کارگردانان فیلم «پیام اضطراری»:

ایده اصلی «پیام اضطراری» چاپلوسی است/ جکی چان الگوی اکشن ماست

- 17 دقیقه مطالعه
جان فرانسیس دالی و جاناتان گلدستاین کارگردانان مشترک فیلم «پیام اضطراری» درباره شکل‌گیری فیلم، همکاری با رینولدز و برانا، طراحی صحنه‌های اکشن، شیوه کارگردانی دونفره و پروژه جدیدشان «پیشتازان فضا» صحبت کرده‌اند.

به گزارش فیلم‌نت‌نیوز، جان فرانسیس دالی و جاناتان گلدستاین پس از تجربه همکاری در نویسندگی و کارگردانی فیلم‌هایی مانند «گیم نایت»، «تعطیلات» و «سیاه‌چال‌ها و اژدهایان»، با «پیام اضطراری» (Mayday) سراغ یک تریلر اکشن در دوران جنگ سرد رفته‌اند.

داستان درباره یک خلبان جنگنده با بازی رایان رینولدز است که پس از سقوط هواپیمایش در روسیه، با یک مامور سابق کاگ‌ب با بازی کنت برانا همراه می‌شود.

این فیلم نخستین پروژه این ۲ فیلمساز است که به جای اکران سینمایی، مستقیما در یک سرویس استریم منتشر شده است. آنها در گفت‌وگویی دونفره با ایندی‌وایر، درباره فیلم و موضوع‌های مرتبط با آن صحبت کرده‌اند که ترجمه آن را با هم می‌خوانیم.

* «پیام اضطراری» حال‌وهوای فیلم‌های اکشن دهه ۸۰ و ۹۰ را دارد. قصد داشتید به فیلم‌های آن دوران ادای دین کنید؟

جان فرانسیس دالی: نه دقیقا. زمانی که درگیر پس‌تولید «سیاه‌‌چال‌‌ها و اژدهایان» (Dungeons & Dragons) بودیم، روند تدوین خیلی طولانی شد و در اتاق تدوین ایده‌ای مطرح کردیم که نوعی کمدی شبیه «نکبت» (Misery) بود. قسمت جذاب ایده، فردی بود که کاملا در کنترل یک آدم چاپلوس قرار گرفته است، بدون اینکه واقعا از نیت‌های او خبر داشته باشد. آن فضای ناخوشایند و ترسناکی که از این وضعیت به وجود می‌آید، برایمان جالب بود. بعد با خودمان گفتیم چطور می‌توانیم این ایده را گسترش دهیم و در نهایت به فضای جنگ سرد رسیدیم.

جان فرانسیس دالی و جاناتان گلدستاین در افتتاحیه فیلم «پیام اضطراری»
جان فرانسیس دالی و جاناتان گلدستاین در افتتاحیه فیلم «پیام اضطراری»

– جاناتان گلدستاین: این ایده همزمان با موفقیت «تاپ گان: ماوریک» شکل گرفت. می‌دانستیم هنوز علاقه زیادی به قهرمان‌های نمادین و شخصیت‌های میهن‌پرست در سینما وجود دارد. نمی‌خواستیم آنها را مسخره کنیم یا پایین بکشیم. می‌خواستیم نگاهی تازه به این شخصیت‌ها بیندازیم.

* رایان رینولدز و کنت برانا را از همان ابتدا در نظر داشتید؟

– دالی: رایان را خیلی زود انتخاب کردیم چون می‌دانستیم فروش یک کمدی اکشن بزرگ و تاریخی که در اتحاد جماهیر شوروی می‌گذرد، کار سختی است. بازیگران زیادی نیستند که حضورشان در چنین فیلمی، باعث جذابیت آن شود. بعد از «شب بازی» (game night)، رایان و گروهش علاقه‌مند بودند با ما کار کنند و یک جلسه با آنها داشتیم. من هم از زمانی که ۱۹ ساله بودم و در فیلم «انتظار» (Waiting) با رایان بازی می‌کردم، او را می‌شناختم و ارتباطمان را حفظ کرده بودیم.

– گلدستاین: از همان ابتدا می‌دانستیم رایان باید مقابل بازیگری قرار بگیرد که اعتبار و وزن دراماتیک واقعی داشته باشد؛ کسی که لزوما به‌عنوان بازیگر کمدی شناخته نمی‌شود، اما در درام توانمند است و می‌تواند کمدی هم بازی کند. کنت برانا انتخاب اول ما بود.

* شخصیت رایان را با در نظر گرفتن لحن و سبک خودش نوشتید؟

– دالی: رایان از همان ابتدای شکل‌گیری، درگیر پروژه بود. او در ساخت چنین کمدی‌های اکشنی تجربه زیادی دارد و خیلی روی این موضوع حساس بود که شخصیتش در طول فیلم ثبات داشته باشد و یک مسیر شخصیتی واقعی را طی کند.

ما به شیوه‌ای از ساخت کمدی علاقه داریم که بیشتر به فیلم‌های اوایل دهه ۹۰ و پیش از آن نزدیک است. در دهه ۲۰۰۰، کمدی‌ها به سمت بداهه‌گویی بسیار زیاد رفتند؛ چند ستاره بزرگ کمدی را کنار هم می‌گذاشتند و اجازه می‌دادند هرچقدر می‌خواهند با هم بداهه‌پردازی کنند. این روش از بسیاری جهات خوب است، اما به نظرم نوعی خستگی نسبت به آن ایجاد شده است. ما ترجیح می‌دهیم فیلمنامه را تا حد ممکن محکم کنیم و بعد بازیگران وارد شوند و آن را اجرا کنند.

از چپ، رایان رینولدز و کنت برانا در صحنه ای از «پیام اضطراری»
از چپ، رایان رینولدز و کنت برانا در صحنه ای از «پیام اضطراری»

– گلدستاین: این روش به ما اجازه می‌دهد در طراحی بصری فیلم هم برنامه‌ریزی و جاه‌طلبی بیشتری داشته باشیم. وقتی دقیقا نمی‌دانید بازیگر چه کاری قرار است انجام دهد یا در کجای صحنه قرار بگیرد، برنامه‌ریزی برای دوربین و میزانسن بسیار سخت می‌شود بنابراین سعی می‌کنیم پیش از رسیدن به صحنه فیلمبرداری، این موارد را مشخص کنیم. البته اگر بازیگری ایده‌ای داشته باشد، حتما به آن فکر می‌کنیم و ممکن است تغییراتی ایجاد کنیم، اما معمولا با برنامه‌ای روشن وارد صحنه می‌شویم.

* تصاویر فیلم بسیار روان است و صحنه‌های اکشن هم جغرافیای مشخصی دارد. چه فیلم‌هایی روی این بخش تاثیر گذاشتند؟

– دالی: اسپیلبرگ باعث شد وارد این حرفه شوم. او به من نشان داد فیلم‌ها چه ظرفیت‌هایی دارند و چطور می‌توانند برای همه تماشاگران قابل‌دسترس باشند و در عین حال ظرافت و ارزش هنری خود را حفظ کنند. این نگاه در شیوه من برای میزانسن و کار با دوربین هم تاثیر گذاشته است. تا جایی که بتوانیم، سعی می‌کنیم بدون قطع فیلمبرداری کنیم.

تیزر فیلم «پیام اضطراری»

بری پیترسون، مدیر فیلمبرداری ما از اولین فیلمی که ساختیم کنارمان بوده است و خیلی خوب می‌داند دنبال چه چیزی هستیم. معمولا نمونه‌هایی از فیلم‌های دیگر و تصاویری را که دوست داریم به او نشان می‌دهیم. در «پیام اضطراری» می‌خواستیم اکشن برای تماشاگر قابل‌فهم باشد و به همین دلیل تعداد زیادی از صحنه‌ها را در نماهای باز گرفتیم. این کار برای گروه بدلکاری سخت‌تر است، چون نمی‌توانید خیلی از جزییات را پشت تدوین پنهان کنید.

فیلم «پیام اضطراری» را در فیلم‌نت ببینید

– گلدستاین: یکی از الگوهای اصلی نوع اکشنی که من دوست دارم، جکی چان است. ما دوست داریم میزانسن خودش به نوعی الگوی تصویری تبدیل شود مثلا بازیگر به قاب نزدیک شود، نه اینکه مجبور باشیم به نمای نزدیک کات کنیم. فرد آستر رقصنده و بازیگر فقید آمریکایی هم همیشه به این ایده اعتقاد داشت که تماشاگر تا جای ممکن باید بدن بازیگر را از سر تا پا ببیند. آن ایده برای رقص بود، اما در مبارزه هم کاربرد دارد. هرچه بیشتر بتوانیم عقب برویم و کل درگیری را در یک قاب ببینیم، صحنه درگیرکننده‌تر می‌شود.

ما هنگام نویسندگی، صحنه‌های اکشن و مبارزه را مثل دیالوگ‌ها به صورت دقیق می‌نویسیم. همیشه فکر می‌کنیم چطور می‌توانیم از محیط استفاده کنیم مثلا در فیلم یک درگیری در یک بار داریم و می‌دانستیم آنجا میز بیلیارد وجود دارد. با خودمان گفتیم چه چیزی را تا حالا ندیده‌ایم؟ من تا آن زمان ندیده بودم کسی از مثلث بیلیارد برای مبارزه استفاده کند بنابراین از آن استفاده کردیم.

* کنت برانا قبلا چنین صحنه‌های اکشنی را تجربه کرده بود؟

– گلدشتاین: نه در این حد. از من پرسید چطور باید آماده شود. پیشنهاد دادم زودتر به محل فیلمبرداری در مونترال بیاید و یک یا دو هفته با گروه بدلکاری تمرین کند. این کار باعث شد در بخش زیادی از مبارزه‌ها از خودش استفاده کنیم. البته بدلکار داشت و قرار نبود سلامتی او را به خطر بیندازیم، اما واقعا با تمام وجود وارد کار شد. او بازیگر «شکسپیر» است و در نمایشنامه‌های شکسپیر مبارزه‌های شمشیری زیادی وجود دارد، بنابراین با فیزیک و حرکت روی صحنه آشنا بود.

* رایان رینولدز و کنت برانا پیش از این فیلم همدیگر را می‌شناختند؟

– گلدشتاین: نه. هرگز همدیگر را ندیده بودند، اما خیلی سریع با هم دوست شدند و همان روز اول بحث‌شان به فوتبال کشید. با وجود اینکه مجموعا در بیش از ۱۰۰ فیلم بازی کرده‌اند، همچنان از یکدیگر یاد می‌گرفتند. کنت به رایان نگاه می‌کرد تا ببیند یک ستاره سینما چطور چنین صحنه‌هایی را اجرا می‌کند و رایان هم به کنت نگاه می‌کرد تا ببیند او چطور این‌قدر عمیق وارد شخصیت می‌شود. این کنجکاوی نسبت به یکدیگر باعث شد بازی هر دو بهتر شود.

* در آثار شما معمولا پیش از انفجار اکشن، زمان زیادی صرف ساختن تنش می‌شود. این ویژگی از تجربه شما در کمدی می‌آید؟

– دالی: بازی با تنش، بخشی از مهارت‌های کمدی است. در کمدی، نحوه آماده‌سازی به اندازه خود شوخی مهم است و همین موضوع در درام، وحشت و اکشن هم کاربرد دارد. به‌مرور نسبت به احساس تماشاگر هنگام دیدن فیلم حساس‌تر شده‌ام. بخش زیادی از این تجربه را از نمایش‌های خصوصی کسب کرده‌ام. آنجا یاد می‌گیرید چطور با تماشاگر بازی کنید.

– گلدشتاین: چیزی که باعث می‌شود کمدی یا وحشت کار کند، غافلگیری و برهم زدن انتظار تماشاگر است. در نقطه‌ای باید مسیر را تغییر دهید. اولین بار که واقعا قدرت این روش را کشف کردیم، هنگام نوشتن «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» بود. صحنه‌ای که پیتر پارکر و ولچر در ماشین متوجه هویت واقعی یکدیگر می‌شوند، یکی از صحنه‌های محبوب من است، چون تماشاگر مدام منتظر است ببیند چه اتفاقی می‌افتد و کدام‌یک زودتر واکنش نشان می‌دهد.

* کارگردانی دونفره بعد از این همه سال همکاری، چطور پیش می‌رود؟

– دالی: باید نسبت به بسیاری از کارگردان‌های دیگر آماده‌تر باشیم؛ هم درباره چیزی که قرار است به بازیگران بگوییم و هم درباره کاری که با دوربین انجام می‌دهیم. شات‌لیست و استوری‌برد داریم و موقع فیلمبرداری همه می‌دانند قرار است چه کار کنند. تقریبا ۲۰ سال است که با هم کار می‌کنیم؛ از نویسندگی شروع کردیم و بعد وارد کارگردانی شدیم. بعد از این همه سال، به نوعی تبدیل به یک ذهن واحد شده‌ایم. وقتی چیزی را روی کاغذ طراحی می‌کنیم، همزمان در ذهن‌مان می‌بینیم که جلوی دوربین چطور خواهد بود. به‌ندرت سر صحنه اختلاف نظر داریم. ممکن است هنگام نویسندگی اختلاف داشته باشیم، اما قبل از روشن شدن دوربین، راه‌حل را پیدا می‌کنیم.

* اصلا چطور تصمیم گرفتید ۲ نفری کارگردانی کنید؟

– گلدستاین: ما در نویسندگی مشترک به موفقیت رسیده بودیم و بعد سال ۲۰۱۴ نیولاین‌سینما پیشنهاد داد فیلم «تعطیلات» (Vacation) را که خودمان نوشته بودیم، کارگردانی کنیم. کار به شکل طبیعی ادامه پیدا کرد. وقتی دیدیم همکاری مشترکمان در کارگردانی هم جواب داد، ادامه دادیم.

* چطور با هم آشنا شدید؟

– گلدشتاین: من نویسنده سریال «نمایش جینا دیویس» (The Geena Davis Show) بودم. قبل از آن وکیل بودم، استعفا دادم و به لس‌آنجلس آمدم و در کمدی‌های تلویزیونی مشغول به کار شدم. «نمایش جینا دیویس» سومین سریالی بود که روی آن کار می‌کردم. دالی بازیگر سریال بود و فیلم‌هایی را که ساخته بود به من نشان داد. من هم گفتم باید فیلم‌هایی را که خودم ساخته‌ام به او نشان بدهم و از همان‌جا دیگر دوستی ما ادامه پیدا کرد.

* دالی تو از نوجوانی بازیگر بودی و با «فریکس اند گیکس» شناخته شدی. همان زمان به کارگردانی هم فکر می‌کردی؟

– دالی: کاملا. وقتی برای «فریکس اند گیکس» تست دادم و انتخاب شدم، ۱۳-۱۴ ساله بودم. حضور در آن سریال چشمم را به امکانات این حرفه باز کرد. بهترین بازیگران و فیلمسازان در آن پروژه حضور داشتند. مایک وایت نویسنده سریال بود، بیل پوپ فیلمبرداری پایلوت را انجام داد و جیک کاسدان، جاد آپاتو و پل فیگ هم حضور داشتند.

در محاصره آدم‌هایی بودم که در کار خودشان استاد بودند و داشتند سری بین سرها در می‌آوردند. باورم نمی‌شد سریالی به این خوبی بتواند با آن امکانات محدود تولید شود. بعدها فهمیدم «فریکس اند گیکس» واقعا یک اتفاق نادر بوده است، اما از همان زمان علاقه داشتم پشت صحنه بمانم. هیچ‌وقت نمی‌خواستم به اتاق استراحتم برگردم و همیشه سوال می‌پرسیدم.

* به‌عنوان سوال آخر، حالا که قرار است «پیشتازان فضا» را بازسازی کنید، نگرانی‌های امروز درباره فناوری، هوش مصنوعی و شبکه‌های اجتماعی چقدر وارد فیلم شده‌اند؟

– دالی: چطور ممکن است وارد فیلم نشده باشند؟ سریال اصلی، تصویری از آینده‌ای تقریبا آرمان‌شهری داشت، اما ما دغدغه‌های خودمان را درباره مسیر حرکت جهان داریم و این ترس‌ها به شکلی طبیعی وارد فیلم شده‌اند. از بسیاری جهات، این تاریک‌ترین چیزی است که تا امروز ساخته‌ایم.

– گلدشتاین: اما همچنان به روح سریال وفادار هستیم. فیلم بدبینانه نیست. شخصیت‌های بدبین و حتی تقریبا آنارشیستی در داستان وجود دارند و همین بخش جالب ماجراست؛ اینکه ببینیم آنها چطور ایده ناوگان ستاره‌ای که قرار است نیرویی برای خیر باشد را به چالش می‌کشند. در هر نهادی همیشه آدم‌های نامناسبی وجود دارند و سوال این است که چنین آدم‌هایی برای ناوگان ستاره‌ای و ماموریتش چه معنایی خواهند داشت.

جهانگیر شاه‌ولد

برچسب‌ها: رایان رینولدز
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ