«تابستانی که برف آمد»؛ روایت مردی که حرف نمی‌زند!

- 8 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

«تابستانی که برف آمد» با استفاده از الگوهای سینمای ملودرام، روایت و داستان جذابی را برای قشری خاص از تماشاگران سینمای ایران ارائه می‌دهد.

به گزارش فیلم نت نیوز، فیلمسازان جوان به ویژه فیلم اولی‌ها برای آن که جای پای خود را محکم کنند، سراغ سوژه‌هایی می‌روند که پیش از این نمونه‌های زیادی در سینمای ایران داشته است و ته ذهن تماشاگر آغشته به آن باشد. به همین علت هم، شاهد حضور پررنگ ملودرام‌های خانودگی در سبد تولیدات سالیانه سینمای کشور هستیم؛ آثاری که عمده آن‌ها در رده فیلم‌های گیشه‌پسند نبوده است و اغلب نیز در گروه سینمای هنروتجربه به نمایش درمی‌آیند. فیلم سینمایی «تابستانی که برف آمد» به کارگردانی نسیم فروغ که به تازگی در فهرست سینمای آنلاین پلتفرم فیلم‌نت قرار گرفته، یکی از تازه‌ترین آن‌ها است که می‌تواند در اکران آنلاین تماشاگر بیشتری پیدا کند.

شک، دروغ و پنهانکاری!

فیلم یاد شده، قصه‌ای آشنا و متکی بر الگوهای سینمای ملودرام دارد و فاطیما اباحمزه در مقام نویسنده فیلمنامه نیز چارچوب قصه خود را بر این اساس بنا نهاده است. قصه‌ای متکی بر سه عضو یک خانواده مرفه است که روابطشان با یدکدیر سرد و است و هر یک مساله خاص خود را دارند. با توجه به زمان نسبتا کوتاه فیلم، در ۱۰ دقیقه نخست معرفی شخصیت‌ها به خوبی و به شکلی مینیمال صورت گرفته است و امیر و ماهی به عنوان شخصیت‌های محوری آن به تماشاگر معرفی می‌شوند. به هم ریختگی خانه، آشفتگی چهره امیر و اضطراب ماهی پیش از رفتن به محل کار، فضاسازی داستان را به درستی انجام داده است و یک گفت‌وگوی کوتاه نه چندان پرتنش و سرشار از شک میان این ۲ نیز یک کاشت اطلاعات به حساب می‌آید؛ موضوعی که تم پنهکاری و دروغ را پررنگ کرده است و تماشاگر را منتظر اطلاعات بیشتر در این باب نگه می‌دارد.

اباحمزه علاوه بر تم ذکر شده، سراغ موضوع‌های دیگری همچون بحران چهل سالگی و فوبیای فقدان و ترس از دست دادن نیز رفته و مایه‌های روان شناسانه به آن اضافه کرده است. برای مثال می‌توان به بی‌علاقگی امیر به شغل جواهرفروشی پدری‌اش اشاره کرد که در تضاد با علاقه او به طراحی و نقاشی قرار دارد. همین طور عادی شدن ماهی برای او پس از سال‌ها زندگی مشترک که درد مشترک بسیاری از زوج‌ها به حساب آمده است و می‌تواند به یک انفجار بزرگ ختم شود.

سکوت سرشار ناگفته‌هاست!

نکته‌ای که سازندگان فیلم روی آن مانور داده‌اند، لبریز شدن درون امیر، سکوت و حرف نزدن‌اش است که به موتیف فیلمنامه تبدیل می‌شود که نمونه درخشان آن را در سکانس گفتگوی او و مادر ماهی در پارک می‌بینیم. موضوع رفتن صدف، دختر این زوج به جشنواره موسیقی در پاریس، تکه دیگری از پازل فیلمنامه را تشکیل می‌دهد که فوبیای از دست دادن قهرمان فیلم را پررنگ‌تر می‌کند. جایی که او باید بین نگه داشتن سکان خانواده و برآوردن آرزوی دخترش، دست به انتخاب بزند.

برخورد تند امیر با دوست و همکلاسی صدف و سپس سکانس شام ۲ نفره پدر و دختر، نقطه عطف دوم فیلمنامه را رقم زده است و بخش مهمی از گره‌های داستان را باز می‌کند. به این ترتیب، روی بخشی از نگرانی‌های امیر نور تابانده شده است و به برخی از سکانس‌های پرده نخست، معنا می‌دهد. در عین حال، مساله‌ای که رابطه بین ماهی و امیر را به بن‌بست کشانده است نیز روشن می‌شود. اباحمزه برای عمق بخشیدن به قصه خود از استعاره بهره گرفته است تا ذهن تماشگر را به چالش بکشد؛ از گرفتن راه آب حمام و پرده‌های همیشه کشیده شده خانه که برگرفته از تم پنهانکاری فیلم است تا عروسک‌گردانی صدف و گفتگوی او با پدرش از طریق عروسک و به زبان اوست.

مینیمالیسم: برگ برنده فیلم

در فیلم‌هایی از جنس «تابستانی که برف آمد»، روایت متکی بر اصول کلاسیک چندان جواب نداده است و مینیمالیسم حاکم بر شخصیت‌ها و فضای بصری فیلم بیشتر به کار می‌آید. نسیم فروغ نیز به عنوان کارگردان، در همین مسیر پیش رفته و دکوپاژ فیلمنامه خود را بر این اساس انجام داده است. برای مثال به سکانس نخست فیلم و آشفتگی فضای داخلی خانه توجه کنید که تمثیلی از روابط درهم ریخته و فروپاشیده امیر و ماهی به حساب می‌آید.

همین طور تک لانگ‌شات‌هایی که از امیر به عنوان شخصیت مرکزی فیلم گرفته که بیش از هر چیز روی تنهایی و تک‌افتادگی او در جامعه تاکید می‌کند. لوباجت بودن فیلم‌های اینچنینی، دست فیلمساز را برای استفاده از بازیگران گرانقیمت می‌بندد و خلاقیت او را به چالش می‌کشد؛ اتفاقی که برای نسیم فروغ هم رخ داده است و تیم بازیگران فیلم او را به یکی از نقاط قوت آن تبدیل کرده است.

رضا اخلاقی‌راد که در سال‌های اخیر رشد چشمگیری کرده است، انتخاب فوق العاده‌ای برای نقش امیر محسوب می‌شود. آشفته، در آستانه فروپاشی روحی و تلخ که از آنچه هست دل‌خوشی ندارد. اخلاقی‌راد، تحلیل درستی از نقش داشته است و لایه‌های درونی آن را به خوبی درک کرده و به نمایش گذاشته است. در نقطه مقابل، نوشین مسعودیان در نقش صدف قرار دارد که برون‌گرایی نوجوانانه‌اش بیش از اندازه بوده است و این موضوع نیز فاصله‌ای میان نقش و تماشاگر می‌اندازد.

«تابستانی که برف آمد» از آن دسته فیلم‌هایی است که برای قشر خاصی از تماشاگران سینمای ایران ساخته شده است و اکران آنلاین فرصتی طلایی برای ارتباط آن با تماشاگران ذکر شده به حساب می‌آید.

محمد جلیلوند

فیلم نت نیوز- جدیدترین اخبار و اطلاعات فیلم و سریال

برچسب‌ها: تابستانی که برف آمد،سینما آنلاین
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ