پویا سعیدی در گفت‌وگو با فیلم‌نت نیوز:

با «اعتراف می‌کنم» ریسک کردیم و جواب داد/ به جوان‌ها اعتماد کنید

- 15 دقیقه مطالعه
پویا سعیدی کارگردان قسمت اول و سرپرست نویسندگان مجموعه «اعتراف می‌کنم» از شکل‌گیری ایده این سریال اپیزودیک و چالش‌های تولید و تجربه فرم جدید می‌گوید.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، سریال «اعتراف می‌کنم» که از دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ با ساختاری اپیزودیک و حضور ۶ کارگردان، هر دوشنبه از پلتفرم فیلم‌نت منتشر می‌شود، به گفته مخاطبان فیلم‌نت، تجربه‌ای متفاوت در تولید سریال‌های نمایش خانگی به‌شمار می‌رود.

پویا سعیدی که علاوه بر کارگردانی قسمت اول، سرپرستی نویسندگان این مجموعه را نیز برعهده داشته است، در گفت‌وگوی اختصاصی با فیلم نت نیوز از شکل‌گیری ایده «اعتراف می‌کنم»، چالش‌های تولید یک مجموعه اپیزودیک، مدیریت گروه نویسندگان و بازخورد مخاطبان به قسمت اول می‌گوید.

او همچنین درباره نقاط قوت و ضعف قسمت اول این سریال صریح است و معتقد است یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این مجموعه می‌تواند ایجاد فرصت برای نسل تازه‌ای از فیلمسازان باشد.

*«اعتراف می‌کنم» از نگاه خودتان چه تعریفی دارد و چطور شد کارگردانی قسمت اول این سریال اپیزودیک را برعهده گرفتید.

-ایده «اعتراف می‌کنم» از زمانی شکل گرفت که نیما حسنی‌نسب تصمیم گرفت سریال «Criminal» نتفلیکس را با یک نسخه ایرانی بازآفرینی کند. در ابتدا برای نوشتن متن‌ها با هم صحبت کردیم و به توافق رسیدیم. من یک طراحی اولیه ارائه دادم که مشخص می‌کرد این اقتباس ایرانی قرار است چه ویژگی‌هایی داشته باشد، کارکترها چه کسانی باشند، فضا چه شکلی باشد و داستان در چه محیطی اتفاق بیفتد.

یکی از تغییرات مهمی که در این اقتباس ایجاد کردیم، به ساختار قسمت اول مربوط می‌شد. در نسخه اصلی «Criminal»، جهان سریال از قبل شکل گرفته و ما وارد گروهی می‌شویم که کارشان را انجام می‌دهند و در هر قسمت با یک پرونده مواجه می‌شوند، اما به این نتیجه رسیدیم که برای مخاطب ایرانی، بهتر است این جهان همزمان با شروع داستان شکل بگیرد بنابراین قسمت اول باید علاوه بر داشتن یک پرونده جذاب، شخصیت‌ها، فضای اداره و مناسبات این گروه را هم به مخاطب معرفی می‌کرد.

درنهایت سرپرستی نویسندگان را برعهده گرفتم. در ادامه، با شکل‌گیری گروه نویسندگان و پیدا کردن قصه‌ها، نیما حسنی‌نسب پیشنهاد داد که سریال را با چند کارگردان پیش ببریم. طبیعتا چون من از ابتدا در پروژه حضور داشتم و طراحی اولیه را انجام داده بودم، کارگردانی قسمت اول هم به من سپرده شد.

ایده من این بود که تعدادی از این ۶ کارگردان، نویسنده‌ـ‌کارگردان باشند و بخشی دیگر از بیرون به پروژه اضافه شوند و ارتباطی با گروه نویسندگان نداشته باشند. در نهایت این ترکیب شکل گرفت و ۶ کارگردان در ساخت مجموعه حضور پیدا کردند.

*با توجه به اینکه شما علاوه بر کارگردانی، سرپرستی نویسندگان را هم برعهده داشتید، مدیریت متن‌ها در این پروژه چگونه انجام می‌شد؟

-فرآیند به این شکل بود که همه ما ایده‌هایی برای قصه‌های جنایی پیدا می‌کردیم که بعضی از آن‌ها هم بر اساس واقعیت بودند. این ایده‌ها را بررسی می‌کردم و با نویسنده درباره‌شان گفت‌وگو و تعامل داشتیم. بعد از آماده شدن مجموعه‌ای از ایده‌ها، آن‌ها را به نیما حسنی‌نسب ارائه می‌کردیم و پس از دریافت نظر او، قصه‌ها وارد مرحله نگارش می‌شدند.

من پس از نوشته شدن فیلمنامه‌ها، دوباره همه متن‌ها را می‌خواندم و با نویسندگان درباره‌شان صحبت می‌کردم. گاهی اصلاحاتی در متن انجام می‌شد و وقتی فیلمنامه به مرحله قابل ارایه می‌رسید، آن را به نیما حسنی‌نسب ارایه می‌کردم و پس از دریافت نظرات او، متن‌ها دوباره بازنویسی می‌شدند.

در نهایت برای رسیدن به نسخه نهایی و آماده فیلمبرداری، یک دور دیگر نیز همه فیلمنامه‌ها را از نظر یک‌دست‌سازی بررسی می‌کردم؛ از حذف و اضافه گرفته تا کم‌وزیاد کردن بخش‌هایی از متن و بازنویسی‌هایی که لازم بود. بعضی از این کارها را خودم انجام می‌دادم و بعضی را همراه با نویسنده پیش می‌بردیم.

*از نظر شما ساخت یک سریال با چند کارگردان چه مزیتی دارد و چه خطرهایی ممکن است ایجاد کند؟

-گروهی ساختن یک سریال مزایای زیادی دارد. مهم‌ترین مزیتش این است که هر آدمی با سلیقه، نگاه، میزان تسلط بر تکنیک و خلاقیت خودش وارد پروژه می‌شود و سبک خودش را به کار اضافه می‌کند. از زاویه‌ای که یک کارگردان به یک لوکیشن نگاه می‌کند تا نوع دکوپاژ، میزانسن، نحوه کار با بازیگر و… همه می‌توانند متفاوت باشند. این تفاوت، طراوت و تنوع زیادی را در سریال ایجاد می‌کند.

البته این شیوه خطرهایی نیز دارد از جمله یک‌دست نبودن اثر یا حتی این احتمال که کارگردان‌ها نتوانند با یکدیگر هماهنگ شوند. خوشبختانه در «اعتراف می‌کنم»، همه ما با هم دوست و رفیق بودیم و تقریبا از نظر حرفه‌ای هم در جایگاه‌های مشابهی قرار داشتیم؛ بعضی فیلم کوتاه ساخته بودند، بعضی سابقه تئاتر داشتند و بعضی نویسنده سریال بودند.

برای همه ما این پروژه تجربه‌ای تازه محسوب می‌شد و همین اشتیاق همکاری‌مان را بیشتر می‌کرد.

از طرف دیگر، عناصری برای حفظ یک‌دستی وجود داشت؛ از متن‌ها و گروه بازیگران ثابت گرفته تا گروه فیلمبرداری، تدوین و دیگر عوامل پشت صحنه که در تمام قسمت‌ها حضور داشتند. نیما حسنی‌نسب و رضا فتح‌اللهی‌پور هم به‌عنوان تهیه‌کنندگان بر کیفیت خروجی نظارت داشتند. مجموعه این عوامل کمک کرد که در عین تنوع کارگردان‌ها، یک‌دستی سریال حفظ شود.

من معتقد هستم که سریال «اعتراف می‌کنم» از این نظر نتیجه قابل قبولی داشته است. قسمتی وجود ندارد که کاملا مسیر خودش را برود و از بقیه جدا شود. در عین حال، تنوع نگاه کارگردان‌ها هم قابل مشاهده است و همین می‌تواند تماشای سریال را جذاب‌تر کند؛ اینکه ببینیم آدم‌های مختلف چطور به یک فضای واحد، شخصیت‌های مشترک و قصه‌هایی با جنس مشابه نگاه می‌کنند.

*به نظر شما اپیزودیک بودن سریال چه تاثیری بر ارتباط مخاطب با آن دارد؟

-سریال اپیزودیک همیشه با ریسک همراه است، چون مخاطب الزاما تعهدی به دنبال کردن داستان ندارد. در یک سریال پیوسته، معمولا پایان هر قسمت مخاطب را برای دیدن قسمت بعد کنجکاو می‌کند و از طرفی، مخاطب نمی‌تواند به‌سادگی از قسمت پنجم شروع کند، چون به قسمت‌های قبل و بعد وابسته است، اما در سریال اپیزودیک، مخاطب می‌تواند هر زمان که بخواهد و از هر قسمتی که دوست دارد وارد جهان سریال شود. این همیشه یک ریسک است و در عین حال، وظیفه سنگینی هم ایجاد می‌کند؛ اینکه هر قسمت آن‌قدر جذاب باشد که مخاطب بخواهد دوباره این جهان را تجربه کند.

به نظرم چندکارگردانه بودن هم اگر درست مدیریت شود، لزوما به کیفیت سریال آسیب نمی‌زند و حتی می‌تواند به آن اضافه کند. اگر ساختار قصه و فیلمنامه اجازه بدهد، حتی در سریال‌های پیوسته هم می‌توان از چند کارگردان استفاده کرد مثلا با تقسیم خطوط داستانی یا حتی تقسیم مراحل تولید به شکل اپیزودیک. اگر یک خالق و سرپرست نویسندگان وجود داشته باشد که از کلیت اثر محافظت کند، این شیوه می‌تواند به‌درستی پیش برود.

*قسمت اول برای جذب مخاطب اهمیت زیادی دارد. حالا که مدتی از ساخت و پخش آن در فیلم‌نت گذشته است، خودتان کارگردانی این قسمت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

-من این اپیزود را تقریبا ۲ سال پیش کارگردانی کردم. در این مدت، هم در جامعه و هم در زندگی شخصی من در مجموع اتفاقات بسیاری رخ داده است و طبیعتا امروز دیگر در همان جهان ۲ سال پیش زندگی نمی‌کنم. اگر امروز دوباره بخواهم آن قسمت را کارگردانی کنم، حتما چیزهای دیگری می‌سازم و بخش‌هایی را تغییر می‌دهم.

من اصولا وقتی زمان زیادی از ساخت یک اثر می‌گذرد، فاصله زیادی با آن پیدا می‌کنم و بیشتر خطاها و اشتباه های آن را می‌بینم. درباره قسمت اول این سریال هم همین اتفاق افتاد، اما اگر بخواهم درباره بازخوردها صحبت کنم، واقعیت این است بازخورد مخاطبان فیلم‌نت بالاتر از انتظار من بود.

طبیعتا قرار نیست از یک اپیزود به‌عنوان شاهکار یاد کنیم، اما بخش‌هایی از آن را خودم دوست داشتم و اتفاقا مخاطبان هم به همان بخش‌ها واکنش مثبت نشان دادند. در مقابل، بخش‌هایی را هم دوست نداشتم و مخاطبان هم دقیقا همان نقاط را نقد کردند. برای مثال درباره گره‌گشایی اپیزود یا نبودن نشانه‌ها و سرنخ‌های ریز در مسیر کشف ماجرا توسط کارآگاه‌ها نقدهایی مطرح شد. بخشی از این اطلاعات عملا در دیالوگ‌ها ارائه می‌شد و در تصویر نشانه‌گذاری نشده بود. من با این نقد کاملا موافقم.

در مقابل، خودم احساس می‌کردم بخش‌هایی از بازجویی‌ها از نظر گرما و گیرایی درست درآمده است و مخاطبان هم به همین بخش‌ها اشاره کردند. در مجموع، نکته جالب برای من این بود که تقریبا هر جا خودم احساس می‌کردم نقطه ضعف قسمت اول سریال است، مخاطب هم همان را نقد می‌کرد و جاهایی که فکر می‌کردم درست درآمده است، بازخوردهای مثبتی می‌گرفتم.

*حالا که ۶ قسمت از سریال «اعتراف می‌کنم» در فیلم‌نت منتشر شده، فکر می‌کنید چه ویژگی‌هایی مخاطب را به تماشای این سریال ترغیب می‌کند؟

-سوال سختی است که خودم بخواهم بگویم این سریال دقیقا چه چیزی دارد که باعث جذابیتش می‌شود، اما بعد از ۶ قسمت می‌توانم به چند ویژگی اشاره کنم: یکی تنوع بازیگران مهمان است و دیگری تنوع قصه‌ها.

اینکه مخاطب بتواند در حدود ۵۰ دقیقه یک قصه کامل را ببیند، با آن ارتباط برقرار کند و بعد سراغ زندگی خودش برود، به نظرم می‌تواند جذاب باشد. قصه‌ای که چیزی را بی‌دلیل کش ندهد و جابه‌جا نکند و در یک زمان مشخص به نتیجه برسد، جذاب است.

از طرف دیگر، فکر می‌کنم در فضاسازی، معماری فضا و شیوه روایت که عمدتا مبتنی بر بازجویی است، نوعی تنوع نسبت به بخشی از آثار مشابه وجود دارد. نمی‌گویم این‌ها کاملا نو هستند، اما می‌توانند برای مخاطب تازگی داشته باشند و او را سرگرم کنند.

حتی ممکن است مخاطب بخواهد بازیگر مورد علاقه‌اش را در جایگاه متهم ببیند و حدس بزند که آیا او قاتل است یا خیر. همین بازی با ذهن مخاطب می‌تواند بخشی از جذابیت این مجموعه باشد.

تمام نقص‌هایی را که ممکن است در کار وجود داشته باشد می‌پذیرم. هر اثری می‌تواند بهتر و بهتر شود، اما چیزی که امروز به نمایش درآمده، حاصل تمام توان گروهی است که تعدادشان هم کم نبود و ۲ سال پیش، برای اولین بار می‌خواستند چنین تجربه‌ای را انجام دهند. آن زمان همه تلاشمان را کردیم که بهترین چیزی را که می‌توانیم ارایه کنیم و احتمالا توانمندی ما در آن مقطع همین بوده است.

امیدوارم سریال «اعتراف می‌کنم» بتواند امکان ساخته شدن کارهای مشابه خودش را ایجاد کند. فکر می‌کنم ما به چنین تجربه‌ای نیاز داریم؛ اینکه به آدم‌های جوان‌تر فرصت داده شود، تجربه کنند و اگر تا حدی موفق بودند، بتوانند مسیرشان را ادامه دهند.

حالا که سریال‌سازی و نمایش خانگی در ایران گسترش پیدا کرده است و بیش از گذشته به سمت «صنعت» شدن می‌رود، بیشتر از همیشه به آدم‌های تازه‌نفس نیاز داریم؛ افرادی که ایده‌های تازه با خودشان بیاورند و فرصت ساختن آثار بیشتری پیدا کنند. اگر «اعتراف می‌کنم» بتواند در این مسیر قدمی بردارد، من از این بابت خوشحال خواهم بود.

رستاک شاه‌ولی

برچسب‌ها: اعتراف می‌کنم
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ