گفتگوی مجله دراما کوارترلی با عوامل سریال «در انتهای شب»
«در انتهای شب» را مردم جهان ببینند/ تابو شکستیم
به گزارش فیلمنتنیوز، بازیگران و تیم خلاق پشت سریال ایرانی «در انتهای شب» در گفتگو با مجله آنلاین دراما کوارترلی درباره این داستان صمیمی و واقعی از فروپاشی رابطه یک زوج، ریشههای آن در زندگی واقعی و اینکه چگونه مرزهای روایتگری در ایران را جابهجا کرده است، صحبت میکنند.
دراما کوارترلی زیرمجموعه C21Media، یکی از شناختهشدهترین رسانههای تخصصی صنعت تلویزیون و درام در اروپا و جهان است. تمرکز این مجله بر اهالی حرفهای صنعت تلویزیون ـ تهیهکنندگان، توزیعکنندگان، پلتفرمها و نویسندگان ـ است و نه بر مخاطب عمومی. این نشریه منبعی معتبر برای اخبار و تحلیلهای مربوط به تولیدات سریالی از سراسر دنیا محسوب میشود و فعالان بازارهای بینالمللی همچون MIPCOM، Series Mania و Berlinale Series به طور منظم آن را دنبال میکنند.
سریال «در انتهای شب» که توسط زوج واقعی آیدا پناهنده و ارسلان امیری ساخته شده، پرترهای ظریف و حساس از یک ازدواج فروپاشیده است که با بازی درخشان دو نقش اصلی جان تازهای گرفته است. پس از یک دهه ریاضت اقتصادی، یک زوج طبقه متوسط موفق به خرید آپارتمانی در حاشیه تهران میشوند تا از شلوغی شهر فاصله بگیرند، اما مشکلات مالی و دامهای زندگی مشترک دوباره آنها را درگیر میکند. بهنام و ماهرخ تصمیم به جدایی میگیرند و حالا باید با پیامدهای این تصمیم روبهرو شوند: طلاق و تمام آنچه به دنبال دارد.
در این سریال، هدی زینالعابدین در نقش ماهرخ و پارسا پیروزفر در نقش بهنام ظاهر شدهاند. آیدا پناهنده و ارسلان امیری نویسندگان و خالقان این سریال ۹ قسمتی هستند و کارگردانی نیز برعهده پناهنده است. این سریال توسط پلتفرم استریم فیلمنت تولید شده و فروش بینالمللی آن را «نتفیلما» برعهده دارد. پس از پخش داخلی در سال ۲۰۲۴، این درام نخستین حضور بینالمللی خود را اوایل امسال در جشنواره سریالهای فرانسه «سریز مانیا» تجربه کرد؛ جایی که پناهنده جایزه بهترین کارگردان بخش پانورامای بینالملل را دریافت کرد.
در ادامه، آیدا پناهنده و ارسلان امیری همراه با زینالعابدین و پیروزفر درباره ساخت «در انتهای شب»، رابطه میان شخصیتهای اصلی و اینکه چرا امیدوارند این درام نه تنها در ایران بلکه در جهان مرزهای تازهای را جابهجا کند، توضیح میدهند.
*خاستگاه داستان چه بود؟
– پناهنده: خیلی از دوستان ما – فیلمسازان، هنرمندان، نقاشان – به طبقه متوسط ایران تعلق دارند. در سالهای اخیر بسیاری مجبور شدند از تهران بروند و در حومه ساکن شوند چون هزینهها در تهران خیلی بالاست، حقوقشان کفاف نمیدهد و نمیتوانند اجاره را پرداخت کنند. این مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است و چالشهای زیادی برای خانوادهها ایجاد میکند. در این شرایط زن و شوهر دیگر طاقت همدیگر را ندارند و بعد از ۱۰ سال زندگی مشترک مجبور به جدایی میشوند چون زیر این فشار دیگر نمیتوانند ادامه دهند. این نقطه شروع ما بود.
*چطور داستان و شخصیتها را ساختید؟
– پناهنده: ما ۱۰ سال است با هم کار میکنیم و همچنین زن و شوهر هستیم. وقتی ازدواج کردهای و میخواهی چنین داستانی بنویسی، از زندگی خودت الهام میگیری.
– امیری: بخشهایی از شخصیتها از ما گرفته شده است. بخشی از روانشناسی شخصیت زن شبیه آیدا و بخشی از ماهرخ هم شبیه من است. بعضی از دوستان نزدیکمان هم روی شخصیتهای سریال تاثیر داشتند.
*قسمت اول با تصمیم بهنام و ماهرخ برای جدایی تمام میشود. از ابتدا پایان را میدانستید؟
– پناهنده: نه. پایان مشخصی نداشتیم اما ایدههایی بود. حتی قسمت آخر را وسط فیلمبرداری نوشتیم. وقتی این زوج را در طول کار میدیدیم، الهامبخش پایان شدند.
– امیری: ما یک پایان ارگانیک میخواستیم. وقتی حال و هوای این دو شخصیت و داستان را دیدیم و هر روز تدوین را مرور کردیم، تصمیم گرفتیم پایان متفاوتی نسبت به متن اولیه داشته باشیم. حالا شخصیتها جان گرفته بودند و پایان بر اساس حس ساخته شد.
– پیروزفر: برای من کمی استرسزا بود. البته به آیدا و ارسلان اعتماد داشتم چون قبل از کرونا هم با آنها کار کرده بودم، اما نمیدانستیم سرنوشت این زوج چه میشود. با این حال پایانی که انتخاب کردند، بهترین و واقعیترین چیزی بود که میتوانست اتفاق بیفتد؛ نه کلیشهای است و نه بیمنطق.
– پناهنده: آنها به بلوغ میرسند و میفهمند که دیگر نمیتوانند ادامه دهند، نمیتوانند به زندگی قبلی برگردند و همهچیز تغییر کرده است. اگر بخواهند دوباره شروع کنند، باید به شکلی دیگر باشد، نه در همان قالب ازدواج قبلی.
*اولین برداشت شما از فیلمنامه چه بود؟
– پیروزفر: برای من جزییات واقعی یک زوج معمولی جالب بود. منظورم از معمولی، همان زوجهای طبقه متوسطی است که زیاد دوروبرمان میبینیم. شاید تعداد اتفاقها در این فیلمنامه کم باشد، اما جزئیات شخصیتپردازی دو طرف خیلی دقیق است و این برای من بهعنوان بازیگر فضای خوبی برای کار ایجاد کرد.
– زین العابدین: شخصیت ماهرخ خیلی با من متفاوت بود. من ازدواج نکردهام و بچه ندارم، بنابراین چالش بزرگی بود. همین باعث شد از بودن در این پروژه خوشحال باشم.
*قبلا با هم کار کرده بودید؟
– پیروزفر: نه، اولین بار بود، اما آیدا گفت باید وقت بیشتری با هم بگذرانیم و تمرین و بداههپردازی کنیم. حتی صحنههایی را که در فیلمنامه نبود، مثل گذشته این زوج و چطور عاشق هم شدند، بازی کردیم تا رابطه را واقعیتر بسازیم.
– پناهنده: تهیهکننده نگران بود که آیا تماشاگر باور میکند این دو نفر زن و شوهرند یا نه، اما فقط بعد از یک روز فیلمبرداری متعجب شد از اینکه چقدر خوب با هم هماهنگ شدند.
– پیروزفر: فشار آیدا برای صمیمیتر شدن باعث شد یخ بین ما زود بشکند و رابطه طبیعیتر شود. این برای باورپذیری ازدواج ۱۲ سالهشان ضروری بود.
– پناهنده: در قسمت سوم، صحنهای هست که درباره زندگی جنسیشان صحبت میکنند. شاید اولین بار بود که تماشاگر ایرانی چنین چیزی میدید. چالش بزرگی بود و به اتفاق بزرگی بدل شد. این فقط بازیگری نبود، تبدیل شدن به آن شخصیتها بود.
*چطور با صحنههای صمیمی برخورد کردید؟
– زین العابدین: در ایران این موضوع تابو است. ما میخواستیم این تابو را بشکنیم. حتی با حضور فقط ۱۵ نفر پشت صحنه، کار سختی بود.
ـ پناهنده: با اینکه ما دوستان قدیمی هستیم، باز هم برای پیروزفر سخت بود. همچنین برای زنی که خودش همسر یا مادر نیست، سختتر بود اما هر دو بازیگر خیلی خوب از پس کار برآمدند.
*آیا نگران بودید که سریال بیش از حد جلو برود؟
ـ پناهنده: بله، اما من گفتم میجنگم، بگذارید یک بار امتحان کنیم. مردم ایران باید چنین داستانهایی ببینند. مشکلات زیادی در ایران هست، اما هیچ فیلمسازی نمیخواهد دربارهشان حرف بزند. درباره وقتی زن یا مرد از زندگی جنسیشان ناراضیاند. مردم باید بشنوند و بحث کنند و همین هم شد. قسمت سوم که پخش شد، بازخوردها همه را شوکه کرد. تهیهکننده خیلی نگران بود، من هم بودم، اما وقتی مردم استقبال کردند، سریال وایرال شد.
*آرزویتان برای این سریال چیست؟
– پناهنده: میخواهم آن را به مخاطب جهانی برسانم. میخواهم اروپاییها این داستانها را ببینند و بفهمند چقدر شبیه هستیم، چقدر چالشهایمان مشترک است. این آرزوی من است.
سریال در انتهای شب در فیلم نت