«بی‌عاطفه» نَفَس عمیقی از جنس سینمای کلاسیک ایرانی

- 5 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

کمال تبریزی با سریال «بی عاطفه» حتی در نمایش خانگی نیز تن به تکرار نداده و اثری متفاوت آفریده است و ساختار فرمی آن نسبت به سایر سریال‌های دیگر قابل قبول‌تر است.

به گزارش فیلم نت نیوز، کمال تبریزی از کارگردانان پیشروی بعد از انقلاب اسلامی است که با فیلم طنازانه‌ «لیلی با من است» در ژانر کمدی جنگی، نامش بر سر زبان‌ها افتاد و به تدریج با آثار متفاوتش در ژانرهای مختلف، جایگاه خود را تثبیت کرد. او با زبان انتقادی در فیلم‌هایش، توانست شخصیت های ماندگاری را خلق کند و شخصیت‌های فیلمش از صادق مشکینی (پرویز پرستویی) تا رهی (شهاب حسینی) دارای عمق بودند و بازی‌هایشان در تاریخ سینما و تلویزیون ایران جاودانه شدند.

او از جمله کارگردانانی است که با زبان تند و تیزش به نرمی از خط قرمزها رد می‌شود از فیلم «مارمولک» ‌گرفته تا سریال «دوران سرکشی». او پس از آن که جا پای خود را با سینما و تلویزیون سفت کرد تصمیم گرفت شانس خود را در نمایش خانگی امتحان کند. حالا او در تجربه‌ جدی خود در نمایش خانگی با سریال «بی‌عاطفه» که در فیلم نت ساخته و پخش می شود، گامی تازه برداشته است.

«بی‌عاطفه» با وجود ظاهری ساده، اثری پیچیده و لایه‌لایه است. تبریزی در این سریال آگاهانه سراغ موتیف‌های فیلمفارسی پیش از انقلاب می‌رود؛ نه از روی کلیشه، بلکه برای بازخوانی انتقادی کهن‌الگوی «عشق طبقاتی». او نشان می‌دهد که حتی یک داستان به ظاهر تکراری را می‌توان با افزودن خرده‌روایت‌های جنایی، انتقامی و روان‌شناختی به اثری چندژانره و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کرد. آمیختن درام عاشقانه با فضای کینه و قتل، شگردی هوشمندانه برای به چالش کشیدن مخاطب عادت‌کرده به روایت‌های خطی است.

بی عاطفه جمعه ها در فیلم نت

بازیگران باسابقه‌ سریال خوب ظاهر شده اند: رضا کیانیان در نقش کامران و مریلا زارعی در نقش پروانه، اوج احساس و پیچیدگی را به تصویر می‌کشند. تبریزی بار دیگر ثابت می‌کند که می‌تواند از بازیگرانش بهترین اجراهای کارنامه‌شان را بگیرد حتی حضور بازیگرانی مثل حامد بهداد در نقشی متفاوت، نشان از جسارت او در به چالش کشیدن تیپ‌های همیشگی دارد. کارگردان «فرش باد»، بازی‌های قابل قبولی از هنرپیشه‌های جوان نیز در سریالش گرفته است.

فلش‌بک‌های متعدد، که در نگاهی سطحی شاید آفت روایت به نظر برسند، در «بی‌عاطفه» ابزاری برای عمق‌بخشی به شخصیت‌ها و تعلیقی هوشمندانه میان گذشته و حال هستند. گذشته‌ بهرام و کامران نه حاشیه که متن اصلی داستان را می‌سازد و باعث تعلیق می‌شوند. وقفه در پیشرفت رابطه‌ علی و عاطفه نیز عامدانه است؛ تبریزی نمی‌خواهد عشقی زودهنگام و شعاری ارائه دهد، بلکه می‌کاود چگونه زخم‌های نسل قبل، عشق نسل بعد را معلق می‌کند.

ریتم کند سریال آسیبی به درام نمی‌زند. این شتاب‌زدگی‌زدایی، فرصتی است برای مخاطب تا با شخصیت‌ها نفس بکشد، در فضاسازی غرق شود و لذت کشف تدریجی رازها را تجربه کند. در روزگاری که سریال‌ها اغلب قربانی سرعت و سطحی‌نگری می‌شوند، «بی‌عاطفه» نفس عمیقی از جنس سینمای کلاسیک ایرانی است.

واقعیت این است که «بی‌عاطفه» به تهیه‌کنندگی محمدصادق میرکریمی و نویسندگی امیرعباس پیام شاید برای مخاطب خسته از فلش‌بک و داستان‌های چندشاخه دشوار باشد، اما نمی‌توان انکار کرد که تبریزی حتی در نمایش خانگی نیز تن به تکرار نداده و اثری متفاوت آفریده است و ساختار فرمی آن نسبت به سایر سریال‌های دیگر قابل قبول‌تر است. او در این امتحان مردود نیست. او مسیر تازه‌ای در نمایش خانگی را گشوده و مخاطبان نیز منتظر سایر سریال‌های ساختِ وی خواهند بود.

فرزانه متین-سوره سینما

بیشتر بخوانید

«بی‌ عاطفه» و بازخوانی مدرن قصه‌ای ازلی ابدی

«بی‌ عاطفه» و زخم‌هایی که از گذشته مانده‌اند

«بی‌عاطفه»؛ روایتی ساده در دل اتفاق‌هایی پیچیده

برچسب‌ها: بی عاطفه،کمال تبریزی
نظرات

۲ دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ