فیلم‌هایی که پایان‌شان نفس‌تان را می‌بُرد!

- 13 دقیقه مطالعه
یکی از نکات مهم درباره فیلم‌های سینمایی پایان‌بندی آنهاست و پایان‌بندی غافلگیرکننده نقطه قوت آثار سینمایی محسوب می‌شود.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، خیلی از علاقه‌مندان جدی سینما احتمالا عاشق پایان‌بندی پیچیده و غیرمنتظره هستند. استیون اسپیلبرگ کارگردان بلندآوازه آمریکایی زمانی گفته بود هرگز تماشای هیچ فیلمی را نیمه کاره رها نمی‌کند، اگر تا لحظات پایانی مجذوب یک فیلم نشد منتظر یک پایان درخشانِ هالیوودی می‌نشیند. همین جمله اسپیلبرگ نشان از اهمیت یک پایان بندی خوب دارد. برخی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما تنها چند دقیقه قبل از اینکه تیتراژ پایانی‌شان روی صفحه ظاهر شود ضرب شست اساسی خود را به مخاطب نشان داده‌اند و تماشاگران شان را غافلگیر کرده‌اند. ورا توبین متخصص علوم مربوط به مغز انسان زمانی در یک پادکست درباره پایان بندی‌های غافلگیر کننده سینما گفته بود قصه‌ها همچون یک ترفند و حقه جادویی عمل می‌کنند ما داستانها را به دلیل الگوهایی که دارند می‌شناسیم، بنابراین وقتی متخصصان عرصه قصه نویسی یک پایان شگفت انگیز برای داستان شان بر‌می‌گزینند و انتظارات مخاطب را دستخوش تغییر قرار می‌دهند، ما به عنوان تماشاگر تحت تاثیر قرار می‌گیریم. توبین در مقاله ای جداگانه در سال ۲۰۲۱ نیز نوشت یک طرح داستانی پر پیچ و خم، مخاطبان را دعوت می‌کند تا بیش از آنکه به صورت منفعلانه از تماشای یک اثر لذت ببرند، تلاش کنند با آن تعامل داشته و در قصه مشارکت داشته باشند. حالا برای کسانی که به دنبال فیلم‌های با پایان غیرمنتظره هستند یک فهرست ۸ تایی از به یاد ماندنی‌ترین پایان‌بندی‌های پرپیچ و خم تاریخ سینما را قرار داده ایم که می‌تواند برای دوست داران سینما جالب باشد خبر خوب اینکه تمام تلاش خود را کرده ایم تا چیزی از پایان فیلم افشا نکنیم و فقط به مخاطب بگوییم در پایان این فیلم‌ها برای لحظاتی ذوق زده خواهید شد و اگر فیلم را در آرشیو خود دارید حتما دوباره به سراغ آن می‌روید و اگر که آن را در سینما تماشا کرده باشید احتمالا دوباره بلیت بخرید و برای تماشای فیلم به سینما برگردید.

۱. جزیره شاتر (۲۰۱۰)

مارتین اسکورسیزی اغلب اوقات در کارهای پرعظمت خود معمولا درگیر پایان‌های پرپیچ و خم و غیر منتظره نمی‌شود. اما این فیلمساز چیره دست در سال ۲۰۱۰، در فیلم «جزیره شاتر» این سنت شکنی را انجام داد. «جزیره شاتر» اقتباس سینمایی اسکورسیزی از رمان سال ۲۰۰۳ دنیس لِهان با بازی لئوناردو دی کاپریو است که در آن دی‌کاپریو در نقش یک مارشال آمریکایی ظاهر می‌شود که به یک موسسه روانی در بوستون می‌رود تا تحقیقات مربوط به افراد گمشده را انجام دهد. این فیلم کم و بیش به پایان شوکه کننده و شگفت انگیز کتاب پایبند است پایانی که دلیل واقعی حضور شخصیت دی کاپریو را در آن آسایشگاه روانی نشان می‌دهد. «جزیره شاتر» یکی از جذاب‌ترین فیلم‌های اسکورسیزی است که از استعداد بی نظیر این کارگردان بهره می‌برد. با توجه به شناخت ما از اسکورسیزی و علاقه این کارگردان به سینمای کلاسیک، در هنگام تماشای فیلم قطعا به شباهت «جزیره شاتر» و فیلم کلاسیک «مطب کار دکتر کالیگاری» پی می‌بریم.

۲. مظنونین همیشگی (۱۹۹۵)

برایان سینگر کارگردان «مظنونین همیشگی» قبل از اینکه سری فیلم‌های موسوم به مردان ایکس را کارگردانی کند، این فیلم جنایی مردانه دهه نودی را ساخت. داستان «مظنونین همیشگی» که عمدتا در فلاش‌بک می‌گذرد، درباره یک شاهد عینی است که توضیح می‌دهد چگونه یک مغز متفکر جانی به نام کایزر شوزه، پنج تبهکار دیگر از جمله خودش را متقاعد کرده است تا یک سرقت خطرناک و مرگبار را انجام دهند. پایان پر پیچ و خم این فیلم یکی از ماناترین و پرسروصدا ترین پایان بندی‌های تاریخ سینما تا به امروز بوده است. شخصیت کاراکتر کایزر شوزه این فیلم نیز چنان جایگاه ویژه ای به دست آورد که وارد فرهنگ عامه شد.

۳. حس ششم (۱۹۹۹)

سومین فیلم بلند ام نایت شامالان جای پای او را در هالیوود تثبیت کرد، فیلم هیجان انگیز تیره و تاریکی که با یک پایان بندی غیرمنتظره و فراموش نشدنی هویت هنری فیلمسازش را شکل داد. در «حس ششم»، بروس ویلیس در نقش یک روانشناس کودک بازی می‌کند که بیمارش کول سیر (هالی جوئل آزمنت) ادعا می‌کند با مردگان تماس دارد، همان جمله ای که بسیاری از دوستداران فیلم شامالان با شنیدن آن یاد فیلم می‌افتند؛ «من مردم مرده رو می‌بینم». روانشناس داستان، کل فیلم تلاش می‌کند این باور غم انگیز و ترسناک را از پسر دور کند و اما پایان فیلم چنان میخکوب کننده است که بعید است تماشاگر بلافاصله بعد از پایان به لحظه لحظه فیلم برنگردد.

۴.  قدرت سگ (۲۰۲۱)

روابط سمی میان افراد و هویت‌های سرکوب شده دو بخش اساسی وسترن تحسین شده سال ۲۰۲۱ جین کمپیون با نام «قدرت سگ» را تشکیل می‌دهند فیلمی که بر اساس رمان توماس ساویج در محیطی در دشت‌های پهناور توسط نتفلیکس ساخته شده است. بندیکت کامبربچ و جسی پلمونز در نقش دو برادر مزرعه‌دار متمول هستند که در آن شخصیت کامبربچ به همسر تازه برادرش (با بازی کریستین دانست) و پسر این زن (کودی اسمیت-مک فی) توهین کلامی می‌کند و به آنها فشار روانی وارد می‌کند. شاید با تماشای «قدرت سگ» این حس را داشته باشید که فیلم به معنای سنتی پایان بندی پیچیده ای ندارد، اما در پایان فیلم دیدن اینکه ظرفیت یک شخص برای اقدام به کارهای شرورانه تا چه حد می‌تواند عمیق باشد، شوکه کننده است.

۵. محله چینی‌ها (۱۹۷۴)

شاید شما بتوانید به کسی بگویید «فراموشش کن، اینجا محله چینی‌ها است»، اما واقعا هیچ‌کس کلاسیک نوآر «محله چینی‌ها» اثر رومن پولانسکی را فراموش نمی‌کند. در «محله چینی‌ها»، جک نیکلسون در نقش یک کاراگاه خصوصی به نام جیک گیتس بازی می‌کند که آخرین پرونده‌اش او را به نوعی وارد توطئه ای بزرگ و پیچیده در مورد تامین آب در شهر لس آنجلس می‌کند. اما چرخش تکان دهنده واقعی فیلم در انتهای آن رخ می‌دهد، جایی که کاراکتر اِولین مالوری با بازی فی داناوی هویت واقعی دختر و همینطور پدرش را فاش می‌کند و همین افشاگری به یک پایان بندی کم نظیر در تاریخ سینما منتج می‌شود پایان بندی که با اصرار پولانسکی تغییر کرد و رابرت تاون فیلمنامه نویس نیز به این تغییر تن داد. رابرت تاون در آخرین مصاحبه زندگی‌اش درباره پایان فیلم چنین گفته بود: در واقع پایان بندی را که به درخواست رومن پولانسکی وجود داشت، نوشتم و بعد احساس کردم که بیش از حد پر از آه و ناله و ملودراماتیک است ولی پولانسکی گفت: «نه، فکر می‌کنم عالی است» و در پایان فکر می‌کنم حق با رومن بود.

۶. بازی (۱۹۹۷)

درباره این فیلم باید گفت دیوید فینچر با تریلر روانشناختی «بازی» که آن را در سال ۱۹۹۷ ساخت با ذهن مخاطبانش بازی می‌کند. مایکل داگلاس در نقش نیک ون اورتون، بانکدار ثروتمند وتنهایی حضور دارد که در روز تولدش، هدیه عجیبی دریافت می‌کند؛ چالشی مملو از رمز و راز و توطئه که تقریبا شامل تمام عرصه‌های زندگی اش می‌شود. این هدیه یک بازی است که توسط شرکتی به نام سی‌آراس تولید و برای هر کس به صورت اختصاصی و با توجه به ویژگی‌های جسمی و روحی آن فرد طراحی می‌شود و در انتها موجب تحول آن شخص می‌شود. برای نیکلاس این بازی از اتفاقات گوناگونی شکل می‌گیرد که آنقدر طبیعی هستند که او را به حالت جنون می‌رسانند. فیلم فینچر بسیار هوشمندانه است و پایان آن شما را متحیر و سردرگم می‌کند.

۷. اولدبوی (۲۰۰۳)

فیلم کره ای مشهور «اولدبوی» ساخته پارک چان ووک که اقتباسی آزاد از یک مانگای ژاپنی به همین نام است. «اولدبوی» روایت یک تاجر است که در همان ابتدای فیلم ربوده و به مدت ۱۵ سال در اتاقی زندانی می‌شود او وقتی آزاد می‌شود تمام تلاش خود را می‌کند که مسئول و دلیل اسارت خود را پیدا کند، شخصی که این بلا را سر این تاجر ثروتمند آورده در آخرین دقایق فیلم یک دیالوگ کلیدی به او می‌گوید اینکه او بیشتر از آنکه باید به دنبال دلیل ربوده شدن خود می‌گشت باید به دنبال دلیل آزاد شدن خود بعد از ۱۵ سال بود، همین جمله، کلید پیچیدگی‌های این فیلمنامه است. تریلر روانشناختی تیره و سیاه «اولدبوی» نشان می‌دهد شایعات کهنه شده دوره دبیرستان ممکن است هزینه ای بسیار بیشتر از آنچه توقع داریم داشته باشند. پایان بندی اولدبوی چنان حیرت انگیز و مخوف و ترسناک است که بعید است آن را فراموش کنید.

۸. بلید رانر (۱۹۸۲)

فیلم علمی ‌تخیلی «بلید رانر» به کارگردانی ریدلی اسکات که براساس کتاب پادآرمانشهری «آیا آدم‌مصنوعی‌ها خواب گوسفند برقی می‌بینند؟» نوشته سال ۱۹۶۸ فیلیپ کی. دیک ساخته شده است یکی از آن فیلم‌های پرپیچ و خم تاریخ سینما است با یک پایان بندی شگفت‌انگیز.

این فیلم داستان یک افسر پلیس جایزه بگیر به نام دکارد است که در شهر سانفرانسیسکو کار می‌کند. وظیفه او یافتن و بازنشسته کردن آدم مصنوعی‌هایی که اصطلاحا رپلیکنت نامیده می‌شدند، است؛ رپلیکنت‌هایی که به صورت غیرقانونی وارد زمین شده‌اند.

پایان بندی فیلم لحظه ای که پای دکارد روی یک اوریگامی می‌رود همراه با موسیقی متن ونگلیس یکی از آن پایان بندی‌های باشکوه تاریخ سینما را رقم می‌زند.

محمدامین شکاری

برچسب‌ها: ام. نایت شامالان،برایان سینگر،پارک چان ووک،جین کمپیون،دیوید فینچر،رومن پولانسکی،مارتین اسکورسیزی،معرفی فیلم و سریال
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

پربازدیدها