«انفجار»؛ چالشهای یک خانواده مقابل دنیای بیرحم بیرون
به گزارش فیلمنت نیوز، فیلم سینمایی «انفجار» (Blast) به تهیهکنندگی کالپاتی اس. آگورام، کالپاتی اس. سورش و کالپاتی اس. گانش و به نویسندگی و کارگردانی سوباش کی. راج، محصول سال ۲۰۱۶ سینمای کالیوود هند (سینمای تامیل) و اثری در ژانر اکشن تریلر به زبان تامیلی است.
ابیرامی، پریتی موکوندان، جان کوکن، پاوان، دیلیپان، ویوک پراسانا، آرجون چیدامبارام، پی. ال. تناپان، بالا حسن، وینود ساگار و آرجون شاریا از بازیگران این فیلم هستند. «انفجار» در ۲۶ مه ۲۰۲۶ در منطقه تامیل نادو هند به صورت سراسری اکران شد و با فروش ۷۵ کرور روپیه از گیشه سینماها خداحافظی کرد و به اثری موفق در گیشه تبدیل شد. در ادامه، نتفلیکس حق پخش دیجیتال اثر را به دست آورد و فیلم هماکنون با دوبله اختصاصی از پلتفرم فیلمنت در دسترس است.
«انفجار» در فیلمنت
در خلاصه داستان فیلم آمده است: «دختری به نام نیلا که از کودکی آموخته است در برابر ظلم به افراد بیدفاع سکوت نکند، پس از درگیری با خلافکاری محلی به نام وارون دایالان و گروهی از قاتلان حرفهای، وارد دردسر میشود. در ادامه، راجارام، پدر خانواده، برای محافظت از دخترش وارد مبارزه میشود و به کمک بازرس آروناگیری، شبکه فساد و جنایت آنها را متلاشی میکند.»

فیلمنامهای که تعلیق را از دل شخصیتها میسازد
«انفجار» در ۱۵ دقیقه ابتدایی، مخاطب را به کودکی نیلا میبرد و بهتدریج با خانواده راجارام آشنا میکند. شیوه تربیت اعضای خانواده، اختلاف نظر پدر و مادر درباره تربیت دخترشان و جایگاه عمو، مرحلهبهمرحله روشن میشود. در ۱۵ دقیقه بعدی نیز توبی، باند خلافکاری کیروباکاران، آبراهام، وارون، پروژه ۷۰ میلیارد دلاری معدن و وزیر معدن تامیل نادو معرفی میشوند.
به این ترتیب، فیلم در ۳۰ دقیقه نخست شخصیتهای اصلی و جایگاه آنها را در روایت مشخص میکند و سپس تقابل میان آنها را از طریق خردهپیرنگها به پیرنگ اصلی و مواجهه نهایی میرساند.
نکته مهم، شکلگیری تعلیق از دل شخصیتهاست. هر بار که یکی از شخصیتها برخلاف اهداف یا منش طرف مقابل قدمی برمیدارد، تماشاگر منتظر پیامد آن میماند. این همان منطقی است که آلفرد هیچکاک در تشبیه معروف خود به «بمب زیر میز» توضیح میدهد: غافلگیری زمانی رخ میدهد که بمب ناگهان منفجر شود، اما تعلیق زمانی شکل میگیرد که تماشاگر از وجود بمب آگاه باشد و شخصیتها از آن بیخبر بمانند.
سوباش کی. راج از همین منطق برای توزیع اطلاعات میان شخصیتها استفاده میکند. از یک سو، نیلا و خانواده راجارام قدمبهقدم به وارون نزدیک میشوند و از سوی دیگر، موانعی بر سر راه باند کیروباکاران قرار میگیرد تا آنها نتوانند واقعیت اتفاقات را بهدرستی درک کنند. ورود بازرس آروناگیری نیز حاصل همین روند است. او سرنخ تازهای درباره مرد فراری از بیمارستان پیدا میکند، در حالی که فیلم همچنان بخشی از حقیقت را از او پنهان نگه میدارد. بدینشکل، خانواده راجارام یک حاشیه امن و به دور از پلیس و خلافکاران پیدا میکند با اینکه همچنان، وسط ماجرا هستند.

خانواده؛ مهمترین میدان مبارزه
پس از قتل شیوا و اعضای باند خلافکاری کیروباکاران، خانواده راجارام برای پنهان کردن اجساد وارد مرحله تازهای از بحران میشود؛ موقعیتی که برای مخاطبان سینمای هند یادآور «گول ظاهر را نخور» ساخته جیتو جوزف است که در آن، موهان لال نقشآفرینی میکند. «انفجار»، از این ارجاع سینمایی برای پیشبرد مسیرش و ساخت دنیای سینمایی خودش استفاده میکند به طوری که خانواده اکنون باید علاوه بر نجات جان خود، از اتهام قتل نیز رهایی پیدا کند.
مهمتر اینکه این اتفاق، نیلاونی با بازی ابیرامی را از منطقه امن خود بیرون میکشد. مادری که از ابتدای فیلم همواره دخترش را به خویشتنداری دعوت میکرد، حالا برای محافظت از او ناچار به خشونت میشود. این تغییر، یکی از نقاط قوت شخصیتپردازی فیلم است. «انفجار» در ظاهر فیلمی رزمی است، اما در لایه زیرین، داستان خانوادهای را روایت میکند که در برابر دنیای بیرحم بیرون از خانه از یکدیگر محافظت میکنند.
شخصیتهایی که هویت خود را دارند
هر شخصیت در «انفجار» ویژگی مشخصی دارد. پدر به انتخابهای نیلا احترام میگذارد و روحیه مبارزهجویانه او را تقویت میکند. نیلا نیز میآموزد که حتی بدون شناختن فرد مظلوم، باید طرف حق بایستد. در سوی دیگر، توبی قرار دارد؛ سارقی خردهپا و شکستخورده که حتی در انجام ماموریت ساده تهیه دارو برای آبراهام نیز خرابکاری میکند. این تفاوتها باعث میشود تماشاگر با برخی شخصیتها همذاتپنداری کند، برای برخی دلسوزی داشته باشد و در مورد گروهی امیدوار باشد که هرگز به هدفشان نرسند. بنابراین، شخصیتپردازی در «انفجار» صرفا ابزاری برای پیشبرد داستان نیست بلکه یکی از مهمترین منابع ایجاد تعلیق است.
فساد؛ دشمنی بزرگتر از خلافکاران
فیلم در ادامه، فساد ساختاری و پیوند الیگارشها با سیاستمداران منفعتطلب را وارد داستان میکند. در این جهان، نابودی روستایی با ۱۸۰۰ نفر جمعیت برای وزیر معدن، با بازی پی. ال. تناپان، مسالهای است که با ۱۰ میلیارد دلار رشوه قابل حل است. وزیری که باید نماینده مردم باشد، به دشمن همان مردم تبدیل میشود. از این منظر، «انفجار» تهدید اصلی را فقط در میان خلافکاران جستوجو نمیکند و فساد سیاسی و اقتصادی را دشمنی بزرگتر نشان میدهد.
موسیقی، دوربین و اکشن
موسیقی راوی باسور بهویژه در درگیری نیلا با اعضای باند کیروباکاران و کشتار ماموران پلیس توسط آبراهام، به افزایش انرژی صحنهها کمک میکند. دوربین آرون کریشنا و رادها کریشنان نیز در صحنههای اکشن رویکردی متنوع دارد. در برخی مبارزهها، استفاده از لانگشات اجازه میدهد جزییات حرکات مبارزان دیده شود؛ در مقابل، در صحنه کشتار ماموران پلیس، قرار گرفتن دوربین در موقعیت اولشخص، خشونت آبراهام را بیپرده به تصویر میکشد تا همین شدت خشونتورزی، خودش تبدیل به یک ابهام راجع به این کاراکتر تبدیل شود.
اکشن فیلم نیز بر تفاوت توانایی شخصیتها بنا شده است. همه شخصیتها رزمیکار نیستند و همین مساله مانع تکراری شدن مبارزهها و طولانی شدن بیدلیل صحنههای زدوخورد میشود برخلاف آنچه که به ترتیب در فیلمهای «خشمگین» به کارگردانی کِنجی تانیگاکی و «شهر ممنوعه» ساخته گابریل مینِتی رخ میدهد. در این میان، تدوین پرادیپ ای. راگاو نیز با ریتم مناسب و کاتهای بهجا، انرژی سکانسهای اکشن را حفظ میکند.

۲ ضعف در ساختار روایت
با وجود نقاط قوت، فیلم در ۲ بخش با ضعف مواجه میشود. نخست، سکانس گفتوگوی وارون و وزیر معدن درباره روستا است. استفاده از اکستریم لانگشات، نمایی باز از روستا نشان میدهد و هیچ تصویری از اهالی روستا نیست. انگار که هیچ زندگی در روستا جریان ندارد و بود و نبود روستا هیچ خللی در زندگی ۱۸۰۰ نفر اهالی روستا وارد نخواهد کرد.
در صورتی که اگر تصاویر مردم پس از نمای ریزش کوه در همان سکانس نمایش داده میشد، نگرانی درباره سرنوشت روستا زودتر شکل میگرفت و تصمیم نیلا برای نجات آن نیز از نظر دراماتیک اثرگذارتر میشد. در این صورت، فیلم در پایان نیز به آن نماهنگ و تصاویر تکرارشونده برای برانگیختن احساسات نیازی نداشت.
ایراد دوم، هجوم دوباره نوچههای کیروباکاران به خانه خانواده راجارام در پرده سوم است. این سکانس که پس از ورود نیلا و پدرش به عمارت وارون و آغاز مواجهه نهایی اتفاق میافتد، زاید است و با برهم زدن ریتم، از قدرت پایانبندی میکاهد.
سوباش کی. راج و امید به آیندهای روشن
آرجون شاریا، ابیرامی، پریتی موکوندان، پاوان، دیلیپان، آرجون چیدامبارام و وینود ساگار، در کنار سایر عوامل، نخستین تجربه کارگردانی سوباش کی. راج را به اثری قابل قبول تبدیل کردهاند. «انفجار» در فیلمنامه و ساختار روایی بینقص نیست، اما نشان میدهد راج شناخت مناسبی از قواعد ژانر اکشن و ظرفیتهای سینمای رزمی دارد. مهمتر از آن، او توانسته اکشن را در خدمت داستانی خانوادگی قرار دهد و شخصیتها را به موتور اصلی تعلیق تبدیل کند. از این منظر، «انفجار» تجربهای امیدوارکننده برای کارگردانی جوان است که در صورت تداوم این مسیر، میتواند به یکی از فیلمسازان قابل توجه ژانر اکشن در سینمای تامیلزبان هند تبدیل شود.
فرزاد جمشیددانایی




