رضا معماری کارگردان و نویسنده ایرانی:

«آخرین نهنگ آوازخوان» بامزه و دوست‌داشتنی است/ یک تریلیون زباله در اقیانوس!

- 14 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

کارگردان انیمیشن «آخرین نهنگ آوازخوان» می‌گوید این فیلم بیش از هر چیز درباره غلبه بر سوگ، ادامه دادن میراث نسل قبل و پیدا کردن مسیر زندگی است.

به گزارش فیلم‌نت‌نیوز، رضا معماری فیلمنامه‌نویس، کارگردان و تدوینگر ایرانی‌ـ‌آلمانی است که سال ۱۳۵۵ در ایران متولد شد ولی از کودکی در آلمان زندگی کرده است. او پس از تحصیل در رشته ارتباطات بازاریابی و فعالیت در صنعت بازی‌های ویدیویی، وارد سینما شد و کار خود را به‌عنوان تدوینگر آغاز کرد.

رضا معماری با انیمیشن «ریچارد لک‌لک» (Little Bird’s Big Adventure) که نویسندگی، تدوین و کارگردانی مشترک آن را برعهده داشت، به شهرت بین‌المللی رسید؛ فیلمی که نخستین نمایش جهانی خود را در جشنواره برلین ۲۰۱۷ تجربه و جوایز متعددی را کسب کرد. او همچنین یکی از بنیان‌گذاران استودیوی تلسکوپ انیمیشن است و جدیدترین ساخته‌اش، «آخرین نهنگ آوازخوان» (The Last Whale Singer)، در سال ۲۰۲۶ موفق شد جایزه بهترین کارگردان را در رویداد فیلم کارتونی (Cartoon Movie) برای او به ارمغان بیاورد.

یک ماه از اکران سراسری انیمیشن سینمایی «آخرین نهنگ آوازخوان» در سینماهای آمریکا می‌گذرد. این انیمیشن درباره یک نهنگ گوژپشت به نام وینسنت است که ۱۰ سال پس از فقدان پدر و مادرش، باید آواز خودش را پیدا کند تا بتواند از اقیانوس‌ها محافظت کند.

جکسون مورفی خبرنگار نشریه معتبر انیمیشن اسکوپ با این کارگردان مصاحبه کرده است که ترجمه آن را با هم می‌خوانیم.

* پیش از هر چیز می‌خواهم درباره علاقه و شیفتگی‌ات به طبیعت و تمام موجودات آن بپرسم. همیشه در تمام طول زندگی‌ات به حیوانات علاقه‌ای داشته‌ای؟

– بله، همیشه همین‌طور بوده است. البته فکر می‌کنم انیمیشن ذاتا مدیومی است که به‌خوبی اجازه می‌دهد از حیوانات برای بیان احساسات درونی استفاده کنی؛ انگار نوعی خوددرمانی است (می‌خندد). درباره این فیلم هم نهنگ‌ها انتخاب جالبی بودند. وقتی فهمیدم نهنگ‌ها آواز دارند، میان آن‌ها آوازخوان وجود دارد، آوازهای همدیگر را یاد می‌گیرند و بعد دوباره آن‌ها را تغییر می‌دهند و از نو می‌سازند، همان لحظه با خودم گفتم: این همان فیلمی است که باید بسازم.

* ایده فوق‌العاده‌ای برای یک انیمیشن بلند است. از همان ابتدای فیلم، رابطه نزدیک وینسنت با پدر و مادرش را می‌بینیم. با توجه به اتفاق‌هایی که بعدا رخ می‌دهد، این صحنه‌ها چقدر برای شکل دادن به فضای احساسی فیلم اهمیت داشت؟

– به نظرم رابطه فرزند با پدر و مادر همیشه یکی از مهم‌ترین بخش‌های هر داستان است. «آخرین نهنگ آوازخوان» یک فیلم خانوادگی است، بنابراین حضور والدین اهمیت زیادی دارد. من هم با انیمیشن‌های دیزنی دهه ۸۰ بزرگ شده‌ام و خوب می‌دانم وقتی شخصیت اصلی ناگهان پدر و مادرش را از دست می‌دهد و مجبور می‌شود به‌تنهایی با دنیای بزرگ روبه‌رو شود، چه تاثیری روی مخاطب می‌گذارد. این الگو یکی از مهم‌ترین منابع الهام من برای ساخت این فیلم بود.

* بعد به والتر می‌رسیم؛ ماهی‌ای که هم مراقب وینسنت است، هم راهنمای او. وجود یک دوست یا سرپرست که در چنین لحظه‌هایی کنار یک کودک باشد، یا حتی کنار هر انسانی، اهمیت زیادی دارد و فیلم هم این موضوع را پررنگ نشان می‌دهد.

– دقیقا. والتر یکی از شخصیت‌های محبوب من است چون علاوه بر این‌که نقش همراه وینسنت را دارد، بار طنز فیلم را هم به دوش می‌کشد. فقط یک نکته برایم خیلی مهم بود؛ نمی‌خواستم مثل بعضی شخصیت‌های کارتونی باشد که قرار است بامزه باشند، اما در نهایت فقط اعصاب مخاطب را خرد می‌کنند. می‌خواستم والتر هم شوخ‌طبع باشد، هم شخصیت دوست‌داشتنی و گرمی داشته باشد. خوشبختانه فکر می‌کنم به این هدف رسیدیم و والتر در کنار شوخی‌هایش، تبدیل به شخصیتی شد که مخاطب واقعا دوستش دارد.

«آخرین نهنگ آوازخوان» را با دوبله فارسی در فیلم‌نت ببینید

* همان‌طور که گفتی، پیدا کردن آوازِ شخصی مهم‌ترین مضمون فیلم است. برای شناخت این دنیا چقدر تحقیق کردی؟ چه چیزی بیشتر از همه غافلگیرت کرد؟

– جالب‌ترین چیزی که فهمیدم این بود که ما فقط حدود ۲۰ درصد از اقیانوس‌ها را می‌شناسیم. یعنی هنوز بخش بزرگی از آن برای‌مان ناشناخته است. درباره آواز نهنگ‌ها هم اطلاعات زیادی نداریم. حتی هنوز نمی‌دانیم چرا آواز می‌خوانند یا چرا از آب بیرون می‌پرند. شاید واقعا فقط برای تفریح یا خودنمایی باشد. برای همین زمان زیادی را صرف تحقیق کردم. در برنامه‌های تماشای نهنگ شرکت کردم و هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام دادم تا درباره همه حیواناتی که قرار بود در فیلم حضور داشته باشند، اطلاعات جمع کنم.

برایم مهم بود شخصیت‌ها فقط شبیه انسان‌هایی نباشند که لباس حیوانات را پوشیده‌اند. می‌خواستم رفتارشان واقعا از دل طبیعت بیاید به همین دلیل انیماتورها هم دوره سختی را پشت سر گذاشتند. کتاب راهنمای انیمیشن ما حدود ۲۰۰ صفحه بود، چون با گونه‌های مختلف دریایی و شخصیت‌های زیادی سروکار داشتیم.

تقریبا همه گروه‌های اصلی جانوران دریایی در فیلم حضور دارند و برای هر کدام باید تحقیق می‌کردیم. حتی این‌که مثلا یک خیار دریایی دقیقا چگونه حرکت می‌کند.

* من دوران مدرسه برای تماشای نهنگ رفته بودم، اما فقط یک نهنگ دیدیم. تجربه تو از تماشای نهنگ چطور بود؟

– اولین تجربه‌ام بود. هوا آن‌قدر مه‌آلود بود که همه فکر می‌کردند قرار نیست هیچ نهنگی ببینیم، حتی ناخدای قایق گفت باید برگردیم، چون امروز خبری از نهنگ نیست، اما ناگهان همه‌چیز عوض شد. آسمان باز شد، پرتو نوری روی آب افتاد و درست وسط همان روشنایی، یک نهنگ از آب بیرون پرید. اسمش هم اکرن بود. واقعا اسم داشت و ناخدا او را می‌شناخت! فکر می‌کنم حدود ۲۰ دقیقه برای ما نمایش اجرا کرد و من تمام آن مدت گریه می‌کردم. نمی‌دانم تو هم چنین حسی را تجربه کردی یا نه، اما من اصلا نمی‌توانستم جلوی اشک‌هایم را بگیرم.

* چه تجربه شگفت‌انگیزی. مطمئنم روی ساخت فیلم هم تاثیر گذاشته است. یکی از بخش‌های چشمگیر فیلم، جایی است که شخصیت‌ها به منطقه‌ای پر از زباله در اقیانوس می‌رسند. این تصاویر به‌شدت تاثیرگذارند و در کنار آن، فیلم به اهمیت حفاظت از محیط‌زیست هم می‌پردازد. فکر می‌کنم خیلی از تماشاگران با دیدن این بخش احساساتی شوند.

– دقیقا همین‌طور است. برای ساخت آن صحنه‌ها چیزی حدود یک تریلیون قطعه زباله را به‌صورت فرایندی تولید کردیم. بخشی از فیلم با موتور آنریل (Unreal) ساخته شد و همین فناوری کمک بزرگی بود تا بتوانیم چنین حجم عظیمی از عناصر محیطی را خلق کنیم. واقعیت این است که امروز دیگر نمی‌شود فیلمی درباره اقیانوس ساخت و ردپای زباله‌هایی را که انسان‌ها از خودشان باقی گذاشته‌اند، نادیده گرفت.

* علاوه بر این، فیلم درباره فقدان و خاطره هم حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و در طول داستان از زاویه‌های مختلف به این موضوع می‌پردازد. خاطره نیروی بزرگی دارد و فقدان هم زخمی است که گاهی تا سال‌ها با آدم می‌ماند. در بخشی از فیلم هم ناگهان ۱۰ سال جلو می‌رویم. چطور توانستی به این موضوعات بپردازی و در عین حال فیلم را برای خانواده‌ها سرگرم‌کننده نگه داری؟ گفتی از انیمیشن‌های دیزنی هم الهام گرفته‌ای.

– بله، سوال خوبی است. به نظرم، در نهایت فیلم درباره کنار آمدن با سوگ است. درباره این‌که نسل بعدی راه نسل قبل را ادامه بدهد، هرچند شاید این حرف کمی کلیشه‌ای به نظر برسد. همچنین درباره درک میراثی است که پدر و مادر برای فرزند به جا می‌گذارند و این‌که آن میراث را ادامه بدهد؛ در این فیلم، آن میراث همان آواز است. وینسنت مدت‌ها از پذیرفتن این مسوولیت فرار می‌کند و نمی‌خواهد آن را قبول کند، اما وقتی بالاخره تصمیمش را می‌گیرد، مخاطب هم بیشتر با او همراه می‌شود، چون احساس می‌کند بالاخره فهمیده باید چه مسیری را دنبال کند و رسالتش چیست.

* یکی دیگر از شخصیت‌های جذاب فیلم، داریاست؛ نهنگ قاتلی که توانایی‌های حسی متفاوتی دارد و فیلم هم به شکل جالبی به آن‌ می‌پردازد. چه چیزی در این شخصیت برایت اهمیت داشت؟

– داریا ناشنواست. شنوایی‌اش را هم به‌خاطر ماهیگیری آدم ها با مواد منفجره از دست داده است. این هم یکی دیگر از پیام‌هایی بود که می‌خواستم در فیلم «آخرین نهنگ آوازخوان» نشان بدهم؛ این‌که ما انسان‌ها تا چه اندازه در زندگی موجودات دریایی دخالت کرده‌ایم و به آن آسیب زده‌ایم. با این حال، داریا اصلا خودش را بابت ناشنوا بودن محدود نمی‌کند و برعکس، حواس دیگرش آن‌قدر تقویت شده است که لرزش‌های آب را از هر موجود دیگری دقیق‌تر احساس می‌کند. حتی فن مخصوص خودش را هم دارد که اسمش را اورکاراته گذاشته‌ام؛ یک شوخی کلامی با کلمه اورکا.

داریا شخصیت جسور و قدرتمندی است و واقعا دوستش دارم. ضمن این‌که هنگام ساخت فیلم با انیماتورهای کم‌شنوا هم مشورت کردیم تا مطمئن شویم شوخی‌های فیلم برای جامعه ناشنوایان هم قابل درک و لذت‌بخش است.

«آخرین نهنگ آوازخوان»

* این‌که از همان مرحله تولید با آن‌ها مشورت کردید، اتفاق ارزشمندی است. فکر می‌کنم خانواده‌ها از سفری که این فیلم برای شخصیت‌هایش رقم می‌زند، لذت ببرند. سفر، یکی از عناصر ثابت انیمیشن‌های بلند است و این‌جا هم چند شخصیت کاملا متفاوت کنار هم قرار می‌گیرند. این جنبه از داستان چه جایگاهی برایت داشت؟

– دقیقا همین‌طور است. به نظرم، هر انیمیشن بلند به یک سفر بزرگ نیاز دارد. اصلا مگر می‌شود غیر از این باشد؟ باید حال‌وهوای یک فیلم جاده‌ای را داشته باشد؛ چند شخصیت که هیچ شباهتی به هم ندارند، کنار هم قرار بگیرند، در طول مسیر یاد بگیرند با هم کنار بیایند، به دوستان خوبی تبدیل شوند و در نهایت، برای حل مشکلی تلاش کنند که کل دنیا و اقیانوس‌ها را تهدید می‌کند. این همان چیزی است که همیشه در انیمیشن‌ها دوست داشته‌ام.

* امسال تابستان شلوغی برای انیمیشن‌هاست و «آخرین نهنگ آوازخوان» هم یکی از فیلم‌های این فصل است. حضور در چنین رقابتی برایت سخت نیست؟

– بیش از هر چیز، از این‌که فیلم در آمریکا اکران می‌شود، خوشحالم و به آن افتخار می‌کنم. این روزها برای یک فیلم مستقل، راه پیدا کردن به سینماهای آمریکا کار بسیار سختی است به همین دلیل، این فرصت که توانستیم فیلم را در ابتدای تابستان روی پرده ببریم، برایم اتفاق بسیار مهمی است. فصل اتمام مدارس، بهترین زمان ممکن بود. هنوز هم گاهی احساس می‌کنم دارم خواب می‌بینم. واقعا تجربه فوق‌العاده‌ای است و از آن لذت می‌برم بنابراین نه! واقعا سخت نیست، بلکه بسیار لذت‌بخش است.

ترجمه و تنظیم: جهانگیر شاه‌ولد

برچسب‌ها: انیمیشن
نظرات

۱ دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

  • من همیشه با ذوق و شور ترجمه ها و نوشته های اقای شاه ولد رو می خونم .ایشون هم مثل اقای کارگردان یکی از فرزندان پرافتخار ایران هستند و واقعا (بدون هیچ اغراقی)فارسی دان فارسی دوست باسوادی هستند فقط کافی است که شما هم مثل من پیگیر نوشته ها و مطالب ارزشمندشون باشید و جالب تر اینکه بر انگلیسی هم بسیار مسلط هستند.مثل همیشه خیلی عالی بود.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ