تا بر حرکت و تنش صحنه تأکید کند.

۱۰ نمای کلوزآپ (Close-Up Shot)

در نمای کلوزآپ، دوربین به سوژه نزدیک شده و جزئیات دقیقی از آن را نمایش می‌دهد، مانند چهره یا دست‌ها. این نما برای تأکید بر احساسات، واکنش‌ها یا جزئیات مهم به کار می‌رود.

به عنوان مثالدر فیلم «روانی» (Psycho) به کارگردانی آلفرد هیچکاک، صحنه معروف قتل در حمام با استفاده از نمای کلوزآپ از چهره قربانی و چاقو، تنش و وحشت را به اوج می‌رساند.

۱۱. زاویه دید مدیوم (Medium shot)

این نما سوژه را از کمر به بالا نشان می‌دهد و تعادلی بین نمایش جزئیات و پس‌زمینه ایجاد می‌کند. این زاویه برای صحنه‌های مکالمه و تعاملات روزمره مناسب است.

در فیلم «کازابلانکا» (Casablanca)، بسیاری از مکالمات بین ریک و ایلزا با نمای مدیوم شات فیلمبرداری شده‌اند تا بر ارتباط نزدیک آن‌ها تأکید شود.

۱۲. نمای واید شات (Wide Shot)

در این نما، سوژه در پس‌زمینه‌ای گسترده قرار می‌گیرد و محیط اطراف به وضوح دیده می‌شود. این زاویه برای نمایش مکان، فضا و ارتباط سوژه با محیط استفاده می‌شود.

 در فیلم «لورنس عربستان» (Lawrence of Arabia)، صحنه‌های بیابان با نمای واید شات فیلمبرداری شده‌اند تا وسعت و تنهایی محیط را نشان دهند.

۱۳. نمای اکستریم کلوزآپ (Extreme Close-Up Shot)

این نما بر جزئیات بسیار کوچک مانند چشم، لب یا شیء خاصی تمرکز می‌کند. این زاویه برای ایجاد تأکید شدید بر جزئیات و انتقال احساسات عمیق به کار می‌رود.

به عنوان مثال در فیلم «خوب، بد، زشت» (The Good, the Bad and the Ugly)، صحنه دوئل نهایی با استفاده از نمای اکستریم کلوزآپ از چشم‌ها و دست‌ها، تنش و هیجان را افزایش می‌دهد.

۱۴. نمای اکستریم واید شات (Extreme Wide Shot)

در این نما، سوژه بسیار کوچک و محیط اطراف بسیار گسترده نمایش داده می‌شود. این زاویه برای نمایش مقیاس بزرگ، تنهایی یا کوچکی سوژه در مقابل محیط به کار می‌رود.

در فیلم «تلقین» (Inception)، صحنه‌هایی که شهرهای خیالی و گسترده را نشان می‌دهند، با نمای اکستریم واید شات فیلمبرداری شده‌اند تا بر پیچیدگی و وسعت فضا تأکید کنند.

تأثیر زاویه دید در روایت داستانی

انتخاب زاویه دید در فیلمبرداری تنها به زیبایی بصری محدود نمی‌شود، بلکه تأثیر عمیقی بر نحوه روایت داستان دارد. یک زاویه خاص می‌تواند احساسات مخاطب را هدایت کند، قدرت یا ضعف یک شخصیت را برجسته کند و حتی پیچیدگی‌های روانی یک صحنه را بدون نیاز به دیالوگ منتقل کند.

برای مثال، فیلم «پرتقال کوکی» (A Clockwork Orange) با استفاده از ترکیب نماهای مورب و کلوزآپ‌های اغراق‌شده، ذهنیت ناآرام و خشونت‌آمیز شخصیت اصلی را به نمایش می‌گذارد.

نقش تدوین در ترکیب زاویه‌های دید

تدوین یکی از مهم‌ترین عواملی است که تأثیر زاویه‌های مختلف را تقویت می‌کند. استفاده هوشمندانه از برش‌های سریع، تغییر ناگهانی زاویه‌ها یا استفاده از کات‌های موازی می‌تواند بر احساسات و ادراک مخاطب تأثیر بگذارد. در فیلم «مد مکس: جاده خشم» (Mad Max: Fury Road)، تدوین سریع و تغییرات مداوم زاویه دید باعث ایجاد حس هیجان و پویایی بی‌وقفه در تعقیب و گریزهای فیلم می‌شود و به تجربه‌ای غریزی و پرتنش برای بیننده تبدیل می‌شود.

مازیار دهقان

برچسب‌ها: زاویه دید
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

پربازدیدها