از «جوکر» تا «وحشی»؛ وقتی جامعه هیولا میسازد
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلم نت نیوز، در یکی از تعیینکنندهترین لحظات فیلم «جوکر» (Joker) با بازی واکین فینیکس، آرتور فلک، جوکر، رو به دوربین و در حقیقت رو به جامعه میگوید: من از اول هم برای شما انسان نبودم.
این جمله نه اعتراف است و نه توجیه؛ اعلام ورشکستگی یک رابطهی اجتماعی است. آرتور نمیگوید: هیولا شدهام. میگوید: هرگز برای شما انسان محسوب نشدهام. این همان نقطهای است که هاوارد بکر، جامعه شناس آمریکایی که در جامعه شناسی انحرافات یا همان (کجروی و جرم) و البته هنر، نظراتش شناخته شده است، در کتاب «بیگانگان» دربارهاش سخن میگوید: کجروی و جرم نه کیفیتی ذاتی، بلکه محصول فرایند نامگذاری است. در نظریه بکر، جامعه فقط برچسب نمیزند، با محدود کردن فرصتها، با حذف دسترسیها و با تثبیت تصویر دیگری خطرناک، فرد را به سمت تحقق همان برچسب هل میدهد. انحراف ثانویه دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد. جایی که فرد در واکنش به طرد افکار عمومی و مناسبات نابرابر طبقاتی، هویتی را میپذیرد که پیشتر به او الصاق شده است.
جوکر شدن، محصول نهایی برچسبزنی؟!
در «جوکر»، پیش از آنکه آرتور مرتکب قتل شود، او از سوی رسانهها، نظام درمانی، خیابان و حتی تماشاگران برنامه تلویزیونی، مساله تلقی میشود. او دیده نمیشود، شنیده نمیشود، اما قضاوت میشود. خشونتی که او دارد، آغاز ماجرا نیست، نتیجه آن چیزی است که در طول زندگی با فرایندهای خرد و بزرگ پشت سر گذاشته است.
اگر آرتور فلک محصول نهایی برچسبزنی است، کسی که جمله انسان نبودم را به زبان آورده، یعنی تاثیر فرآیند جامعه روی کامل شده است.

داود اشرف در میانه فرآیند، اما لب پرتگاه
در سریال «وحشی» که تاکنون در ۱۸ قسمت و در ۲ فصل مخاطب را همراه خود کرده است، داود اشرف هنوز به آن نقطه قطعی نرسیده است. اشرف در میانه فرآیند وحشی شدن است، اما هنوز به در تقلا است و ما در این ۱۸ قسمت با یک وحشی تمام عیار مواجه نشدهایم و فرآیند این شکل گیری را تماشا کردهایم.
«وحشی» تریلری نفسگیر در فضایی سیاه و سرد است، ما با داستانی برای شخصیت محوری سریال همراه هستیم که تقدیر بد روایت را هدایت میکند. جهانی که در آن این گزاره مدام تکرار میشود: در این جامعه، کوچکترین خطا، انحطاط یک هویت است و شروع برچسب زنیهای بزرگ و در این شرایط تنها راه پولدار شدن خلاف است و تنها راه شاد بودن، پناه بردن به مواد.
این گزاره فقط یک فکت نیست؛ بازتاب نوعی افکار عمومی و مناسبات طبقاتی است که موفقیت مشروع را برای همه دستیافتنی نمیبیند. این همان لحظهای است که برچسب، پیش از کنش، شکل میگیرد.
اگر آرتور فلک انتهای مسیر است، داود اشرف در میانه آن ایستاده، او هنوز در حال مقاومت است. اشرف به عشق پناه میبرد ولی برای شخصیتی مثل او حفظ و دستیابی به عشق با مصرف سنگین مواد همراه است. برای اشرف زندگی معمولی بیمعنا شده است و جامعه صرفا او را در قامت یک مجرم میبیند و راهی جز جرم برای او پیش نمیآورد.
حالا در بررسی شخصیت پردازی داود اشرف در «وحشی» باید به نقش آفرینی جواد عزتی توجه کنیم. بازی جواد عزتی بر پایه استرسهای فروخورده و تصمیمهای لحظهای بنا شده است؛ تصمیمهایی که بیش از آنکه حاصل شرارت باشند، محصول فشارند. همین ویژگی، امکان همدلی مخاطب را فراهم میکند. جواد عزتی فصل اول، یک بازیگر تمام عیار است و شخصیتپردازی هومن سیدی بینقص، اما در فصل دوم جواد عزتی گاهی مخاطب را به یاد شخصیت لطیف در سریال «دردسرهای عظیم» میاندازد، البته با چاشنی خشونت و بزهکاری. باید دید این یک باگ در شخصیت پردازی داود اشرف در فصل دوم «وحشی» است یا هومن سیدی برای ۲ فصل بعدی این سریال دارد میزانس میچیند تا از این چالشها و دردسرهای عظیم در فصل سه و چهار برداشت کند و یک وحشی تمام عیار را به ما نشان دهد.

تماشای وحشی در فیلم نت
زخمهای کهنه روی صورت، بدن و دستهای داود فقط نشانه گذر زمان نیستند؛ نشانه زیست در ساختاری هستند که از پیش او را در حاشیه قرار داده است. زخمهایی که بعد از هر تصمیم بزرگ اشرف، روی بدن او اضافه میشود. مناسبات طبقاتی، بیثباتی اقتصادی و قضاوتهای سریع افکار عمومی، پیش از آنکه داود کاری بکند، او را تعریف کردهاند.
اگر مبنا بر ضعف شخصیتپردازی در سریال قرار دهیم؛ داود در فصل دوم آرامآرام رادیکالتر میشود. نه ناگهانی، نه بیدلیل بلکه در نتیجه فرسایش روحی و جسمی و از سر تلاشهای بیسرانجام و از روی برچسبهایی که رویش خورده است.
تا اینجای سریال تفاوت داود با جوکر همینجاست. داود هنوز وحشی نشده است. وجوه انسانیاش واضح است و او همچنان با انفجار خشم درونیاش میجنگد. روایت نیز با چسبیدن دوربین به او، ما را وادار میکند جهان را از چشم فرد برچسبخورده ببینیم، نه از جایگاه قاضی، پس مخاطب در این سریال با سیر تحول داود همراه است.
با اینحال، در بررسی شخصیتی مانند داود اشرف باید توجه کرد که این نگاه به معنای سلب کامل مسئولیت فردی نیست. هیچ انحرافی در خلا شکل نمیگیرد، اما هیچ فردی نیز کاملا از انتخاب تهی نمیشود. داوود هنوز انتخاب میکند، اما گزینههایش محدود شدهاند به جرم.
اگر جوکر شدن لحظه پذیرش انسان نبودن است، وحشی روایت تعلیق در آستانه همان جمله است. شاید پرسش اصلی سریال این نباشد که داود چه خواهد شد، بلکه این باشد که چه کسانی او را پیشاپیش تعریف کردهاند، افکار عمومی؟ مناسبات طبقاتی؟ یا نظمی که برخی را از ابتدا در حاشیه مینشاند؟
پاسخ هرچه باشد، یک چیز روشن است: پیش از آنکه داود وحشی شود، او نامگذاری شده است.
محمد کفیلی – سلام سینما




