به مناسبت زادروز پیمان معادی

مترجم رنج‌ها

- 9 دقیقه مطالعه

امروز نهم تیرماه، مصادف است با زادروز پیمان معادی. به همین مناسبت نگاهی انداختیم به کارنامه سینمایی او و یکی از مصاحبه های کمتر دیده شده او در سال ۱۳۹۰ را باز نشر کردیم.

فیلم‌نت‌نیوز، اوایل دهه هشتاد و با روی کارآمدن دولت دوم محمد خاتمی، سینمای عامه پسند حاصل آزادی‌های اجتماعی یکی از محورهای داستان‌هایش را به روابط دختر و پسری و تقابل آنها با محدودیت‌های اجتماعی اختصاص داد، یکی از آثار شاخص آن دوران فیلم «آواز قو» ساخته سعید اسدی و تهیه کنندگی حسین فرح بخش بود، فیلمی که به دلیل طرح مسائل تند اجتماعی و عبور از خط قرمزها هنوز و پس از سالها دیالوگ‌هایش در فضای مجازی و به مناسبت تحولات اجتماعی دست به دست می شود. خالق آن داستان ملتهب جوانی به نام پیمان معادی بود که با همین فیلمنامه نامش در دفاتر فیلمسازی مدام شنیده می شد و موفقیت «آواز قو» در اکران سبب سرازیر شدن پیشنهادهای مختلف کاری به او در جریانه سینمای بدنه شد. شاید اگر در همان سالها به ما می گفتند نویسنده «کما» ، «آواز قو» و «شام عروسی» قرار است حدود یک دهه بعد یکی از مهم ترین سینماگران ایرانی در عرصه بین الملل شود این حرف را بیشتر یک خیال می پنداشتیم.

اما پیمان معادی پس از نگارش فیلمنامه «کافه ستاره» ساخته سامان مقدم و آشنایی‌اش به اصغر فرهادی مسیری تازه در سینما را طی می کند، راهی که شاید از همان ابتدا دوست داشت در آن قدم بگذارد اما سینمای سرمایه محور و محافظه کار ایران از او دریغ کرده بودند. بازی معادی در نقش پیمان در فیلم مهم «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی آغاز مسیر تازه ای برای او بود، معادی در این فیلم بر همگان ثابت کرد که علاوه بر فیلمنامه نویسی، بازیگر توانایی هم هست و کیفیت بازی او در اولین حضور سینمایی هیچ تفاوتی با بازیگران مطرح و به نامی چون گلشیفته فرهانی، شهاب حسینی و مریلا زارعی ندارد. این همکاری گویا به قدری برای طرفین جذاب بود که سه سال بعد و در پروژه مهم «جدایی نادر از سیمین» مجددا تکرار می شود و این بار معادی نقش محوری فیلمنامه پیچیده و چند وجهی اصغرفرهادی را بر عهده دارد. او نماینده طبقه متوسط تحصبل کرده پس از اتفاقات تلخ سال ۱۳۸۸ است، نماینده نسلی که ماندن را بر رفتن ترجیح می دهد و از اصول اخلاقی خود عقب نمی نشیند.

بازی در فیلمهای چون «ملبورن»، «قصه‌ها»، «ابد و یک روز» و «ناگهان درخت» نشان از هوش بالای او در انتخاب فیلمنامه های درست دارد و اینکه او می خواهد بیش از یک سوپراستار پولساز نامش را در تاریخ این سینما به نیکی ثبت کند.

اما بازیگری و فیلمنامه نویسی دغدغه معادی نبود او که سال ۱۳۸۶ فیلم کوتاهی با نام «ماتیک» با بازی صابر ابر را ساخته بود در سال ۱۳۹۱ برای ساخت اولین فیلم بلند خود دور خیز می کند و نتیجه یکی از بهترین و مهم ترین فیلمهای جشنواره سی ام فجر است. فیلم «برف روی کاج ها» حاصل یک نگاه درست اجتماعی به زن طبقه متوسط جامعه ایران است که می خواهد فردیت خود را حفظ کند.شاید اگر التهاب ها و خط و نشان کشیدن های زمان اکران این فیلم نبود معادی دومین اثر سینمایی اش را زودتر می ساخت اما تقدیر برای او یک فاصله هفت ساله را رقم زده بود، او در «بمب» هم به سراغ اجتماع و طبقه متوسط آن هم در ملتهب ترین دوران تاریخ معاصر می رود و سعی می کند راوی رنج های آنها باشد.

پیمان معادی در بیش از دو دهه حضور مداوم در سینمای ایران ثابت کرد، دغدعه فرهنگ و احیای سینمای اندیشمند را دارد، خواه با بازی در این آثار، خواه در کارگردانی و خواه در تهیه و تولید فیلمهای دیگر فیلم سازان. با اینکه او به یک بازیگر شناخته شده در عرصه بین المللی بدل شده و در همه این سالها تجربه های ارزشمندی را با کارگردانان صاحب نام جهانی داشته است، اما همچنان در یک تلاش رشک برانگیز در سینمای این سرزمین ماند و فیلم ساخت و تلاش کرد آینده ای بهتر را برای فرزندان این کشور رقم بزند.

 

نکته این گفتگو در پاییز سال ۱۳۹۰ و به مناسب بازی پیمان معادی در نمایش «خشک سالی و دروغ» به کارگردانی محمد یعقوبی تهیه و تنظیم شده است.

*مایل هستم تحلیل شما را از ورود افرادی در مشاغل دیگر به عنوان بازیگر ارزیابی کنم، افرادی که پیش از حضور به عنوان بازیگر در سمت های دیگری در همین سینما حضور داشتند مانند خود شما که پیش تر شما را به عنوان نویسنده آثار سینمایی و سازنده فیلم کوتاه می شناختیم

هر فردی روزی از جایی وارد حوزه بازیگری شده حالا ممکن است این فرد تحصیلات پزشکی داشته باشد و یا از افراد شاغل در همین سینما باشد که اتفاقاً این به خودی خود بسیار هم خوب است چون این افراد بیشترین نزدیکی را با مقوله سینما دارند و به نوعی جایزترین افرادی هستند که می توانند به این مقوله ورود پیدا کنند. حتی من تا اینجا می خواهم پیش بروم که این سوال  که مثلاً چرا یک مدیر فیلمبرداری به بازیگری روی می آورد سوال کوچک تری است به نسبت اینکه چرا یک فتو مدل و فردی که با پول به این حوزه ورود پیدا می کند. ما به هر حال در طی این سالها در این سینما حضور فعال داشته ایم و مدام سر صحنه و استدیو های مونتاژ حضور داشتیم.

*ولی قبول دارید در پاره ای از موارد این حضور مداوم نیست و بیشتر شکل یک کسب تجربه را دارد؟

درست است چون واقعاً عده ای دغدغه بازیگری ندارند ولی من این دغدغه را همواره داشته ام من قبل از فیلمبرداری «درباره الی ..» هم چند پیشنهاد بازی داشتم و حتی برخی از آنها رسانه ای شد اما در آن مقطع ترجیح دادم به آن فیلم ها نه بگویم حتی در مورد اجرای تئاتر هم چند مورد پیشنهاد داشتم در همان زمان «درباره الی…» ولی ترجیح دادم با تئاتر خوبی قدم در این عرصه بگذارم و احساس کنم خودم جای خوبی در آن دارم . من امسال برای اولین بار به عنوان کارگردان فیلم بلند پشت دوربین رفتم و اتفاقاً برای ایفای برخی از نقشهای فیلمنامه به سراغ بازیگرانی رفتم که پیش از این تجربه حضور به عنوان بازیگر را نداشته اند ولی در دل این سینما و تئاتر رشد کرده اند.

*به یاد دارم اصغر فرهادی در مورد  شما جمله جالبی را عنوان کرده بود، ایشان می گفتند پیمان معادی علاوه بر اینکه بازیگر خوبی است چهره تازه‌ای دارد و رفتارهای بازیگری او برای مخاطب قابل پیش بینی نیست در نتیجه گزینه خیلی خوبی برای نقشهای بود که من در دو فیلم اخیرم به او دادم، این تازگی چقدر معیار موثری برای انتخاب افرادی چون شما است؟

استنباط من این است که ما دو جور تازگی داریم. یک: تازگی به واسطه چهره، این نوع تازگی بسیار قابل دسترس است و ما می توانیم نمونه های بی‌شماری را از آن مثال بزنیم. مثلاً اگر شما همین الان جلوی دوربین بروید چهره تازه ای دارید چون مخاطب سینما و تئاتر با چهره شما آشنا نیست و رفتار بازیگری شما  برای آنها تازگی دارد و می توانید پشت برخی از تکنیک های نا بازیگری خود پنهان شوید اما نکته دوم: شیوه ای از بازیگری است که تو آن را اجرا می کنی و فقط مختص خودت است نه اینکه ادای فلان بازیگر را در بیاوری این نوع نگاه به مقوله بازیگری هم به نوعی یک طراوات و تازگی دارد و بابت این شیوه نوین بازیگری باید مدام تمرین کنی و به فیلمنامه های که جا برای تو ندارد را رد کنی. صادقانه اگر بخواهم بگویم این اتفاق در مورد شخص من افتاده و من با اینکه در خیلی از جشنواره ها دیده نمی شوم ولی من دارم کارم را می کنم و این شیوه بازیگری را بسیار دوست داشتم و در فیلمهای که می سازم هم این شیوه را اجرا می کنم . بازیگری که امروز می آید قرار داد می بندد و فردا جلوی دوربین می رود چندان به درد من نمی خورد و من نیاز به تمرین و جلسات مداوم دارم.

*با توجه به اینکه در صحبت های خود عنوان کردید که در شیوه کارگردانی هم علاقه به چنین روشی دارید من مایل هستم از میزانسن یک کارگردان به این مقوله نگاه کنید

من به عنوان کارگردان دنبال نزدیک ترین شخص به پرسوناژ درون فیلمنامه نیستم بلکه بیشتر دنبال یک بازیگر با شعور، صبور و با اراده هستم و چندان مایل نیستم با بازیگری کار کنم که  می گوید من همینی که هستم کاریش نمیشه کرد! به نظر من همین عاملی که گفتم سبب می شود در پاره‌ای از موارد نابازیگرها بیشتر از برخی بازیگرها به کار تو دل می دهند و حرفت را خوب گوش می کنند. من به عنوان بازیگر دوست دارم با کارگردانی همکاری کنم که گفتمان خوبی بین ما شکل بگیرد و توانایی شنیدن نظرات مختلف را داشته باشد آن هم فقط نه در مورد بازی بلکه در مورد قصه و لحن روایت. من خوشبختانه به دلیل سابقه فیلمنامه نویسیم با کارگردانهای مختلفی همکاری کردم  اما با هوش ترین و بهترین آنها افرادی بودند که خوب گوش می‌کنند و خواهان تجربه ای تازه هستند، حداقل اینکه مایل هستند یک شیوه جدید را حتی برای آزمایش ببینند و فقط قائم به ذهن و دیدگاه خود نیستند.

*فکر می کنید این نوع رویکر در انتخاب بازیگر به سود سینما است؟ چون با این رویه ما شاهد حضور گسترده افرادی خواهیم بود که با اینکه بازیگران خوبی هستند ولی چون بر اساس قواعد گیشه انتخاب نشدند الزاماً توانایی بازگشت سرمایه را ندارند

این شیوه الزاماً قابلیت اجرا در تمامی فیلمها و تئاتر ها را ندارد. این یک گونه ای از بازیگری است که شما می توانید در کنار چندین روش بازیگردانی آن را داشته باشید و به شدت نیازمند هماهنگی سایر عناصر فیلم است مانند تدوین ، فیلمبرداری ، گریم و… شما با یک تدوین کلایسک و حرکت دوربین کلاسیک نمی توانید یک بازی رئال را به نمایش بگذارید چون نتیجه خنده داری خواهد داشت . برای شما مثالی می زنم تا بیشتر متوجه شوید، در فیلم «جدایی نادر از سیمین» آقای فرهادی روز اول به آقای کلاری گفته بود من شیوه ای از فیلمبرداری را می خواهم که گویی با دوربین موبایل ضبط شده است ، آقای کلاری در پاسخ به او گفته بود خب برو با دوربین موبایل بگیر! و آقای فرهادی دوباره گفته بود اگر با موبایل فیلمبرداری کنیم کسی آن را جدی نمی گیرد، ما به عنوان بازیگر در این فیلم تمرینات زیادی را انجام دادیم تا به نوع به یک زندگی برسیم و شاید باور نکینید اما ما در همین تمرینات حتی جای توپوق ها را تعیین کرده بودیم و می گفتیم در اینجا باید توپوق بزنیم!

*هم در دو فیلم سینمایی شما و هم در نمایش «خشکسالی و دروغ» ما شاهد یک باز آفرینی زندگی روز مره هستیم، این باز آفرینی چقدر محصول تکنیک کارگردان است و چقدر محصول فراهم آوردن شرایط جلوی دوربین در پشت دوربین، به نوعی شیوه آکتورز استدیو

در مورد اصغر فرهادی که اشاره کردید با ید بگویم ایشان به شدت کارگردان تکنیکی هستند و در تمام وجوه کارگردانی این تکنیک را رعایت می کنند.

*حتی در برخورد با  افرادی چون شما و مانی حقیقی که تجربه بازیگری نداشته اند؟

اتفاقاً «درباره الی …» مثال بهتری است چون این فیلم مجموعه ای بود از بازیگران در حوزه های مختلف از گلشیفته فرهانی ، شهاب حسینی و مریلا زارعی که سوپر استار های این سینما بودند تا صابر ابر، احمد مهرانفر که بازیگران تئاتر بودند تا من و مانی حقیقی که تجربه بازیگری نداشتیم. ما روز اول با هم شروع به تمرین کردیم و تمام آموزش ها به صورت واحد برگزار می شد در نهایت هم یک کلاس با هم به بالا رفتیم.

*از صحبتهایتان اینگونه متوجه شدم که همانند کارگردانی و فیلمنامه نویسی دغدغه بازیگری هم دارید

بله، بازیگری هم مثل تمام رشته های سینما خوبش را دوست دارم.

*دلمشغولی های زیادی در سینما دارید! فیلمنامه نویس ، کارگردان فیلم بلند و کوتاه ، بازیگری

چون عاشق این سینما هستم.

*یعنی ممکن است شما را روی در قامت یک طراح صحنه و یا تدوینگر ببینیم؟

آره چرا که نه( می خندد) حتی دغدغه طراحی صحنه و لباس را هم دارم ولی دوست ندارم به هر شکلی وارد این حوزه ها شوم.

*نوع قصه در انتخابهایتان مهم است؟

بسیار

*کلاسیک و مدرن هم فرقی نمی کند؟

بیشتر معنی عام قصه را در نظر دارم . به نظر من فیلمنامه و نمایشنامه باید خوب و درست نوشته شده باشد، باید سوراخ نداشته باشد ، باید پر از ایراد نباشد، باید چند بار بازنویسی شده باشد و در نهایت باید رویش زحمت کشیده شده باشد وقتی بنده با چنین فیلمنامه و نمایشنامه ای رو به رو می شوم  تمایل دارم آن را بازی و یا کارگردانی کنم.

*در دوران دانشجویی هم تجربه بازی در تئاتر را داشتید؟

خیر این برای اولین بار است که بازی در یک نمایش را تجربه می کنم.

*این تجربه چگونه بود؟

خیلی عالی بود. این را هم باید بگویم بین فیلمهایی که بازی کردم با نمایشی که روی صحنه دارم برای من هیچ تفاوتی وجود ندارد چون سر آن فیلمها نیز ما دو الی سه ماه تمرین مداوم داشتیم و به نوعی همین شیوه تئاتر را اجرا می کردیم فقط تنها تفاوتش اجرای مقابل جمعیت است که من تا به حال آن را تجربه نکرده بودم.

*دوست دارید این مسیر حضور در تئاتر را ادامه بدهید؟

بله چرا که نه، اگر نمایشنامه خوبی باشد حتماً به آن پاسخ می دهم. به یاد دارم ما پیش تولید فیلم (برف روی کاج ها) را آغاز کرده بودیم که به من بازی در فیلم (جدایی نادر از سیمن) پیشنهاد شد و من با خودم گفتم حیف است سر این کار نروم و برای مدتی پیش تولید را متوقف کردم و در فیلم اقای فرهادی حضور پیدا کردم .

*البته فرهادی و فیلمنامه هایش یک استثنا است!

می تواند این فیلمنامه و یا نماشنامه از سمت یک کارگردان اول باشد و اگر ببینم متن خوبی دارد حتماً به کارش خواهم رفت و حتی کمک می کنم در بهتر ساخته شدن آن اثر.

 

نویسنده : پویا نبی

 

برچسب‌ها: بمب یک عاشقانه،پویا نبی،پیمان معادی،تحلیل،تیتر یک
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

پربازدیدها