معرفی 9 اثر ماندگار

آنچه باید از سینمای صامت بدانیم/ زمانه‌ای که تصویر سخن می‌گفت

- 24 دقیقه مطالعه
سینمای عصر صامت که امروز از پایان آن بیشتر از ۱۰۰ سال می‌گذرد به اذعان بسیاری از دوستداران سینما به واسطه زبانِ تصویر، بسیار فراگیرتر و جهانی تر از سینمای ناطق بود.

به گزارش  فیلم‌نت نیوز، ۱۰۰ سال پیش، در چنین روزهایی، آخرین فیلم‌های یک عصر روی پرده سینماها تماشاگران را به وجد ‌می‌آورد. در آن ایام کمتر کسی تصور ‌می‌کرد در آینده ای نه چندان دور این فیلم‌ها به بخشی از تاریخ تااندازه‌ای فراموش شده صنعت نوپای سینما بدل شود.

نیمه اول سال ۱۹۲۶ آخرین روزهایی بود که سینما مطلقا «صامت» بود یعنی تماشاگران بدون تصور اینکه بازیگرانِ فیلم‌ها ‌می‌توانند همچون زندگی واقعی حرف بزنند، از تماشای فیلم‌ها لذت ‌می‌بردند. در ماه آگوست (مرداد) سال ۱۹۲۶ برای اولین بار استودیوی وارنر از موسیقی ضبط شده روی یک فیلم بلند با نام «دون ژوان» (Don Juan) با بازی جان بری مور ساخته آلن کراسلند رونمایی کرد و موفقیت همین فیلم این استودیو و در ادامه دیگر کمپانی‌های هالیوود را برآن داشت تا به پایان سینمای صامت سلام کنند؛ البته لازم به اشاره است که بگوییم تا پایان سال ۱۹۲۶ همچنان هیچ دیالوگی در فیلم‌ها بیان نمی‌شد و اولین دیالوگی که در سینما ادا شد به سال ۱۹۲۷ و فیلم «خواننده جاز» (The Jazz Singer) دیگر ساخته آلن کراسلند بر‌می‌گردد.

حالا در این مطلب به صورت مختصر با سینمای عصر صامت که عمری نزدیک به سه دهه داشت و به نوعی از سال ۱۸۹۵ با اختراع دوربین سینما آغاز و تا سال ۱۹۲۷ با «خواننده جاز» به پایان رسید آشنا ‌می‌شویم و البته این آشنایی از  طریق معرفی چندین شاهکار این دوره کوتاه اما پربار هالیوود صورت ‌می‌گیرد؛ فیلم‌هایی که با گذشت بیش از یک قرن همچنان بی همتا هستند.

جالب است بدانیم اهمیت عصر سینمای صامت در پژوهش‌های سینمایی آنچنان بالاست که برای مثال در کتاب تاریخ سینمای دیوید بوردول نزدیک به یک چهارم کتاب به این عصر اختصاص داده شده است و همین بیانگر اهمیت این دوره در تاریخ سینما و هنر به شمار ‌می‌آید.

بسیاری همچنین بر این باور هستند که مفهوم هنر در سینمای عصر صامت نمود بیشتری نسبت به سینمای ناطق داشته است؛ چراکه جنبه‌های بصری فیلم‌های آن دوره به واسطه نبودن صدا بیشتر به چشم ‌می‌آمد و تصویر فراتر از کلمات بود، فیلمسازان آن عصر نیز ‌می‌بایست برای نشان دادن عمیق ترین احساسات شخصیت‌ها بدون استفاده از صدا و دیالوگ، خلاقیت بیشتری به خرج ‌می‌دادند درحالی که امروزه به لطف زبان، انتقال این مفاهیم راحت‌تر و بیشتر از طریق دیالوگ‌ها میان کاراکترها صورت می‌گیرد.

ضمنا سینمای عصر صامت به واسطه زبان تصویر، بسیار فراگیرتر و جهانی تر بود به طوری که فیلم‌های بزرگان کمدی آن عصر همچون چاپلین، لورل و هاردی و باستر کیتون به درون دورافتاده ترین شهرهای دنیای رسوخ ‌می‌کرد در حالیکه در عصر ناطق این اتفاق برای بسیاری از موفق‌ترین چهره‌ها نیز رخ نداده است.

حالا به بهانه بررسی سینمای عصر صامت تصمیم گرفته ایم از ۹ عنوان از مشهورترین فیلم‌های این دوره به صورت مختصر یادی کنیم؛ فیلم‌هایی که پس از نزدیک به یک قرن همچنان دیدنی و چشم نواز هستند و البته هرکدام به نوعی بخشی از زبان سینمای آن عصر را نیز شکل می‌دهند و مجموعه‌ گسترده‌ای از سبک‌ها و ژانرها از کمدی تا سینمای اکسپرسیونیسم، از مکتب مونتاژ شوروی تا علمی تخیلی را دربر می‌گیرد.

۱. «تولد یک ملت» (The Birth of a Nation)

سال ۱۹۱۵ که دومین سال جنگ جهانی اول به شمار ‌می‌آید آغاز سلطه سینمای ایالات متحده بر سینمای جهان به عنوان بزرگترین عرضه کننده فیلم در سطح بین الملل بود؛ سلطه ای که مرور زمان نه تنها آن را کمرنگ نکرد بلکه روز به روز بیشتر هم شد.

جنگ جهانی فارغ از مصیبت‌های بسیارش برای مردم عادی در سراسر دنیا برای صنعت نوپای سینمای آمریکا خوش‌یمن بود. بسیاری از  کشورهای مهم تولیدکننده فیلم در جهان از جمله فرانسه و ایتالیا و روسیه در همان ابتدای جنگ یا منزوی و یا کم کار شدند و این آمریکا بود که یکه تازی خود را آغاز کرد.

یکی از اولین فیلم‌های بلندی که چشم جهان را به خود خیره کرد و فروش هنگفتی در گیشه داشت، فیلم مهم «تولد یک ملت» اثر حماسی دی دابلیو گریفیث است که در سال ۱۹۱۵ با بودجه سنگین بیش از ۱۰۰ هزار دلار ساخته شد. این فیلم فروش حیرت انگیزی را در گیشه ثبت کرد به طوری که از آن به عنوان اتفاقی عجیب و غریب برای صنعت نوپای سینما یاد ‌می‌شود.

شاهکار گریفیث که اولین فیلم ۱۲ حلقه‌ای غیرسریالی سینمای آمریکا بود بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار فروخت و همین عدد بیانگر این است که چگونه آمریکا در نیمه دوم دهه ۱۹۱۰ به کشور اول گیشه دنیا بدل شد.

«تولد یک ملت» البته یک فیلم بسیار جنجالی است؛ جنجال و هیاهویی که از قبل از اکران با این فیلم بود و همچنان ادامه دارد و از آن با القابی چون «جنجالی‌ترین فیلم ساخته شده در ایالات متحده» و یا «نژادپرستانه‌ترین فیلم تاریخ هالیوود» یاد ‌می‌شود.

شخصیت‌های سیاه‌پوست این فیلم (که بسیاری از آنها توسط بازیگران سفیدپوست با چهره سیاه‌شده بازی شدند) به عنوان افرادی کم‌هوش و پرخاشگر به تصویر کشیده شده‌اند، ضمنا یک سیاستمدار دورگه در این فیلم به ​​عنوان یکی از شخصیت‌های شرور اصلی فیلم حضور دارد. گروه نفرت‌پراکن نژادپرست سفیدپوست کو کلاکس کلان نیز در این فیلم به عنوان نیرویی قهرمان که از زنان سفیدپوست محافظت می‌کند و برتری سفیدپوستان را در جامعه حفظ می‌کند، به تصویر درآمده است.

۲. «جویندگان طلا» (The Gold Rush)

نمی‌شود از عصر صامت صحبت کرد و از چارلی چاپلین اسطوره و مشهورترین چهره این عصر سخنی به میان نیاورد. چاپلین را ‌می‌توان نماد عصر صامت در میان مردم عادیِ علاقه مند به سینما خواند و بسیاری از فیلم‌های او را از شناخته شده ترین فیلم‌های این عصر به شمار آورد.

«جویندگان طلا» نیز یکی از بهترین فیلم‌های چاپلین در این عصر است؛ فیلم صامتی که داستانش حول دوره تب طلا در آمریکا ‌می‌گذرد. این نابغه انگلیسی ‌می‌گفت ایده فیلم را از عکس‌های تب طلای کلوندایک و همچنین داستان گروه دانر که وقتی در سیرا نوادا در برف گیر افتاده بودند الهام گرفته است؛ گروهی که  از فرط گرسنگی به آدم‌خواری یا خوردن چرم کفش‌هایشان وادار شده بودند.

چاپلین معتقد بود تراژدی و کمدی فاصله چندانی از یکدیگر ندارند و از هم دور نیستند، به همین دلیل تصمیم گرفت داستان‌های محرومیت این آدم‌های مستاصل و وحشت شان را با کمدی خاص خود ترکیب کند.

او تصمیم گرفت شخصیت ولگرد معروف خود را به یک جوینده طلا تبدیل کند که مصمم است با تمام مشکلات مربوط به جستجوی طلا، مانند بیماری، گرسنگی، سرما، تنهایی و… روبرو شود.

«جویندگان طلا» پس از اکران بسیار مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و تبدیل به یکی از مشهورترین آثار چاپلین شد اثری که چاپلین خودش چندین بار از آن به عنوان فیلمی که بیشتر از همه دلش ‌می‌خواهد با آن به خاطر آورده شود، یاد ‌می‌کرد.

۳. «ژنرال» (The General)

اورسن ولز هنرمند نابغه آمریکایی زمانی گفته بود: «فیلم «ژنرال» بزرگترین کمدی ساخته شده در دنیای سینما، بهترین فیلم مربوط به جنگ داخلی آمریکا و شاید بزرگترین فیلم ساخته شده بشر تا به امروز است.»

کمتر فیلمی به مانند «ژنرال» این نکته را تا به این حد به اثبات رسانده است که شکست در گیشه و نزد منتقدان الزاما به معنای شکست در پیشگاه تاریخ نیست. فیلم کمدی صامت آمریکایی «ژنرال» محصول ۱۹۲۶ با الهام از «تعقیب بزرگ لوکوموتیو»، داستانی واقعی از رویدادی که در طول جنگ داخلی آمریکا رخ داده بود، ساخته شد.

در زمان اکران اولیه، «ژنرال» مورد استقبال منتقدان و مخاطبان قرار نگرفت و این ناکامی در کسب سودِ قابل توجه در گیشه، استقلال باستر کیتون را به عنوان یک فیلمساز قابل اعتماد از بین برد. با گذشت زمان اما «ژنرال» توسط منتقدان و فیلمسازان به عنوان یکی از بزرگترین فیلم‌های ساخته شده مورد توجه قرار گرفت به طوری که در سال ۱۹۸۹، این فیلم توسط کتابخانه کنگره آمریکا به دلیل «اهمیت فرهنگی، تاریخی و زیبایی‌شناختی» در فهرست آثار باارزش این کتابخانه انتخاب شد و البته اهمیت این انتخاب در این است که این فیلم در گروه اولیه  انتخاب فیلم‌های کتابخانه کنگره آمریکا قرار گرفت.

۴. «او که سیلی ‌می‌خورد» (He Who Gets Slapped)

«او که سیلی ‌می‌خورد» با اینکه عوامل شناخته شده‌ای دارد ولی احتمالا فیلمی است که در این جمع، کمتر نامش را شنیده‌اید البته قطعا ‌می‌تواند یکی از بهترین آثار سینمای صامت لقب بگیرد.

این فیلم، ساخته ویکتور شوستروم سوئدی، داستان دانشمندی را روایت ‌می‌کند که خوشبختی و سعادت زندگی اش توسط دوست متمولش نابود ‌می‌شود. این دانشمند سرخورده از روی ناچاری به شغل دلقکی روی ‌می‌آورد که کار هر روزه‌اش صرفا سیلی خوردن است. دلقکِ سیلی‌خور در سیرک، عاشق یک دختر سوارکار زیبا ‌می‌شود و از برکت این عشق به رستگاری و رهایی ‌می‌رسد.

این فیلم یکی از اولین آثار روانشناختی تاریخ سینماست. لان چینی یکی از مهمترین ستاره‌های سینمای صامت نیز در این فیلم یکی از بهترین بازی‌های تاریخ سینمای صامت و ناطق را ارائه داده است. حضور چینی در نقش دلقک سرخورده و مازوخیست این فیلم حیرت انگیز است و همین بُعد روانشناختی فیلم، نقش‌آفرینی چینی را به یکی از پیشروترین بازی‌های تاریخ سینما مبدل کرده است.

۵. «تحقیرشده ترین مرد» (The Last Laugh)

این فیلم صامت آلمانی به کارگردانی اف. دبلیو. مورنائو محصول ۱۹۲۴ براساس فیلمنامه‌ای نوشته کارل مایر ساخته شده است و از حضور ستاره ای چون امیل یانینگز بهره ‌می‌برد. فیلم داستان یک دربان بی‌نام هتلی است که شغل خود را از دست می‌دهد و بعد شاهد حقارت او هستیم.

فیلم جزو جریان کامرشپیل‌ است؛ جریانی که از سبک نمایشنامه‌های کوتاه و پراکنده از زندگی طبقه متوسط ​​رو به پایین بهره ‌می‌برد، درام‌هایی که تاکیدشان بر روانشناسی شخصیت‌ها بود.

شاید یکی از دلایل ماندگاری این فیلم که به نوعی قله جریان کامرشپیل‌ به شمار می‌آید این است که به سنت این ژانر از ارائه میان‌ بند‌ها یا توصیفات نوشته شده روی تصویر که مشخصه اکثر فیلم‌های صامت است، پرهیز ‌می‌شود و همین امر باعث شده با گذشت بیش از یک قرن، فیلم برای مخاطب امروزی همچنان مهیج و سرگرم کننده باشد.

۶. «مطب دکتر کالیگاری» (The Cabinet of Dr. Caligari)

فیلم ترسناک صامت آلمانی محصول ۱۹۲۰ به کارگردانی رابرت وینه. این فیلم که به عنوان نمونه بارز سینمای اکسپرسیونیسم آلمان شناخته ‌می‌شود داستان یک هیپنوتیزم‌گر (ورنر کراوس) را روایت می‌کند که از یک خوابگرد به نام چزاره (کنراد وایت) برای ارتکاب قتل استفاده می‌کند.

«مطب دکتر کالیگاری» دارای سبک بصری تاریک و پیچیده‌ای است با خطوط مورب و منحنی و سازه‌ها و مناظری که در زوایای غیرمعمول خم می‌شوند و می‌چرخند و سایه‌ها و رگه‌هایی از نور که مستقیما روی صحنه نقاشی شده‌اند. طراحی صحنه ضد واقع‌گرایانه، کلاستروفوبیا و خشن فیلم همراه با اضطراب تب‌آلودی که در سرتاسر فیلم وجود دارد به نوعی معرف دوره خود یعنی دوران جمهوری وایمار است.

فیلم اما از یک داستان قاعده مند با یک مقدمه و یک بخش انتهایی همراه با یک پایان پیچیده بهره ‌می‌برد. گفته ‌می‌شود این فیلم، نیاز ناخودآگاه جامعه آلمان به یک مستبد را نیز منعکس می‌کند (منظور پیش بینی ظهور هیتلر و حزب نازی است) و نمونه‌ای از اطاعت مردم آلمان از اقتدارگرایی و بی علاقگی به شورش علیه استبداد است.

برخی از منتقدان، کاراکتر کالیگاری را به عنوان نماینده دولت  آلمان تفسیر کرده‌اند و کاراکتر سزار را نماد انسان عادی خوانده اند که مانند سربازان، به کشتن عادت کرده است. منتقدان و مورخان مدرن از این اثر به عنوان یک فیلم انقلابی یاد ‌می‌کنند.

منتقد سینما راجر ایبرت این فیلم را بی تردید «اولین فیلم ترسناک واقعی» سینما نامید و منتقد دیگری این فیلم را اولین فیلم اصطلاحا «کالت» سینما و پیشگام فیلم‌های هنری خواند.

۷. «رزمناو پوتمکین» (Battleship Potemkin)

فیلم حماسی صامت «رزمناو پوتمکین» محصول ۱۹۲۵ کشور شوروی است که توسط سرگئی آیزنشتاین کارگردانی و نویسندگی شده است.

فیلم داستان شورشی را که در سال ۱۹۰۵ رخ داد و طی آن خدمه کشتی جنگی روسی پوتمکین علیه افسران خود عصیان کردند، به تصویر می‌کشد.

«رزمناو پوتمکین» نمونه بارزی از نظریه مونتاژ شوروی در تدوین است، مانند صحنه معروف پلکان اودسا که به طور گسترده بر دیگر فیلمسازان تاثیرگذار شد و چندین بار از سوی کارگردانان مطرحی از جمله برایان دی پالما بازسازی شد.

«رزمناو پوتمکین» به عنوان یکی از بزرگترین فیلم‌های ساخته شده تاریخ سینما شناخته می‌شود این فیلم در بسیاری از دوره‌های رای گیری مجله «سایت اند ساند» در بین ۱۰ فیلم برتر تاریخ قرار گرفته است.

۸. «متروپلیس» (Metropolis)

انگار سهم کشور آلمان از فیلم‌های خوب عصر صامت بیشتر از بقیه کشورها است. فیلم صامت علمی تخیلی اکسپرسیونیستی «متروپلیس» که به عنوان یک فیلم علمی تخیلی پیشگام و از اولین فیلم‌های بلند این ژانر شناخته می‌شود به کارگردانی فریتز لانگ بر اساس رمانی به همین نام نوشته تئا فن هاربو در آلمان و در دوره وایمار ساخته شد.

داستان «متروپلیس» در یک پادآرمانشهر آینده‌نگرانه اتفاق می‌افتد. «متروپلیس» باوجود پرهزینه بودن، در هنگام اکران با استقبال متفاوتی روبرو شد، منتقدان آن را از نظر بصری زیبا و قدرتمند توصیف کردند، طراحی صحنه فیلم و همینطور جلوه‌های ویژه پیچیده فیلم را بسیار ستایش کردند، اما  برخی داستان فیلم را ساده‌لوحانه خواندند، برای مثال اچ. جی. ولز نویسنده نامدار آثار علمی تخیلی این فیلم را «احمقانه» توصیف کرد و دایره‌المعارف آثار علمی تخیلی نیز داستان این فیلم  را «مبتذل» و سیاست‌های آن را به طرز مضحکی «ساده‌انگارانه» خواند.

پیام کمونیستی منتسب به فیلم نیز مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت. خیلی از منتقدان و مردم نیز به مدت زمان طولانی فیلم ایراد وارد کردند.

با وجود همه این حرف‌ها، «متروپلیس» اکنون به عنوان یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین فیلم‌های ساخته شده شناخته می‌شود و در نظرسنجی منتقدان مجله «سایت اند ساوند» در سال ۲۰۲۲ نیز رتبه ۶۷ را کسب کرده است.

۹. «حرص» (Greed)

درام روانشناختی «حرص» که امروزه از آن به عنوان یکی از قله‌های دست نیافتنی سینمای عصر صامت یاد ‌می‌شود، به ما یادآوری می‌کند که استودیوهای بزرگ هالیوود بعضا رویاهای فیلمسازان جاه طلب را چگونه نابود می کردند.

«حرص» را اریش فون اشتروهایم در سال ۱۹۲۴ ساخت؛ فیلمی که به عنوان یکی از معدود آثار زمانه خود شناخته ‌می‌شود که به صورت کامل از استودیو خارج و در لوکیشنِ محل وقوع داستان فیلمبرداری شد.

گفته ‌می‌شود فون اشتروهایم قبل از تدوین نهایی، تقریبا ۸۵ ساعت فیلمبرداری انجام داد که از این میزان نزدیک به ۲ ماه را فقط برای فیلمبرداری سکانس پایانی فیلم در دره مرگ صرف کرد؛ سکانسی که موجب بیماری بسیاری از بازیگران و عوامل فیلم شد، اما نکته غم انگیز اینکه استودیو با تدوینی بی‌رحمانه فیلم را به اثری نزدیک به ۲ ساعت و نیم تبدیل کرد.

چرا «حرص» آنقدر فیلم مهمی است؟ یکی از چندین دلیل مهم بودن فیلم به این نکته بر‌می‌گردد که فون اشتروهایم از تکنیک‌های پیچیده فیلمبرداری در آن زمان استفاده کرد، مانند فیلمبرداری با فوکوس عمیق، ضمنا تدوین فیلم بسیار پیشرو بود. تاثیر فیلم بر «همشهری کین» (Citizen Kane) یکی از مهمترین آثار تاریخ سینما نیز انکار ناشدنی است.

فون اشتروهایم «طمع» را یک تراژدی یونانی می‌دانست که در آن محیط و وراثت، سرنوشت شخصیت‌ها را کنترل می‌کردند و آنها را به موجودات اولیه با غریزه‌های حیوانی تقلیل می‌دادند؛ مفهومی که ریشه در ناتورالیسم آن هم به سبک کارهای امیل زولا داشت.

همانطور که اشاره کردم فیلم «طمع» که در ابتدا بیش از ۹ ساعت بود، برخلاف میل فون اشتروهایم به حدود ۲ ساعت و نیم تبدیل شد و تنها دوازده نفر در دنیا نسخه کامل ۴۲ حلقه‌ای فیلم را که اکنون گم شده است، تماشا کردند. برخی از آنها در زمان حیات شان این فیلم را بزرگترین فیلم ساخته شده به دست بشر نامیدند.

فون اشتروهایم بعدها «طمع» را کامل‌ترین اثر خود نامید و از تدوین مجدد آن توسط استودیو آزرده‌خاطر بود. فیلم «حرص» در زمان اکران اولیه‌اش با شکست مواجه شد و از نظر مالی و انتقادی شکست خورد، اما تا دهه ۱۹۵۰، کم‌کم به عنوان یکی از بزرگترین فیلم‌های ساخته شده تا آن زمان شناخته شد.

در پایانِ معرفی فیلم‌ها باید اشاره کنم که شاید به صورت علمی و پژوهشی سال ۱۹۲۷ پایان عصر صامت قلمداد می‌شود، اما تردیدی نیست که زبان و تاثیر سینمای دوره صامت همچنان زنده است.

هرگاه در عصر حاضر فیلمی را تماشا می‌کنیم که خالقِ اثر به مانند فیلمسازانی چون آندری تارکوفسکی، بلا تار، آرتاوازد پلشیان، عباس کیارستمی، کیم کی دوک، شاروناس بارتاس و… بدون بهره‌گیری از دیالوگ و با زبان تصویر در سکوت احساسات و لحظات باشکوه بشری را به تصویر می‌کشند به نوعی با میراث سینمای صامت مواجه می‌شویم؛ میراثی که احتمالا تا انتهای دنیای سینما باقی بماند.

محمدامین شکاری

برچسب‌ها: چارلی چاپلین،فریتز لانگ،متروپلیس،مطب دکتر کالیگاری
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ