آهنگسازان «ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی»:

تام کروز برایمان معیارِ کار سخت‌ بود/ زنگ و سوت زیادی داریم

- 22 دقیقه مطالعه
ماکس آروج و الفی گادفری آهنگسازان فیلم «ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی» از نحوه خلق موسیقی فیلم، سختگیری‌های کریستوفر مک‌کواری، تعهد تام کروز و ویژگی‌های یک موسیقی متن خوب صحبت کرده‌اند.

به گزارش فیلم‌نت‌ نیوز، ماکس آروج و الفی گادفری، هر دو آهنگساز و از چهره‌های رو به رشد در صنعت موسیقی فیلم هستند که در مدت کوتاهی به شهرت رسیده‌اند. آروج، پیانیستی اهل لس‌آنجلس و گادفری اهل لندن است و برای دنبال‌کردن حرفه‌اش در این صنعت به آمریکا سفر کرده است.

بزرگترین همکاری این زوج، ساخت موسیقی متن سریال «ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت» برای آمازون پرایم بود. با اینکه بسیاری از هواداران انتظار داشتند هاوارد شور، آهنگساز اصلی سه‌گانه سینمایی این مسئولیت را بر عهده بگیرد، آروج و گادفری به خوبی از عهده این کار بزرگ بر آمدند و توانستند موسیقی‌ای خلق کنند که هم به دنیای تالکین وفادار بماند و هم لحن خاص خود را داشته باشد.

پروژه مهم دیگر آنها همکاری با آهنگساز مشهور، لورن بالف، در فیلم‌های «بیوه سیاه»، «ماموریت غیرممکن: فال‌اوت» و «ماموریت غیرممکن: روزشمار مرگ» بود. بالف، آهنگساز اسکاتلندی که بیشتر برای کارهای حماسی و اکشنش در فیلم‌هایی مانند «شوالیه تاریکی» و «تلقین» کریستوفر نولان شناخته می‌شود، استاد و راهنمای آروج و گادفری بوده است. این همکاری‌ها به این دو نفر فرصت داد تا تجربه‌های ارزشمندی در ساخت موسیقی برای فیلم‌های بزرگ هالیوودی کسب کنند. بالف نقشی اساسی در شکل‌گیری سبک منحصر به فرد این دو نفر داشت. سبک آنها ترکیبی از تم‌های احساسی و ملودیک گادفری و رویکرد نوآورانه و الکترونیک آروج است که نتیجه‌اش خلق موسیقی‌های جذاب و مدرن است.

«ماموریت: غیرممکن: روزشمار نهایی» فیلمی پرفرازونشیب و پرمخاطره و بی‌شک موسیقی‌محور است و آخرین فیلم مهیج از این مجموعه محبوب است که با بازی تام کروز روانه سینماها شده است.

مکس آروج و الفی گادفری به‎عنوان جوان‌ترین آهنگسازان این فرانچایز انتخاب شده و کار لورن بالف را ادامه دادند. آنها پیش از این علاوه بر «ماموریت غیرممکن: روزشمار مرگ»، در «تاپ گان: ماوریک» نیز با کریستوفر مک‌کواری کارگردان، همکاری کرده‌اند.

فیلم ماجراجویانه و اکشن «ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی» صحنه‌هایی از انفجارهای شهری، کلبه‌ای در برف و جاسوسی زیر آب دارد که تمام‌شان با موسیقی آروج و گادفری به‌خوبی به تصویر کشیده شده‌اند. این دو با پیروی از بینش مک‌کواری، با ساخت ۴۲ ترک موسیقی برای این فیلم، صحنه‌ها، بدلکاری‌ها و قوس‌های شخصیتی درهم‌آمیخته را کنار هم قرار دادند و نظمی به این آشفتگی بخشیدند.

از راست مکس آروج و الفی گادفری در افتتاحیه فیلم «ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی»

نشریه ایندیپندنت با این آهنگسازان در مورد فرآیند خلاقانه و مشارکتی‌شان، کار کردن با کریستوفر مک‌کواری و چیزهای دیگر گفتگو کرده است که ترجمه آن را با هم می‌خوانیم.

* فرآیند آهنگسازی یک فیلم چگونه است؟ چه چیزی به شما کمک می‌کند تا خلاقیت‌تان شکوفا شود؟ فیلمنامه و داستان است یا تصاویر و بازیگران؟ چه چیزی الهام‌بخش شما در خلق موسیقی فیلم است؟

– مکس آروج: بداهه‌نوازی مهم‌ترین اصل است، به همین سادگی که آکوردها را با دست چپ و ملودی را با دست راست بزنید. اگر بتوان موتیفی نوشت که به این شیوه قابل نواختن باشد، درصد زیادی از کار انجام شده است. به نظر من، اگر نتوانید کل موسیقی فیلم را به یک ملودی و آکورد تقلیل دهید، در ادامه کار به مشکل برمی‌خورید.

– الفی گادفری: با مکس موافقم. معلم پیانوی خیلی خوبی داشتم که می‌گفت: «همیشه برای بداهه‌نوازی وقت بگذار». بداهه‌نوازی مثل یک بازی است. وقتی آن را کشف کنید، تازه کار واقعی آغاز می‌شود. وقتی سفارش آهنگسازی یک فیلم بزرگ را می‌گیرید، شروع کار دشوار است. برای ورود فرمول ثابتی وجود ندارد. همین بازی با لحن فیلم و بداهه‌نوازی است که دریچه‌ای به روح فیلم باز می‌کند و به کار ساختار احساسی می‌دهد.

استودیوی ضبط موسیقی متن فیلم «ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی»

* تیم کاری در این فیلم تقریبا به تیم فیلم قبلی «ماموریت غیرممکن: روزشمار مرگ» شبیه بود و در آن فیلم هم با کریستوفر مک‌کواری کار کرده بودید. هنگام کار روی «روزشمار مرگ»، بینشی نسبت به فیلم بعدی داشتید؟ آیا این موضوع روی نحوه کار شما با موسیقی «روزشمار نهایی» تاثیر گذاشت؟

– الفی گادفری: من روی موسیقی «فال‌اوت»، یعنی سه فیلم قبل از این که مکس در آن حضور داشت، کار نکردم، اما هر دو در «تاپ گان: مارویک» و «روزشمار مرگ» حضور داشتیم. با شیوه مک‌کواری آشنا بودیم. می‌دانستیم که فیلم‌هایش در تدوین به‌شدت تغییر می‌کند و پروسه پس‌تولیدش گاهی اوقات بسیار طولانی است. مک‌کواری از تم‌های کلاسیک خوشش می‌آید. در حد یک دانشنامه اطلاعات سینمایی و موسیقایی دارد. هر جلسه‌ای که با او دارید، باید حداقل پنج فیلم ببینید. خیلی چیزها از او یاد گرفتم و کار کردن با او واقعا افق دید من را گسترش داد.

حجم کار خیلی گسترده است. از روز اول کلی تِم نوشتیم. باید همه‌چیز را امتحان کرد. صحنه‌ای که اول فیلم است، گاهی در تدوین به انتها می‌رود و بعد به یک فلش‌بک تبدیل می‌شود. در مورد موسیقی هم باید همه‌چیز را امتحان کرد. مک‌کواری روی جزییات خیلی حساس و سختگیر است و بی‌رحمانه هر چیزی را که به نظرش اضافی باشد، حذف می‌کند.

از راست مکس آروج، کریستوفر مک‌کواری و الفی گادفری

مکس آروج: همان اول فیلمنامه را کامل خواندیم. گاهی اوقات خواندن فیلمنامه به ساخت موسیقی متن کمک می‌کند، اما تخیل آهنگساز را آزاد نمی‌کند. بی‌صدا دیدن یک صحنه و جریان بازیگری، روش بهتری است. یکی از چیزهایی که در این فیلم بیش از هر چیزی به ما در آهنگسازی کمک کرد، ظرافت نگاه‌های بازیگران بود. ما به عنوان آهنگساز باید این نگاه را درونی کرده و به هر کاری که آنها می‌کنند، واکنش نشان دهیم.

اشتباهی که بسیاری از آهنگسازان مرتکب می‌شوند این است که وقتی وارد پروژه‌ای می‌شوند، با خود می‌گویند: «من چیزی را که دلم می‌خواهد، می‌نویسم، به آنها می‌دهم و خوش‌شان خواهد آمد. اگر خوش‌شان نیامد، مشکل خودشان است». آدم حرفه‌ای اینطوری کار نمی‌کند. بازیگر و کارگردان، هنرش را نشان می‌دهد و من آهنگساز باید موسیقی فیلم را به صورت واکنشی به تصاویر و اکت بازیگر تنظیم کنم.

* سابقه همکاری با لورن بالف، چه در «ماموریت غیرممکن» و چه فیلم‌های دیگر به شما در آهنگسازی برای این فیلم کمک کرد؟ برای رهایی از موسیقی بالف و در عین حال حفظ جوهره و سبک «ماموریت غیرممکن» چه کردید؟

الفی گادفری: من عاشق موسیقی لورن در «ماموریت غیرممکن: فال‌اوت» هستم. بسیار خلاقانه بود و حرف‌های زیادی برای گفتن داشت. یک موسیقی متن استاندارد که ادامه دادنش کاری بسیار دلهره‌آور بود. به ذهنم رسید که از طبل آفریقایی بوروندی، صداهای بم، «اسپیس‌بِیس» و در سکانس زیردریایی از سازهای منحصربه‌فرد و آواهای عجیب استفاده کنیم. بعضی چیزها هم ایده مک‌کواری بود. ایده‌های خوبی داشت. مشخص بود که سال‌ها به آن فکر می‌کرده است.

«ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی» را در فیلم نت ببینید

مکس آروج: لورن یک استاندارد کیفی خیلی بالا برای موسیقی فیلم ایجاد کرد. کار کردن با کسی مانند لورن واقعا یک دوره کارآموزی است و ما طی این سال‌ها چیزهای زیادی از او یاد گرفتیم. او به ما یاد داد چطوری موسیقی فیلم بسازیم. قدم اول این است که موسیقی مستقل از فیلم هم باید کیفیت بالایی داشته باشد. به مرور زمان می‌فهمیم که چگونه سبک و صدای خودمان را پیدا کنیم. یک سال طول کشید تا من و الفی این چیزها را یاد بگیریم. مهم‌ترین چیز این است که تم اصلی در حد استاندارد مک‌کواری و سسیل تورن‌ساک تهیه‌کننده موسیقی این فیلم باشد. بعدش همه‌چیز خودبه‌خود درست می‌شود و کار روی ریل می‌افتد.

الفی گادفری: یکی از مزایای بزرگ کار کردن با لورن در طول این سال‌ها، صرفا نشستن در جلسات و تماشای گفت‌وگو و بحث او با کارگردان‌ها بود. شاید هزاران ساعت جلسه بین آهنگساز و کارگردان داشتیم که صحنه‌ها را سکانس به سکانس، پخش و در موردش بحث می‌کردیم. یاد گرفتیم چه زمانی نباید کوتاه آمد و چه زمانی باید عقب‌نشینی کرد. ایده‌پردازی او در موسیقی فیلم بی‌نظیر است.

* در حین همکاری، آیا تعیین کردید که چه کسی مثلا در صحنه‌های احساسی و چه کسی در صحنه‌های اکشن پیشرو باشد؟ آهنگسازی دو نفره چطوری است؟ چگونه نقش‌تان در خلق موسیقی متن را تقسیم می‌کنید؟

الفی گادفری: زمانی که ما به کار اضافه شدیم، چهار ساعت و نیم فیلم را بدون حتی یک ذره موسیقی موقت، جلوی‌مان گذاشتند. مک‌کواری یک سری دستورالعمل احساسی و حماسی داشت. در مورد چیزهایی مانند چالش‌های احساسی اتان صحبت کردیم. هر شخصیت برای خلق موسیقی به یک تمرکز احساسی نیاز دارد.

قطعات موسیقی را مثل رنگ روی بوم نقاشی می‌پاشیدیم و چک می‌کردیم کدام قطعه به تصویر می‌چسبد! باید خیلی کار می‌کردیم، چون آهنگسازی برای فیلم‌های مک‌کواری متریال خیلی زیادی لازم دارد. اصلا معلوم نیست که چه قطعه‌ای در کجای فیلم قرار خواهد گرفت. مک‌کواری در جابه‌جا کردن موسیقی بسیار خوب است. گاهی یک قطعه کوچک را که برای یک سکانس آماده کرده بودیم، می‌شنید و می‌گفت این روی فلان سکانس بهتر جواب می‌دهد. یک ساعت فیلم را به عقب می‌برد و موسیقی را روی آن می‌گذاشتیم و می‌دیدیم چقدر بهتر شد. هیچ قاعده روشنی در کارش نیست. همه چیز حسی است. صادقانه می‌گویم: نوعی بی‌قانونی در تمام این فرآیند وجود داشت.

مکس آروج: من و الفی توسط لورن برای نوشتن هر نوع موسیقی، چه اکشن و چه احساسی آموزش دیده‌ایم. در فیلم‌های بزرگ، باید بتوانید همه این کارها را انجام دهید. نمی‌توانید فقط موسیقی دراماتیک و احساسی یا فقط موسیقی اکشن پر سر و صدا بنویسید. باید بتوانید هر دو را انجام دهید و در لحظه از یکی به دیگری سوییچ کنید. گرچه در این پروژه بیشتر تم‌های احساسی کار الفی بود. این کار فی‌نفسه سخت است چون اگر نتوانید راهی برای پیوند آنها پیدا کنید، موسیقی متن نامنسجم به نظر می‌رسد. اگر یک چیز کوچک هم اشتباه بود، مک‌کواری از اساس آن را رد می‌کرد. حتی حجم صدا بین قطعات هم می‌بایست فوق‌العاده یکپارچه می‌بود! زیرا اگر دو قطعه مربوط به دو صحنه متوالی به هم نچسبند، صداها عجیب به نظر می‌رسد و مک‌کواری از آن نمی‌گذشت و می‌خواست که اصلاحش کنیم.

* کلا در این فرآیند، فضایی برای خلاقیت شما هم وجود داشت؟

الفی گادفری: البته. فیلم طولانی است، صحنه‌ها تماشایی هستند و تصاویر شگفت‌انگیز. موسیقی نمی‌تواند عمومی و کلیشه‌ای باشد. تیم کارگردانی به این موضوع بسیار حساس است؛ ما هم البته هستیم. باید عمیقا فکر کنید و دریابید که چه چیزی کارساز خواهد بود. اینجاست که خلاقیت به کار می‌آید. تمام چیزی که ما داشتیم، ارائه ایده‌های لحظه‌ای و مطرح کردن چیزهای جدید بود. هر وقت کار به نظرم خیلی سخت می‌آمد، به خودم می‌گفتم: «به تام کروز نگاه کن. ببین الان چه کار می‌کند. کار تو از او سخت‌تر نیست!» تام کروز استاندارد و معیار تعهد است.

پشت صحنه هیجان‌انگیز و بدلکاری های تام کروز در «ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی»

* در طول فیلم مکان‌های مختلفی مثل شهرهای مختلف، زیر آب، توی برف و انفجار شهری وجود دارد. برای آهنگسازی موسیقی متن، آهنگ‌ یا ساز خاصی داشتید که بخواهید از آن به‌عنوان نشانه این مکان‌ها استفاده کنید؟

مکس آروج: یکی از چیزهایی که آهنگسازی را آسان‌تر کرد این بود که برای هر مکان، یک مجموعه صدا داشتیم که می‌توانستیم از آن استفاده کنیم. در مورد انفجار در شهر، یعنی جایی که اِنتیتی با اتان صحبت می‌کند، به این نتیجه رسیدیم که گروه کُر، صدای پیشرو باشد. یعنی ساز اصلی، صدای گروه بود.

بعد وقتی به زیر آب رسیدیم، «اسپیس‎بِیس» هسته کار را تشکیل داد. بعدش صداها و موتیف‌ها را توسعه دادیم تا صحنه را به مدت بیست دقیقه پیش ببریم. «اسپیس‌بِیس» اساس کار بود، اما مجبور بودیم انواع صداها را بسازیم. برای این ۲۰ دقیقه، لوییس پرز به کمک ما آمد. او این صداهای غیرعادی و غرغرکننده بم را توسعه داد که برای جلوه‌های صوتی زیردریایی نیز استفاده شدند.

تِرَک به خانه بیا هانت. یکی از ۴۲ تِرَک ساخته شده توسط آروج و گادفری- از صفحه یوتوب مکس آروج

در آفریقای جنوبی، همان‌طور که الفی اشاره کرد، راهکارمان طبل‌نوازی بوروندی بود تا حال‌وهوا را تعیین کنیم و بستری غیرعادی و هیجان‌انگیز ایجاد کنیم که تم‌های ارکسترال خودمان را روی آن قرار دهیم. فضای کلی تصویر و حتی مکان فیلم به آهنگساز در نوشتن موسیقی متن خیلی کمک می‌کند.

الفی گادفری: مخاطب باید فیلم را ببیند تا دامنه کار را واقعا درک کند. موسیقی این فیلم به گستردگی و تنوع مکان‌هایش است! ما بالالایکا داشتیم که نوعی گیتار روسی است، صداهای بم انسانی داشتیم که برخی از آنها اوکتاوهای واقعی بودند؛ بم‌ترین صدایی که یک مرد می‌تواند بخواند. این فیلم زنگ‌ها و سوت‌های زیادی دارد که اصلا به ذهن مخاطب نمی‌رسد در یک فیلم اکشن قرار داده شوند. «ماموریت غیرممکن» خیلی بیشتر از «یک فیلم اکشن» است؛ یک پالت بسیار گسترده از همه‌چیز است که از طریق تِم به هم متصل می‌شود. این تم‌ها همه‌چیز را کنار هم جمع می‌کنند.

* نکته شما در مورد اتصال تمام زنگ‌ها و سوت‌های مختلف فیلم را دوست دارم، زیرا یکی از چیزهایی که واقعا از آن لذت بردم، رفت و برگشت‌های متعدد بین صحنه‌ها، شخصیت‌ها و مکان‌های مختلف بود. نحوه انتقال یکپارچه موسیقی متن از یکی به دیگری، برای مخاطب مانند یک راهنما عمل می‌کند. ایجاد تعادل بین تمام اینها سخت بود؟

مکس آروج: از اینکه به این نکته توجه کردید، سپاسگزارم. هنگام مرور موسیقی با کارگردان، دیالوگ‌ها و جلوه‌های صوتی را بی‌صدا می‌کردیم. باید تمام کار، روان و موزیکال به نظر می‌رسید. در غیر این صورت رد می‌شد. چون خود مک‌کواری عاشق موسیقی فیلم است و آن را جداگانه گوش می‌دهد و در ذهنش به تصاویر فیلم ربط می‌دهد. به همین دلیل در حذف زوائد موزیکال بسیار بی‌رحم است.

دیالوگ هم بخشی از فیلم است، اما مخاطب به این موضوع به شکل تخصصی نگاه نمی‌کند. ممکن است بازیگر را تماشا کند یا به موسیقی و جلوه‌های صوتی گوش دهد. موسیقی باید بتواند بدون کمک دیالوگ به مخاطب بگوید که در هر صحنه چه اتفاقی می‌افتد. یعنی من آهنگساز باید بتوانم تنها با استفاده از موسیقی، داستان فیلم را مانند نوازنده پیانو در تئاترهای قدیمی یا یک فیلم صامت پیش ببرم.

تام کروز در مراسم افتتاحیه فیلم «ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی»

* آهنگسازی موسیقی هنری ظریف است. به نظر شما چه فیلم خاصی پیوند بین سینما و موسیقی متن، تصویر و صدا را نشان می‌دهد؟ فیلمی که نشان می‌دهد چگونه می‌توان آن را با موسیقی‌اش تعریف کرد.

مکس آروج: «ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت». زمانی که کاراکترها در مورد کارهای پیش روی‌شان و شخصیت‌های مختلف حرف می‌زنند، تم‌های موسیقی به صورت یکپارچه به هم گره می‌خورند. دیروز دوباره با دوستان و خانواده‌ام «ارباب حلقه‌ها» را دیدیم. نشانه‌های ظریف موسیقایی بسیار مهم هستند، اما یک مخاطب عادی متوجه آنها نخواهد شد. خیلی روی این جزییات کار کردیم تا موسیقی در لحظه درست گفت‌وگو و همراه با واژه‌ها منتقل شود. فکر می‌کنم «ارباب حلقه‌ها» از بسیاری جهات یک موسیقی متن فوق‌العاده است.

الفی گادفری: در چنین آثاری، مخاطب یک تم را می‌شنود و یادش می‌آید که از کدام بخش فیلم است. این نشان می‌دهد که یک فیلم چقدر در موسیقی تماتیک موفق است.

«گلادیاتور» را بارها و بارها تماشا کردم. یک سکانس کوتاه وجود داشت که راسل کرو در یک راهرو قدم می‌زد. یک لحظه بدون درام است که تم موسیقی، زیر آن اوج می‌گیرد. واقعا با فیلم همخوانی دارد، به احساس فیلم گره خورده و فقط به درد همان سکانس می‌خورد، حواس بیننده را پرت نمی‌کند بلکه فقط هوشیارش می‌کند که قرار است اتفاق مهمی بیفتد. اینطوری می‌شود فهمید که یک موسیقی متن در یک فیلم کار می‌کند یا نه، اینکه با آن سکانس عجین شود و بیننده را برای اتفاقی که در پیش است، آماده کند.

ترجمه و تنظیم: جهانگیر شاه‌ولد

برچسب‌ها: تام کروز،ماموریت غیرممکن
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

پربازدیدها