«برتا؛ داستان یک اسلحه» نمونه‌ای قابل اتکا در درام پلیسی

- 9 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

«برتا؛ داستان یک اسلحه» با اتکا به فیلمنامه‌ای دقیق، روایت حساب‌شده و شخصیت‌پردازی موثر، خود را به‌ عنوان یکی از نمونه‌های قابل‌ اعتنای سریال‌های پلتفرمی مطرح کرده است؛ اثری که تعلیق و درام را به‌ خوبی در کنار هم قرار می‌دهد.

به گزارش فیلم ‌نت نیوز، کوروساوا، فیلمساز شهیر ژاپنی، جمله مشهوری در رابطه با پایه موفقیت یک فیلم دارد؛ او می گوید که یک فیلم خوب سه جزء دارد: داستان، داستان و داستان! هنگامی که به فیلم‌های مشهور تاریخ سینما نگاه می‌کنیم، به عمق جمله کوروساوا پی می‌بریم. در سریال‌هایی با تعداد قسمت‌های زیاد که نیاز به یک داستان مرکزی قوی، داستانک‌های متعدد و نقاط عطف فراوان دارند، این مساله صدق کرده است و موفقیت یا عدم موفقیت آن را رقم می‌زنند.

سریال‌هایی که این روزها از طریق پلتفرم‌های داخلی به مخاطبان عرضه می‌شوند نیز از این قاعده کلی مستثنی نبوده است و بسیار متکی بر فیلمنامه هستند. یکی از نمونه‌های موفق در این باب که مخاطبان زیادی هم پیدا کرده است، سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» به کارگردانی امیرحسین ترابی است که تاکنون پانزده قسمت از آن از طریق پلتفرم فیلم‌نت در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

کنش قهرمان برای اعاده حیثیت در برتا؛ داستان یک اسلحه

سریال‌هایی از این جنس که وجوه پلیسی-معمایی داشته و بر اساس گره‌افکنی و گره‌گشایی شکل گرفته است و پیش می‌روند، نویسنده فیلمنامه کار سختی در پیش دارد و باید با ظرافت تکه‌های پازل قصه را کنار یکدیگر بچیند؛ کاری که در سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» به خوبی انجام شده است و از قسمت دهم به بعد سر و شکل درخشان‌تری هم به خود می‌گیرد. از یک سو برخی گره‌ها باز شده است و از سوی دیگر بعضی داستان‌های فرعی هم به سرانجام می‌رسند.

کنش قهرمان برای اعاده حیثیت که موتور حرکت فیلمنامه سریال به حساب می‌آید، نقش مهمی در پیشبرد داستان دارد و تماشاگر را به همدلی بیشتر با امیرعلی نداف وادار می‌کند، برای مثال نیز می‌توان به ملاقات خونین او با یکی از آدم‌هایی که در نابود کردنش در گذشته نقش داشته‌ است، اشاره کرد؛ فصلی جذاب و ملتهب که دکوپاژ فیلمنامه درستی داشته و ترابی از فضای مرداب به عنوان عنصری دراماتیک بهره گرفته است.

شخصیت‌های اصلی و مکمل جذاب

بخش مهمی از بار دراماتیک سریال روی دوش شخصیت‌های اصلی و بعضا مکمل است که با نزدیک شدن به قسمت‌های پایانی اهمیت بیشتری هم پیدا می‌کنند. یونس، امیرعلی و سیاوش از مهم‌ترین آن‌ها هستند که اولی، پلیسی به دنبال حل پرونده است، دومی، متهمی با پرونده قطور بیست ساله که به دنبال اعاده حیثیت خود است و آخری، جوان پدر از دست داده‌ای است که به کمک امیرعلی آمده است و داستانک عاشقانه‌ای هم با ماهرخ دارد. در این بین و برای آن که قصه از ریتم نیوفتد و در عرض گسترش پیدا کند، داستان‌های فرعی‌ هم تدارک دیده شده است که در متن، شاخص‌ترین آن‌ها دانیال، پسر نوجوان یونس، قرار دارد؛ نوجوانی در آستانه بلوغ که مادر از دست داده و پدرش هم غرق در کار خود است و وابستگی عاطفی نیز به زن جوان همسایه پیدا کرده است. گم شدن دانیال به یکی از نقاط عطف سریال تبدیل شده است و تنش زیادی به آن می‌بخشد. داستانک مربوط به امیرعلی نداف و دختر جوانی که پدر و مادرش سال‌ها پیش به قتل رسیده‌اند نیز به خوبی به بدنه قصه پیوند خورده است و راه میانبری برای رسیدن فیلمنامه به نقطه عطف نهایی به حساب می‌آید.

«برتا؛ داستان یک اسلحه» نمونه‌ای قابل اتکا در درام پلیسی

باز شدن گره‌ها و جمع کردن داستانک‌ها، دیگر اتفاق کلیدی سریال در قسمت‌های اخیر است که فضا را برای رسیدن به پرده پایانی و جمع‌بندی نهایی آماده می‌کند بدون آن که همچون بسیاری از سریال‌ها،  شتابزده به پایان رسیده و مخاطب را شوکه کند! برای مثال هم می‌توان به رکب خوردن سیاوش از ماهرخ و پایان تراژیکش اشاره کرد.

تماشای برتا؛ داستان یک اسلحه در فیلم نت

امیرحسین ترابی و کارگردانی یکدست و هوشمندانه

«برتا؛ داستان یک اسلحه» به لحاظ فنی نیز از جمله سریال‌های موفق پلتفرم‌ها به حساب می‌آید که مخاطب خود را به هیچ وجه دست‌کم نمی‌گیرد. ترابی پس از ساخت سریال «خون‌سرد»، در اینجا بیش از هر چیز حواس خود را جمع ریتم و یک‌دستی آن کرده است، آن هم با بهره‌گیری از دکوپاژی حساب شده و استفاده هوشمندانه از فلاش بک که کاملا در ساختار سریال جا افتاده است.

سکانس دزدی از طلافروشی هم یکی از سکانس‌های درخشان سریال از منظر کارگردانی است که پرتنش و باورپذیر از آب درآمده است. ترابی از دیگر عناصر فنی همچون فیلمبرداری، تدوین و موسیقی نیز به شکل مطلوبی بهره گرفته و کیفیت کار را چند پله‌ای بالاتر برده است، به ویژه موسیقی بامداد افشار که کاملا در خدمت سریال بوده است و به اندازه به نظر می‌رسد.

عنصری کلیدی به نام بازیگر

یکی دیگر از عناصر کلیدی سریال که می‌تواند موفقیت آن را یک تنه رقم بزند، بازیگر است. گروه بازیگرانی که امیرحسین ترابی در اینجا گردهم آورده است، گروه یکدست و منسجمی است که یکی از پایه‌های موفقیت آن به حساب می‌آیند. شهرام حقیقت‌دوست پس از حضور موفق در سریال‌های «خون‌سرد» و «مرداب» به بهترین شکل در نقش سرگرد یونس امجد فرو رفته است و به اصطلاح در آن زندگی می‌کند. درون‌گرا بودن نقش نیز به حقیقت‌دوست فرصت بیشتری برای متفاوت بودن داده است و او را به قهرمانی باورپذیر و دوست‌داشتنی تبدیل کرده است.

روی دیگر این سکه، مهدی حسینی‌نیا در نقش امیرعلی نداف است که پس از چند نقش اصلی و مکمل درخشان، این بار با گریمی سنگین و چهره‌ای کاملا متفاوت جلوی دوربین رفته است. او برای باورپذیر کردن نقش و برداشتن فاصله سنی موجود به شکل مطلوبی از زبان بدن بهره گرفته و صداسازی را هم به آن اضافه کرده است.

«برتا؛ داستان یک اسلحه» تا قسمت پانزدهم پرنفس پیش رفته است و با جمع کردن خرده داستان‌ها و روشن کردن تکلیف تعدادی از شخصیت‌ها، موتور خود را برای قسمت‌های پایانی و گره‌گشایی نهایی روشن کرده و مخاطبان خود را منتظر  تماشای آن نگه داشته است.

محمد جلیلوند

فیلم نت نیوز- جدیدترین اخبار و اطلاعات فیلم و سریال

برچسب‌ها: برتا؛ داستان یک اسلحه،شهرام حقیقت‌دوست
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ