قسمت اول «یل»؛ از معرفی شخصیت‌ها تا حال و هوای وسترن سریال!

- 8 دقیقه مطالعه
سریال‌های امروزی برای کوبیدن میخ خود و درگیر کردن مخاطب با قصه، نیاز به یک نقطه عطف درخشان در اپیزود نخست خود دارند که «یل» به کارگردانی جمشید محمودی نیز از این الگو تبعیت کرده است.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، اپیزود نخست یا همان پایلوت در سریال‌هایی که امروزه ساخته می‌شوند، اهمیت فوق العاده‌ای پیدا کرده‌اند تا حدی که می‌تواند بخش مهمی از سرنوشت نهایی کار را رقم بزند. چون مخاطب امروزی صبر و حوصله مخاطب بیست سی سال پیش را نداشته و پلتفرم‌های مختلف نیز  برای نشاندن مخاطب پای محصول خود، رقابت سخت و پیچیده‌ای دارند. سریال «یل» به کارگردانی جمشید محمودی که به تازگی قسمت پایلوت آن از طریق پلتفرم فیلم‌نت در اختیار مخاطبان قرار گرفته، نمونه مناسبی در این رابطه است که بسیاری از فاکتورهای لازم برای انداختن مخاطب در تور فیلمساز را به کار گرفته است و مشتاق تماشای قسمت‌ بعدی آن نگه می‌دارد.

سریال «یل» را در فیلم نت ببینید

«یل» و پشتوانه یک تجربه موفق

تیم ۲ نفره محمودی و بهاروند که تجربه موفق «پوست شیر» را در کارنامه دارند در «یل» نیز محور و ستون سریال به حساب می‌آیند؛ در فیلمنامه‌ای که زمان آن به ابتدای دهه پنجاه خورشیدی برده شده و در روستایی به لحاظ جغرافیایی مجهول می‌گذرد. هر چند که نشانه‌هایی همچون وجود گندمزار در اطرف روستا گذاشته شده تا کدهای کوچکی به مخاطب از این باب داده شود. در عین حال و براساس آنچه که در این تک قسمت روایت شده، شباهت‌های داستانی میان ۲ سریال ذکر شده به چشم می‌آید که نقطه عطف پایان قسمت نخست نیز آن را تقویت می‌کند. در سکانس نخست روی حضور پررنگ سهراب به عنوان قهرمان داستان در کنار ۲ کودک سریال به نام های لیلا و غزل مانور داده شده است و فضا نیز شکل و شمایلی رویاگونه دارد.

«یل»، سهراب و قهرمانی از جنس اسطوره

در ادامه نویسندگان «یل» با تمرکز روی سهراب، به طرف معرفی شخصیت‌های اصلی و گاه فرعی رفته و کاشت اطلاعات ظریفی هم انجام می‌دهند؛ برای مثال می‌توان به شهلا اشاره کرد که شخصیت کنجکاوی برانگیزی دارد و سکانس جلوی نانوایی هم ابهام بیشتری به آن اضافه می‌کند؛ کلیشه آشنایی که گذشته‌ای هم برایش تدارک دیده شده و می‌تواند روی کنش قهرمان تاثیر بگذارد.

محسن را می‌توان قرینه سهراب به حساب آورد که مایه رفاقت را به عنوان زیرمتن پررنگ کرده و با توجه به نقطه عطف قسمت نخست، قطعا روی روند پیشرفت داستان تاثیرگذار خواهد بود. پری به نظر مهمترین شخصیت زن سریال به حساب می‌آید که از همان سکانس نخست، فوکوس روی او است و شناسنامه پروپیمانی هم برایش تدارک دیده شده که بخش مهمی از آن متصل به برادرش سهراب است.

در وهله بعد با شخصیت‌های فرعی و مکملی آشنا می‌شویم که هر کدام گوشه‌ای از قصه را گرفته و پیش می‌برند؛ از مرتضی برادر کوچک سهراب و لیلای خردسال تا سماوات درجه‌دار پاسگاه منطقه. در عین حال، نویسندگان سریال روی قطب ضدقهرمان مکث کوتاهی کرده ولی از آنها عبور می‌کنند.

۲ دختر خردسال «یل» نیز شخصیت‌های به‌اندازه‌ای هستند که حضور پررنگی در قسمت اول «یل» دارند و زمینه را برای پیچ دراماتیک تاثیرگذار آماده می‌کنند.

تلاش برای خلق فضای وسترن در روستای دهه پنجاه

یکی از ژانرهای محبوب بسیاری از سینماگران ایرانی از گذشته تا امروز، وسترن است که بسیاری از مولفه‌های آن را می‌توان در همین «یل» نیز مشاهده کرد؛ از فضای مردانه کار و زنانی که در حاشیه قرار دارند تا جنس تصویر و قاب‌بندی‌ها که همگی در همین راستا قرار دارند.

انتخاب یک روستای کوچک در جغرافیایی نامعلوم در نیمه نخست دهه پنجاه، کاملا هوشمندانه و به تقویت فضای بصری سریال کمک چشمگیری کرده است به ویژه فضای خاص کافه که هم تنها غذاخوری مردم است و هم شمایل میخانه کوچکی را دارد که اندک شادی های دسته جمعی اهالی روستا نیز زیر سقف آن برگزار می شود.

محمودی با همفکری مدیر فیلمبرداری سریال و الهام گرفتن از رنگ طلایی خوشه‌های گندم، بافت تصویری کار را رقم زده است و آن را به نگاتیو عکس‌های دهه چهل و پنجاه نزدیک کرده‌اند. از طرف دیگر از صدا به عنوان عنصری کلیدی بهره گرفته که نمونه آن را در ترانه‌های پخش شده در کافه می‌بینیم که با ظرافت اشاره‌ای هم به سال شمسی داستان می‌کند. همین طور فصل نسبتا طولانی نمایش فیلم «سلطان قلب‌ها» با آپارات سیار که خاطره بازی کارگردان با فیلمی محبوب از آن سال‌ها به حساب می‌آید.

جمشیدی در دکوپاژ فیلمنامه هم بیش از هر چیز از مدیوم‌شات بهره گرفته و لانگ شات‌های درخشانی هم در مزرعه گندم خلق کرده است که چشم‌نواز به نظر می‌رسد؛ درست در تقابل با همین فضا در سکانس‌های پایانی قسمت نخست که در آن تدوین، صدا، موسیقی و کارگردانی هارمونی فوق العاده‌ای دارند.

«یل» و گروه بازیگران: چالشی سرنوشت ساز!

جمشید محمودی در «پوست شیر» از عنصر بازیگر نهایت بهره را گرفته و آن را به ستون کار تبدیل کرده بود و در «یل» نیز تلاش کرده تا طیف‌های مختلفی از دوره‌های مختلف سنی و کاری را گردهم آورده و از هماهنگی ایجاد شده بین آنها برای روایت تاثیرگذارتر قصه خود استفاده کند.

میلاد کی‌مرام برای نقش سهراب انتخاب مناسبی به نظر می‌رسد که بخشی از آن به جثه و فیزیک او برمی‌گردد. بازگشت حسین یاری نیز پس از غیبتی نسبتا طولانی، برگ برنده «یل» محسوب می‌شود که در همین تک قسمت هم تاثیرگذار نشان داده و بازی‌اش کاملا به چشم می‌آید. همچنین نمی‌توان از «یل» و بازیگرانش گفت و اشاره‌ای به بازی درخشان ۲ دختر خردسال نکرد که محمودی نقش پررنگی در کیفیت نقش‌آفرینی و راحتی حضورشان جلوی دوربین دارد.

محمد جلیلوند

برچسب‌ها: سریال یل
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ