آخر هفته چی ببینیم
بهترین فیلم های پلیسی که باید در فیلمنت تماشا کنید
معما، توطئه و رگبار گلولهها
به گزارش فیلمنت نیوز، فیلمهای پلیسی همواره یکی از جذابترین و هیجانانگیزترین ژانرهای سینما به شمار میروند و طرفداران مخصوص به خود را دارند. آثار پلیسی معمولاً ترکیبی از چندین ژانر محبوب سینمایی را شکل میدهند و با ترکیبی از معما، تعقیب و گریز و شخصیتهای پیچیده، تماشاگران را به دنیای پر از جرم و جنایت میبرند و در هر لحظه احساساتی چون تنش و کنجکاوی را در آنها ایجاد میکنند. برخی فیلمهای پلیسی چاشنی طنز درون خود دارند و برخی فیلمها حتی وارد جهان علمی تخیلی میشوند اما در نهایت ژانر پلیسی آنها نسبت به سایر المانها غلبه میکند. در این میان، پلتفرمی مانند فیلم نت فرصت بینظیری را برای علاقهمندان به این ژانر فراهم کردهاند تا به دنیای جذاب و پرهیجان فیلمهای پلیسی دسترسی داشته باشند و بهترین فیلم های پلیسی فیلم نت مجموعهای از برترینهای این ژانر در تاریخ سینما را شامل میشود.
در این مطلب، به معرفی بهترین فیلمهای پلیسی عرضه شده در فیلم نت خواهیم پرداخت. از آثار کلاسیک و بینظیر تا فیلمهای جدید و هیجانانگیز که در تاریخ سینما بیبدیل هستند. بیایید با هم به بررسی این فیلمها بپردازیم و ببینیم کدام آثار در دل تماشاگران جایگاه ویژهای دارند و چرا میتوانند تجربهای فراموشنشدنی را برای شما رقم بزنند.
۱. مخمصه (Heat)
فیلم «مخمصه» (Heat)، شاهکاری از مایکل مان است که در تاریخ سینما ماندگار شد. این فیلم اولین رویارویی آل پاچینو و رابرت دنیرو در عالم سینما به حساب میآید و درواقع بازسازی فیلم قبلی مایکل مان با نام (L.A Takedown) است که قرار بود بهعنوان اولین اپیزود یک سریال پلیسی از شبکه NBC پخش شود و در نهایت تبدیل به یک فیلم تلویزیونی شد. مان که باور داشت پتانسیل فیلمنامه خود را با ساخت یک فیلم تلویزیونی هدر داده، به سراغ ساخت فیلم سینمایی «مخمصه» رفت و بازیگران بزرگی را برای این اثر در نظر گرفت.
فیلم «مخمصه» روایتگر تقابل نفسگیر یک سارق حرفهای (رابرت دنیرو) و یک پلیس مجرب (آل پاچینو) است. این فیلم با صحنههای تعقیب و گریز مهیج، شخصیتپردازی عمیق و فضایی تاریک و واقعگرایانه، یک اثر پلیسی تمام عیار به حساب میآید. مان با دقت و وسواس به جزئیات دنیای جنایی و پلیس پرداخته و حس تعلیق را تا آخرین لحظه حفظ کرده است. تقابل این دو شخصیت، نه تنها در سطح عملیاتی که در عمق روانشناختی آنها رخ میدهد و به فیلم پیچیدگی خاصی میبخشد. «مخمصه» با داستانی جذاب و بازیهای درخشان، استانداردهای جدیدی را در ژانر پلیسی تعریف کرد و سردمدار فیلمهای پلیسی زیادی در سینما شد. این فیلم با نشان دادن دو روی سکهی جرم و مبارزه با آن، مخاطب را به تفکر وا میدارد. صحنههای پایانی فیلم، که در آن دو شخصیت اصلی در یک رویارویی حماسی قرار میگیرند، از ماندگارترین سکانسهایی است که در فیلمهای پلیسی سینما ساخته شده است. به طور قطع میتوان گفت «مخمصه» نه تنها یک فیلم اکشن، بلکه یک مطالعهی دقیق روی طبیعت انسان و پیچیدگیهای اخلاقی است.
۲. جدامانده (The Departed)
«رفتگان» یا «جدامانده»، شاهکاری از مارتین اسکورسیزی و بازسازی اقتباسی از یک فیلم هنگ کنگی موفق با نام «امور دوزخی» است. این فیلم روایتی تیره و پیچیده از نفوذ دو مرد به دنیای یکدیگر است؛ دو دنیای متضاد از یکدیگر: یک پلیس مخفی در باند مافیایی بوستون و یک مافیا در پوشش پلیس. اسکورسیزی با داستانی پر از پیچش، شخصیتپردازیهای چندلایه و فضایی تاریک و خشن، دنیای زیرزمینی بوستون را به طرز باورناکی به تصویر میکشد و اثری خلق میکند که به مراتب از پدر معنوی آسیایی خود بهتر ظاهر میشود.
بازیهای درخشان لئوناردو دیکاپریو و مت دیمون و صد البته جک نیکلسون بر جذابیت فیلم میافزاید و رقابت نفسگیر این دو بازیگر برای به دست آوردن برتری، مخاطب را تا پایان فیلم درگیر خود نگه میدارد. این فیلم با خلق فضایی سنگین و نفسگیر، مخاطب را به دنیایی میکشاند که در آن مرز بین خیر و شر مبهم شده است. کارگردان با مهارت تمام، پیچیدگیهای روانشناختی شخصیتها را به تصویر میکشد و نشان میدهد که در این بازی مرگبار، هیچکس برنده واقعی نیست. «جدامانده» با پرداختن به موضوعاتی مانند هویت، خیانت و بهای قدرت، به یکی از ماندگارترین آثار سینمای پلیسی-گانگستری تبدیل شده است.
۳. پلیس آهنی (Robocop)
فیلم «پلیس آهنی» یا (Robocop)، ساخته پل ورهوفن در سال ۱۹۸۷، یکی از آثار ماندگار در ژانر پلیسی علمی تخیلی به شمار میآید و ترکیبی فوقالعاده از این دو سبک با یکدیگر است. این فیلم داستانی جذاب را در آیندهای دور روایت میکند که دنیا تبدیل به جهانی پر از جرم و فساد شده و در خلال مبارزه با جرم و جنایت، پلیسی به نام «الکس مرفی» به طرز وحشتناکی آسیب میبیند. پلیس مرفی را بهعنوان یک سوژه آزمایشی خود انتخاب میکند و او را به عنوان یک سایبرنتیک (آدم آهنی)، تحت عنوان «روبوکاپ» به زندگی بازمیگرداند. این اثر نه تنها با ترکیبی از اکشن و معما تماشاگران را سرگرم میکند، بلکه به بررسی مسائلی مانند هویت انسانی، اخلاق در فناوری، و فساد سیستمهای اجتماعی نیز میپردازد.
«روبوکاپ» فیلمی بزرگسال است و به دلیل صحنههای خشونتآمیزی که درون خود دارد معروف است؛ باید گفت این خشونت بخشی از روایت فیلم را شکل میدهد و به جهانسازی تاریک و دیستوپیایی فیلم کمک شایانی میکند. این فیلم به موفقیتهای زیادی دست یافت و دنبالههایی از جمله (Robocop 2) و (Robocop 3) را به دنبال داشت که همگی آنها در فیلمنت قابل مشاهده هستند. همچنین سالها بعد یک ریبوت از «پلیس آهنی» ساخته شد که نتوانست موفقیت سه گانه اولیه این سری را با خود به همراه داشته باشد. همچنین، مینیسریالهایی مانند Robocop: The Series و سریالهای انیمیشنی متفاوتی از این شخصیت محبوب و دنیای او ساخته شدهاند که در نهایت باید گفت نسخه اصلی همچنان یک اثر فراموشنشدنی و تأثیرگذار در دنیای سینما و فرهنگ عامه باقی مانده است.
فیلم «روبوکاپ» با ترکیب هوشمندانهای از اکشن، تنش، و نقد اجتماعی، نه تنها یک فیلم پلیسی علمی تخیلی است، بلکه به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی دهه ۸۰ میلادی به شمار میآید. این فیلم به تماشاگران یادآوری میکند که حتی در دنیای پر از فناوری و پیشرفت، سوالات اساسی در مورد انسانیت همچنان پابرجا هستند.
۴. شهرک پلیس (Cop Land)
فیلم «شهرک پلیس» (Cop Land) یک اثر پلیسی مهیج به کارگردانی جیمز منگولد است که آخرین ایندیانا جونز سینما را نیز کارگردانی کرد. این فیلم داستان یک انسان شریف و درستکار به نام فردی هفلین را روایت میکند که در یک شهرک کوچک و آرام در نیوجرسی زندگی میکند. هفلین که شیفتهی پلیسهای نیویورک است، به آنها احترام زیادی میگذارد. اما زمانی که متوجه میشود بسیاری از این پلیسها که در شهرک او خانه دارند، درگیر فعالیتهای خلافکارانه هستند و به بیانی بهتر، یک سری پلیس فاسد هستند، دنیای او به هم میریزد و تصمیم میگیرد حق آنها را کف دستشان بگذارد.
منگولد با خلق فضایی تاریک و سنگین، دنیای زیرین و فاسد پنهان شده در این شهرک آرام را به تصویر میکشد. بازی درخشان سیلوستر استالونه در نقش شریفی که با واقعیت تلخ روبرو میشود، از نقاط قوت فیلم است و کاری میکند که استالونه را بهجز مردی با عضلههای آهنین، در قامت یک بازیگر قدرتمند ببینیم. «شهرک پلیس» با پرداختن به موضوعاتی مانند فساد، خیانت و دوستی، به یک درام جنایی تاثیرگذار تبدیل شده است. این فیلم با نشان دادن سقوط یک سری قهرمان عمومی در بین مردم، مخاطب را به فکر فرو میبرد و سوالاتی را درباره ماهیت قدرت و عدالت مطرح میکند.
۵. رونین (Ronin)
فیلم رونین (Ronin)، اثری ماندگار در سینمای پلیسی از جان فرانکنهایمر است که تماشاگر را به دنیای پیچیده و خطرناک جاسوسی میبرد. داستانی پر از تعلیق و پیچشهای غیرمنتظره در انتظار بینندگان این فیلم است: داستان حول محور یک گروه از مزدوران حرفهای میچرخد که به رهبری «سام» (با بازی رابرت دنیرو) گردهم میآیند تا یک مأموریت خطرناک را انجام دهند. آنها قصد دارند به یک کیف مرموز که احتمالاً حاوی اطلاعات حساس است، دست پیدا کنند. فیلم به طور هوشمندانهای ترکیبی از اکشنهای پر زد و خورد و لحظات تنشزا را همگام با تحولات داستانی در فیلمنامه به تصویر میکشد و مفهوم وفاداری و اعتماد در دنیای جنایی را به چالش میکشد.
شخصیتهای فیلم «رونین» با گذشتههای پیچیده و تصمیمات اخلاقی مواجه میشوند که حس پلیسی و جستجوی حقیقت را در بطن داستان ایجاد میکند. فیلم با بازیهای درخشان رابرت دنیرو، ژان رنو و نانسی تری، فضایی تاریک و پر از توطئه را به تصویر میکشد. ژان رنو به عنوان یک مرد مرموز و کارآمد، جذابیت خاصی به فیلم میبخشد و نانسی تری با تعادل میان اعتماد و خیانت به داستان عمق میدهد هر یک از شخصیتها با مهارتهای خاص خود، به دنبال رسیدن به هدفی هستند که در ابتدا برای مخاطب نامعلوم است. تعقیب و گریزهای نفسگیر، صحنههای اکشن مهیج و دیالوگهای هوشمندانه، همه و همه دست به دست هم دادهاند تا رونین به یکی از ماندگارترین آثار ژانر اکشن تبدیل شود.باید گفت در «رونین»، مرز بین دوست و دشمن به شدت مبهم است و هر لحظه احتمال خیانت وجود دارد. این فیلم با پرداختن به موضوعاتی مانند وفاداری، اعتماد و هویت، مخاطب را به فکر فرو میبرد. شخصیتهای پیچیده و چندبعدی فیلم، به همراه فضایی تاریک و سنگین، رونین را به یک تجربه سینمایی فراموشنشدنی تبدیل کرده است.
۶. ارتباط فرانسوی (The French Connection)
«ارتباط فرانسوی» (The French Connection) یک فیلم کلاسیک در ژانر جنایی و پلیسی به کارگردانی ویلیام فردکین است. این فیلم بر اساس داستان واقعی تلاشهای پلیس نیویورک برای کشف یک محموله بزرگ هروئین از فرانسه ساخته شده است و شخصیتهای اصلی خود را از بین دو کارآگاه نیویورکی انتخاب کرده است و داستان حول محور کارآگاهان «جیمی «دووی» (با بازی جن هکمن) و «پاول «گروو» (با بازی ویدرین کلین) تمرکز دارد. فیلمنامه به خوبی تنشهای شغلی و شخصی کارآگاهان را به تصویر میکشد و در عین حال تلاش آنها برای مقابله با دنیای زیرزمینی و جنایی نیویورک را نیز نشان میدهد. صحنههای تعقیب و گریز مهیج و جذاب، به همراه ساختار روایت واقعی، به تماشاگران احساس واقعی بودن و شدت ماجرا را منتقل میکند. فیلم با رویکردی مستندگونه، دنیای خلافکاران و پلیسها را به تصویر میکشد. صحنههای تعقیب و گریز در خیابانهای نیویورک، با استفاده از دوربینهای دستی و نور طبیعی، حس واقعی بودن را به مخاطب منتقل میکند.
هکمن با بازی پرتوان خود، عمق و پیچیدگیهای شخصیت جیمی را به خوبی به تصویر میکشد و تماشاگران را به چالشهای او در مبارزه با جنایت میکشاند. همچنین، روت گراسمی در نقش یک تبهکار اصلی، جذابیت و تنش خاصی به فیلم میبخشد. باید بدانید ارتباط فرانسوی با نوآوریهای خود در زمینه روایتگری و سبک بصری الهامبخش بسیاری از فیلمهای پلیسی پس از خود بوده است. دنباله این فیلم یعنی قسمت دوم «ارتباط فرانسوی» را نیز میتوانید در فیلمنت تماشا کنید.
۷. هفت (Se7en)
در هفتمین و آخرین گزینه میرسیم به فیلم «هفت» (Se7en) ، یک فیلم پلیسی-هیجانانگیز به کارگردانی دیوید فینچر که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد و به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار ژانر خود شناخته میشود. این فیلم داستان دو کارآگاه با نامهای «ملز» (با بازی برد پیت) و «سومرست» (با بازی مورگان فریمن) را روایت میکند که در حال تحقیق روی یک سری قتلهای زنجیرهای وحشتناک هستند که بر اساس هفت گناه کبیره انجام میشوند. این فیلم به بررسی عواقب خشونت و فساد اجتماعی میپردازد و به نقش مذهب در شکلگیری اذهان نیز اشاره میکند. فینچر با دقتی بینظیر به تحلیل شخصیتها و وضعیتهای اخلاقی آنها میپردازد و کاراکترها را در موقعیتهایی تنشزا قرار میدهد که قدرت تصمیمگیری برایشان سخت باشد. فیلم «هفت» بهزیبایی حس اضطراب و بیقراری را در تماشاگران ایجاد میکند و آنها را به عمق داستان و چالشهای کارآگاهان میکشاند.
تیم بازیگری «هفت» با ارائه عملکردهای فوقالعاده، به ایجاد فضایی پر تنش و جذاب کمک کردهاند. مورگان فریمن با بازی درخشان خود به عنوان «سومرست»، تجربه و عمق شخصیتی را به نمایش میگذارد که نه تنها در جستجوی حقیقت، بلکه در کشف خود و دنیای اطرافش نیز در تلاش است. برد پیت به عنوان «ملز»، کارآگاهی جوان و پرشور، با بازی پرشور خود تنشهای درونی و چالشهای او را به خوبی به تصویر میکشد. همچنین، بازیگر قاتل روانی فیلم که به دلیل عدم اسپویل شدن نام آن را نمیبریم، به جذابیت و ترس داستان اضافه میکند. فیلم با استفاده از نورپردازی کمنور، موسیقی متن سنگین و تصاویر نمادین، فضایی وهمآور و ترسناک را ایجاد میکند که بر روان مخاطب تأثیر میگذارد. ناگفته نماند پایان فیلم یکی از بحثبرانگیزترین و به یادماندنیترین پایانهای تاریخ سینما است.
آرش پارساپور