هومن سیدی در نوشتههای خود به شدت به جزییات توجه نشان داده و از این جزییات در شخصیتپردازی و خلق داستانهای فرعی به خود بهره میگیرد؛ اتفاقی که در «وحشی» هم رخ داده است.
نقد
همه سیبهایشان را گاز زدهاند!
سریال «نیلوفر سفید» با ساختار آنتولوژیک، بازیهای درخشان و طنزی تلخ، تجربهای منحصربهفرد از درام، جنایت و نقد اجتماعی را در فضایی اغواگرانه و مرموز خلق میکند.
نقطه قوت اصلی «جان سخت» را می توان فیلمنامه آن دانست که به خوبی پیچ های داستانی را تعریف می کند.
دافی و پورکی برگشتند
«روزی که زمین منفجر شد: فیلم لونی تونز» با رویکرد نوستالژیک و مدرن به داستانی علمی-تخیلی درباره دافی داک و پورکی پیگ پرداخته و با استفاده جسورانه از انیمیشن دوبعدی و طنزی چندلایه، سعی دارد برند «لونی تونز» را احیا…
«وحشی» در همین دو قسمت، پاپیولارتر از تمام آثار پیشین سیدیست زیرا داود نه دیوانهای آشکار، نه روشنفکری آسیبخورده، بلکه انسانی معمولیست.
بازگشت به چرنوبیل در سالگرد یک فاجعه بشری
«چرنوبیل» بیش از آنکه یک سریال تاریخی باشد، چالشی است درباره دروغ و قدرت.
«وحشی» روایت آنهایی است که در حاشیه شهرها بزرگ شدهاند، در حاشیه رویاها زیستهاند و در حاشیه زندگی به مرور فروپاشیدهاند؛ آنها هیولا نشدهاند، هیولا ساخته شدهاند.
داود در سریال «وحشی» هومن سیدی نسخه ای از مردمی است که «ناچار» شده اند؛ آنهم در بستر جامعه ای جبرزده.
عشق در غبار فراموشی
فیلم «هفت بهارنارنج» با بهرهگیری از نشانهها و موتیفهای اساطیری، عشق را نه به مثابه یک خاطره محوشونده، بلکه به عنوان نیرویی ازلی و ابدی ترسیم میکند.
نگاهی به 2 قسمت پخششده سریال هومن سیدی
در دو قسمت اول «وحشی» با کارگردانی متفاوت و سنجیده ای از هومن سیدی روبهرو هستیم.




