جودی فاستر، بازیگر هالیوودی:

«یک زندگی خصوصی» درباره پذیرش ناتوانی است/ خیلی خرافاتی‌ام/ یک‌بار شیر مرا خورد!

- 14 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

جودی فاستر برنده اسکار بازیگری در گفت‌وگویی از اولین نقش اصلی‌اش به زبان فرانسوی در فیلم «زندگی خصوصی»، زنده ماندن از حمله یک شیر در کودکی، بازی در فیلم ترسناک، کار کردن با کارگردان زن و تنها جایی که می‌توان او را در حال گریه دید، صحبت کرده است.

به گزارش فیلم‌نت‌نیوز، جودی فاستر با کسب ۲ جایزه اسکار و سه جایزه بفتا، یکی از موفق‌ترین بازیگران دنیای انگلیسی‌زبان به شمار می‌رود. او برای فیلم «یک زندگی خصوصی» (Vie Privée / A Private Life) تصمیم گرفت در نقش اصلی یک فیلم فرانسوی بازی کند؛ کاری که تا به حال تجربه‌اش نکرده بود.

فاستر با اینکه از کودکی به زبان فرانسه صحبت می‌کند و در فیلم «نامزدی بسیار طولانی» (A Very Long Engagement) محصول ۲۰۰۴ هم حضور داشته است، بازی در نقش اصلی این فیلم فرانسوی را تنها به دلیل کارگردانی ربکا زلاتوفسکی پذیرفت؛ او در این فیلم نقش یک روان‌درمانگر آمریکایی مهاجر را بازی می‌کند که برای بررسی مرگ یکی از مراجعانش، وارد یک زندگی دوگانه به عنوان کارآگاه خصوصی می‌شود.

«زندگی خصوصی» خارج از بخش مسابقه در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و بازی فاستر که استعداد و کاریزمای او را فراتر از هر مانع زبانی به نمایش گذاشت، با تحسین گسترده‌ای روبه‌رو شد. این بازیگر ۶۳ ساله می‌گوید که اضطراب شخصی‌اش نسبت به این نقش به پررنگ‌تر شدن جنبه‌های عصبی شخصیت کمک کرده است.

فاستر در گفت‌وگو با مجله دبلیو، درباره آماده شدن برای این نقش و علاقه کاملا آمریکایی‌اش به فوتبال، هالووین و فیلم‌های ترسناک هالیوودی صحبت کرده است که ترجمه بخش‌هایی از آن را با هم می‌خوانیم.

در نونهالی وارد سینما شدی. وقتی برای اولین‌بار به تو پیشنهاد بازیگری شد، خودت انتخابش کردی؟

-نه ‌واقعا. هرگز انتخاب نکردم که بازیگر شوم. این شغل گویی برای من مقدر شده بود. وقتی خیلی کوچک بودم وارد صنعت تبلیغات شدم و بعد فیلم. واقعا آن لحظه‌‌‌‌ای را که فهمیدم دیگر عملا یک بازیگر سینما هستم، به‌ خاطر نمی‌آورم.

پس وقتی بزرگ‌تر شدی، خودت تصمیم به ادامه بازیگری گرفتی؟

-با اشتیاق. بازیگری برای من صرفا شغل نیست. من این کار را دوست دارم، اما نه صرفا برای خودِ بازیگری. این حرفه یک‌ چیز عجیب و سخت است و من هیج‌ وقت به آن به چشم سرگرمی یا سرگرم‌کردن مردم نگاه نکرده‌ام. چالش‌های بازیگری چیزی است که درونم را زنده نگه می‌دارد.

جودی فاستر در نمایی از «یک زندگی خصوصی»
جودی فاستر در نمایی از «یک زندگی خصوصی»

بابت بازی در یک فیلم فرانسوی مضطرب بودی؟

-کمی. در طول زندگی‌ام چند فیلم فرانسوی بازی کرده بودم، اما هیچ‌کدام این‌ همه دیالوگ نداشت. من از ۹ سالگی فرانسه صحبت می‌کنم. در مدرسه فرانسوی تحصیل کردم و در زبان فرانسه صدایم خیلی زیر است، چون این زبان را از زن‌هایی یاد گرفتم که صدای زیر داشتند. این ویژگی را پذیرفتم و شخصیت من در فیلم هم حالت زنانه‌تری دارد. گرچه همیشه به دلیل صدای بمم شناخته شده‌ام؛ وقتی بچه بودم، بهم می‌گفتند: صداقورباغه‌ای!

چه چیزی در فیلمنامه یک زندگی خصوصی تو را جذب کرد؟

-اول از همه شخصیت اصلی. زنی که در ظاهر بسیار کنترل‌شده، حرفه‌ای و عقل‌گراست، اما به‌ تدریج با شکاف‌هایی در زندگی شخصی و روانی خودش روبه‌رو می‌شود. این فیلم درباره کسی است که فکر می‌کند همه‌ چیز را می‌داند، اما ناگهان متوجه می‌شود که حتی خودش را هم به‌ درستی نمی‌شناسد. این تضاد برای من همیشه جذاب بوده است. البته کارهای قبلی ربکا زلاتوفسکی را هم دیده بودم و می‌دانستم در کارش بسیار حرفه‌ای است و یکی از دلایلی که نقش را پذیرفتم، حضور زلاتوفسکی به‌ عنوان کارگردان بود.

بازی در نقش کسی که قرار است دیگران را تحلیل کند، چه چالش‌هایی داشت؟

-چالش اصلی این بود که نشان بدهیم او در تحلیل دیگران بسیار ماهر است، اما در مواجهه با خودش ناتوان. این تناقض را نباید اغراق‌آمیز بازی می‌کردم. همه‌ چیز باید آرام، تدریجی و تقریبا نامحسوس اتفاق می‌افتاد.

این نقش برایت معنای شخصی هم داشت؟

-بله، از این جهت که هرچه سن بالاتر می‌رود، آدم بیشتر با تغییر و رها کردن قطعیت‌ها روبه‌رو می‌شود. این فیلم درباره پذیرفتن ناتوانی است و این برای من، هم به‌ عنوان بازیگر و هم انسان، موضوع مهمی است.

این اولین نقش پرحجم تو به زبان فرانسه است. چه تفاوتی با بازی به انگلیسی داشت؟

-خیلی متفاوت بود. وقتی به زبانی غیر از زبان مادری‌ات بازی می‌کنی، یک لایه از اعتمادبه‌نفس از تو گرفته می‌شود و همین باعث آسیب‌پذیری می‌شود. برای این نقش، سه هفته قبل از فیلمبرداری به پاریس رفتم و عمدا فقط فرانسوی صحبت کردم. این وضعیت به شکل عجیبی به شخصیت کمک کرد؛ چون او هم در موقعیتی ناآشنا و متزلزل قرار دارد.

وقتی دقیق مطمئن نیستی جمله‌ات را درست می‌گویی یا نه، بیشتر گوش می‌دهی و مکث می‌کنی و کمتر نمایش می‌دهی. این به من اجازه داد که بازی مینیمال‌تر و درونی‌تری داشته باشم. برای چنین شخصیتی، این دقیقا همان چیزی بود که لازم داشتم. از اینکه نکند چیزی را اشتباه بگویم، خیلی می‌ترسیدم. شخصیتم در این فیلم یک روان‌پزشک فرویدی است که رویای زندگی یک زن پاریسی را دارد. او باید لباس‌های فوق‌العاده‌ای می‌پوشید. همه اینها، به‌علاوه صحبت کردن به زبان فرانسه، باعث شد کاملا تبدیل به یک شخصیت جدید شوم.

در فیلم نوعی روح وجود دارد. شما به ارواح و اشباح اعتقاد دارید؟

-شبح موجود در فیلم، تجلی وسواس ذهنی اوست که به احساس گناه و مسوولیت‌پذیری خودش مربوط می‌شود. فکر می‌کنم چیزهای زیادی وجود دارد که ما درباره‌شان نمی‌دانیم و انرژی‌های دیگری هم در زندگی ما جریان دارد. آیا این یعنی به ارواح اعتقاد دارم؟ بله، چرا که نه؟

ذاتا آدم خرافاتی‌ای هستی؟

-به شکل بامزه‌ای خرافاتی هستم. وقتی مسابقه فوتبال تماشا می‌کنم، لباس تیمم را می‌پوشم. تیم من گرین‌بی (Green Bay) است، به‌دلیل همین روز بازی لباس زرد و سبز تنم می‌کنم. تی‌شرت و هدبند و کلی چیز دیگر هم دارم، چون اهل لس‌آنجلس هستم. گاهی هم اگر تیمم خوب بازی نکند، طرفدار تیم‌های دیگر می‌شوم (می‌خندد).

از کودکی فوتبال آمریکایی دوست داشتی؟

-بچه که بودم با پدر و مادرم به یک رستوران می‌رفتیم که انواع پنکیک داشت. هر بار که خرید می‌کردیم، یکی از این کلاه‌های ایمنی کوچک می‌دادند. از این‌هایی که بازیکنان فوتبال آمریکایی سرشان می‌گذارند. مجموعه کاملی از این کلاه‌ها جمع کردم که هنوز هم نگه‌شان داشته‌ام. نصفش در لس‌آنجلس است و نصفش در نیویورک.

شما به ملکه هالووین معروفی. تا به حال لباس فوتبالیست‌ها را پوشیده‌ای؟

-نه، هرگز فوتبالیست نبوده‌ام. چیزی که با بالا رفتن سن یاد گرفتم این است که لازم نیست فقط یک شخصیت را انتخاب کنی؛ می‌توانی هم‌زمان پنج شخصیت مختلف باشی. من لباس‌های مبدل زیادی دارم و دوست ندارم تک‌شخصیتی باشم. مثلا یک کلاه صورتی می‌گذارم و آن را با یک خون‌آشام یا جادوگر یا هر چیز دیگری ست می‌کنم.

به بازی در فیلم ترسناک فکر می‌کنی؟

-چرا که نه. هیچ‌وقت یک فیلم ترسناک تمام‌عیار بازی نکرده‌ام. بعضی‌ها ممکن است که بگویند «سکوت بره‌ها» (The Silence of the Lambs) یک فیلم ترسناک کامل است، اما من فکر می‌کنم بیشتر یک درام روان‌شناختی یا تریلر است. من فیلم ترسناکی را دوست دارم که معنا داشته باشد، تم‌های اجتماعی و سیاسی داشته باشد و در عین حال بترساند؛ مثل «برو بیرون» (Get Out) یا «جواب منفی» (Nope). فکر می‌کنم «موروثی» (Hereditary) فیلم ترسناک محبوب من در تمام دوران است.

نمایی از فیلم «سکوت بره ها». از راست، آنتونی هاپکینز و جودی فاستر
نمایی از فیلم «سکوت بره‌ها»؛ از راست، آنتونی هاپکینز و جودی فاستر

از زندگی سینمایی خودت راضی هستی؟

-چرخه خلاقه خودم را دوست دارم. زندگی عادی‌ام را دوست دارم، کارهایی مثل قدم زدن عصرگاهی، بیرون بردن زباله و خرید روزانه و… بعد کم‌کم بی‌قرار می‌شوم و دلم می‌خواهد فیلم بازی کنم. معمولا روزهای فیلمبرداری ساعت سه صبح بیدار می‌شوم چون باید چهار سر کار باشم. بعد از اینکه فیلم همه وقتم را می‌گیرد، کمی کلافه می‌شوم. کار که تمام می‌شود و به مهمانی پایان فیلمبرداری می‌رسیم، دلم زندگی معمولی را می‌خواهد. بعد دوباره حوصله‌ام سر می‌رود و این چرخه تکرار می‌شود.

پس هنوز انگیزه داری در فیلم‌های دیگر هم بازی کنی.

-قطعا. احساس می‌کنم هنوز کارهای زیادی هست که می‌خواهم انجام بدهم. تا وقتی نفس می‌کشم بازی خواهم کرد. بازیگری چیزی است که به آن افتخار می‌کنم.

به‌ عنوان یک بازیگر باتجربه، کار با کارگردان‌ زن چگونه بوده است؟

-کارگردان‌های خیلی از فیلم‌هایی که در ۲ دهه گذشته انتخاب کرده‌ام، زن بوده‌اند. این برایم مهم بوده است چون به دیدن صدای زن در سینما ارزش می‌دهم و می‌خواهم فرصت‌های بیشتری برای فیلم‌های ساخته‌ شده توسط زن‌ها وجود داشته باشد.

جودی فاستر و ربکا زلاتوفسکی به ترتیب بازیگر و کارگردان «یک زندگی خصوصی»
جودی فاستر و ربکا زلاتوفسکی به ترتیب بازیگر و کارگردان «یک زندگی خصوصی»

تا به حال در صحنه فیلمبرداری زخمی شده‌‌ای؟

-بله، یک بار یک شیر به من حمله کرد. هشت یا نه سالم بود. شیر مرا بلند کرد، تکان داد، افقی جابه‌جا کرد و بعد رهایم کرد. ۲ جای دندان کاملا مشخص در یک سمت بدنم بود و ۲ تا هم روی سمت دیگر لگنم. این اتفاق سر صحنه فیلمبرداری افتاد. بعد از تمام شدن برداشت. شوکه شدم و خیلی چیزها را به یاد نمی‌آورم. فقط یادم است وقتی شیر مرا بلند کرد، تمام عوامل فیلمبرداری فرار کردند، بعد مربی گفت که رهاش کن و شیر من را از دهانش انداخت. بعد از مرخص شدن از بیمارستان، دوباره برگشتم و با همان شیر کار کردم. فکر می‌کنم ترسناک‌ترین اتفاقی بود که هنگام ساخت یک فیلم برایم افتاده است.

کدام فیلم باعث شده گریه کنی؟

-زیاد اهل گریه نیستم. جایی که گریه می‌کنم، سالن سینماست. کمی خجالت می‌کشم بگویم، اما وقتی «روح» (Ghost) را دیدم، نمی‌توانستم جلوی گریه‌ام را بگیرم. بله، جای گریه کردن من تاریکی سالن سینماست.

ترجمه و تنظیم: جهانگیر شاه‌ولد

بیشتربخوانید

«طرح فنیقی» را دو بار ببینید/ این خشونت باستر کیتونی است!

۱۰ فیلم ترسناک‌تر از «موروثی»/ آماده ترسیدن باشید

فیلم نت نیوز- جدیدترین اخبار و اطلاعات فیلم و سریال

برچسب‌ها: جودی فاستر،سکوت بره‌ها
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ