«بیگاه»: آب، باد، خاک و سرانجام آتش
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلم نت نیوز، یکی از ویژگیهای فیلمهایی که در دوره ای در گروه هنر و تجربه به نمایش درآمدند، جسارت در مضمون و نگاه متفاوت فیلمساز است که عموما هم علاقهای به قصهگویی کلاسیک ندارند. فیلم سینمایی «بیگاه» ساخته پویا اشتهاردی که این روزها از طریق پلتفرم فیلمنت در دسترس علاقمندان آثار متفاوت سینمای ایران قرار گرفته، یکی از همین دسته آثار است.
«بیگاه» و لوکیشن به مثابه یک شخصیت
فضای اگزوتیک، یکی از مولفههای آثار ذکر شده به حساب میآید که «بیگاه» نیز به خوبی از آن سود جسته است. تا جایی که فضا و لوکیشن فیلم، خود به یکی از شخصیتهای آن تبدیل شده و نقشی کلیدی در پیشبرد داستان دارد.
بخش مهمی از پرده نخست فیلم در دکل دیدهبانی که در منطقهای متروک قرار دارد، میگذرد و نقطه عطف نخست نیز در آنجا شکل میگیرد.
اشتهاردی برخلاف بسیاری از فیلمهای هنر و تجربهای که اغلب ساختار ضدقصه دارند، روایتی غیرخطی از داستانی پروپیمان است که به خوبی تماشاگر را تا آخر با خود همراه میکند. این ساختار غیرخطی با محوریت سربازی جوان به نام هامین و خواهرش ماهین، به خوبی در بافت فیلمنامه جا افتاده است و در عرض فیلمنامه گسترش پیدا میکند. بدون اینکه رفت و برگشتهای زمانیاش نیز آزاردهنده جلوه کند.
روایتی غیرخطی با چاشنی بازگشت به گذشته
«بیگاه» با حضور هامین در پادگان نظامی آغاز و خیلی زود اولین مانع بر سر راه قهرمان گذاشته میشود؛ جایی او که باید برای حضور در مراسم ازدواج خواهرش به شهر خود رفته و نیاز به مرخصی دارد. سیگار کشیدن سر پست نگهبانی و لغو مرخصی، حادثه محرک پرده اول فیلمنامه محسوب میشود که هامین را در وضعیت بغرنجی قرار میدهد.
خیلی زود هم سروکله نقطه عطف اول در دقیقه پانزدهم فیلم پیدا شده و پیچ و تاب خوبی به قصه میدهد. تنهایی هامین در برجک و فضای اگزوتیک اطرافش، فرصتی طلایی را در اختیار فیلمساز قرار میدهد تا نقبی به گذشته او زده و برشهایی از آن را پیش روی تماشاگران خویش قرار دهد.
هامین کم سن و سال و خواهر کوچکتری که خبری از پدرشان نداشته و پس از مرگ مادر، نزد عمویشان زندگی میکنند. اشتهاردی در پرداخت این ۲ شخصیت، مینیمال عمل کرده و برشهای نسبتا کوچکی از هر دو را به تصویر می کشد؛ به خصوص هامین که با وجود شخصیت حمایتگرش، شکنندگی خاص خود را دارد. همچنین ترومای فقدان مادر و پدر که این دومی، هامین را به شهری مرزی در پاکستان میکشاند. همه اینها هم دست به دست هم داده و تماشاگر را به همذاتپنداری با هامین کم سن و سال وا میدارد.
«بیگاه»، نماد، استعاره و نشانه
فیلمهایی از این جنس، در ساختار روایی خود معمولا از عناصر ذکر شده بهره گرفته و برای تماشاگر اهل جستجو، چیزهایی در چنته دارند. «بیگاه» نیز از این حیث ظرافتهای بسیار دارد که نمونهای از آن را در شال سرخ رنگ به جا مانده از مادر میبینیم که تکههایی از گذشته او را به یکدیگر پیوند میزند.
همین طور عنصری کلیدی به نام آتش که شعلههایی از آن را در برخی پلانها از کبریت هامین تا اجاق نانوایی و اغذیهفروشی میبینیم. همچنین اشاره گذرا به بنزینی که هامین در باک تومور ریخته و تمام شدن آن در یکی از سکانسها، به رها کردن موتور ختم میشود. باید به سکانس وانتسواری هامین و پدرش و نخستین سیگاری که پدر با کبریت برای پسر روشن میکند، نیز اشاره کرد؛ قرینه همان بسته کبریتی که هامین در پوتین سربازی خود جاساز کرده و میتواند برای او نشانهای از پدر باشد.
بی گاه در فیلم نت
کارگردانی فراتر از انتظار و فیلمبرداری درخشان
معمولا در آثار به نمایش درآمده در گروه هنر و تجربه، پختگی فنی و کارگردانی در حد استانداردهای سینمای حرفهای کمتر دیده میشود ولی از این منظر، «بیگاه» فیلم یکسره متفاوتی است که در تک تک پلانهایش دقت و وسواس مشاهده شده و کارگردانی شسته رفتهای دارد؛ به خصوص در اندازه نماها و لانگ شاتهایی به شدت سینمایی که قطعا روی پرده تاثیر بیشتری هم دارد. نماهای نقطه نظر هامین و لوانگلهایی که در آن آب خود را به صخرههای ساحل میزند نیز خوب از آب درآمده است.
رضا حماسی به عنوان مدیر فیلمبرداری، عالی عمل کرده و مقهور فضای شگفتانگیز لوکیشن کارت پستالی فیلم نشده است. هلیشات هایی هم که گرفته در همین راستا قرار دارد و پایهای زیبایی شناسانه دارد.
اکران «بیگاه» در بخش سینمای دیگر فیلمنت، فرصتی مغتنم برای دوستداران سینمای مستقل ایران به حساب میآید که از تماشای آن پشیمان نخواهند شد.
محمد جلیلوند




