۱۰ لحظه ناب سینما که زاده بداههاند/ دیالوگهای شاهکاری که در فیلمنامه نبودند
به گزارش فیلم نت نیوز، برترین فیلمهای تاریخ سینما معمولا ثمره کار سخت و تلاش زیاد عوامل مختلف از جمله نقشآفرینیهای مناسب، شخصیتپردازیهای درست، تدوین کم نقص، موسیقی متن جذاب و اثرگذار و همینطور فیلمنامههای خوشساخت است.
اگرچه بیشتر فیلمهای مهم تاریخ سینما دارای طرحها و ایدهها و قصههای منسجم و کارشده هستند بااین وجود بدون شک در اغلب این فیلمها چند دیالوگ بهیادماندنی و از پیش برنامهریزی نشده نیز وجود دارد که به نسخه نهایی راه یافتهاند، دیالوگهایی که به جایگاهی مهم در فرهنگ فیلمبینها دست پیدا کردهاند.
البته باید اشاره کرد که بداههپردازی همیشه به نفع یک فیلم نیست، بعضا این بداههپردازیها کمکی به فیلمها و فیلمنامه نویسان نکرده و فقط از نامنسجم بودن فیلم و فیلمنامه خبر داده است.
اینجا اما با دسته اول کار داریم، دیالوگهایی که در فیلمهای بسیار مهم تاریخ سینما به صورت بداهه ساخته شدهاند و به درون جامعه و در میان فیلمبینها راه پیدا کردهاند. دیالوگهای بداههای که لحظات نمادینی را برای تماشاگران رقم زده و باوجود اینکه در فیلمنامه نبودهاند، شگفتانگیز از کار درآمدهاند.
۱۰. «هی دارم اینجا راه میرم!» (!I’m walkin’ here) از فیلم «کابوی نیمهشب» (۱۹۶۹)
درام درخشان جان شلزینگر را احتمالا بسیاری از فیلمبینها تماشا کردهاند فیلمی با بازیهای عالی بازیگران اصلی که در آخرین سال دهه پرتلاطم ۶۰ میلادی روی پرده سینماها رفت و توانست برنده اسکار بهترین فیلم سال شود. «کابوی نیمهشب» (Midnight Cowboy) داستان دوستی دور از انتظار دو نفر را به تصویر میکشد؛ مردی سادهلوح به نام جو باک (جان وویت) و یک خرده کلاهبردار بیمار به نام ریکو ریزو (داستین هافمن).
«کابوی نیمهشب» یک مطالعه ظریف بر رویای آمریکایی، تنهایی و انزوا است. فیلم صاحب یکی از دیالوگهای نمادین سینما نیز است جایی که داستین هافمن یکی از بزرگترین بازیگران سبک متد اکتینگ در خیابان در حال قدم زدن است و پس از اینکه نزدیک است توسط یک اتومبیل زیر گرفته شود با عصبانیت رو به راننده میگوید: «هی من دارم اینجا راه میرم!» این جمله که هافمن آن را خارج از فیلمنامه و صرفا براساس موقعیت پیش آمده ادا کرد، خیلی سریع به یکی از نقل قولهای ماندگار در سینما بدل شد.

۹. «میدونم» (I know) از فیلم «جنگ ستارگان: قسمت پنجم-امپراتوری ضربه میزند» (۱۹۸۰)
شاید پس از گذشت نزدیک به ۵۰ سال هنوز بسیاری بر این باور هستند که «امپراتوری ضربه میزند» (The Empire Strikes Back) شگفتانگیزترین قسمت سری فیلمهای «جنگ ستارگان» (Star Wars) است، این فیلم همچنین صاحب یکی از بیادماندنیترین لحظات این فرنچایز مشهور سینماست.
منظور جایی است که دو کاراکتر اصلی فیلم یعنی هان سولو و پرنسس لیا (با بازی کری فیشر) حضور دارند لحظهای که آن آخرین بوسهها را رد و بدل میکنند، پرنسس لیا سرانجام رو به هان سولو میگوید که او را دوست دارد براساس فیلمنامه قرار بود پاسخ سولو «من هم دوستت دارم» باشد.
اما هریسون فورد به جای آن به صورت بداهه میگوید «میدانم»، جمله انتخابی هریسون فورد که در نسخه نهایی قرار گرفت این صحنه را به یکی از ماندگارترین صحنههای تاریخ سینما و لحظهای محوری در رابطه میان پرنسس لیا و هان سولو تبدیل کرد.

۸. «من پادشاه جهانم!» (!I’m the King of the World) از فیلم «تایتانیک» (۱۹۹۷)
باید در دل کوهها زندگی کنید تا چیزی در مورد فیلم افسانهای عاشقانه «تایتانیک» (Titanic) و سرنوشت تراژیک رابطه جک (لئوناردو دیکاپریو) و رز (کیت وینسلت) و وقایع فاجعهباری که در طول سفر هیجانانگیزشان در لوکسترین کشتی مسافربری جهان رخ داد، نشنیده باشید.
«تایتانیک» شامل تعداد زیادی از لحظات مهم سینماست لحظاتی که در خاطرات بینندگان تا به امروز حک شده است، با این وجود به یادماندنیترین جمله فیلم که در اغلب نظرسنجیهای مربوط به بهترین دیالوگهای تاریخ سینما قرار دارد جایی است که جک از ته دل فریاد میزند: «من پادشاه جهانم!» همان جملهای که در مراسم اسکار آن سال نیز جیمز کامرون بعد از رکوردشکنی در رویداد اسکار روی سن با صدای بلند فریاد زد: «من پادشاه جهانم».
بعدا معلوم شد، این دیالوگ بداهه بوده است و در فیلمنامه اولیه جایی نداشته است البته باید اشاره کرد که این جمله توسط دیکاپریو به صورت بداهه گفته نشده، بلکه توسط کارگردان فیلم جیمز کامرون آن هم سر صحنه و براساس موقعیت ساخته شده است.

۷. «به یک قایق بزرگتر نیاز دارید.» (You’re Gonna Need a Bigger Boat Scene) از فیلم «آروارهها» (۱۹۷۵)
«آروارهها» (Jaws) بدون شک مشهورترین فیلم مربوط به حمله کوسه در تاریخ سینما است. فیلمی که در زمان ساختش چنان سروصدا به پا کرده بود که پای اینگمار برگمان را هم به پشت صحنه فیلم کشاند.
«آروارهها» حول یک ماهی قاتل بزرگ میچرخد که به مردم یک شهر ساحلی حمله میکند. در میان تمام آشفتگیهای دیوانهوار که در شهر شکل گرفته است، یک کلانتر محلی، یک زیستشناس و یک دریانورد پیر تلاش میکنند تا این جانور را شکار کنند.
فیلم استیون اسپیلبرگ توانست تاثیر زیادی بر فرهنگ عامه بگذارد و تا به امروز در آزمون زمان نیز سربلند ظاهر شده است. اما جمله بداهه این فیلم کجاست؟ جالب است بدانیم همان جمله مشهور فیلم، «به یک قایق بزرگتر نیاز دارید.» که از آن به عنوان یکی از به یاد ماندنیترین نقل قولهای تاریخ سینما یاد میشود، خارج از فیلمنامه به فیلم افزوده شده است. ظاهرا این جمله در طول تولید آنقدر تکرار شد که به یک تکیه کلام برای مواقعی که مشکلی پیش میآمد، تبدیل شده بود.
روی شایدر در واقع این جمله را در لحظات مختلفِ فیلمبرداری به صورت بداهه میگفت و البته خوشبختانه، در نهایت در یک صحنه نمادین این جمله به نسخه نهایی راه پیدا کرد.

۶. «اسلحه رو بنداز، شیرینی رو بردار.» (Leave the Gun, Take the Cannoli) از فیلم «پدرخوانده» (۱۹۷۲)
در مورد «پدرخوانده» (The Godfather) و نکات درخشان فیلم از بازی مارلون براندو و آل پاچینو و دیگر گروه بازیگران تا موسیقی بی همتای نینو روتا و فیلمنامه مشترک کوپولا و پوزو و…زیاد سخن گفته شده است.
همینطور از کارگردانی شگفتانگیز فرانسیس فورد کوپولا و شخصیت پردازیهای به یاد ماندنی فیلم. با این حال باید بدانیم در «پدرخوانده» پشت آن دیالوگهای اغلب بی نقص، نقل قولهایی وجود داشت که در فیلمنامه اصلی نبودند مثل آنجا که کاراکتر کلمنزا با بازی ریچارد کاستلانو بعد از قتل یکی از خائنان خانواده میگوید، «اسلحه رو بنداز، شیرینی رو بردار.»
در ابتدا این جمله فقط به صورت «اسلحه رو بنداز» نوشته شده بود. با این حال، این لحظه به یادماندنی توسط ریچارد کاستلانو و به پیشنهاد همسرش آردل شریدان، بداهه ساخته شد. لحظهای ناب که به جهان فیلم نیز بسیار مرتبط است جایی که آدمکشی و وظایف خانوادگی همراستا با هم حرکت میکنند.

۵. «یکی داره نگات میکنه، بچه» (Here’s Looking at You, Kid) از فیلم «کازابلانکا» (۱۹۴۲)
فیلم کلاسیک «کازابلانکا» (Casablanca) داستان جذاب کافهدار مهاجر آمریکایی به نام ریک بلین (بوگارت) است که در یک دوراهی دشوار قرار میگیرد؛ آیا باید به معشوق سابقش، ایلزا (اینگرید برگمن) و شوهر فراریاش کمک کند یا نه. «کازابلانکا» مطمئنا الگویی برای عاشقانههای بعدی سینما شد فیلمی که با لحظات دلگرمکنندهاش قلب هر بینندهای را به تپش وا میدارد.
اما باید بدانیم منشا همه لحظات و دیالوگهای جذاب این فیلم، فیلمنامه درخشان آن نیست، از جمله صحنه باشکوه خداحافظی بوگارت و برگمن در فرودگاه، گفته میشود فیلمنامه «کازابلانکا» در آن بخش ناقص بود و بوگارت در آن لحظه جمله «یکی داره نگات میکنه، بچه» را رو به برگمن ادا کرد و چه کسی فکر میکرد که این جمله فورا به یکی از محبوبترین جملات تاریخ سینما بدل شود.

۴. «بامزه، یعنی چطور؟» (?Funny How) از فیلم «رفقای خوب» (۱۹۹۰)
«رفقای خوب» (Goodfellas) به کارگردانی مارتین اسکورسیزیِ یک فیلم گنگستری عالی است که بر اساس داستان واقعی ساخته شده و داستان هنری هیل (ری لیوتا) و زندگیاش در مافیا را روایت میکند و رابطهاش با همسر و شرکای مافیاییاش، جیمی کانوی و تامی دویتو را به تصویر میکشد.
یکی از مهمترین صحنههای «رفقای خوب» ظاهرا توسط جو پشی بازیگر مکمل فیلم بداهه شده است، صحنهای که شخصیت تامی، در یک رستوران قرار دارد و به شخصیت ری لیوتا که او را بامزه خطاب میکند، واکنش نشان میدهد.
این سکانس که با یک تعریف ساده و معمولی شروع میشود در ادامه با تشدید پرسشهای تامی دویتو به اوج التهاب میرسد؛ «بامزه، یعنی چطور؟ یعنی من دلقکم؟ دارم سرگرمت میکنم؟» این صحنه بامزه و تا حدودی ترسناک در ابتدا در فیلمنامه قرار نداشت، بلکه گفته میشود این صحنه محصول تخیل پشی بود و سایر بازیگران واقعا به بازی او واکنش نشان دادند.

۳. «هیسس» (Hissing noise) از فیلم «سکوت برهها» (۱۹۹۱)
بیدلیل نیست که «سکوت برهها» (The Silence of the Lambs) یکی از محبوبترین فیلمهای پلیسی تمام دورانها است. این فیلم با بازیهای درخشان بازیگران خود یعنی جودی فاستر در نقش یک دانشجوی جوان افبیآی و آنتونی هاپکینز در نقش یک قاتل آدمخوار حیلهگر یه یاد آورده میشود.
در این فیلم آنتونی هاپکینز چندین بار بداهه پردازی میکند البته که مهمترین این بداههها جایی است که پس از دیالوگ معروفش، «یک مامور سرشماری یک بار سعی کرد مرا آزمایش کند، من جگرش را با مقداری لوبیا و یک نوشیدنی خوب خوردم.» صدای هیسس ترسناکی از خود به بروز میدهد، همین صدای هیسس ترسناک باعث غافلگیری و وحشت کاراکتر کلاریس میشود و به فضای فیلم و رابطه این دو کاراکتر کمک میکند.

۲. «اینجا جانی!» (!Here’s Johnny) از فیلم «درخشش» (۱۹۸۰)
شکی نیست که فیلم «درخشش» (The Shining) ساخته استنلی کوبریک یکی از مشهورترین فیلمهای ترسناک تاریخ سینما است فیلمی که بازیگر زن خود را تا مرز جنون برد، اثری که به واسطه وسواس بیمارگونه کوبریک برای برداشتهای مکررش شناخته میشود.
اما نقل قول بداهه «اینجا جانی!» جک نیکلسون نیز نقش مهمی در محبوبیت این فیلم دارد. «درخشش» بر خانوادهای سه نفره تمرکز دارد که تصمیم میگیرند زمستان را در یک هتل دورافتاده بگذرانند. این مکان به آرامی جانی را به خشونت و جنون میکشاند و مجموعهای از اتفاقات غیرمنتظره و پیچیده شروع به آشکار شدن میکند.

۱. «با منی؟» (?You Talking To Me) از فیلم «راننده تاکسی» (۱۹۷۶)
رابرت دنیرو در یکی از بهترین بازیهای عمرش که تا به امروز سایه سنگین آن بر کارنامه پربار او سنگینی میکند نقش تراویس بیکل را در «راننده تاکسی» (Taxi Driver) اثر مهم اسکورسیزی ایفا کرده است.
فیلم «راننده تاکسی» که به طرز درخشانی ساخته و پرداخته شده، روایت یک کهنه سرباز ویتنام است که به عنوان راننده تاکسی کار میکند و سلامت روانی رو به زوال او را در حالی که در شیفت شب در شهر نیویورک به رانندگی مشغول است به نمایش گذاشته میشود.
این تریلر روانشناختی، پرتنش، مملو از لحظات ماندگار سینمای دهه ۷۰ میلادی و تاریخ سینمای آمریکاست، اما در کمال تعجب، یکی از به یاد ماندنیترین و شاید کلیدی ترین لحظه فیلم توسط بازیگر فوقالعاده اثر یعنی رابرت دنیرو بداهه شده است.
دنیرو وقتی اسکورسیزی به او گفت هنگام نگاه کردن به آینه، چیزی از خودش بسازد، دیالوگ «با منی!» را بداهه کرد دیالوگی که مشکلات روانی کاراکتر تراویس را بیشتر نشان میدهد البته در بعضی منابع حتی گفته شده این صحنه قرار بود صرفا با نگاه دنیرو به آینه و بدون هیچ جملهای ساخته شود ولی این دنیرو بود که به این سکانس جان تازه بخشید و یکی از مهمترین لحظات سینمای مدرن هالیوود را خلق کرد.
*بخش عمده این مطلب برگرفته از مقاله نشریه کولایدر نوشته دانیلا گاما است.
محمدامین شکاری




