«قصههای باغ جادویی»؛ غم را با قصه درمان میکند
به گزارش فیلمنتنیوز، بسیاری از ما با اینکه سالهای زیادی از دوران کودکیمان گذشته، گاهی همچنان به یاد خاطرههایی میافتیم که مادربزرگ و پدربزرگمان برایمان تعریف میکردند: بوی چای و نان تازه و دستهای چروکخوردهای که موهایمان را نوازش میکرد. انیمیشن «قصههای باغ جادویی» (Tales from the Magic Garden) حال و هوای آن دوران را رای ما زنده میکند.
«قصههای باغ جادویی» بهکارگردانی پاتریک پاس جونیور با پرسشی ساده شروع میشود: وقتی کسی که همیشه برایمان قصه میگفت، از این دنیا میرود، چه کسی میتواند جایش را پر کند؟ سه بچه، یک پدربزرگ ساکت و خانهای که بعد از رفتن مادربزرگ حرفی برای گفتن ندارد، تمام دستمایه این انیمیشن است. با همین چند عنصر، فیلمی ساخته شده که از جشنواره برلین تا چند فستیوال دیگر، مخاطب خودش پیدا کرده و چند جایزه هم با خودش به خانه برده است.
کمتر انیمیشنی جسارت این را دارد میکند که سراغ چنین موضوعی برود، آنهم برای مخاطبی که هنوز بهسختی میتواند سوگ را درک کند و با آن کنار بیاید. «قصههای باغ جادویی» این ریسک را میپذیرد و آن را با زبان قصه حل میکند؛ نه با نصیحت و نه با شعار.

فقدان مادربزرگ
در «قصههای باغ جادویی»، تام چهار سال دارد، خواهرش سوزان هشت ساله است و برادر بزرگترشان درک، ۱۰ سال دارد. آنها برای اولینبار بعد از مرگ مادربزرگ، به خانه پدربزرگ میروند و با خانهای ساکت و مردی دورافتاده روبهرو میشوند که در آنجا زندگی میکند. مادربزرگ عادت داشت که از بچهها سه موضوع تصادفی بگیرد و از دل آنها، قصهای تازه برای نوههایش بسازد. حالا سوزان، کلاه او را بر سر میگذارد و خودش بهجای مادربزرگ، به قصهگو اثر تبدیل میشود.
از همینجا انیمیشن به چند قصه درونی تقسیم میشود: گربهای مرموز که به آدمها کمک میکند، هیولایی که آنقدرها هم ترسناک نیست و مردی جسور که رویای پرواز دارد. قصههای این اثر برای مخاطب سرگرمکننده هستند، گاهی خندهدار و گاهی غمگین، اما کارکرد اصلیشان چیز دیگری است. کمک میکنند تمام اعضای خانواده، از کوچکترین نوه تا پدربزرگ، با نبودن مادربزرگ کنار بیایند.
تماشای قصههای باغ جادویی در فیلمنت
اهمیت قصههای باغ جادویی
ماجرای ساخت «قصههای باغ جادویی» هم بهاندازه خودش شنیدنی است. مارتین وانداس بهعنوان تهیهکننده، بعد از خواندن کتاب آرنوشت گولدفلام برای دخترش، متوجه ظرفیت سینمایی آن شد و شرکت مائور فیلم در سال ۲۰۱۶ حق ساخت آن را گرفت. تهیهکنندههایی از اسلواکی، اسلوونی و فرانسه هم به پروژه پیوستند و تولید اثر نزدیک به ۱۰ سال طول کشید.
اولین دلیلی که باعث میشود «قصههای باغ جادویی» را اثر ارزشمندی بدانیم، شیوه برخورد و مواجهه اثر با موضوع غم و فقدان است. برخی از انیمیشنها یا مرگ را کنار میگذارند یا با یک جمله دلگرمکننده، بهسادگی از کنارش رد میشوند. این اثر اجازه میدهد تا بچهها دلتنگ بمانند، سکوت پدربزرگ را ببینند و همزمان، تلاش سوزان برای پر کردن جای خالی مادربزرگ را هم دنبال کنند. به همین دلیل هم ECFA، انجمن اروپایی سینمای کودک، جایزه بهترین فیلم را به این انیمیشن اهدا کرد و در جشنواره فیلم اسلوونی ۲ جایزه وسنا نصیب «قصههای باغ جادویی» شد.
دلیل دوم، دستساز بودن این انیمیشن است. در روزگاری که انیمیشنها بیشتر به رندرهای دیجیتال و سطحهای صاف و براق تکیه میکنند، پاپتها و دکورهای واقعگرایانه «قصههای باغ جادویی»، گرمایی را به مخاطب خود انتقال میدهند که با ابزارهای کامپیوتری بهسختی ساخته میشوند. هر قاب، حاصل کار تعداد زیادی هنرمند است و همین باعث میشود تا بیننده انیمیشن احساس کند که این تصویرها، روح و جان گرمی را در دل خود حفظ میکنند. در بین نقدهایی که از این اثر انیمیشنی منتشر شده، برخی هم به نورپردازی، رنگ و دقت در جزئیات دکورها اشاره کردهاند و همچنین این موضوع که هر قصه، با سبک تصویری متفاوتی روایت میشود.
دلیل سوم برای تماشای «قصههای باغ جادویی» این است که انیمیشن، برای تمامی عضوهای یک خانواده جا دارد. رده سنی پیشنهادی از شش سال به بالا است، اما لایههای احساسی داستان، آنقدر عمیق هستند که پدر ومادرها هم میتوانند در لذت تماشا آن، با فرزند خود سهیم شوند. اگر نمیدانید چطور با فرزند خود، درباره مرگ یک عزیز حرف بزنید، این فیلم بهانه خوبی برای شروع گفتوگو است، بدون آنکه موضوع را سنگین و یا مستقیم کند.
البته فیلم بیعیب نیست. برخی منتقدان نوشتهاند که قصههای درونی میتوانستند کمی بلندتر باشند و عمیقتر شوند. با اینحال، مدت ۷۱ دقیقهای آن باعث میشود نه بچهها خسته شوند و نه والدینی که کنارشان نشستهاند. «قصههای باغ جادویی» ضمنا بخشی از موج تازه انیمیشن اروپای مرکزی و شرقی است، جریانی که این روزها پرانرژی است و آینده خوبی برایش پیشبینی میشود.

«قصههای باغ جادویی» فیلمی است که ارزشش را نباید فقط در فهرست جوایز و جشنوارهها پیدا کرد. ارزش اصلیاش در این است که سختترین تجربه زندگی را برای کوچکترین مخاطبان قابللمس میکند و برای این کار، بهجای دور زدن غم، از قدرت تخیل کمک میگیرد. اگر دنبال انیمیشنی هستید که از الگوهای تکراری استودیوهای بزرگ فاصله دارد، یا اگر هنوز به زیبایی پاپتهای دستساز علاقه دارید، این فیلم را از دست ندهید.
عماد متین





