نوجوانان «شکارچیان شیطان کیپاپ» را دنبال میکنند/ پرانرژی و خوشریتم
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلمنت نیوز، در سالهایی که انیمیشنهای بلند بیش از هر زمان دیگری به سمت تلفیق ژانرها و فرهنگها حرکت کردهاند، «شکارچیان شیطان کیپاپ» (KPop Demon Hunters) تلاشی است برای پیوند دادن صنعت پرزرقوبرق کیپاپ با اسطورهشناسی شرقی و فانتزی اکشن. این اثر میکوشد تا پشت صحنه جهان پرنور آیدلها را به میدان نبردی متافیزیکی بدل کند؛ جایی که صدا، نور و رقص نه صرفا ابزار سرگرمی، بلکه سلاحی علیه نیروهای اهریمنی هستند و نتیجه، اثری است پرانرژی، پرجزییات و البته محل بحث.
انیمیشن «شکارچیان شیطان کیپاپ» ترکیبی هیجانانگیز از اکشن، فانتزی و موسیقی کرهای است که داستان گروهی از ستارگان دختر کیپاپ را روایت میکند؛ ستارگانی که در پشت پرده شهرت و زرقوبرق، به عنوان شکارچیان شیاطین از بشریت محافظت میکنند و در خفا ماموریت دارند تا نیروهایی را که در قالب مدیران، تهیهکنندگان یا حتی هواداران افراطی پنهان شدهاند، شکار کنند. فیلم با این تمهید، صنعت موسیقی را به استعارهای از نبرد خیر و شر تبدیل میکند. این اثر با فضای رنگارنگ و طراحی چشمنوازش، مرز میان دنیای سرگرمی و نبرد با تاریکی را محو میکند و در دل ماجرا به مسائلی چون هویت فردی، قدرت دوستی، فشارهای روانی صنعت سرگرمی و انتخاب میان دو جهان متضاد میپردازد.
از منظر دراماتیک، این ایده ۲ امکان مهم را برای انیمیشن فراهم میکند: نخست، نقد ساختار صنعتی و مصرفگرای کیپاپ و دوم، خلق صحنههای اکشن مبتنی بر ریتم، نور و طراحی صحنه کنسرت.
فیلم در بخش دوم موفقتر است. سکانسهای اکشن مبتنی بر موسیقی، با تدوینی ریتمیک و همگام با ضربآهنگ قطعات پاپ، واجد انرژی بصری بالایی هستند، اما در سطح تماتیک، اثر گاهی از فضای انتقادی ایدهاش عقب میماند و ترجیح میدهد در سطحی فانتزی باقی بماند.

روایت کلاسیک قهرمان با مولفههایی از سفر قهرمان در اینجا به شکل گروهی بازتعریف شده است. شخصیت اصلی، لیدر گروه، با بحران هویت مواجه است: آیا او صرفا یک آیدل است یا جنگجویی باستانی در لباسی مدرن؟ این دوگانگی اگرچه در سطح دیالوگها مطرح میشود، اما در پرداخت درونی شخصیت چندان عمیق نمیشود.
فیلم میتوانست با پرداخت دقیقتر به فشارهای روانی صنعت کیپاپ، قراردادهای سختگیرانه، تصویرسازی رسانهای و کنترل بدن و رفتار، عمق تراژیکتری به قهرمانان داستان ببخشد، اما با این حال، روایت ترجیح میدهد که از این لایههای تیره عبور کند و تمرکز را بر اکشن و ماجراجویی نگه دارد.
موفقیت در طراحی جهان داستان
یکی از نقاط قوت فیلم، طراحی جهان داستانی است. ترکیب معماری شهری مدرن سئول با عناصر اسطورهای، فضایی خلق میکند که نه کاملا رئالیستی است و نه صرفا فانتزی. شیاطین فیلم ریشه در افسانههای شرقی دارند، اما با طراحی مدرن عرضه میشوند.
این تلفیق یادآور تجربههایی در سینمای شرق آسیاست که سنت را در دل مدرنیته بازتعریف میکنند. با این حال، فیلم از ورود جدی به بستر تاریخی یا فرهنگی پرهیز میکند و بیشتر به استفاده تزیینی از نشانهها بسنده میکند؛ رویکردی که با توجه به وجه غالب فانتزی اثر، چندان دور از ذهن نیست.
«شکارچیان شیطان کیپاپ» به استانداردهای روز انیمیشن دیجیتال نزدیک است. طراحی کاراکترها با الهام از زیباییشناسی آیدلهای واقعی انجام شده است: چهرههای صیقلی، رنگهای اشباعشده و لباسهایی که میان مد خیابانی و فانتزی رزمی در نوسان هستند. نورپردازی صحنههای کنسرت با استفاده از طیفهای بنفش، صورتی و آبی نئونی، حالوهوایی خلق میکند که یادآور اجراهای زنده گروههای کیپاپ است. در سکانسهای مبارزه، حرکت دوربین مجازی سیال و پرشتاب است و گاه به مرز اغراق میرسد.
موسیقی ستون فقرات فیلم است. قطعات کیپاپی که برای اثر ساخته شدهاند، نه تنها در خدمت فضاسازی بلکه در خدمت پیشبرد روایتند. هر اجرا عملا به صحنهای از نبرد بدل میشود؛ جایی که اوج موسیقی با اوج درگیری همزمان میشود.
ایده تطهیرکننده یا ویرانگر بودن صدا، ریشه در سنتهای کهن دارد؛ از اسطوره اورفئوس در روایتهای یونانی تا آیینهای شرقی. فیلم این ایده را به زبان پاپ معاصر ترجمه میکند. با این حال، ترانهها بیش از آن که دراماتیک باشند، کارکردی تجاری دارند و گاه چنین بهنظر میرسد که فیلم بستری برای عرضه موسیقی است.

مهمترین زیرمتن اثر را باید در نگاه آن به صنعت سرگرمی جستوجو کرد. شیاطین میتوانند نماد استثمار، مصرفگرایی افراطی یا فشارهای روانی باشند. قهرمانان در این خوانش، هنرمندانی هستند که باید میان هویت فردی و تصویر رسانهایِ ساختهشده از خود تعادل برقرار کنند، اما فیلم تا انتها به این خوانش وفادار نمیماند. در پرده پایانی، نبرد خیر و شر به سطحی کاملا فانتزی تقلیل مییابد و پیچیدگیهای اجتماعی جای خود را به تقابل ساده نور و تاریکی میدهد.
هر یک از اعضای گروه، نماینده تیپی آشنا در گروههای کیپاپاند: لیدر جدی، عضو شوخطبع، چهره مرموز و… این تیپسازی برای مخاطب نوجوان کارآمد است، اما برای درامی عمیق کافی نیست.
شخصیت منفی اصلی، اگرچه از نظر بصری جذاب طراحی شده، انگیزههایی کلیشهای دارد. او تجسم شر مطلق است، بیآنکه گذشته یا پیچیدگی روانی قابلتوجهی داشته باشد. در نتیجه، تقابل نهایی فاقد بار تراژیک عمیق است.
«شکارچیان شیطان کیپاپ» آشکارا مخاطب نوجوان و جوان، بهویژه هواداران فرهنگ کیپاپ، را هدف گرفته است. با این حال، لایههای اکشن و برخی ارجاعات فرهنگی میتواند برای مخاطب بزرگسال نیز جذاب باشد، اما فیلم در ایجاد تعادل میان سرگرمی و عمق، بیشتر به سوی اولی متمایل است. در نتیجه، برای مخاطب حرفهایتر ممکن است اثری خوشساخت، اما کمریسک بهنظر برسد.
اثری پرانرژی، خوشریتم و از نظر بصری چشمنواز
در جمعبندی باید گفت که «شکارچیان شیطان کیپاپ» اثری پرانرژی، خوشریتم و از نظر بصری چشمنواز است که ایدهای هوشمندانه را دستمایه قرار داده است. فیلم در سطح اجرا، بهویژه در صحنههای موسیقایی و اکشن، موفق عمل میکند و تجربهای سرگرمکننده ارائه میدهد، اما در سطح مفهومی و دراماتیک از ظرفیت انتقادی ایدهاش بهره کامل نمیبرد. صنعت کیپاپ میتوانست بستری برای واکاوی عمیقتر هویت، شهرت و استثمار باشد؛ امکانی که فیلم تنها به آن اشاره میکند.
در نهایت، «شکارچیان شیطان کیپاپ» بیش از آن که اثری تحولآفرین در زبان انیمیشن باشد، نمونهای حرفهای از تلفیق فرهنگ پاپ و فانتزی اکشن است؛ کنسرتی پرنور که لحظاتی تماشایی میآفریند، اما پژواک اندیشهاش چندان ماندگار نیست.
نوید جعفری






۱ دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید
عالی از این برنامه خیلی خوشم آمد عالی حرف ندار