تحلیل سریال «کوری»؛ بازنمایی یک بحران اجتماعی با روایت شبکهای
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلمنت نیوز، سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوانزاده که تاکنون سه قسمت آن از فیلم نت پخش شده است، با تکیه بر یک روایت شبکهای، تبعات یک اتفاق را در زندگی چند شخصیت بهصورت همزمان دنبال میکند. همین انتخاب روایی باعث شده «کوری» از الگوی کلاسیک و تکمسیر سریالسازی در ایران فاصله بگیرد و بهجای تکیه بر یک قهرمان مرکزی، جهان داستانیاش را بر پایه چند شخصیت و چند خط روایی پیش ببرد؛ مسیری که با انتشار قسمت سوم، بیش از پیش تثبیت شده و مُهر تاییدی بر این رویکرد روایی زده است.
داستان سریال «کوری» درباره چیست؟
داستان «کوری» از ماجرای مصرف مشروبات الکلی تقلبی و پیامدهای ویرانگر آن آغاز میشود؛ ماجرایی که قرار بوده است شبی خوش و خاطرهانگیز بسازد ولی در نهایت به تراژدی ختم میشود و مرگ را به متن زندگی شخصیتها میکشاند.
در این میان، بازپرسی با بازی امیر جعفری مسئول رسیدگی به پرونده جانباختگان است، اما سریال خود را به مسیر کشف و پیگیری این پرونده محدود نمیکند. «کوری» همزمان وارد زندگی کسانی میشود که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از این فاجعه آسیب دیدهاند و از خلال این شخصیتها، تصویری گستردهتر از بحران ارائه میدهد.
روایت شبکهای در برابر الگوی کلاسیک
یکی از مهمترین ویژگیهای «کوری» این است که برخلاف الگوی کلاسیک، تنها یک شخصیت را محور پیشبرد داستان قرار نمیدهد. اگرچه قسمت نخست با زاویه دید بازپرس آغاز میشود، اما از قسمتهای بعدی، شخصیتها و موقعیتهای دیگری نیز به همان اندازه اهمیت پیدا میکنند؛ از جمله همسر سابق بازپرس و ماجرای عروسی تلخ خاندان شمس. به این ترتیب، سریال بهجای آنکه مخاطب را فقط در امتداد مسیر یک شخصیت هدایت کند، او را در برابر مجموعهای از سرنوشتهای بههمپیوسته قرار میدهد.
این همان ویژگی اصلی روایت شبکهای است؛ روایتی که در آن، یک حادثه مرکزی مانند گرهای عمل میکند که چندین خط داستانی را به هم متصل میسازد. در چنین ساختاری، اهمیت فقط در این نیست که چه اتفاقی افتاده است، بلکه در این است که هر شخصیت چگونه آن اتفاق را تجربه میکند و چه نسبتی با پیامدهای آن دارد. «کوری» از این منظر، بیش از آنکه صرفا یک درام حادثهمحور باشد، به مطالعهای درباره تاثیر اجتماعی یک فاجعه بر لایههای مختلف زندگی تبدیل میشود.
کارگردانی و دکوپاژ سریال «کوری»
سجاد پهلوانزاده در مقام کارگردان در «کوری» کوشیده با انتخاب فرمی متناسب با جهان اثر، بحران اجتماعیِ روایت را هرچه واقعگرایانهتر به تصویر بکشد. بخش مهمی از این رویکرد را میتوان در دکوپاژ سریال دید؛ جایی که دوربین اغلب در فاصلهای نزدیک با شخصیتها حرکت میکند و با استفاده از نماهای تعقیبی و لرزشهای کنترلشده، حس بیثباتی و اضطراب را به فضای اثر تزریق میکند.
استفاده از برداشتهای بلند نیز در همین راستا عمل میکند. این تمهید فرمی باعث میشود پیوستگی زمان و فشار موقعیت بیش از پیش به مخاطب منتقل شود. وقتی صحنه بدون برشهای متعدد پیش میرود، تماشاگر فرصت کمتری برای فاصله گرفتن از وضعیت بحرانی دارد و ناچار میشود با تنش صحنه درگیر بماند به همین دلیل، فرم در «کوری» فقط یک انتخاب زیباشناختی نیست، بلکه بخشی از سازوکار معنایی اثر است؛ فرمی که میخواهد آشفتگی، اضطراب و فرسودگی روانی شخصیتها را نه فقط در سطح داستان، بلکه در تجربه تماشای سریال نیز بازتولید کند.
چرا «کوری» سریالی قابل اعتناست؟
آنچه «کوری» را به سریالی قابل اعتنا تبدیل میکند، فقط موضوع ملتهب و اجتماعی آن نیست، بلکه نحوه مواجههاش با این موضوع است. سریال بهجای آنکه بحران را به یک ماجرای صرفا پلیسی یا ملودرامی تقلیل دهد، میکوشد ابعاد مختلف آن را در نسبت با چند زندگی و چند موقعیت نشان دهد. همین رویکرد، امکان پیچیدهتر شدن جهان داستان را فراهم میکند و به سریال اجازه میدهد از روایتهای تکبعدی فاصله بگیرد.
از سوی دیگر، «کوری» در سطح اجرا نیز نشان میدهد که به دنبال ایجاد تعلیق صرف نیست، بلکه میخواهد تجربهای ملموس از فروپاشی امنیت، اعتماد و ثبات در زندگی روزمره ارائه دهد به همین دلیل، تماشای این سریال فقط برای دنبال کردن یک داستان پرحادثه نیست، بلکه برای مواجهه با اثری است که میکوشد یک بحران اجتماعی را از خلال زبان تصویر، ریتم روایت و پراکندگی آگاهانه شخصیتها به تجربهای دراماتیک تبدیل کند.
پوریا ملکی
سریال کوری را در فیلم نت تماشا کنید




