نگاهی به سریال «کوری»؛ پایان تلخ ولی تاثیرگذار
به گزارش فیلمنت نیوز، گسترش یکدست داستان در عرض قسمتهای یک سریال، نکتهای مهم و کلیدی است که میتواند تاثیر عمیقی روی کیفیت نهایی کار بگذارد. در شکل کلاسیک فیلمنامهنویسی برای سریال، باید در هر قسمت نقطه عطفی قرار داده شود تا مخاطب به تماشای قسمت بعدی ترغیب شود. در عین حال، قصه اصلی با ریتم مناسب پیش رفته و داستانکها نیز به موازات آن حرکت کنند تا جایی که به یکدیگر پیوند خورده و فیلمنامه وارد پرده پایانی و گرهگشایی شود.
در سریال «کوری» ساخته سجاد پهلوانزاده و محصول پلتفرم فیلمنت که به تازگی پخش آن به پایان رسیده است، تلاش شده تا استانداردهای فوق در شکل روایی کار رعایت شوند. اینکه تا چه اندازه امیر ابیلی به عنوان نویسنده و پهلوان زاده به عنوان کارگردان در این زمینه موفق عمل کردهاند، سوالی است که میتوان با توجه به اتمام پخش سریال به آن جواب داد.
«کوری» و یک داستان تلخ واقعی
خط اصلی فیلمنامه «کوری» از صفحه حوادث روزنامهها گرفته شده بود و مرتبط با تولید مشروبات الکلی تقلبی بود. به مانند بسیاری از فیلمها و سریالهای روز جهان که خط مرکزی قصه براساس یک داستان واقعی در عنوانبندی آن خود را به رخ میکشد، قصه را هم از عروسی و یک نقطه عطف درخشان آغاز کرد و خیلی زود سراغ ماجرای مشروب تقلبی رفت. به موازات آن، یک داستان فرعی جذاب با محوریت قرصهای تقلبی و دست داشتن شرکت شمس طرح شد که به اولی پیوند زده میشد. در کنار آن، خرده داستانهای دیگری هم خلق شد که به خوبی قصه را در عرض گسترش میداد.
ابیلی برای روایت داستان معمایی خود، از قسمت سوم و چهارم به بعد با دست باز بازی کرد و روی شیدا به عنوان خاکستریترین شخصیت کار مانور داد. در عین حال با تکیه بر او و اتفاقهای تلخی که برای برادرش محسن در شرکت شمس رخ داد، تم انتقام را کاملا پرنگ کرد.

بیشتر بخوانید
«کوری» و یک تلخی مدام!
سریال در یک سوم پایانی با شتاب بیشتری چه در روایت داستان و چه در ریتم پیش رفته و به سمت پایانبندی حرکت میکند. گرههای باقیمانده نیز باز شده و ۲ قطب قهرمان و ضدقهرمان در برابر یکدیگر صف آرایی میکنند: یک طرف یونس به عنوان نماینده قانون که نگران دخترش است و طرف دیگر شیدا که دیگر به اعتراف شمس بابت مرگ پنج جوان دانشجو در گذشته اکتفا نکرده و به سیم آخر زده است!
قسمت پایانی سریالهایی که با تکیه بر طرح معما پیش میروند نیاز به ظرافت در گشودن اندک گرههای باقیمانده دارند و «کوری» هم از این قاعده مستثنی نیست: سریالی که با مرگ کلید خورده، با مرگ به پایان رسیده و تلخیاش تا مدتی مخاطبان سریال را آزار میدهد به ویژه سکانس پایانی که میتوان آن را قرینه فرار محسن و شیدا از مرز و ناکام ماندن یونس در نگه داشتن آنها در ایران، قرار داد، به ویژه تکافتادگی یونس در سکانس پایانی که با حسرت به روح ویران دخترش نگاه میکند و به موازات آن بهتزدگی و پریشانی همکار یونس را میبینیم.

پهلوانزاده و یک کارگردانی استاندارد
بخش مهمی از سریالهایی که این روزها از طریق پلتفرمها در اختیار مخاطبان قرار میگیرند، فضای پلیسی-معمایی دارند و همین امر نیز کار را برای کارگردانها برای تولید سریالی متفاوت سخت کرده است. پهلوانزاده که سریال جذاب «حیثیت گمشده» را در کارنامه دارد، با تکیه بر مولفههای ژانر سریال «کوری» خود را سروشکل داده و روی ریتم درونی آن مانور مناسبی کرده است. همچنین در فضاسازی به ویژه در سکانسهای اداره آگاهی که دوربین بیقراری درستی دارد و کاملا مخاطب را تحتتاثیر قرار میدهد. همین طور سکانسهای بازجویی واقعی و باورپذیر به نظر میرسند.
همچنین باید به ریتم و تمپوی قسمت دوازدهم اشاره کرد که تنش حاکم بر قصه را به خوبی منعکس کرده است و مخاطب را با یونس به عنوان قهرمان همراه میکند.
سریال «کوری» را در فیلم نت تماشا کنید
امیر نوروزی: برگ برنده «کوری»
حجم بالای تولید سریال در پلتفرمها و رقابت داغ به وجود آمده، دست کارگردانها را در انتخاب بازیگر تا حدودی بسته است و به ناچار دایرهای محدود را پیش رویشان قرار میدهد. پهلوانزاده هم در کستینگ سریال خود ترکیبی از بازیگرانی همچون امیر نوروزی که پیش از این با او کار کرده را در کنار امیر جعفری، مریلا زارعی، سارا بهرامی، عباس جمشیدی فر و محسن قصابیان قرار داده است.
جعفری برای نقش یونس چندان مناسب نبوده و با نقش جفت و جور نشده است. در نقطه مقابل، مریلا زارعی درک کاملی از شیدا داشته و چند لحظه درخشان را خلق کرده است.
بدون شک بهترین نقشآفرینی «کوری» متعلق به امیر نوروزی در نقش افسر آگاهی است که مشاهدات میدانی خود را با درک خود از شخصیت تلفیق کرده و به اجرا درآورده است، به ویژه در بازجویی از متهمان پرونده و راه رفتن روی مرز باریک بین شوخی و جدی که نوروزی آن را با ظرافت از کاردرآورده است.
محمد جلیلوند




