«سینما شهر قصه» و نگاهی شیرین به تاریخ سینمای ایران
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلم نت نیوز، ابراز ارادت به ذات سینما یکی از دلمشغولیهای همیشگی سینماگران در سراسر جهان به حساب میآید که البته سینمای ایران نیز از آن جدا نیست. فیلمهای زیادی هم در این باب با کیفیتهای متفاوت تولید شده است که از شاخصترین آنها میتوان به «شبح کژدم»، ساخته کیانوش عیاری، «میکس»، ساخته داریوش مهرجویی و «سینما متروپل» به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر اشاره کرد و فیلم سینمایی «سینما شهر قصه» به کارگردانی مشترک کیوان علیمحمدی و علی اکبر حیدری، تازهترین نمونه در این رابطه به حساب میآید که به تازگی وارد فهرست اکران آنلاین پلتفرم فیلمنت شده است.
ادای دین به سینما در سینما شهر قصه
فیلم که چند سالی را پشت سد اکران گذرانده است، قصهای آشنا و متکی بر کلیشهها دارد که در مرکز ثقل آن، عشق به هنر هفتم موج میزند. قصه از یکی دو سال مانده به انقلاب کلید خورده است و نقطه عطف هم جایی رقم می خورد که داود، عاشق الهام دختر مرد عطار مذهبی مخالف سینما میشود؛ از آن دسته عشقهای در یک نگاه که به شمایلی آشنا در سینمای ایران تبدیل شده و تماشاگر هم با آن کاملا آشنا است.
تلاش داود برای رسیدن به دختر، آن هم با وجود مخالفتهای پدر الهام و پدر داروساز خودش، به موتور حرکت قصه تبدیل شده است و آن را جلو میبرد. در عین حال، طنز خوبی هم در این بخش جریان دارد که مهمترین آن از دل تضاد عقیدتی پدران داود و الهام بیرون میآید و اوج آن را در کراوات زدن حاتم پدر داود و باز و بسته کردن آن در فصل خواستگاری میبینیم. ازدواج داود با الهام نیز نقطه عطف پرده نخست فیلم به حساب میآید که با آغاز جنگ، فصل تازه آن رقم میخورد.
آپاراتچی بودن داود و کاربلدیاش در تعمیر آپاراتهای ۳۵ میلیمتری هم شخصیت او را شکل داده است و هم بهانهای برای حضور او در جبهه جنگ میشود؛ کلیدیترین بخش فیلم که میتواند مانیفست سازندگان آن به حساب بیاید و با شخصیتهای تندروی آن سالها همچون محسن مخملباف نیز تسویه حساب میکند. فیلم «برزخیها» ساخته ایرج قادری نیز دقیقا به همین منظور انتخاب شده است و نمایش آن برای رزمندگان در سالن سینمای متروکه، زیرمتنهای زیادی دارد. آشنایی داود با محمود برادر الهام، عطف بعدی است که زیر سقف سینما کلید خورده است و به یک رفاقت مردانه تبدیل میشود. داستانکی هم در رابطه با محمود و عشقش به سینما هم شکل گرفته است که کاملا در خدمت خط اصلی قصه قرار دارد.
یکی از نقاط قوت فیلمنامه «سینما شهر قصه» شخصیتهای فرعی است که در کنار شخصیتهای اصلی قرار گرفتهاند و در ساختارشان از کلیشهها به درستی و به اندازه بهره گرفته شده است. حاتم پدر داود، یکی از آنها است که شیرین و دوست داشتنی از آب درآمده است و تماشاگر را به یاد کمدیهای ایتالیایی قدیمی میاندازد. حضور بابک کریمی در این نقش نیز به نمک آن اضافه کرده و شوخیهای بامزهای را تدارک دیده است که تماشاگر را به یاد شخصیت آقاجان در سریال «دایی جان ناپلئون» با بازی نصرت کریمی میاندازد که شباهت چهره بابک کریمی به پدر نیز آن را تشدید میکند. در نقطه مقابل، پدر الهام قرار دارد که یک کلیشه تمام و کمال از مرد سنتی و مذهبی است که حتی سینمای پس از انقلاب را هم حرام می داند و بابت این مساله، یک کش و قوس اساسی با داماد خود دارد.
«سینما شهر قصه» ارجاعهای درخشانی هم به فیلمهای مهم تاریخ سینمای ایران به ویژه دهه پنجاه دارد و آن را به خوبی با تاروپود قصه گره زده است همچنین در عین حال، فیلم با ریتم مناسبی پیش رفته است و انسجام خوبی نیز بین سه پرده آن به چشم میآید. تنها مشکلی که در فیلمنامه خود را به رخ میکشد، کمبود قصههای فرعی و لاغر بودن همان تک و توک داستانکهای آن است.
در فیلمهایی که دو کارگردان دارد، معمولا دوپارگی چه در فیلمنامه و چه در ساختار فنی به چشم میخورد که «سینما شهر قصه» از گزند آن دور مانده است. به نظر میرسد که حیدری با توجه به سابقهاش در نگارش رمان، بیشتر روی قصه و پرورش شخصیتها متمرکز شده است و علیمحمدی روی وجوه بصری و تکنیکال فیلم کار کرده است.
جلوههای ویژه رایانهای فیلم هم خوب و متقاعدکننده از آب در آمده است و کاملا در خدمت قصه قرار دارد. این دو در انتخاب بازیگران فیلم خود نیز تا حدود زیادی موفق عمل کردهاند و آن را به یکی از نقاط قوت «سینما شهر قصه» تبدیل کردهاند. حامد کمیلی در نقش داود کاملا متناسب نقش بوده و شیرینی موجود در نقش را به نحو مطلوبی به تصویر کشده است، به ویژه در سکانسهای مشترک خود با بابک کریمی که تماشاگران فیلم را میخندانند.
«سینما شهر قصه» از آن دسته فیلمهایی است که با وجود اکران ناموفق، پتانسیل جذب مخاطب در اکران آنلاین را دارد، به ویژه مخاطبان عاشق سینما که به تماشای آثاری از این دست، علاقه فراوان دارند.
سینما شهر قصه در فیلمنت
با پرداخت هزینه بلیت بخش سینما آنلاین نیازی به خرید اشتراک نیست
محمد جلیلوند



