معرفی ۱۰ فیلم بیوگرافی تاثیرگذار/ وقتی سینما خودش را روایت میکند
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلم نت نیوز، زندگی آدمهایی که سینما را ساختهاند، سرشار از ماجراجویی و تصمیمهایی است که زبان تصویر را تغییر داده است. فیلمهایی که درباره بیوگرافی این افراد ساخته شدهاند صرفا روایت سال تولد و افتخارها نیستند بلکه فرصتی برای تماشای پشت صحنه خلق ایدهها هستند. این آثار شبیه کلاسهایی بدون میز و کتاب هستند؛ جایی که روی پرده به ما نشان میدهند، شهرت چگونه ساخته میشود، شکست چطور الهامبخش میشود و میراث هنری از دل تجربههای انسانی شکل میگیرد.
در ادامه ۱۰ فیلم درباره بیوگرافی افراد تاثیرگذار در سینما را زیر ذره بین خواهیم برد.
۱. چاپلین – پرترهای از بیوگرافی مردی که سینما را خنداند
فیلم «چاپلین» (Chaplin) محصول سال ۱۹۹۲، بیوگرافی چارلی چاپلین، بازیگر و فیلمساز افسانهای سینمای صامت را از کودکی سخت در لندن تا تبدیل شدن به مشهورترین کمدین جهان دنبال میکند. این فیلم هم به فقر و کودکی آشفته چاپلین سر میزند، هم به مهاجرت او به آمریکا و خلق شخصیت ماندگار ولگرد کوچک که زبان بدن را به اوج رساند و ثابت کرد بدون دیالوگ هم میتوان عمیقترین احساسات را منتقل کرد.
فیلم علاوه بر روایت مسیر حرفهای چاپلین، به جنبههای سیاسی و جنجالی زندگی او هم توجه دارد؛ از پروندههای حقوقی و سو ظنهای سیاسی تا تبعید ناخواستهاش از هالیوود. «چاپلین» بیشتر از یک بیوگرافی ساده است و اینکه چطور یک هنرمند با کنترل کامل روی نگارش، بازی، کارگردانی و تدوین، سینما را از یک جاذبه مهیج به هنری انسانی و جهانی تبدیل کرد، بررسی میکند.
۲. اد وود – قهرمان شکستخورده سینمای مستقل
«اد وود» (Ed Wood) محصول سال ۱۹۹۴، بیوگرافی فیلمسازی است که سالها به عنوان بدترین کارگردان تاریخ مسخره شد، اما بعدها به یکی از چهرههای کالت (فرقهای) دنیای سینما تبدیل شد. فیلم بخشهایی از زندگی اد وود، علاقه بیمارگونهاش به فیلمسازی کمبودجه و رابطهاش با بازیگر کهنهکار، بلا لوگوسی را روایت میکند.
نکته مهم درباره این فیلم زاویه نگاهش است که اد وود نه به عنوان یک شکست مطلق بلکه به عنوان نماد شور و هیجان خام برای فیلمسازی نشان داده میشود؛ کسی که قواعد صنعت را بلد نیست، اما به هر قیمتی میخواهد فیلم بسازد. فیلم به خوبی نشان میدهد که تاثیرگذاری در سینما فقط با شاهکار ساختن به دست نمیآید و گاهی یک فیلمساز شکستخورده هم میتواند الهامبخش نسلهای بعد شود و نگاه آنها را به مفهوم اثر بد و اثر کالت تغییر دهد.
۳. هوانورد – وقتی یک میلیاردر دیوانه، سینما را تکان میدهد
«هوانورد» (The Aviator) محصول سال ۲۰۰۴، بیوگرافی هاوارد هیوز را به تصویر میکشد؛ میلیاردر عجیب و غریبی که همزمان هم مغز متفکر صنعت هوانوردی بود و هم یک تهیهکننده و کارگردان جاهطلب در هالیوود. بخش قابل توجهی از فیلم به دوران ساخت «فرشتههای جهنم» (Hell’s Angels) میپردازد؛ پروژهای عظیم که سالها طول کشید، هزینه هنگفتی داشت و به دلیل وسواس هیوز روی واقعگرایی، بدل به یکی از افسانههای پشتصحنه در تاریخ سینما شد.
فیلم رابطه پیچیده هیوز با ستارههای هالیوود، وسواسهای ذهنی و اختلال وسواسیاش (OCD) و تاثیر این ویژگیها بر سبک کار و سرمایهگذاری او را نشان میدهد. «هوانورد» کمک میکند بفهمیم چگونه سرمایهگذاران و تهیهکنندگان جاهطلب میتوانند با اصرار روی تکنیک، ابعاد تولید فیلم را به سطحی تازه برسانند؛ سطحی که بعدها الهامبخش بلاکباسترهای عظیم دهههای بعد شد.
۴. خدایان و هیولاها – پشت صحنه کابوسهای یونیورسال
فیلم «خدایان و هیولاها» (Gods and Monsters) محصول سال ۱۹۹۸، به بیوگرافی و روزهای پایانی زندگی جیمز ویل، کارگردان بریتانیایی فیلمهای کلاسیک «فرانکنشتاین» و «عروس فرانکنشتاین» میپردازد؛ مردی که شکل و شمایل سینمای وحشت استودیویی دهه ۳۰ را برای همیشه تغییر داد. داستان در دهه ۵۰ میگذرد؛ زمانی که ویل بازنشسته شده، با خاطرات جنگ شهرت گذشته و تمایلات سرکوب شده خود دست و پنجه نرم میکند.
فیلم بیش از آنکه یک بیوگرافی کلاسیک باشد، تلاشی برای فهم نسبت یک هنرمند با جهانهایی که خلق کرده است. گفتگوهای ویل با باغبان جوان به جای توضیح زندگینامه به موضوعاتی مثل ترس، مرگ و مسئولیت خالق در برابر آثارش میپردازد؛ آثاری که تاثیرشان هنوز در سینمای هیولایی دیده میشود. «خدایان و هیولاها» نشان میدهد ژانرها محصول تصمیمهای صنعتی و مالی نیستند بلکه از تجربههای زیسته آدمهایی شکل میگیرند که اضطرابها و زخمهای شخصیشان را به تصویر ترجمه میکنند.
۵. هیچکاک (۲۰۱۲) – ساختن فیلم روانی و بازتعریف تعلیق
فیلم «هیچکاک» (Hitchcock) محصول سال ۲۰۱۲، به جای مرور بیوگرافی آلفرد هیچکاک، روی مقطعی مشخص تمرکز میکند: دوره ساخت «روانی». فیلم نشان میدهد این پروژه چگونه به میدان تقابل او با سیستم استودیویی، ممیزیها و محدودیتهای تولید تبدیل شد، همزمان با تنشهایی که در رابطه حرفهای و شخصیاش با آلما رویل جریان داشت.
در این روایت هیچکاک نه فقط به عنوان یک مولف بلکه بهعنوان بخشی از یک همکاری خلاقانه دیده میشود؛ همکاریای که نقش آلما در آن پررنگ و تعیین کننده است. فیلم روند شکلگیری تصمیمهایی را دنبال میکند که «روانی» را به اثری متفاوت بدل کرد؛ از مدیریت بودجه محدود تا عبور آگاهانه از قواعد رایج روایت و نمایش خشونت. نتیجه تصویری است از لحظهای که یک فیلم مسیر نگاه مخاطبان به ترس، تعلیق و مرزهای سانسور را تغییر داد.
۶. منک – مردی پشت همشهری کین
«منک» (Mank) محصول سال ۲۰۲۰ به جای تمرکز روی اورسن ولز روی هرمن جی. منکیویچ نویسنده مشترک فیلمنامه «همشهری کین» متمرکز میشود؛ نویسندهای تیزهوش، بدبین و خودویرانگر که در حاشیه سیستم استودیویی هالیوود کار میکرد. داستان در رفتوآمد میان ۲ زمان، هم فرایند نگارش فیلمنامه را نشان میدهد و هم گذشته منک در میان تهیهکنندگان، سیاستمداران و بزرگان صنعت فیلم را.
این روایت یادآور میشود که تاریخ سینما فقط با نام کارگردانها نوشته نشده و بسیاری از آثار ماندگار، حاصل نگاه و زبان نویسندگانی است که پشت دوربین ایستادهاند. «منک» توجه را به همین لایه کمتر دیده شده جلب میکند و نشان میدهد چگونه جهانبینی یک فیلمنامهنویس میتواند مسیر یک اثر و حتی یک دوره از سینما را شکل دهد.
در کنار این نگاه تاریخی، اثر به نقد نقش رسانهها، تبلیغات سیاسی و پیوندهای پنهان صنعت سینما با قدرت اقتصادی و سیاسی میپردازد. برای مخاطبانی که به جایگاه فیلمنامهنویس در شکلگیری تاریخ سینما علاقه دارند، «منک» میتواند نقطه شروعی جدی و قابل اتکا باشد.
۷. اینطور چیزها (۱۹۷۹) – زندگی روی صحنه، مرگ پشت میز تدوین
«اینطور چیزها» (All That Jazz) محصول سال ۱۹۷۹، یک بیوگرافی کلاسیک نیست، اما ریشههای آن عمیقا در تجربه شخصی خالقش قرار دارد. باب فاسی، کارگردان و طراح رقص شاخص برادوی و هالیوود شخصیت جو گیدیون را به عنوان بازتابی تلخ و اغراق شده از خودش میسازد. این شخصیت در میان تمرینهای فرساینده تئاتر، تدوین بیوقفه فیلم، روابط شخصی ناپایدار و وابستگی به کار و مواد به تدریج توان جسمی و روانیاش را از دست میدهد.
روایت از منظری پیش میرود که نشان میدهد زندگی بسیاری از هنرمندان تاثیرگذار سینما در نقطه تماس خلاقیت و خودویرانگری شکل میگیرد. ریتم تند مونتاژ، پیوند زبان سینما با اجرای صحنهای و تبدیل فرایند مرگ به یک نمایش موزیکال، بیانگر تمایل فاسی به آزمودن فرم حتی هنگام بازگویی زندگی خودش است. «اینطور چیزها» در نهایت تصویری صریح و تکاندهنده از هزینهای ارائه میدهد که جاهطلبی هنری میتواند بر زندگی فردی تحمیل کند.
۸. داستان باستر کیتون – اسطورهای که خنده ساخت، اما خودش را فرسود
«داستان باستر کیتون» (The Buster Keaton Story) محصول سال ۱۹۵۷، یکی از اولین تلاشهای هالیوود برای ساخت بیوگرافی یک کمدین-فیلمساز بزرگ است: باستر کیتون، نابغه سینمای صامت که زبان کمدی بدنی و بدلکاریهای خطرناک را به حد کمال رساند. «داستان باستر کیتون» از دوران هنرهای نمایشی خانوادگی تا شهرت او در هالیوود و افولش در دوران ورود صدا به سینما را دنبال میکند، هر چند جزئیات زندگی در فیلم طبق گفته خود کیتون تا حد زیادی تخیلی و دراماتیزه شده است.
با وجود این تحریفها فیلم نشان میدهد چگونه یک ستاره صامت میتواند همزمان بازیگر، کارگردان، نویسنده و بدلکار باشد و با طراحی میزانسنهای پیچیده و شوخیهای فیزیکی خلاقانه روی نسلهای بعدی کمدیسازان تاثیر بگذارد. خود فاصله میان واقعیت زندگی کیتون و نسخه رمانتیکشدهای که فیلم ارائه میدهد، برای مخاطب امروز یادآور این نکته است که فیلمهای بیوگرافی بیشتر از اینکه گزارش دقیق باشند، برداشت هنری از یک زندگی هستند.
۹. هنرمند فاجعه – از «بدترین فیلم تاریخ» تا کلاس درس عشق به سینما
روایت «هنرمند فاجعه» (The Disaster Artist) محصولی از سال ۲۰۱۷، به سراغ بیوگرافی تامی ویسو میرود، فیلمسازی عجیب و بیرون از قواعد هالیوود که با بودجهای نامشخص «اتاق» (The Room) را ساخت و ناخواسته به یکی از مشهورترین فیلمهای بد تاریخ تبدیل شد. داستان از دل رابطه او با گرگ سسترو پیش میرود و مسیر تولیدی آشفته، انتخابهای غیرمنطقی و بازیگریهایی را بازسازی میکند که بیشتر به سوتفاهم شباهت دارند تا تصمیم آگاهانه. لحن کمدی-درام اثر این هرجومرج را بدون تحقیر مطلق به تصویر میکشد.
در لایهای فراتر از شوخی با یک شکست سینمایی، اثر به رویای آمریکایی تبدیل شدن به ستاره و فیلمساز میپردازد. رویایی که گاهی نه با موفقیت بلکه با شکست به تحقق میرسد و با گذر زمان به یک پدیده فرهنگی بدل میشود. جایگاه تامی ویسو در تاریخ سینما به کیفیت آثارش گره نخورده بلکه به تاثیری مربوط است که بر نسلهایی از فیلمبازان و فیلمسازان گذاشت و این ایده را تثبیت کرد که سماجت میتواند حتی از دل ناتوانی، نوعی ماندگاری بسازد.
۱۰. خانواده فیبلمن – خودزندگینامه سینمایی درباره قدرت تصویر
«خانواده فیبلمن» (The Fabelmans) محصول سال ۲۰۲۲ به شکلی غیرمستقیم به سالهای کودکی و نوجوانی استیون اسپیلبرگ بازمیگردد و این تجربهها را از طریق شخصیت خیالی «سمی فیبلمن» بازسازی میکند. روایت، شیفتگی زودهنگام او به دوربین ۸ میلیمتری را دنبال میکند و نشان میدهد چگونه مونتاژ برایش به ابزاری جهت درک واقعیت و مواجهه با تنشهای خانوادگی تبدیل میشود.
تمرکز اثر نه بر افتخارات و موفقیتهای بعدی بلکه بر لحظههای ظاهرا سادهای است که نگاه سینمایی اسپیلبرگ را شکل میدهند. ثبت بازی قطارهای اسباببازی، تدوین یک فیلم خانوادگی که راز دردناکی را آشکار میکند و برخورد پایانی با یک فیلمساز افسانهای، نقاط کلیدی این مسیر هستند. «فیبلمنها» شاید در تعریف کلاسیک یک بیوگرافی نگنجد اما تصویری دقیق و اثرگذار از این ارائه میدهد که چگونه تجربههای شخصی یک کودک میتوانند به بنیان شکلگیری یکی از مهمترین فیلمسازان تاریخ سینما بدل شوند.
پشت هر قاب یک زندگی نهفته است
این ۱۰ فیلم بیوپرافی، هرکدام بهشیوهای متفاوت به سراغ زندگی چهرههای تاثیرگذار سینما میروند؛ از کمدینهای صامت و کارگردانان وحشت کلاسیک تا سرمایهداران وسواسی و فیلمسازان مستقل شکستخورده. وجه مشترک همه آنها این است که تاریخ سینما را تنها از طریق آثار نمیبینند بلکه پشت هر قاب، آدمی را جستوجو میکنند که با انتخابها، ضعفها و جاهطلبیهایش زبان سینما را شکل داده است. تماشای این آثار در کنار دوباره دیدن فیلمهای خود این شخصیتها برای هر علاقهمند جدی سینما، شبیه باز کردن یک لایهی پنهان از تاریخ تصویر است.
مازیار دهقان
بیشتر بخوانید


