«مگالوپلیس» فورد کوپولا؛ پرادعاترین فیلم تاریخ سینما؟
به گزارش فیلمنت نیوز، سال ۲۰۲۴ میلادی را در سینما میتوان سال ستایش از فرانسیس فورد کوپولا فیلمساز افسانهای هالیوودِ نو خواند، سالی که در آن خالق حماسه «پدرخوانده»ها بعد از نزدیک به سه دهه با یک پروژه عظیم و پرخرج به مرکز توجهات برگشت. همین بازگشت کوپولا به مرکز توجه باعث شد تا فارغ از کیفیت فیلم جدید این کارگردان بسیاری از رویدادهای سینمایی بعد از دههها به یاد کوپولا بیفتند و جوایز افتخاری خود را به او تقدیم کنند و یا مراسمی باشکوه برای معرفی فیلم تازهاش برگزار کنند.
فیلم جدید فرانسیس فورد کوپولا با عنوان مگالوپلیس از مدتها پیش به واسطه بودجه عظیمش شناخته میشد، بودجهای که گفته میشد به شیوهای غیرمرسوم با هزینه شخصی فرانسیس فورد کوپولا که ناامید از استودیوها بود، تهیه شد. «مگالوپلیس» اولین بار در جشنواره کن ۲۰۲۴ به نمایش درآمد و البته تا پیش از نمایش از آنچه امروز شاهد آن هستیم انتظارات از فیلم کوپولا بسیار بیشتر بود، اولین واکنشها به فیلم اما بسیار متناقض بود خیلیها فیلم کوپولا را همانگونه که خودش ادعا میکند اثری برای آینده خواندند و گفتند آیندگان این کار کوپولا را گرامی خواهند داشت و البته عدهای هم فیلم را ادامه سیر ناامیدکننده کوپولا در سه دهه اخیر و چه بسا دوران پسا اینک آخرالزمان خواندند، به گفته این دسته از منتقدان کوپولا پولش را دور ریخته است. با توجه به استقبال تماشاگران و فروش فیلم، به نظر میرسد علاقه مندان سینما و مردمِ سینمارو هم با دسته دوم همسویی بیشتری داشتند، «مگالوپلیس» فیلمی است با روایتی نسبتا پیچیده و با فرمی تجربی که با ترکیب زمانهای گذشته و آینده داستانش را تعریف میکند. حالا به بهانه در دسترس بودن این فیلم در کشور ما، با قصه جدیدترین کار کوپولا و همینطور تعدادی نقد و بررسی کوتاه از فیلم آشنا میشویم.
داستان درام علمی تخیلی حماسی «مگالوپلیس» به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی فرانسیس فورد کوپولا که با بودجه ۱۲۰ تا ۱۳۰ میلیون دلاری ساخته شد و تنها کمتر از ۱۴ میلیون دلار فروش کرد، در کشور ایالات متحده آمریکا در دنیایی موازی میگذرد، جایی در رومِ نوین که تحت سلطه گروهی از خانوادههای اشرافی قرار دارد. نخبگان و اشرافزادگان رومی اگرچه اذعان میکنند که بر اساس قوانین اخلاقی سختگیرانهای زندگی را میگذرانند، با این حال به طرز فزاینده و به شیوهای منحط از خوشیها و تفریحات ممنوعه لذت میبرند در حالی که رومیهای معمولی در فقر زندگی میکنند. در این میان سزار کاتیلینا با بازی آدام درایور که یک معمار اعیان زاده است یکی از معدود نقاط روشن رومِ نوین است.
سزار برای اختراع مصالح ساختمانی انقلابی خود با نام «مگالون» برنده جایزه نوبل شده است و البته به طور مخفیانه توانایی توقف زمان را نیز دارد، سزار این قدرت فراطبیعی خود را به عنوان استعارهای از کار هنری در نظر میگیرد، او وقتی زمان را متوقف میکند، بقیه موجودات به صورت ثابت و بی حرکت میمانند. با وجود موفقیتهای سزار، او معتاد به الکل است. سالها قبل، همسر سزار به شیوهای مرموز ناپدید شده و دادستان آن منطقه که شخصی به نام سیسرون است او را به اتهام قتل تحت پیگرد قانونی قرار داده است. سزار اگرچه تبرئه شده با این حال همچنان در اثر این گناه اندوهگین است، زیرا که معتقد است همسرش به دلیل تمرکز بیش از حد او روی کار، دست به خودکشی زده است، در ادامه قصه این فیلم شاهد یک برنامه تلویزیونی هستیم که در آن سزار و سیسرون که حالا شهردار شهر شده است، دیدگاههای متفاوتی برای آینده شهرشان ارائه میدهند.
سزار پیشنهاد میکند تا از مگالون برای ساخت مگالوپلیس که یک جامعه آرمانشهری است، استفاده کنند، در حالی که سیسرون استدلال میکند که یک کازینو درآمد مالیاتی سریعی را برای شهر فراهم میکند. در طول این برنامه، سزار با جولیا، دختر کتابخوان اما بی هدف سیسرون آشنا میشود. جولیا که به گونهای با قدرت توقفِ زمان سزار آشنایی دارد در ابتدا از سزار متنفر است و البته این تنفر دو طرفه است تا اینکه سزار جولیا را با دیدگاهش در مورد مگالوپلیس تحت تاثیر قرار میدهد و توضیح میدهد که رومِ نوین برای رهایی از سکونِ سیاسی به یک دیدگاه هنری بزرگ نیاز دارد. بعدها، وقتی سزار نمیتواند مانند گذشته زمان را متوقف کند، جولیا او را تشویق میکند که این کار را برای او انجام دهد، آنها هر دو متوجه میشوند که وقتی با هم هستند میتوانند زمان را متوقف کنند و این گونه میشود که سزار و جولیا عاشق یکدیگر میشوند، در طول فیلم شاهد ارجاعات پرشمار کوپولا به کتابها و جملات قصار درون این کتابها و فیلمهای متعددی که در طول زندگیاش تماشا کرده و خوانده است، هستیم.
یکی از مشهورترین ارجاعات فیلم که احتمالا خورههای سینما را سر ذوق بیاورد جایی است که در آن اتومبیل سزار به سمت مقصدی نامعلوم حرکت میکند و جولیا در تعقیب اوست در این بین سزار به یک گل فروشی می رود تا دسته گلی برای ادای احترام به یک شخص مرده خریداری کند، قطعا این صحنه علاقه مندان به سینما را بلافاصله به یاد «سرگیجه» اثر بی همتای آلفرد هیچکاک و صحنه تعقیب مادلن توسط اسکاتی می اندازد، از این دست ارجاعات از ادبیات هم فراوان است از لحظهای که جمله مشهور «بودن یا نبودن» هملت خوانده میشود تا نقل قول هایی از مارکوس آئورلیوس و رالف والدو امرسون و…
در ادامه با چند نقد کوتاه از تعدادی منتقد در مورد این فیلم آشنا میشویم، فیلمی که نگاه های منتقدان به آن بعضا متناقض بوده است.
رنه سانچز منتقد اسپانیولی زبان نشریه سینِسینفرونتراس درباره این تازهترین فیلم کوپولا نوشت: ایدههای فیلم تحت الشعاع روایتی کاملا نامتوازن قرار گرفته و در جاه طلبی خود گم شده است.
آنجلو موردا منتقد فیلم «فریک سنترال» نوشت: صرف نظر از اینکه «مگالوپلیس» آنگونه که فیلمسازش یعنی کوپولا به وضوح امیدوار است، میتواند به حیاتش ادامه دهد یا نه، مواجهه امیدوارانه این فیلم با چیزهایی که در هر جهت رو به تنزل هستند مثل تعهد به خانواده جزو ویژگیهای شیرین «مگالوپلیس» به شمار میآیند.
مایکل اسمیت منتقد مدیامیکس هم درباره این کار نوشت: از نظر بصری «مگالوپلیس» فیلمی بسیار نفسگیر است و اینجاست که کوپولا میدرخشد. این مرد که چهارده نامزدی اسکار و پنج جایزه اسکار در کارنامه دارد و جایگاهش در تاریخ سینما تثبیت شده است.
گابریلا مزا منتقد اسپانیولی زبان نشریه فوئرا دیفوکو نیز به انتقاد از انسجام فیلم پرداخت و نوشت: علیرغم طراحی صحنه خیره کننده و دکور جذاب، فیلم روایتی تکه پاره دارد که مخاطب را از ارتباط کامل با شخصیتها و خط داستانی آن باز میدارد و این امر موجب لغزش در روایت شده است.
سارا مارس منتقد لینیگاسیپ نوشت: فقط فرانسیس فورد کوپولا میتواند مگالوپلیس را با هالهای از فساد و جنایت بسازد و با این حال پایانی عجیب و خوشایند برای آن برگزیند، پایانی همچون خاطرهای از دورهای سخت و دشوار که با نوستالژی همراه است.
لالو اورتگا منتقد اسپانیولی زبان سینِپرمیر نیز نوشت: فرانسیس فورد کاپولا تلاش میکند فیلمی با ایدههای مهم بسازد، با این حال او در نهایت زیر آوار غول پیکر خود بزرگ بيني خودش مدفون میشود.
کریستی لمیر منتقد فیلمویک نوشت: صمیمیت، صداقت و نبوغ پشت «مگالوپلیس» را دوست دارم…نمی توانم بگویم فیلم خوبی است، اما فکر می کنم مردم باید فیلم را ببینند آن هم در فرمت آیمکس (IMAX) تا به عظمت آن به پی ببرند.
کت ساچز منتقد شیکاگو ریدر درباره فیلم چنین نوشت: فیلم را دوست داشتم، اصالت، جاه طلبی و شجاعت کوپولا در این فیلم همان چیزهایی هستند که من را شیفته این کارگردان میکند.
لیندا ماریک منتقد نشریه سان با اعطای امتیاز ۲ از ۵ به فیلم نوشت: پرادعاترین فیلم تاریخ سینما؟ شاید نه، اما حتما یکی از گزینههای پرادعاترین فیلم تاریخ سینما است.
پیتر تریورس منتقد نامدار ایبیسینیوز نیز درباره این فیلم چنین نوشت: پروژه جاه طلبانه کوپولا که نیویورک مدرن را با سقوط امپراتوری روم ترکیب کرده و کوپولا آن را با بودجه شخصی ساخته، آشفته و درهم و برهم است، با این حال شیری که این فیلم را ساخته ، هنوز هم غرش میکند، حتی در زمستان.
محمدامین شکاری