با پخش قسمت دوم سریال افعی تهران نگاهی به وجوه روانشناسانه اثر داشتهایم.
به گزارش فیلمنت نیوز، جرم شناسان اجتماعی اساسا فیلمهای سینمایی و سریالها را به منزله منابع مهم فرهنگی برای درک بیشتر ماهیت و علل انحرافات اجتماعی و جرم میدانند. تبیین ویژه جرایم و انحرافات اجتماعی و راهاندازی مباحث ملی درباره علل جرم برای مخاطبان سینما و سریال برای این گروه اهمیت و جایگاه ویژهای دارد و این در حالی است که یکی از مفروضات بنیادین جامعه شناسی سینما هم معتقد است مضامین فیلمهای اجتماعی بازتاب شرایط اجتماعی حاکم در آن اجتماع هستند. با تجمیع این دو دیدگاه میتوان گفت فیلمها و سریالهای سینمایی که بازنمایی جرم، فرهنگ و سیاست فرهنگی خاصی هستند و مسائل خاصی را در مورد آن برجسته میکنند هم از این طریق میکوشند بر مخاطبان و سوژههای انسانی تاثیر مهمی در حوزههای یاد شده بگذارند.
در حیطه فیلمسازی اجتماعی و علی الخصوص در ژانر جنایی پلیسی، جرم و عوامل آن در دامنه وسیعی مورد پرداخت و باز سازی قرار میگیرد. از جمله فیلمهایی که در حوزه جرم تولید میشوند میتوان به فیلمهایی اشاره داشت که به عوامل محیطی و جامعهشناختی جرم پرداخته و بر آن تاکید دارند. این نوع خاص از فیلمهای جنایی در واقع نشان میدهند که چگونه خرده فرهنگهای معیوب یا عوامل موقعیتی دیگر ممکن است افراد را به سوی ارتکاب جرم سوق دهد. سریال افعی تهران نمونهای از این نوع خاص سینمای جنایی است. این سریال هم بواقع بیش از این که بر خودِ اتفاق جنایت یعنی جنایاتی که افعی تهران قاتل حرفهای و مشهور شهر انجام میدهد تاکید کند، بیشتر بر حواشی و احوالات مردم آن شهر تاکید دارد. آرمان بیانی منتقدِ فیلم که قصد دارد فیلمی درباره قاتل شهر بسازد فیلمسازی است که تمام زندگیش با مردم و در کنار مردم شهر رقم میخورد. از جنس مردم است. در کنارشان قدم میزند. نفس میکشد. تاکسی و مترو سوار میشود. به تماشای نمایش میرود. مثل خیلی از مردم که ممکن است در سالن نمایش خوابشان ببرد، خوابش میبرد و…
اما آرمان علی رغم خصایص خوب و فیلمساز مردمی بودنش، خودش زندگی آشفته و ملتهبی دارد. احوالات امروز او برگرفته از زخمهای عمیقی است که از کودکی جوانی و ازدواج ناموفقش به یادگار دارد و این دقیقا همان نقطه عطف فیلم و پیام خاص و پُراهمیت داستان افعی تهران است که آن را از نمونههای مشابهش متفاوت میکند. این که هیچ چیز مطلق و کامل نیست و اتفاقی به نام جرم و خلافی به نام بزه برای هیچکس اتفاق دور و انجامنشدنی نیست. «افعی تهران» یک پی رنگ اصلی دارد که در آن به اتفاق فیلمسازی و مشکلات پیامد آن اعم از قرائتهای مختلف از ممیزی و سیاه نمایی و اعمال فشار نیروهای نظارتی و امنیتی، بر پروسه فیلمسازی و نهایتا تعریف سینمای اجتماعی و... میپردازد، اما زیرلایههای مهمتری هم در این مجموعه به چالش کشیده میشوند که اهمیت آن کمتر از پی رنگ اصلی نیست. پرداخت این زیرلایهها هر کدام در جای خود از درجه اهمیت و اعتبار بالایی برخوردارند و بر جذابیت و چالش هرچه بیشتر موضوع اصلی نیز افزودهاند. آرمان بیانی شخصیت اصلی فیلم که تلاش میکند تا فیلمی اجتماعی بسازد و در آن فیلم برای خانوادههای مخاطب فیلمش از قاتلی بگوید که در شهر ناامنی ایجاد کرده و به سلاخی مردم شهر مشغول است، خودش اما خانوادهای ندارد تا در کنج امن آن خستگی از تن بزداید. آدمهای مهم زندگی آرمان هر کدام به طریقی او را در ادامه راه زندگی تنها گذاشتهاند. مهمترین تعاریف زیرساختی و بنیادین جامعهشناسی و روانشناسی خانواده از روابط درون خانواده و برون از آن در این سریال مطرح و به چالش کشیده می شوند. نقش و جایگاه پدر در خانواده بعنوان مهم ترین الگوی رفتاری فرزندان به ویژه فرزندان ذکور، اهمیت و نقش مهم مهر مادری در رشد و استحکام شخصیت و اعتماد به نفس فرزندان و نیز اهمیت ازدواج و تعهداتی که طرفین آن نسبت به هم دارند و کوتاهی از آن چگونه می تواند در سردی روابط و قطع ارتباط عاطفی تاثیر جبران ناپذیری بگذارد و سرانجام همه این ها والدی که از میانه یک گذشته تلخ آمده و از بد سرنوشت بدون التیام زخمهایش مسئولیت عظیم پدری یا مادری یک کودک معصوم را بر عهده می گیرد؛ مسئولیتی که از انجام صحیح آن عاجز است چراکه خود او هنوز در میانه دردهایش دست و پا می زند و…
بیشتر بخوانید:
«افعی تهران»؛ شکل استاندارد سریالسازی
همه اینها و موضوعات مهم دیگری، این سریال را متفاوت و دیدنی میکنند. «افعی تهران» در نوع خود درام اجتماعی مهمی در ژانر جنایی است چراکه به جای پرداخت به اصل اتفاق قتل یا ارتکاب جرم مطابق با نسخههای معمول این نوع ژانر به علل و عوامل آن پرداخته است؛ عواملی که منجر به ارتکاب جرم و یا انجام جنایت قتل میشوند و با پرداخت زیرساختهای بنیادین از جامعهشناسی رفتاری در قالب روایتی متفاوت (گفتگو با روانشناس) به مخاطبش هشدار میدهد که چگونه ممکن است هر کدام از ما روزی یک مجرم شویم. مجرمان و قاتلان این شهر یا هر کجای این جهان کودکی و نوجوانی و جوانی داشتهاند و یقینا مادرزاد مجرم نبوده و نیستند.
حضور مردم واقعی در جای جای قصه (پویایی دوربین در ثبت لحظات واقعی مردم در شهر) به جنس مستند و واقعی آن (رئال) برای باورپذیری و همذات پنداری بیشتر مخاطب با جریان قصه کمک شایانی کرده است. امید است که در ادامه این سریال شاهد آسهای بیشتری از زوج پیمان معادی (نویسنده- بازیگر) و سامان مقدم (کارگردان) باشیم.
فریبا اشوئی عضو انجمن منتقدان سینما