«سرقت»؛ قربانی کلیشهها/ پول صندوق بازنشستگان را خوردند!
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلمنت نیوز، سریال «سرقت» (Steal) ساخته سوتیریس نیکیاس و به کارگردانی هتی مکدونالد و سم میلر و با بازی سوفی ترنر، جاکوب فرچون لوید، آرچی مادکوه، جاناتان اسلینگر، اندرو هاوارد، الی جِیمز، هری میچل، آناستازیا هیل و اندرو کوجی، یک تریلر جنایی محصول بریتانیا است که ۲۱ ژانویه ۲۰۲۶ در ۶ قسمت در آمازون پرایم عرضه شد و هم اکنون در پلتفرم فیلمنت در حال پخش است.
در خلاصه داستان اثر چنین آمده است: «کارمند سادهای به نام زارا، زندگی یکنواخت و آرامی دارد تا اینکه تصمیم میگیرد طرح جسورانهای برای سرقت از بانکی در قلب لندن اجرا کند.»
«سرقت» در پلتفرم فیلمنت
یک سرقت بینقص
یک سرقت بینقص از یک صندوق سرمایهگذاری بازنشستگان اتفاق میافتد و به علت ارتباطی که با حقوق بازنشستگان قشرهای مختلف جامعه بریتانیا دارد، به سرعت به تیتر یک رسانهها تبدیل میشود.
ماموران پلیس با پرسوجوی اولیه، مظنونان اصلی همکاری با سارقان را پیدا میکنند که زارا و لوک از بخش پشتیبانی سرمایهگذاری هستند و در ادامه، کارشکنیهای ام آی ۵ در روند حل پرونده سرقت رخ مینماید که مسیر را برای دور زدن قانون از سوی کارآگاه اصلی پرونده برای اجرای عدالت هموار میکند. در ادامه می بینیم که پای مقامهای ارشد بریتانیا به پرونده سرقتی باز میشود که در نظر اول، یک سرقت ساده مسلحانه به نظر میرسید.
طریقه و نحوه سرقت نمایش داده در «سرقت» و بارها ارجاع به مغز متفکری که پشت این سرقت سریع و هوشمندانه قرار دارد، ناخودآگاه مخاطبان را یاد سریال «خانه کاغذی» ساخته الکس پینا میاندازد. با وجود اینکه در «خانه کاغذی» هیچ یک از سارقان به دنبال خنجر زدن از پشت به یکدیگر نیستند و تا پای جان از یکدیگر محافظت میکنند، اما در «سرقت» دیری نمیگذرد که دوست به دوست رحم نمیکند؛ موضوعی که خیانت را به عنصر اصلی روایت تبدیل میکند.
استفاده ابزاری از مردم آسیبدیده
در مبحث فیلمنامه، «این سریال میکوشد یک سرقت ساده مسلحانه را به موضوعی ملی تبدیل کند که ترکشهای آن دامن مقامهای ارشد بریتانیا و همچنین هنرمندان مشهور را می گیرد با اینحال به علت اینکه روایت پرداخت مناسبی ندارد، این روند با بزرگ و بزرگتر شدن فاجعه به شکلی پوچ و توخالی رخ میدهد. اتفاقی به چنین عظمت و در سطح ملی، تنها نمود بیرونیای که دارد، به نقلقول رسانهها در شبکههای تلویزیونی راجع به باز شدن پای مقامهای ارشد بریتانیا خلاصه میشود و در مقابل، مردم آسیبدیده از سرقت هرگز فرصت عرض اندام حتی به عنوان یک مصاحبه شونده در یک بخش خبری کوتاه در رسانهها را نمییابند.
از سوی دیگر، هیچ یک از کاراکترها با مقامهای ارشد بریتانیا به صورت مستقیم رو در رو نمیشوند تا بدین صورت برای بینندگان، عظمت تاثیرگذاری سرقتِ رخداده جا بیفتد. اینطور به نظر میرسد که سازندگان اثر به یک اندازه در حال استفاده ابزاری از مردم آسیبدیده از سرقت و همچنین دولتمردان هستند تا به روایت خودشان غنا ببخشند.
خیانتهای متعدد کاراکترها در مقامهای مختلف از کارمند شرکت تا مامور پلیس تا سارق تا مامور ام آی ۵، به مخاطبان نشان میدهد که سرقت طرحریزی شده با هر نیت بشردوستانهای که داشته باشد، نمیتواند عظمت درخور و شایستهای پیدا کند زیرا هر یک از طرفین در بخش اجرایی ماجرا، آنقدر مشغول حل و فصل دعواهای خانوادگی خودشان هستند که حالا حالاها، نوبت به ردههای میانی و سپس راس هرم نمیرسد.
به جز کاراکترهای زارا، لوک، مورگان، مایلو، کارآگاه کواچ و مامور ام آی ۵، بقیه کاراکترها بیش از یک تیپ شخصیتی نیستند و تماشاگران باید پیشزمینه داستانی آنها را حدس بزنند تا به انگیزه حضورشان در چنین سرقتی دست پیدا کنند؛ اتفاقی که از دیگر نقاط ضعف فیلمنامه به شمار میرود.
زارا؛ برگ برنده فیلمنامه سرقت
لوک و مایلو، زارا را با خصوصیات رفتاری منحصربهفردی که دارد، به عنوان گوشت دم توپ برای طبق نقشه پیش نرفتن سرقت انتخاب میکنند و از سوی دیگر، سازندگان هم همین نظر را راجع به این شخصیت دارند و او را در مرکز بازی قرار میدهند تا تمام کاسه کوزهها را بر سر او بشکنند و چنین موقعیتی و همذاتپنداری ایجاد شده، اصلیترین دلیل و مهمترین نقطه قوت فیلمنامه است که مخاطبان را به پیگیری سرنوشت زارا پس از سرقت سوق میدهد.
همچنین، شخصیتهای فاسد در مقامهای مختلف که جلوی چشم تماشاگران رژه میروند، به طور مثال کارآگاه کواچ با مشکل اعتیاد به قمار، به جز کاراکتر فرعی بودن و پر کردن خلا داستان نقش مهمی ندارند و گزندی به کاراکترهای اصلی نمی رسانند و آنها قرارست از مهلکه جان سالم به در ببرند.
نکته دیگری که نباید از یاد برد اینکه وقتی کاراکترها در زندگی شخصی خودشان با چنین حجمی از فساد دست به گریبان هستند اینکه هدفی والا برای انجام سرقت داشته باشند، محلی از اعراب ندارد چون کسی که از نوک پا تا سر در فساد غرق است، هیچ برتری اخلاقی ندارد که بتواند در جایگاه موعظه گر قرار بگیرد.
سکانسی درخشان
درخشانترین سکانسی که در «سرقت» وجود دارد، صحنهای است که هِیلی دان مادر زارا با بازی آناستازیا هیل قصد اخاذی از دخترش زارا با نقشآفرینی سوفی ترنر را دارد که زارا موفق میشود به او رودست بزند و پولهای خودش را پس بگیرد. در باقی لحظات، میتوان ردپای کلیشههای ژانر جنایی را در اثر مشاهده کرد.
با معرفی مغز متفکر «سرقت» در قسمت هفتم، تناقض جهانبینی فرد با زیست خودش در ذوق میزند؛ فرزند یک خانواده فقیر که در نظام مالی بریتانیا به ثروت رسیده و حالا، به دشمن اصلی چنین نظامی تبدیل شده است و درباره عدالت و مبارزه با فقر از طریق رسواسازی فرارهای مالیاتی بیانیه میدهد. اینکه چنین شخصی درباره بیعدالتی بیانیه بدهد و از انجام یک دزدی مسلحانه دفاع کند فارغ از اینکه جان چند نفر به خطر بیفتد، از توهم کنشگری نشات میگیرد زیرا از زمان انجام سرقت تا روزی که مبلغ دزدیدهشده دوباره به صندوق سرمایهگذاری بازنشستگان بازگشت، زندگی بازنشستگان زیادی زیر و رو شد از اینرو در اینجا، کنشگری به یک نقاب برای پوشاندن ماهیت و ذهنیت خلافکارانه یک جامعهستیز تبدیل میشود.
این سریال میتوانست جزو آثار به یاد ماندنی ژانر جنایی با محوریت باشد؛ موقعیتی که با بهرهگیری فراوان از کلیشهها و شباهت انکارناپذیر با سریال محبوب «خانه کاغذی» از دست رفت.
فرزاد جمشیددانایی




