«بلوف»؛ یک قهرمان با عزم استوار و یک ضدقهرمان توقف ناپذیر
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلمنت نیوز، فیلم سینمایی «بلوف» (The Bluff) نوشته جو بالارینی و فرانک. ای فلاورز، به تهیهکنندگی فرانک. ای فلاورز، جان روسو، آنتونی روسو و پریانکا چوپرا جوناس و کارگردانی فرانک. ای فلاورز و با بازی پریانکا چوپرا جوناس، کارل اربن، صفیه اوکلی_ گرین، اسماعیل کروز کوردووا و تمورا موریسون، محصول سال ۲۰۲۶ سینمای هالیوود است که هم اکنون در پلتفرم فیلمنت در دسترس است.
در خلاصه داستان اثر چنین آمده است: «آرامش زندگی یک دزد دریایی سابق، با ورود یک مهاجم به جزیره محل زندگیاش از هم میپاشد و او مجبور میشود برای نجات خانه و خانوادهاش، دوباره با گذشته تاریک خود روبهرو شود و از همه تواناییهایش استفاده کند.»
شروع ناامیدکننده «بلوف»
سکانس افتتاحیه اثر با حمله آخرین بازماندگان نسل دزدان دریایی در سال ۱۸۴۶ میلادی به یک کشتی به نام SwiftSure آغاز میشود و بعد از قتل عام خدمه و بازجویی از ناخدا بادن، ناخدای دزدان دریایی فرمان حرکت به سمت جزیره کایمن بِراک میدهد تا طلاهای دزدیدهشده خودش را پس بگیرد.
نویسندگان سکانس فوق را برای معرفی شخصیت اصلی طراحی کردند در صورتی که سکانس ورود او به جزیره کایمن بِراک و مواجهه او با بخشدار از لحاظ بار محتوایی شناخت بهتری به مخاطبان میدهد و در ادامه، به سرعت از مرحله معرفی میگذرد و وارد جزئیات شخصیتی وی از جمله پیشینه ناخدا کانر و ددمنشی او میشود در نتیجه، حذف سکانس افتتاحیه، شروع با زندگی ارسل بادن در جزیره کایمن بِراک، چشم انتظاری او و دیگر اعضای خانواده برای بازگشت ناخدا بادن از دریا و ورود ناخدا کانر به جزیره میتوانست جایگزین بهتری برای افتتاحیه اثر باشد و با نشان ندادن دزدان دریایی روی عرشه کشتی میتوانست بر پایان یک دوران برای دزدان دریایی تاکید کند و آنها را در محاصره آغاز و پذیرش یک دوران جدید دور از دریا قرار دهد.
نکته ضعف دیگری که به فیلمنامه مربوط میشود، صحبت از زنگ هشدار جزیره کایمن بِراک است که بر فراز یک صخره قرار دارد و بارها در ابتدای اثر مورد ارجاع قرار میگیرد، چنانکه مخاطبان چالش اصلی بین ناخدا کانر و ارسل بادن را در صعود از صخره برای اعلان زنگ هشدار قلمداد میکنند، در صورتی که صخرهای که در یک سوم پایانی اثر بدان ارجاع میشود، محل اختفای گنجهای دزدیدهشده ناخدا کانر بوده است بنابراین نویسندگان با تاکید بر یک ارجاع اشتباه، ناخودآگاه برای دقایقی یک عامل حواس پرتی برای مخاطبان در خلاف جهت روایت ایجاد میکنند.

پس از شروع ناامیدکننده «بلوف»، به مرور اثر ریتم و ضرب آهنگ مناسب را پیدا میکند که طراحی صحنه همسو با دوره تاریخی، کارگردانی پویای سکانسهای اکشن و تدوین چشمنواز، میتواند مخاطبان را میخکوب روی صندلی بنشاند تا مشتاقانه پیگیر روند تقابل قهرمان و ضدقهرمان داستان باشند.
در طراحی صحنه و کارگردانی اکشن به ناهمخوانی دزدان دریایی با محیط جنگلی و محیط ناآشنای جزیره کایمن بِراک به درستی اشاره و در ادامه از آن استفاده میشود که بهترین نمونه چنین تفسیری، ورود دزدان دریایی به رودخانه پر از تمساح و طعمه شدن آنهاست.
یک قهرمان با عزمی استوار و یک ضدقهرمان توقف ناپذیر
ارسل بادن معروف به «مِری خونین» در میان دزدان دریایی و کشیش بردلی با نام مستعار «بردلی سیاه قلب»، مُشتی نمونه خروار از کسانی هستند که کوشیدند تا بتوانند ورای آنچه که سرنوشت به آنها تحمیل میکند، راه دیگری برای زندگی در پیش بگیرند و از پس چالشها سربلند بیرون بیایند؛ اتفاقی که برای همگان رخ داده و قابل لمس است که به اشتباه بودن مسیری که در پیش گرفته بودند، پی ببرند، تغییر جهت بدهند و در راه رستگاری قدم بگذارند. ارسل بادن با گذشته سیاهی که دارد و بیپروایی که در خونریزی و کشتار به نمایش میگذارد، آنقدر روی جنبههای تاریک شخصیت او مانور داده میشود که دیگر نمیتوان او را یک شخصیت خاکستری صرف دانست و «مِری خونین» نیز در دیالوگی اذعان میکند: «این خلافکار، تنها امیدتونه». از سوی دیگر، با توجه به اینکه هماورد نهایی بین ناخدا کانر و ارسل بادن قابل پیشبینی است و عطش خونخواری او که در صحنه ورود به جزیره به نمایش درمیآید، بینندگان را به فکر فرو میبرد که قهرمانی که قرار است سد راه وی باشد، باید بتواند در حد و اندازه «کانر دیوانه» خودی نشان دهد و تقابل با او لرزه بر اندام ناخدا کانر بیندازد. بدین صورت کشتارهای ارسل بادن، بار دیگر قابل توجیه میشود و در نهایت، یک قهرمان با عزمی استوار و یک ضدقهرمان توقف ناپذیر، پرده نقرهای را به تسخیر خودشان درمیآورند.
درخشش پریانکا چوپرا جوناس و نمایش روحیه پیشقراولی ناخدا کانر در «بلوف»
پریانکا چوپرا جوناس که راه خودش را از دنیای مدلینگ در هند به سینمای بالیوود باز کرد، حالا پس از چند سال سختکوشی در سینمای هالیوود، اسم و رسمی به هم زده است و پس از موفقیت سریال «سیتادل» اثر نیوتون توماس سیگل، حالا با چهرههای نامآشنای هالیوود همانند جان سینا و ادریس آلبا در «سران دولت» ساخته ایلیا نایشولر همبازی میشود و میتواند تمام بار درام و اکشن یک اثر را در «بلوف» به دوش بکشد و مخاطبان از تماشای نقشآفرینی او سیر نشوند.
پریانکا چوپرا جوناس در «بلوف»، میتواند زوایای مختلف شخصیت ارسل با گذشتهای خونین را به نمایش بگذارد؛ به صورتی که هر قدر کشتار و خونریزی که او به راه میاندازد، دافعه برانگیز است، دلیل او برای نجات فرزند و خانوادهاش از مهلکه در نظر تماشاگران منجر به یک ایجاد تعادل میشود تا بتوانند با ارسل همذاتپنداری کنند.

کارل اربن که با نقشآفرینی در مجموعههای سینمایی و سریالهای پرطرفداری همچون «پیشتازان فضا»، «ارباب حلقهها» و «پسران» توانست دل سینمادوستان را برباید، در نخستین همکاری و تقابل با پریانکا چوپرا جوناس به عنوان بازیگر نقش مقابل میتواند یک قطب شر باورپذیر بیافریند که در جستجوی رستگاری با کسب عفو عمومی است و برای رسیدن به خواستهاش هیچ ابایی از رعب و وحشت آفرینی در جزیره کایمن بِراک، سلب آزادی به سختی به دست آمده ارسل بادن و در انتها، قتل دوست ۳۰ ساله و سرسکاندار کشتی خودش با بازی تمورا موریسون ندارد زیرا میخواهد دوباره ارج و قرب گذشته خودش را بازیابد و این عمق بخشی به شخصیت فرانسیسکو کانر در حوزه مسایل شخصی در ورای هدف نخستین بازپسگیری طلاهای دزدیدهشده از وی، ناخدا کانر را به شخصیتی قابل اعتنا تبدیل میکند. همچنین، اگر قرار باشد اوج هنر بازیگری کارل اربن در یک صحنه از فیلم سینمایی «بلوف» مورد تحسین قرار بگیرد، بهترین گزینه سکانس ورود به اسکله قایقرانی کایمن بِراک و گفتگوی او با بخشدار جزیره است که روحیه پیشقراولی ناخدا کانر به خوبی برجسته میشود.
«بلوف» با نگاهی تازه به تاریخ دزدان دریایی کاراییب و یادآوری و برجستهسازی نقش مغفولمانده آنها در ساخت تمدنها، غبار فراموشی را از روی آنها کنار میزند و بدینگونه خودش را از آثار قبل و بعدش متمایز میسازد زیرا اکثر قریب به اتفاق چنین آثاری به دوران اوج دزدان دریایی میپردازند و چالشهای دوران از رونق افتادگی پیشه آنها و تغییر طرز نگاه مردم و حکومتها به آنان، در نظرشان از اهمیت چندانی برخوردار نیست.
فرزاد جمشیددانایی





