آشنایی با فیلمتئاتر «وانیا»/ ۸ نقش به ۱ بازیگر رسید
بهگزارش فیلمنتنیوز، پدیده فیلمتئاتر، ویژگی فناپذیر و ناماندگار تئاتر را نقض میکند و این اجازه را میدهد تا تصویرها و محتواهایی که در یک زمان و مکان خاص، برای گروه محدودی از تماشاگران بهنمایش گذاشته شده است ضبط شود و برای افراد دیگری که تعدادشان محدود نیست، در هر زمان و مکان دیگر، در دسترسشان قرار بگیرد. امروز بهکمک تکنولوژی و پیشرفت ارتباطات، با چند کلیک ساده میتوانیم بهفیلمی از یک نمایش که در فاصله هزاران کیلومتری از ما در یک سالن تئاتر منحصربهفرد روی صحنه رفته است، دسترسی داشته باشیم.
بخش تئاتربازها که به تازگی در فیلمنت راه اندازی شده، کار را برای تماشای بهترین فیلمتئاترهای ایرانی و بینالمللی ساده کرده است؛ با لیستی از بهترین آثار نمایشی که هر روز تعدادشان هم بیشتر میشود. فیلمتئاتر «وانیا» یکی از بهترین آثار منتشر شده در بخش تازه تاسیس تئاتربازها است.
فیلمتئاتر «وانیا» (National Theatre: Live Vanya) به کارگردانی سام یتس و با بازی دیدنی اندرو اسکات، از جمله آثاری است که پس از انتشار بینالمللی در سال ۲۰۲۴، بازخوردهای مثبت قابل توجهی را دریافت کرد و در مدت زمان کوتاهی، به یکی از پرمخاطبترین فیلمتئاترهای جهان تبدیل شد.
نمایش «وانیا» روایتگر داستان زندگی چند آدم است که امیدها و آرزوهای سادهای در زندگی خود دارند و درباره آنها با هم صحبت میکنند، اما در زندگی به هیچکدام از اینها دست پیدا نمیکنند. داستان این نمایش با وجود اینکه بسیار ساده و آشنا است، اما مفاهیم انسانی مهمی را در دل خود جای داده که آن را بیش از پیش به اثری تماشایی تبدیل کرده است.

تماشای فیلمتئاتر وانیا در فیلمنت
جهان «وانیا»
فیلمتئاتر «وانیا» را میتوان اقتباسی معاصر و خلاقانه از نمایشنامه معروف آنتون چخوف با نام «دایی وانیا» دانست که دهههاست با فرمها و ایدههای اجرایی متفاوت، در سراسر جهان روی صحنه رفته است. در نمایش «وانیا» اولین چیزی که توجه مخاطب را بهسمت خودش جلب میکند، اما قرار نیست که اجرا فقط یک شخصیت داشته باشد و تمام کلمهها و جملهها از زبان یک شخصیت بیان شوند؛ بلکه تمامی شخصیتها توسط یک بازیگر یعنی اندرو اسکات، روی صحنه تئاتر جان میگیرند و به نمایش درمیآیند.
اندرو اسکات بهعنوان بازیگری که برای نقشآفرینی در آثاری نظیر سریال معمایی «ریپلی» (Ripley)، اثر مهم ژانر کارآگاهی یعنی «شرلوک» (Sherlock)، کمدی سیاه «فلیبگ» (Fleabag) و فیلمهایی مانند «اسپکتر» (Spectre) که جزو سری فیلمهای جیمزباند بود و اثر جدید «لحظه نفس گیر» (Pressure)، در قاب پلتفرم و سینما شناخته شده بود، با نقشآفرینی در نمایش «وانیا»، تواناییهای جدیدی از خود را بهعنوان بازیگری مهم بهنمایش گذاشته است.
مساله مهم این اثر، فقط کیفیت مطلوب بازیگری که اندرو اسکات برای خلق شخصیتهای متفاوت و بازی در قالب هرکدام از آنها ارائه میدهد، نیست بلکه نکته مهم شکل ارتباط و سازماندهی است که اندرو بین کاراکترهایی که بازی میکند، برقرار میسازد. یک بدن تنها میان وسایل مختلفی روی صحنه محاصره شده، اما هم بدنهای غایب را که روی صحنه حاضر نیستند بازنمایی میکند و هم اینکه جنس ارتباط هر کدامشان را به بهترین شکل ممکن، برای مخاطب تصویرسازی میکند.
میان نمایش «وانیا» و جهان نمایشنامهای که آنتون چخوف در «دایی وانیا» خلق کرده است، میتوان تفاوتهای بسیاری برشمرد که از حوصله این مطلب خارج میشود، اما یکی از مهمترین این تمایزها، کنار گذاشتن دوره تاریخی روسیه تزاری از پسزمینه داستان «وانیا» است که در نمایشنامه «دایی وانیا» نقش مهمی ایفا میکرد؛ تغییری که باعث شده است مخاطبی که امروز این اثر را تماشا میکند رفتارها، گفتوگوها و حتی روابط میان شخصیتها، را بهتر باور کند و به درک بهتری از این دغدغه اجرا دست یابد.
اگر بخواهیم حالوهوای نمایش «وانیا» را با یک کلیدواژه و آنهم بهصورت بسیار کلی توصیف کنیم، میشود از کلمه ملال استفاده کرد. منظور و هدف از بهکار بردن این واژه، این نیست که بگوییم خود این نمایش از جایی به بعد رودی منفی را در پیش میگیرد و باعث کلافگی مخاطب میشود بلکه برعکس، در هیچ قسمتی از این نمایش، انگیزه مخاطب برای ادامه دادن تماشای اجرا کم که نمیشود هیچ، بیشتر هم میشود.
واژه ملال در توصیف وضعیت انسانی حاکم بر شخصیتهای این اجرا، به بهترین شکل ممکن حق مطلب را ادا میکند. آدمها وارد خانه میشوند، با یکدیگر گفتوگو میکنند، از چیزهایی که دوست دارند و دغدغههای خود با یکدیگر صحبت میکنند، اما تا پایان اجرا هیچکدام از شخصیتهای نمایشنامه دچار تغییری بنیادین در زندگی خود نمیشوند. انگار همهچیز در یک دایره تکراری قرار گرفته است و این روند مدام تکرار میشود. اینجا میتوان تا حدی بهچرایی انتخاب چنین فرم اجرایی برای بهصحنه بردن این نمایشنامه معروف در شرایط امروز دنیا پی برد؛ بهتصویر کشیدن وضعیت ملالانگیز شخصیتهایی که با وجود تفاوتهایشان، همگی در یک چیز مشترک هستند و آن یکنواخت شدن زندگی در جهان شلوغ، پرهیاهو و حتی ترسناک امروز است.

آن طرف سکه بازیگری اسکات
در کنار عملکرد مطلوب اندرو اسکات بهعنوان تنها بازیگر نمایش «وانیا»، از یک زاویه هم حضور او در این اجرا قابل نقد است. تعداد بالای شخصیتهایی که در نمایشنامه وجود دارند، اسکات را وادار بهخلق ژستهای بدنی و لحنهای گفتاری متنوع کرده است؛ رویکردی که در مجموع خروجی با کیفیتی ارائه داده است ولی ممکن است این نقد در ذهن مخاطب شکل بگیرد که اسکات، فارغ از نیازهایی که برای این اجرا وجود دارد، در حال نمایش دادن تواناییهای بازیگری خود، فراتر از چارچوب اثر است. بهعبارت دیگر، در برخی از موقعیتها، بازی اسکات بهاغراقهایی میرسد که گویی بیش از آنکه در خدمت شخصیت یا موقعیت نمایشی باشند، با هدف بهرخ کشیدن دامنه تواناییهای او در بازیگری شکل گرفتهاند.
با اینوجود حتی اگر میدان رقابتی هم وجود داشته باشد، همچنان کفه ترازو بهنفع اندرو اسکات است؛ چراکه با عملکرد مثبت و بازی قدرتمندی که در این نمایش از خود ارائه کرده است، توانسته طیف بزرگی از مخاطبان تئاتر و حتی منتقدان را در سراسر جهان به تحسین خود وادار کند.
اگر تا امروز میل چندانی به تماشای فیلمتئاتر نداشتهاید، «وانیا» بهترین گزینه برای شما، در راستای تماشای اجراهای خارجی از طریق فیلم ضبط شده خواهد بود. فیلمتئاتر «وانیا» این امکان را به شما میدهد تا برای ۱ ساعت و ۵۳ دقیقه، وارد دنیایی شوید که بهاحتمال بسیار زیاد با آن ارتباط خوبی برقرار میکنید؛ چراکه حال و روز این اثر، شباهت چشمگیری به وضعیتی که ما و بسیاری از مردم دنیا در آن بهسر میبریم، دارد.
عماد متین
بیشتر بخوانید
بخش «تئاتربازها» در فیلم نت راهاندازی شد/ ارائه ۲۷ اثر در گام نخست




