در انتخاب بازیگران «این روشنه؟» خیلی خندیدیم/ تستِ جنیفر لارنس شگفتانگیز بود
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلمنتنیوز، فیلم «این روشنه؟» (Is This Thing On) محصول کمپانی سرچلایت پیکچرز با بازگشت بردلی کوپر به صندلی کارگردانی به تازگی در سینماهای جهان روی پرده رفته است.
این فیلم با نگاهی طنزآمیز به دلشکستگی و زندگی زناشویی ناموفق میپردازد و داستان الکس نواک (با بازی ویل آرنت) را روایت میکند که زندگی شخصیاش با تس (با بازی لورا درن) به بنبست خورده و مشکلات زیادی با هم دارند. الکس برای کنار آمدن با این بحران، به شکلی غیرمنتظره به استندآپ کمدی روی میآورد. بازی تاثیرگذار آرنت از حالا توجهها را برای نامزدی اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد جلب کرده و در کنار او، گروهی از کمدینهای واقعی استندآپ از جمله جردن جنسن، رجی کانکوئست و کلویی رادکلیف حضور دارند.
در فیلمنت مصاحبه های زیادی با کارگردانان و بازیگران مطرح فیلمهای روز دنیا را برای مخاطبان ترجمه و تنظیم کردهایم. اینبار سراغ شغلی متفاوت رفتهایم که در فرایند تولید فیلم نقش مهمی دارد. برای اینکه بدانیم گروه بازیگران «این روشنه؟» چگونه شکل گرفت، گفتوگویی با شینا مارکوویتز مدیر کستینگ یا همان انتخاب بازیگران این فیلم را انتخاب کردهایم.

شینا مارکویتز یکی از نامهای معتبر و تاثیرگذار در حوزه انتخاب بازیگر در سینمای معاصر آمریکاست؛ چهرهای که کارنامهاش ترکیبی از پروژههای جریان اصلی هالیوود و آثار مستقل تحسینشده است. او فعالیت حرفهای خود را در اوایل دهه ۲۰۰۰ با همکاری در تیم کستینگ دبرا زین آغاز کرد و نخستین اعتبار رسمیاش را با فیلم «دشت سوزان» (The Burning Plain) بهدست آورد. مارکویتز بهمرور بهعنوان کستری دقیق و خلاق شناخته شد و در آثاری مانند «هشت یار اوشن» (Ocean’s 8) و «بهترین دشمنان» (The Best of Enemies) نقش کلیدی داشت، اما نقطه عطف کارنامهاش فیلم «جوکر» (Joker) بود که واکین فینیکس را برای ایفای نقش اصلی انتخاب و بههمین دلیل نخستین جایزه BAFTA در بخش بهترین کستینگ را دریافت کرد. در سالهای اخیر، او علاوه بر حضور در پروژه پرانتظار «شیطان پرادا میپوشد ۲» (The Devil Wears Prada 2)، انتخاب بازیگران فیلم مستقل و پردیالوگ «این روشنه؟» را برعهده داشته است.
مارکویتز که در سال ۲۰۱۸ شرکت «شینا مارکویتز کستینگ» را تاسیس کرد، اکنون در دهه چهارم زندگی خود قرار دارد و همچنان یکی از صداهای تعیینکننده در پشتصحنه سینما بهشمار میرود. مجله اینترنتی پشتصحنه (backstage) با این مدیر انتخاب بازیگر مصاحبه کرده است که ترجمه آن را با هم میخوانیم.
* با توجه به اینکه فیلم درباره استندآپ کمدی است، حضور کمدینهای واقعی خیلی جذاب بود. درباره انتخاب این بازیگران توضیح میدهید؟
– این پروژه از آن کارهای واقعا لذتبخش بود، چون کاملا در دنیای کمدی غرق شدیم. برای بردلی گروه کمدینهای کنار شخصیت ویل آرنت خیلی مهم بود. او معتقد بود نباید سراغ چهرههایی برویم که بیش از حد شناختهشدهاند به همین دلیل فقط روی کلاب معروف کمدی کالر (Comedy Cellar) نیویورک که شخصیت الکس در فیلم اجرا دارد، تمرکز نکردیم بلکه به بروکلین و بخشهای دیگر منهتن هم سر زدیم تا کمدینهای تازهنفس و در حال رشد را پیدا کنیم. دنبال کسانی بودیم که حس یک کمدین واقعی را منتقل کنند که تازه میخواهد جای خودش را در این دنیا پیدا کند.
* روند انتخاب چطور پیش رفت؟
– اول حجم زیادی اجرا و ویدیوهای استندآپ دیدیم و بعد با بیش از صد کمدین ملاقات کردیم. از آنها خواستیم دیالوگهای فیلمنامه را بخوانند، بداههپردازی و با ما گفتوگو کنند و در نهایت دو دقیقه از اجرای خودشان را ارائه دهند. از دل همین تستها بود که توانستیم این گروه حمایتی را برای شخصیت ویل آرنت شکل دهیم.

* حتما تماشای اجراهایشان خیلی سرگرمکننده بوده است.
– خیلی. یکی از بزرگترین لذتهای این کار همین بود. شنیدن شوخیهای آدمها فوقالعاده بود. در عین حال، بخش دیگری از انتخاب بازیگران این بود که فضای کلاب کمدی کالر را هم با کمدینهایی که واقعا آنجا زندگی میکنند و اجرا میروند، کاملا واقعی نشان بدهیم. در این مسیر با لیز فیوریاتی مدیر آنجا که خودش هم در فیلم حضور دارد، همکاری نزدیکی داشتیم و او کمک زیادی کرد تا این فضا کامل شود.
* پیدا کردن کسی که هم کمدین خوب و هم بازیگر قابلی باشد، سخت نبود؟
– خیلی خوششانس بودیم، چون این دو مهارت لزوما همیشه با هم جمع نمیشوند. ممکن است کسی استندآپ فوقالعادهای باشد، اما بازیگر بدی باشد، یا برعکس بازیگر یا بداههپرداز خوبی باشد، اما توان اجرای استندآپ نداشته باشد. پیدا کردن کسانی که هر دو را داشته باشند، واقعا خاص بود.
* از میان تمام تستها، انتخابی هست که هنوز در ذهنتان مانده باشد؟
– جردن جنسن که نقش جیل را بازی میکند. او فوقالعاده بامزه بود و کیفیتی کاملا منحصربهفرد از خودش به نقش آورد. تماشای جان گرفتن این شخصیت فیلمنامه واقعا شگفتانگیز بود.
* قبلا هم در فیلم «مایسترو» (Maestro) با بردلی کوپر کار کرده بودید. همکاری با او چگونه است؟
– کار کردن با بردلی یک فرصت فوقالعاده است. ما زبان مشترکی داریم و سلیقهمان به هم نزدیک است. او خیلی باز فکر میکند و نقشها را از زوایای مختلف میبیند. تمرکزش روی رزومه نیست، بلکه دنبال بازیگری است که برای نقش مناسب و جالب باشد. این نگاه، آزادی عمل فوقالعادهای به مدیر انتخاب بازیگران میدهد تا سراغ گزینههای متفاوت و خاص برود.
از طرف دیگر، خیلیها دوست دارند با بردلی کار کنند و همین باعث میشود بازیگرانی مثل کیاران هیندز و کریستین ابرسول در نقش پدر و مادر الکس به پروژه جذب شوند. این هم یک امتیاز بزرگ است.
* وقتی بازیگری کمتجربه قرار است کنار ستارههایی مثل ویل آرنت و لورا درن بازی کند، به چه چیزی توجه میکنید؟
– تلاش میکنم حس بهتری از خود بازیگر بگیرم. خیلی درگیر سابقه کاریشان نیستم یا اینکه قبلا چنین پروژهای داشتهاند یا نه. معمولا وقتی بازیگری وارد اتاق میشود، این پیشفرض وجود دارد که از پس کار برمیآید. شاید مضطرب باشد، مثل همه ما وقتی کاری تازه را شروع میکنیم، اما مهم این است که بفهمیم چه آدمی است؟ مسئولیتپذیر است؟ محترم است؟ خوشبختانه گروه آنقدر گرم و حمایتی است که اگر بازیگر باهوش باشد، کارش را خوب انجام میدهد.

* حضور پیتون منینگ، ستاره ورزشی لیگ NFL (لیگ فوتبال آمریکایی) در فیلم هم جالب توجه است. این انتخاب چطور شکل گرفت؟
– خیلی درباره این صحبت کردیم که این نقش را یک بازیگر بازی کند یا یک ورزشکار. فکر میکنم این ایده اول از طرف لورا مطرح شد و بعد با بردلی دربارهاش صحبت کردیم و دیدیم ایده خیلی خوبی است. پیتون باعث نمیشود تماشاگر فیلم را پس بزند. او بهخوبی در سطح لورا بازی میکند و وزن حضورش باورپذیر است؛ کسی که هم یک ورزشکار المپیکی به نظر برسد، هم رقیب عاشقانه ویل آرنت باشد و از پس نقش بربیاید. واقعا عالی بود.
* یکی از پروژههای اخیر شما دنباله مورد انتظار «شیطان پرادا میپوشد» است. درباره آن چه میتوانید بگویید؟
– واقعا منتظرم فیلم را در ماه می (اردیبهشت ۱۴۰۵) روی پرده ببینم. کار روی آن فوقالعاده بود و فیلمی کاملا خاص است. خیلی کنجکاوم ببینم نتیجه نهایی چطور از کار درآمده است.
* در ابتدای کارتان روی مجموعههایی مثل «عطش مبارزه» (The Hunger Games) و «گرگومیش» (Twilight) هم کار کردهاید. چه چیزی از آن تجربهها هنوز با شما مانده است؟
– من در هر دو پروژه با دبورا زین کار کردم که مربی من بود و بخش بزرگی از دانستههایم را مدیون او هستم. جالب است که آن زمان اصلا به این فیلمها به چشم یک فرنچایز نگاه نمیکردیم. مخصوصا در ابتدای «عطش مبارزه»، فقط داشتیم برای یک فیلم بازیگر انتخاب میکردیم و هیچکس نمیدانست چه اتفاقی قرار است بیفتد. تمرکزمان فقط روی صداقت و پیدا کردن بهترین بازیگر برای هر نقش بود.

* جنیفر لارنس در مجموعه فیلمهای «عطش مبارزه» نقشی محوری دارد. تست بازیگری او را به خاطر دارید؟
– بله، یادم هست که در تستش فقط با یک چشم و یک قطره اشک گریه کرد که خیلی شگفتانگیز بود. چیزی که به نظرم بازیگران جوان را دلگرم میکند، این است که جنیفر لارنس قبل از «عطش مبارزه» و حتی قبل از «استخوان زمستان» (Winter’s Bone)، اولین فیلمش «دشت سوزان» (The Burning Plain) بود که ما انتخابش کردیم، آن هم زمانی که کسی او را نمیشناخت. حالا او یک ستاره بزرگ سینماست. خیلیها مثل لیام همسورث هم آن زمان تازه کارشان را شروع کرده بودند. این روند واقعا جواب میدهد، حتی اگر زمان ببرد.

* اگر کسی بخواهد درباره شغل شما بداند، چه چیزی کلیدی است؟
– مهمترین نکته این است که بداند مدیران کستینگ، طرف بازیگر هستند. ما میخواهیم بازیگر خوب باشد، چون اگر بازیگر کارش را بلد باشد به این معنی است که ما هم کارمان را درست انجام دادهایم. برخلاف تصویری که گاهی وجود دارد، ما قاضی آنطرف میز نیستیم. ما همتیمی بازیگری هستیم که برای تست آمده. خیلی وقتها مساله فقط این است که او مناسب آن نقش خاص نیست و این موضوعی است که اغلب از کنترل بازیگر خارج است.
* بهترین توصیه شما برای تست بازیگری چیست؟
– شاید همیشه فرصت بازخورد دادن نباشد، اما اگر مدام برای تستهای یک دفتر دعوت میشوید، حتی اگر نقشی نگیرید، یعنی چیزی در شما دیدهاند. آماده باشید، دیالوگگویی را بلد باشید و در عین حال منعطف. محترم و حرفهای باشید. ما هم سعی میکنیم همینطور رفتار کنیم.
ترجمه و تنظیم: جهانگیر شاهولد




