قسمت پایانی سریال «بی عاطفه» در حالی به پایان رسید که در کل می توان گفت فیلمنامه و بازی های اثر نمره قابل قبولی گرفتند و البته حس دنبالهدار بودن قصه در مخاطب ایجاد شده است.
«بیعاطفه» با تکیه بر روایت غیرخطی، رازهای گذشته و تقابل کامران و بهرام، قصهای پرکشش از عشق، انتقام و کینههای کهنه را پیش میبرد؛ سریالی که آرام، اما حسابشده به سوی نقطه اوج حرکت میکند.
تهیه کننده «بی عاطفه» این سریال را اثری صرفا برای نمایش روابط عاطفیِ رایج نمیداند و تاکید دارد در این سریال تلاش شده است تا این روابط در زمینه فرهنگ ایرانی بازتعریف شود.
کمال تبریزی با سریال «بی عاطفه» حتی در نمایش خانگی نیز تن به تکرار نداده و اثری متفاوت آفریده است و ساختار فرمی آن نسبت به سایر سریالهای دیگر قابل قبولتر است.
«بی عاطفه» با فلشبکهای حسابشده، تعلیقهای روایی و بازیهای قابلاعتنا، تجربهای متفاوت در درام ایرانی میسازد؛ هرچند برخی گرهها هنوز بیپاسخ ماندهاند و قضاوت نهایی را به آینده میسپارد.