«برادران خونی: بارا ناگا»؛ میانوعده پر سروصدا برای طرفداران اکشن
به گزارش فیلم نت نیوز، فیلم «برادران خونی: بارا ناگا» (Blood Brothers: Bara Naga) ساخته کارگردانان مالزیایی آبهیلاش چاندرا و سیفیق یوسف در سال ۲۰۲۵، یک فیلم در گونه اکشن است که در روایت چیزی بیشتر از کلیشههای معمول نیست. این فیلم چندان تفاوتی با بقیه فیلمهای ژانر اکشن ندارد. داستان سرراست و با پیچ و تابهای قابل حدس است اما صحنههای بزن و بکوب فیلم چندان بد نیست، هر چند در اینجا هم با فیلمهای شاخص ژانر فاصله زیادی دارد.
«برادران خونی: بارا ناگا» فیلمی است که برای انتقال هیجان و لذت بردن از تیراندازی، مشت و لگد، خرد کردن و ترکاندن طراحی شده است. اگر فیلم با همین خشونت میتوانست یک داستان پیچیده با نوعی معما را در خود بگنجاند، بدون شک فیلم بهتری از آب در میآمد اما سطح خشن تنها چیزی است که در فیلم وجود دارد.
در واقع داستان «برادران خونی: بارا ناگا» چیزی نیست جز مضامین آشنای برادری و خیانت که در ژانرهای مختلف بسیار تکرار شده است. چنین ساختاری داستان فیلم را به افسانههای عامیانه نزدیک میکند که بسیار پر تکرار و آشناست. فیلم پر است از پیچوخمهایی که بیننده میتواند آن را حدس بزند و بارها آن را دیده و شنیده است به همین دلیل ساختار قصههای عامیانه را به داستان فیلم نسبت میدهم. تلاش برای وارد کردن سرنخهای اشتباه و پیچیده کردن معماها در نهایت راه به جایی نمیبرد و مشخص است که قرار است چه کسی، چگونه، کجا و چرا زنده بماند، بمیرد و یا به نوعی رستگاری برسد.
«برادران خونی: بارا ناگا» با زیرنویس فارسی در فیلم نت
داستان
«برادران خونی: بارا ناگا» قصه آریف (با بازی سفیق کایل) و برادر ناتنیاش گاز (با بازی شرناز احمد) را میگوید که بهعنوان محافظان نخبه برای داتو زول (با بازی وان حنافی سو) کار میکنند. داتو رئیس بانفوذ سازمان هولناک «ناگا» است و مجموعه این افراد خلافکارهایی هستند که ظاهری قانونی دارند.
آریف و گاز از دوران کودکیِ فقیرانهشان همیشه مراقب یکدیگر بودند اما زندگیشان بعد از رسیدن به بزرگسالی و شروع کار برای داتو تغییر چشمگیری کرد. داتو زول از گاز برای وفاداری و فداکاری او حمایت میکند و حتی اجازه ازدواج با دخترش شیلا (با بازی آملیا هندرسون) را به گاز داده است.
در ابتدا همهچیز بینقص به نظر میرسد تا اینکه فاجعهای رخ میدهد و باعث میشود آریف به اشتباه به کاری متهم شود که هرگز انجام نداده است (عنصر اول داستان عامیانه). از این نقطه به بعد، پیوند ناگسستنی برادری میان آریف و گاز به آزمون گذاشته میشود. گاز که معلوم نیست چرا انقدر بدون فکر و با خشم و نفرت فراوان به دنبال برادر ناتنی خود است نهایتا به کمک یک فیلم که به شکلی نسبتا جادویی از صحنه جنایت گرفته شده است میفهمد که آریف بیگناه است (عنصر داستانهای عامیانه). در این میان آریف به کسی احتیاج دارد که میتواند به او کمک کند، او کسی نیست به جز برادر تنیاش، جاکی ( با بازی سیاژوان ذوالکفلی)، کسی که از سالها پیش آریف او را به قصد زندگی در این باند خطرناک ترک کرده است. البته این پیچیدگیهای سادهانگارانه در نهایت به همان شکل معروف قصه پریان حل میشود و آدم بدهای قصه به سزای اعمالشان میرسند.
در اینجا ذکر یک نکته ضروری است: میتوان روایت را از منظر ساختار قصه بررسی کرد و مثلا با استفاده از الگوی «ولادیمیر پراپ» زبانشناس ساختارگرای روس، عناصر قصههای پریان را یکبهیک در آن شناسایی نمود. با این همه، چنین تحلیلی هم داستان را لو میدهد که قصد من در اینجا پرهیز از آن است و هم به نظر نمیرسد ضرورتی برایش وجود داشته باشد. امیدوارم در اثری به مراتب مهمتر و پر سر و صداتر فرصت چنین تحلیلی پیش آید.
«جان ویک» با زیرنویس فارسی در فیلم نت
تکنیک
در «برادران خونی: بارا ناگا» تکنیک همان تکنیک فیلمهای اکشن سبک رزمی است، البته با این تفاوت که در صحنههای نبرد نورپردازی با سایهها و تاریکیهای فراوان همراه است. دلیل این مسئله برای خود من روشن نیست، به خصوص این که این نوع نورپردازی میزان دید و تعقیب حرکت مشت و لگد را کم میکند در حالی که باید در این نوع صحنهها وضوح بیشتری وجود داشته باشد. توضیح اینکه در فیلمهای اکشن و رزمی، یکی از اصول کلیدی «خوانایی حرکت» است؛ یعنی حرکات بدن، مسیر ضربهها و واکنشها باید برای تماشاگر واضح باشد. استفاده بیش از حد از سایه و نور کم باعث از بین رفتن این وضوح میشود و مخاطب بهجای هیجان، دچار سردرگمی بصری میگردد. نمونههای موفق این اصل را میتوان در صحنههای مبارزه «جان ویک» (۲۰۱۴ John Wick) دید که حتی در محیطهای کمنور، با استفاده از نورهای جهتدار، خطوط بدن و مسیر حرکت بهوضوح دیده میشود.
در فیلم دیگری در همین ژانر با نام «یورش» (۲۰۱۱ The Raid) ساخته گرت ایونز (Gareth Evans) نیز چنین نورپردازی تاریکی دیده میشود. البته در آن فیلم تناسبی میان صحنههای روشن و تاریک فیلم متاثر از فضای رویداد وجود دارد و تفکیک حرکات رزمی با نور در فضای تاریک به خوبی انجام شده است که در «برادران خونی: بارا ناگا» غائب است.
«برادران خونی: بارا ناگا» در انتخاب لنز هم از لنزهای واید و عریض بسیار استفاده میکند و بیشتر تصاویر فیلم، به خصوص صحنههای درگیری و رزم با لنز زاویه باز برداشت شده است. البته چنین رویهای به دلایل فنی در فیلمهای رزمی مورد استفاده قرار میگیرد اما استفاده از این نوع لنز در این فیلم بسیار زیاد است و تقریبا همه صحنههای درگیری چه در فضای بسته و چه در فضای باز با این نوع لنز برداشت شده است.
مسئله دیگر طراحی درگیریهاست، دوربین در این فیلم به خوبی از زوایای مختلف حرکت میکند و همراه با پیچ و تابهای رزمیکاران پیچ و تاب میخورد؛ هر چند شخصا این حرکات را آزاردهنده میدانم اما برای مخاطب ژانر این از نقاط قوت فیلمبرداری است. البته دیدن صحنههایی که در آن دوربین زیاد از حد حرکت میکند آدم را یاد بازیهای کامپیوتری میاندازد و درگیری را به شکل اغراقآمیزی پر پیچ و تاب میکند که در دنیای واقع هرگز چنین نخواهد بود. در دنیای واقعی چنین درگیریهایی خیلی زود و سریع تمام میشوند اما به هر حال یکی از ابزارهای انتقال هیجان در فیلم همین درگیریهای رقصوار است. اگر درگیریهای کوتاه و خلاصهای را میخواهید بهتر است فیلم «اولدبوی» (Oldboy) ساخته کارگردان کرهای پارک چان-ووک محصول ۲۰۰۳ را تماشا کنید، بیتردید این فیلم از همه نظر بر «برادران خونی: بارا ناگا» برتری دارد.
«یورش» با زیرنویس فارسی در فیلم نت
واقعگرایی!
«برادران خونی: بارا ناگا» فیلمی است که در آن آدم خوبها نمیمیرند حتی اگر تیزی در عضوی حیاتی از بدنشان فرو رود. در این فیلم ماشینها با چند گلوله منفجر میشوند، افراد پس از یک درگیری طولانی و پرتاب شدن مکرر به در و دیوار باز هم بلند میشوند و بدون این که خم به ابرو بیاورند دوباره به رزم ادامه میدهند. حتی آدمها در این فیلم پس از ضربه خوردن به سر و صورتشان تقریبا بدون هیچ علامتی روی چهرهشان دوباره ظاهر میشوند. عجیبتر این که بازیگران میتوانند از گلوله جا خالی دهند و انفجار فقط آدم بدها را از پا در میآورد.
همچنین خشم و غضب بدون این که توجیهی داشته باشد فوران میکند. برادری به برادرش بدون دلیل کافی شک میکند و آدم بد ماجرا به جای این که شخص اصلی را بکشد و جایش را بگیرد، کس دیگری را میکشد تا قصه شروع شود. مشخص است که صحبت از واقعگرایی در «برادران خونی: بارا ناگا» یک شوخی تاسفآور است.
«اولدبوی» با زیرنویس فارسی در فیلم نت
اما آیا در فیلمهای رزمی واقعگرایی بیاهمیت است؟ فکر نمیکنم اینطور باشد. باز هم از دو فیلم «یورش» و «اولدبوی» یاد میکنم. در این دو فیلم درگیریها واقعیتر است و مثل آدمهای واقعی قهرمانان فیلم زمانی که کتک میخوردند آثار آن روی بدنشان مشخص است. به غیر از واقعگرایی فیزیکی که در «برادران خونی: بارا ناگا» موجود نیست، واقعگرایی در سطوح مختلف روایت هم در آن ناموجود است. منطق داستان جور در نمیآید. چرا آدم بد ماجرا کسی را میکشد که ربطی به تصاحب قدرت ندارد؟ چرا برادری اینچنین بیمنطق به برادر دیگرش شک میکند و چرا این سازمان مخوف انقدر راحت دچار ایرادات امنیتی میشود؟ اینها و بسیاری سوالهای دیگر همگی از ایرادات روایی فیلم است که با منطق خود فیلم جور در نمیآید و به همین دلیل واقعگرایانه نیست. حداقل این است که فیلم باید به منطق درونی خودش وفادار باشد، منطق جهان بیرون پیشکش.
مهمتر از همه اینها «برادران خونی: بارا ناگا» چه موضع اجتماعی دارد؟ در واقع فیلم هیچ موضع اجتماعی ندارد و اصلا در این حد و اندازهها نیست. قهرمانانش یک مشت لات و بزن بهادر هستند که لاکچری زندگی میکنند، آدم میکشند و در نهایت به دنبال مفاهیمی مثل وفاداری و برادری هستند. البته چنین وضعیتهایی مطلقا نه جدید است و نه عجیب. قهرمانان از طبقه فرودست هستند و راه نجاتشان هم خلاف و آدمکشی است. نهایتا هم از طریق یک سری اصول پوسیده و خشونتبار به اهدافشان میرسند، هیچ کدام تغییری نمیکنند و همان اصول پوسیده خود را باز مییابند.
باید گفت فیلم برای کسی که دنبال دیدن صحنههای اکشن و رزم و برنده شدن آدم خوبهاست مناسب است. اگر میخواهید فیلم را ببینید توصیه میکنم حتما سه اثر یادشده در این یادداشت را هم ببینید تا متوجه ایرادهای روایت و تصاویر فیلم باشید. البته اگر آن سه را بپسندید مطلقا نمیتوانید این فیلم را تحمل کنید.
در نهایت نمیتوانم از گفتن این جمله صرفنظر کنم که «برادران خونی: بارا ناگا» تقریبا یک سقوط کامل است. یک میانوعده پر سروصدا برای طرفداران اکشن، بدون چاشنی کردن منطق و نوآوری و در جایگاه یک سرگرمی بیکیفیت.
رضا علینیا