ژانر جنایی را دوست دارم/ شهرام حقیقتدوست انتخاب اولم بود
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلمنت نیوز، امیرحسین ترابی، کارگردان و نویسندهای که پیشتر با سریال «خون سرد» در ژانر جنایی-پلیسی توانست توجه مخاطبان را به خود جلب کند، این بار با سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» به سراغ روایتهای معمایی و پرتنش رفته است.
سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» که هر جمعه از پلتفرم فیلمنت منتشر میشود، با تکیه بر فضایی اجتماعی، پرداخت روانشناختی شخصیتها و نگاهی جزئینگر به جهان جنایی و پلیسی، تلاش میکند فراتر از یک روایت صرفا هیجانی حرکت کند.
ترابی در گفتوگو با خبرنگار فیلمنت نیوز درباره شکلگیری ایده سریال، دشواریهای ساخت آثار جنایی در ایران، خصوصیات ژانر جنایی و نگاه او به مخاطب ایرانی صحبت میکند و تصویری از فرایند شکلگیری یک سریال با مخاطبعام ارائه میدهد که با هم می خوانیم.
*جدا از کارگردانی، یکی از نویسندگان فیلمنامه سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» شما بودید. ایده اولیه این سریال از کجا شکل گرفت و الهامبخش اصلی داستان چه بود؟
-مدتها بود که ایده یک سکانس افتتاحیه در ذهنم شکل گرفته بود و میدانستم که این ایده از پتانسیل بالایی برخوردار است و باید به آن توجه کنم. یک بار در این باره با محمدمهدی عزیزمحمدی گفتوگویی داشتیم و او نیز ایدهای مطرح کرد که برای من بسیار جذاب بود و همانجا بود که هسته اولیه سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» شکل گرفت.
سکانس افتتاحیهای که در ذهن من بود، روایت قاتلی را دنبال میکرد که پدر یک خانواده را با شلیک گلوله به پیشانی میکشد و اعضای دیگر خانواده را با گاز به قتل میرساند. ایده محمدمهدی عزیزمحمدی، اما درباره زندگی ماموری بود که پس از سالها بازمیگردد. ترکیب و همزمانسازی این دو ایده تبدیل شد به خط اصلی سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه».
*با توجه به ویژگیهایی که ژانر جنایی ـ پلیسی دارد، مراحل تولید سریال چقدر زمان برد و از نظر شما کارگردانی این ژانر چه تفاوتی با ژانرهای دیگر دارد؟
-نوشتن فیلمنامه سریال حدود یک سال زمان برد و فیلمبرداری ۱۸ قسمت آن نزدیک به ۶ ماه و چند روز طول کشید.
علاقه شخصی من همیشه در حوزه ژانر جنایی ـ پلیسی بوده است و در این زمینه تحقیقات و مطالعات گستردهای داشتهام. به اعتقاد من، کارگردانی این ژانر نسبت به سایر ژانرهای درام اجتماعی و کمدی بسیار سختتر است. جزییات در ژانر جنایی ـ پلیسی اهمیت بسیار زیادی دارند و ورود به این حوزه نیازمند توانمندیهای خاصی است. یکی از دشواریها، به تصویر کشیدن پیچیدگیها و جزییات روایت است به شکلی که نتیجه نهایی از نگاه مخاطب الکن و نامفهوم نباشد.
پس از ساخت سریال «خونسرد» در سال ۱۴۰۱ برای فیلمنت، دو راه پیش رو داشتم؛ گزینه اول ساخت ۲ فیلم درام یا کمدی در بازه زمانی سه سال بود و گزینه دوم اختصاص این زمان به پژوهش و تحقیق برای ساخت یک سریال در ژانر جنایی ـ پلیسی. ما در مراحل نگارش فیلمنامه، بارها ایدههایی را نوشتیم و کنار گذاشتیم تا در نهایت به داستان «برتا؛ داستان یک اسلحه» رسیدیم.
*پس علت ورود شما به این حوزه، علاقه شخصیتان به این ژانر بوده و نه صرفا استقبال مخاطبان، آن هم در شرایطی که امروزه ژانر جنایی ـ پلیسی بسیار پرطرفدار است.
-میتوان گفت بخشی از این انتخاب به علاقه شخصی من بازمیگردد. امروزه در پلتفرمهای خارجی مانند نتفلیکس، نزدیک به دو سوم تولیدات در ژانر جنایی است و از نظر مخاطبان پلتفرمهایی مانند HBO، سونی و حتی اپل، این ژانر بسیار محبوب است. اکثر مخاطبان ایرانی هم به حل معما و کاوش علاقهمند هستند، اما متاسفانه هنوز در کشور ما فراهمکردن امکانات لازم برای ساخت فیلم و سریال در این ژانر بسیار سخت و دشوار است و به همین دلیل بسیاری از فیلمسازان ترجیح میدهند وارد این حوزه نشوند.
*این دشواریها از چه جنسی هستند؟ نکند منظور شما بحث دریافت مجوزها از ساتراست؟
-ساترا خیر، اما ناجی هنر چرا. ناجی هنر، نماینده نیروی انتظامی در آثار هنری است و یکی از وظایفش صدور مجوز فیلمبرداری در محیط است. در این مجموعه کارشناسانی حضور دارند که پس از مطالعه فیلمنامه، نقطهنظرهای خود را درباره جزییات فیلمنامه اعلام میکنند. در برخی موارد این نظرات در حوزههای نظامی و انتظامی، مثل نحوه رفتار حرفهای پلیس، کاملا قابل قبول است اما گاهی پا را فراتر میگذارند و نظرات و پیشنهادها رنگوبوی نگاه شخصی به خود میگیرد.
برای مثال در سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» که از فیلمنت منتشر میشود، اگر دو اصلاحیه از سوی ساترا داشته باشیم، چندین اصلاحیه از طرف موسسه ناجی هنر دریافت میکنیم و بدتر از آن اینکه حتی در زمان پخش هم ورودهایی دارند که به کار لطمه میزند.

سریال برتا؛ داستان یک اسلحه را در فیلم نت تماشا کنید
*با توجه به اینکه این ژانر به لوکیشنهای متنوع نیاز دارد و روایت پیچیده سریال هم بر این موضوع تاکید میکند، این تعدد لوکیشنها چه چالشهایی ایجاد کرد؟
-یکی از نیازمندیهای اصلی این ژانر، ریتم است. یکی از گزینههایی که میتواند به سریال ریتم بدهد، تعدد لوکیشن است. هر چه این گوناگونی فضایی گستردهتر و متنوعتر باشد، جذابیت بصری سریال بیشتر میشود، اما بدون شک همین تنوع، یکی از چالشهای اصلی تولید است؛ چراکه تیم تولید ناچار است تا روزانه از یک لوکیشن به لوکیشن دیگر جابهجا شود برای مثال ما در طول ساخت سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» گاهی مجبور بودیم در یک روز سه بار لوکیشن را تغییر دهیم تا بتوانیم در بازه زمانی تعیین شده، فیلمبرداری را به پایان برسانیم. کار دشواری بود، اما با پشتکار و همت تیم تولید از آن عبور کردیم.
یکی دیگر از نکات کلیدی سریال، توجه به جزییات بود و ما همواره تلاش کردیم این جزییات به درستی کنار هم قرار بگیرند. با توجه به رضایت مخاطبان فیلمنت که در این مدت شاهد آن بودهایم، به نظر میرسد مسیر درستی را طی کردهایم.
*بازی شهرام حقیقتدوست در نقش یونس امجد از نگاه مخاطبان یکی از نقاط قوت سریال بوده است. او بازیگر گزیدهکاری است، همکاری مجدد شما با او چگونه شکل گرفت؟
-شهرام حقیقتدوست، بازیگر بسیار توانایی است و همان طور که اشاره کردید، بازیگر گزیدهکاری محسوب میشود و تلاش کرده است تا در آثار درست و ارزشمند حضور داشته باشد. همکاری ما در سریال «خونسرد» چه از نظر حرفهای و چه اخلاقی، تجربهای بسیار جذاب و ارزشمند بود.
برای ساخت سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه»، اولین پیشنهاد همکاری را به شهرام حقیقتدوست دادم و خوشبختانه او هم پذیرفت و این همکاری ادامه پیدا کرد. امیدوارم در آینده هم بتوانیم دوباره همکاریهای مفید و موثری با یکدیگر داشته باشیم.
*یکی از ویژگیهای قابل توجه سریال، توجه به ابعاد اخلاقی و روانشناختی شخصیتها است، برای مثال میتوان به شخصیت یونس امجد با بازی شهرام حقیقتدوست اشاره کرد، اما برخی مخاطبان نسبت به توهمات یونس امجد ازنازنین، همسر فوت شدهاش، نقد داشتهاند. فلسفه این بخش چه بود؟
-وقتی یک فیلمساز متکی به ژانر کار میکند، باید به فرمولها و مولفههای آن ژانر هم پایبند باشد. این در واقع نوعی احترام به اساس ژانر و فیلمسازی است. یکی از پایههای مهم ژانر جنایی، عنصر سایکودرام و روانشناختی است و برای شکلگیری درست شخصیتها باید به این ابعاد توجه شود.
فلسفه توهمات یونس امجد در قسمت ۹ سریال مشخص میشود؛ جایی که او در اتاق روانشناس نشسته است و خود را مقصر مرگ همسرش میداند و میخواهد نقش قربانی بودن را مدام بر دوش بکشد. همین مساله باعث میشود تا حضور نازنین در لحظه لحظه زندگی یونس اهمیت پیدا کند. عشق یونس به نازنین همچنان در زندگی او جریان دارد و او معتقد است که در حضور نازنین، انسان موجهتری است و به همین دلیل هم حاضر به مصرف دارو برای درمان این توهمات نمیشود.
*زمانی که این بُعد احساسی در سریال پررنگتر میشود، چه اتفاقی میافتد؟ چرا سریال علاوه بر هیجان، احساسات مخاطب را هم هدف قرار میدهد؟
-این موضوع به سلیقه مخاطب ایرانی بازمیگردد. مخاطبان ایرانی به تماشای روابط انسانی و خانوادگی علاقه دارند؛ چیزی که در سریالهای خارجی این ژانر کمتر دیده میشود و تمرکز آنها بیشتر بر حل معماست.
هدف پلتفرمها از سرمایهگذاری روی یک سریال این است که مخاطب عام را جذب کند و مخاطبان ایرانی ترکیب بعد عاطفی و خانوادگی با ژانر جنایی را میپسندند.
نکته مهم دیگر این است که متاسفانه جامعه ما با پدیدهای مواجه است که من نام آن را نبود اعتماد به نفس ملی میگذارم. شاید اگر سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» با همین فرم در یک پلتفرم خارجی نمایش داده میشد، استقبال بیشتری از سوی مخاطبان ایرانی را شاهد بود. برای عبور از این وضعیت، پلتفرمها باید حمایت گستردهتری از فیلمسازان داشته باشند و شرایط بهتری برای ساخت و نمایش آثار فراهم کنند. فیلمنت یکی از این پلتفرمهاست که هم در «خونسرد» و هم در «برتا؛ داستان یک اسلحه» همراه ما بود.
*پخش سریال پس از قسمت ۱۰ همزمان شد با یک فضای اندوهبار اجتماعی. این مساله چه تاثیری داشت؟
-این شرایط برای همه ما بسیار دردناک بود. دوست داشتم سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» در فضایی بهتر و با حال و هوایی شادتر منتشر شود؛ فضایی که مردم با دلخوشی بیشتری بتوانند سریال را تماشا کنند.
متاسفانه حال این روزهای همه ما خوب نیست و فضای غمانگیزی بر سراسر ایران حاکم شده است. امیدوارم مخاطبان با تماشای این سریال بتوانند حتی برای دقایقی کوتاه، از این فضا فاصله بگیرند.
رستاک شاهولی





