استیو مککویین ستارهای که جنگید تا به روش خودش زندگی کند
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلمنت نیوز، «به همه مردمی که من رو توی فیلمها میبینند، به اونهایی که دربارهام میخونند، میگم که من همینم که هستم، اگه من رو دوست دارید، خوشحالم». این جملاتِ انتهایی مستند «من استیو مککویین هستم» محصول سال ۲۰۱۴ جف رنفرو است؛ مستندی که تمام رویکردش بسط همین جملات استیو مککویین ستاره بزرگ سینمای آمریکا است؛ اینکه مککویین جزو معدود ستارههای تاریخ سینمای جهان بود که تصویر شمایل گونهاش روی پردهای نقرهای با آنچه در واقعیت بود تفاوتی نداشت یا حتی به طور دقیقتر باید گفت یکسان بود.
اگر تماشاگری تنها تعداد معدودی از فیلمهای مهم مککویین مانند «فرار بزرگ» یا «پاپیون» را دیده باشد این بازیگر را انسانی تنها، پرشروشور، سمج و عاشقِ هیجان و آزادی میبیند؛ همان تصویری که سه همسر مککویین (در دورههای مختلف) و نیز پسرش چاد در مستند زندگینامه این بازیگر از او روایت کردند: مردی که در اوج شهرت و موفقیت نه تنها محتاطتر نمیشد بلکه وقتهای آزاد خود را به حضور در مسابقات اتومبیل رانی و کارهای پرخطر همراه با هیجان میگذراند. مردی که وقتی پزشکان حاذق آمریکایی از بهبودش قطع امید کردند همچون آنری شاریرِ «پاپیون» برای زندگی تا لحظه آخر جنگید.
تماشای مستند «من استیو مککویین هستم» در فیلم نت
رویکرد مستند «من استیو مککویین هستم» چنین است: بررسی فیلمهای شاخص مککویین از «هفت دلاور» و «فرار بزرگ» و «بچه سینسیناتی» گرفته تا «دانههای شن»، «حادثه توماس کراون» و «بولیت» و «پاپیون»، همزمان با بررسی زندگی شخصی این ستاره و ازدواجهایش که ویژهترین آنها ازدواج با الی مکگرو ستاره فیلم «داستان عشق» بود و همینطور بررسی علایق مککویین در بیرون از دنیای سینما، از عشقش به موتورسواری و اتومبیلرانی تا خرید و جمع آوری اتومبیلهای گرانقیمت و در پایان مرگ این ستاره بزرگ سینما در پنجاه سالگی که لقب پادشاه خونسردی و بی خیالی را گرفته بود؛ مرگی که به واسطه شغلهای اولیه سخت زندگی مککویین و کارش در معرض ماده خطرناک آزبست صورت گرفت.

استیو مککویین دهه شصت میلادی نمادی شده بود برای رویای آمریکایی؛ چیزی که رسانههای آمریکایی در قرن بیستم بسیار به تبلیغ آن میپرداختند. خودش معترف بود در دوران کودکی، وحشی بوده است همچون مریلین مونرو دیگر شمایل برجسته هالیوود، او نیز از یک خانواده از همپاشیده آمده بود، پدرش خیلی زود آنها را ترک کرده بود و با مادرش نیز درگیریهای مختلفی داشت بااین حال مککویین در دهه شصت تبدیل به رویای پسران و دختران جوان آمریکایی و حتی جهان شد به قول روزنامه نگار روزنامه لس آنجلس تایمز، استیو مککویین در کنار پل نیومن، رابرت ردفورد و کلینت ایستوود در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی خصوصیت ویژهای از مردانگی را بوجود آوردند که زنان مجذوب آنها میشدند و مردها ستایششان میکردند.
آغاز شهرت استیو مککویین
مککویین در دهه ۵۰ میلادی، سر از تلویزیون و سینما در آورد. حضور او در اواخر دهه ۵۰ در وسترن تلویزیونی «تحت تعقیب: مرده یا زنده» موفقیت عظیمی برایش به ارمغان آورد و موجب شد آن دسته از تهیه کنندههای هالیوود که شبها پای سریالها مینشستند به او برای بازی در نقشهای جدی در سینما اعتماد کنند.
اولین کار مهم مککویین در سینما فیلم «هفت دلاور» ساخته جان استرجس بود که نسخه آمریکایی «هفت سامورایی» کوروساوا به شمار میآمد. در این فیلم نقش اصلی به یول براینر رسیده بود بااین حال به واسطه فیلمنامه این اثر، نقشهای کناری نیز هرکدام جنبههایی برای دیده شدن داشتند؛ از استیو مککویین تا چارلز برانسون و جیمز کابرن، بااین وجود این استیو مککویین بود که بین بازیگران کناری «هفت دلاور» بزرگترین جهش را داشت. او که به واسطه خصوصیت ذاتیاش همیشه اهل رقابت بود در صحنههای مشترک با یول براینر ستاره فیلم خیلی از لحظات را از این ستاره ربود.
مککویین شیوه خاصی در این نوع رقابت درون فیلمی داشت؛ شیوهای که در مستند «من استیو مککویین هستم» نیز به آن اشاره میشود، اینکه مثلا او کارهای فراتر از فیلمنامه انجام میداد و البته این تغییرات در جزییات بودند مثلا در لحظهای که متعلق به ستاره فیلم بود مککویین با کلاهش بازی میکرد یا سلاحش را دستکاری میکرد تا توجهات به او جلب شود. استیو مککویین این رفتار را تا انتهای بازیگریاش ادامه داد.
میدانیم که او به شرطی بازی در «آسمان خراش جهنمی» را پذیرفت که دیالوگهایش کمتر از پل نیومن نباشد یا وقتی میخواست همبازی ادوارد جی رابینسون شود از کارگردان فیلم در مورد رابینسون میپرسید چون میترسید قافیه را به این ستاره کهنهکار ببازد.
فیلم بعدی شاخص مککویین، «فرار بزرگ» دیگر ساخته جان استرجس است؛ فیلمی که بسیاری لحظه پَرش مککویین از حصارهای نازیها را به عنوان نمادی از جهش این بازیگر در هالیوود میخوانند. مککویین بعد از آن موتورسواری نمادینش به شمایل اصلی دهه ۶۰ هالیوود بدل شد.
از نکتههایی که در مستند جف رنفرو به آن اشاره میشود این است که صحنه نمادین پرواز مککویین با موتور را خود این بازیگر میخواست اجرا کند بااین حال به دلیل مسائل مربوط به بیمه به مککویین اجازه داده نشد و این سکانس توسط باد اکینزِ بدلکار اجرا شد. در هر حال «فرار بزرگ» آغاز موفقیت نزدیک به یک دههای مککویین در دنیای سینما بود زیرا او در این یک دهه جزو مهمترین بازیگران گیشه هالیوود بود.
فیلمهای «بچه سینسیناتی» و «حادثه توماس کراون» هر دو ساخته نورمن جویسون، «دانههای شن» که اولین و تنها نامزدی اسکار بازیگری را برای مککویین به ارمغان آورد و «بولیت» شاخصترین کارهای این بازیگر در دهه ۶۰ بودند. «بولیت» که صحنههای مربوط به اتومبیلرانیاش به عنوان یکی از مشهورترین لحظات تعقیب و گریز سینما شناخته میشود نقطه اوج کارنامه مککویین است؛ فیلمی که توانست ۴۲ میلیون دلار بفروشد و یکی از پرفروشترین فیلمهای سال لقب بگیرد. مککویین یک سال بعد یعنی سال ۱۹۶۹ از بازی در پروژه «بوچ کسیدی و ساندنس کید» سر باز زد؛ فیلمی که قرار بود او در آن نقش ساندنس را بازی کند و از قضا عنوان فیلم نیز برعکس بود «ساندنس کید و بوچ کسیدی».
اولین شکست
دهه هفتاد اما با شکست برای مککویین آغاز شد. پروژه مورد علاقه این ستاره با موضوع مسابقات اتومبیل رانی با عنوان «لمانز» از پس بودجهاش هم برنیامد و یک شکست مطلق برای ستاره چشم آبی سینما بود ولی بااین وجود مککویین خیلی زود با پروژه «گریز» به کارگردانی سم پکینپا این شکست را جبران کرد. «گریز» که با بودجه ۳ میلیون دلاری ساخته شده بود توانست بیشتر از ۳۶ میلیون دلار بفروشد.
«گریز» صرف نظر از فروش، فیلمی بود که در آن مککویین با الی مکگرو ستاره جوان آن روزهای هالیوود آشنا شد. مک گرو آن زمان همسر قدرتمندترین چهره هالیوود یعنی رابرت اوانز بود بااین حال رابطه میان این دو در پشت صحنه مقدمهای شد بر جدایی آنها از همسرانشان در سال ۱۹۷۲ و ازدواج با یکدیگر در سال ۱۹۷۳،؛ازدواجی که در دهه ۷۰ میلادی بسیار خبرساز شد.
مک گرو که امروز ۸۷ ساله است بعد از جدایی از مککویین هیچگاه دیگر ازدواج نکرد و البته دوستی آنها تا انتهای عمرِ مککویین باقی ماند تا آن روزهایی که مککویین به سختی با عصا قادر به راه رفتن بود و گفته میشد وزن زیادی را به واسطه بیماریاش از دست داده است.
مککویین در ادامه دهه ۷۰ میلادی در «پاپیون» ظاهر شد؛ فیلمی که جنبههای دیگری از سبک بازیگری ویژه او را نشان میداد. خودش که معتقد بود نقشهایش بازتاب زندگیاش هستند و «پاپیون» هم قطعا از این قاعده مستثنی نبود، مککویین در «پاپیون» ساخته درخشان فرانکلین جی. شافنر همچون اغلب کاراکترهایش تنها بود و سرکش همان جنبههای بارز شخصیت واقعی این ستاره سینما.
در پایان باید به جملهای دیگر از همین مستند اشاره کنیم، «استیو مککویین جنگید تا زندگی رو به روش خودش زندگی کنه.» و چه خوشبخت هستند انسانهایی که اینچنین زندگی میکنند.
محمدامین شکاری




