تحول موسیقی متن در سینما؛ کاری که جان ویلیامز با ۲ نُت کرد

- 14 دقیقه مطالعه
جان ویلیامز موسیقی‌دان اسطوره‌ای و بزرگ‌ترین آهنگساز زنده سینماست که با ساخت موسیقی فیلم «آرواره‌ها» تحولی در دنیای موسیقی فیلم رقم زد و نام خود را برای همیشه در تاریخ سینما جاودانه کرد.

به گزارش فیلم نت نیوز، ۲ نُت موسیقی فیلم «آرواره‌ها» (Jaws) احتمالا مشهورترین ۲ نُت موسیقی عصر مدرن است؛ ۲ نُتی که نه تنها نویدبخش دوران جدیدی در زندگی جان ویلیامز آهنگساز این اثر بود بلکه از عصری تازه در موسیقی متن فیلم به عنوان یک فرم هنری خبر می‌داد. در این مطلبِ کوتاه با بررسی موسیقی درخشان فیلم «آرواره‌ها» به تاثیر جان ویلیامز بر تحول موسیقی متن فیلم در عصر حاضر می‌پردازیم.

جان ویلیامز آهنگساز اسطوره‌ای سینماست که در فرهنگ موسیقی جهان نامش با بیش از یک دوجین ملودی بی نظیر و به یادماندنی گره خورده است، تم‌های فراوان این آهنگساز در مجموعه فیلم‌های «جنگ ستارگان» (Star Wars)، تم رژه مهاجمان در سری فیلم‌های «ایندیانا جونز» (Indiana Jones)، تم پرواز در فیلم «ای‌تی» (.E.T)، تم سرود در «پارک ژوراسیک» (Jurassic Park)، تم هدویگ در سری فیلم‌های «هری پاتر» (Harry Potter) و بسیاری دیگر، اما همه این کارهای به یادماندنی با تم درخشان او از فیلم «آرواره‌ها» آغاز شد.

آغاز جاده موفقیت

اولین موفقیت بزرگ ویلیامز مسلما به ۲ نُت مشهور «آرواره‌ها» برمی‌گردد؛ تمی که تقریبا همه در سراسر جهان، حتی با گذشت بیش از پنجاه سال از ساخت فیلم آن را می‌شناسند. البته خودِ فیلم «آرواره‌ها» نیز یک پدیده اجتماعی بود، جامعه آن روزها بعد از تماشای این فیلم به طور کلی از ترس دیوانه شده و از آب وحشت پیدا کرده بود و بدون تردید بخش زیادی از این وحشت مدیون موسیقی همراه با وسواس و وحشی و درنده‌خوی ویلیامز بود.

«آرواره‌ها» و موسیقی آن، ویلیامز را که تقریبا نزدیک به بیست سال به عنوان آهنگساز فیلم و تلویزیون عمدتا به صورت ناشناس زحمت کشیده بود، به اوج موفقیت و شهرت در فرهنگ پاپ آمریکا رساند. (البته لازم است اشاره کنم که ویلیامز اوایل دهه ۷۰ میلادی برای ساخت موسیقی فیلم «ویولن زن روی بام» (Fiddler on the Roof) برنده جایزه اسکار شده بود.)

چیزی فراتر از دو نُت

اینجا اما می‌خواهیم بگوییم که موسیقی «آرواره‌ها» چیزی فراتر از امضای معروف «دو نُتی» ویلیامز است، این موسیقی یک سمفونی کامل است. بااین حال آن «دو نُت» که در واقع شامل یک نُت سوم نیز می‌شود بدون شک ضربان قلب تپنده موسیقی این اثر و امضای فراموش‌نشدنی ویلیامز در این کار است.

ایده ویلیامز در این اثر این بود که یک تم موسیقی را جایگزین کوسه کند، کوسه‌ای که در اغلب داستان دیده نمی‌شود و به وسیله این تم، نزدیکی او به قهرمانان داستان نشان داده می‌شود و البته ویلیامز تلاش کرد این کار را به شکلی انجام دهد که مضحک به نظر نرسد.

موسیقی به عنوان بخشی روایتگر و همینطور کنترل‌گر ذهن چیزی بود که ویلیامز در آن ثابت کرد یک جادوگر است و این جادو در «آرواره‌ها» به ثمر نشست.

البته یاد کردن از موسیقی «آرواره‌ها» و تاکید روی آن ۲ نُت به نوعی تقلیل یک شاهکار است؛ زیراکه موسیقی این فیلم یک سمفونی واقعی است.

ما در «آرواره‌ها» که به نوعی تحولی در موسیقی متن فیلم ایجاد کرد کاری مشابه با نُت‌های آغازین سمفونی پنجم بتهوون را می‌شنویم، هر ۲ کار، آثاری در مقیاس بزرگ هستند که یک تم مرکزی و قابل زمزمه را به یک درام موسیقی حماسی تبدیل می‌کنند.

البته جان ویلیامز خودش هرگز ادعا نمی‌کند که موسیقی فیلم‌هایش سمفونی هستند، از نظر فنی آنها سمفونی نیستند، آنها از فرم سونات به صورت دقیق پیروی نمی‌کنند، بلکه بر اساس معماری صحنه‌های فیلم، مدت زمان و وقفه‌ها و حال و هوای آنها، تحت تاثیر طرح اولیه فیلمساز ساخته می‌شوند.

اما ویلیامز، برای چندین سال منتهی به سال ۱۹۷۵، در یک ماموریت مخفیانه و ناگفته برای ارتقای موسیقی فیلم‌هایش به سطحی بالاتر از موسیقی‌های سرسری و بی‌اهمیت که اغلب فیلم‌های هالیوودی آن دوره را دربرمی‌گرفت، فعالیت سخت و طاقت فرسایی انجام می‌داد.

جان ویلیامز سنتِ لایت‌موتیف را از اپرا وام گرفت—یعنی اختصاص دادن یک ملودی یا موتیف مشخص به شخصیت‌ها و عناصر مختلف داستان—و به‌تدریج شیوه‌ای را در پیش گرفت که در آن موسیقی هم‌زمان با پاسخ‌گویی به نیازهای فیلم و هماهنگ شدن با تمام همگام‌سازی‌های تصویری، می‌توانست در طول یک موسیقی متن کامل، مضامین خود را نیز بسط دهد.

به این ترتیب، هر موسیقی فیلم قوس و مسیر آهنگسازیِ مخصوص به خودش را پیدا می‌کرد و قطعات و صحنه‌های مختلف آن به‌طور ذاتی با یکدیگر ارتباط داشتند.

در شرایطی که موسیقی فیلم اغلب پراکنده و صرفا واکنشی بود، او تلاش ‌کرد به آثارش منطق درونی و انسجامِ تکاملی ببخشد.

شروع یک دوستی زیبا

نقطه عطف کار ویلیامز یک فیلم تلویزیونی در سال ۱۹۶۸ به نام «هایدی» (Heidi) بود. او این هنر را در دو فیلم دیگر از مارک رایدل یعنی فیلم‌های «غارتگران» (۱۹۶۹) (The Reivers) و «کابوی‌ها» (۱۹۷۲) (The Cowboys) حتی پخته‌تر نیز انجام داد.

همین دو موسیقی بودند که نظر اسپیلبرگِ جوان را که مشتاق به جمع‌آوری موسیقی متن فیلم‌ها بود به جان ویلیامز جلب کرد و باعث شد اسپیلبرگ تصمیم بگیرد به محض ورود به عرصه کارگردانیِ فیلم‌های بلند، ویلیامز را به خدمت بگیرد.

نخستین همکاری آن دو در فیلم «شوگرلند اکسپرس» (The Sugarland Express) در سال ۱۹۷۴ شکل گرفت، این همکاری شبیه یک اتفاق ناگهانی و معجزه‌آسا بود.

تحول در موسیقی

اسپیلبرگِ ۲۹ ساله، برخلاف جریان غالبی که میان هم‌نسلانش وجود داشت، برای فیلم‌های بزرگ و نوستالژیک خود خواهان موسیقی‌ای قدیمی‌طور، سمفونیک و صراحتا روایت‌گر بود—آثاری که خودشان از پیش حال‌وهوایی شبیه به موسیقی بصری داشتند و برای همراهی با موسیقی‌ای عظیم و رمانتیک آماده بودند.

در سوی دیگر، ویلیامزِ ۴۳ ساله، آهنگسازی باتجربه بود که اصول قدیمی موسیقی‌سازی برای فیلم را فراگرفته و حالا مشتاق بود با آزادی تازه‌ای که برای بیان شخصی خود پیدا کرده بود، هرچه بیشتر دست به تجربه گرایی بزند.

ترکیب این دو، یک زوج ایده‌آل سینمایی بود و «آرواره‌ها» همان لحظه‌ای بود که این دو هنرمند توانستند استعدادهایشان را به چیزی درخشان و ماندگار تبدیل کنند و البته دنیای موسیقی متن در تاریخ سینما را نیز تحت تاثیر همکاری خود قرار دهند.

شنیدن دوباره موسیقی «آرواره‌ها»

حالا دوباره به موسیقی متن «آرواره‌ها» گوش کنید به تمام آن گوش کنید، موسیقی با ترس آغاز می‌شود و بله، با همان دو نُت معروف، دو نُتی که به شکلی کاملا مناسب، گویی در حال شنا کردن و چرخیدن در آب هستند و اشتهایی بی‌رحم برای خوردن گوشت انسان را تداعی می‌کنند.

تم اصلی، که از دل همین حرکت رفت‌وبرگشتی گسترش می‌یابد و به ملودی‌ای صعودی-نزولی از سازهای زهی و انبوهی از اضطراب ارکسترال تبدیل می‌شود، یادآور رقص آیینی و بدویِ «آیین بهار» (The Rite of Spring) اثر استراوینسکی است و ویلیامز نیز در صحنه‌های متعددِ تکه‌تکه شدن و مرگ خشونت‌بار قربانیان کوسه، به طور عمدی به همین وجه غریزی و بدوی روی می‌آورد.

لحظه‌ای شاعرانه در دل فاجعه

ویلیامز تنها در یک صحنه، قطعه‌ای کوتاه با حال‌وهوایی به شدت انسانی و شاعرانه را نیز وارد موسیقی «آرواره‌ها» می‌کند.

در یک شب، وقتی رییس برودی (با بازی روی شایدر) غمگین و مغموم نشسته است (پس از آنکه مادری که او را مسئول مرگ دلخراش فرزند خود می‌داند به صورت برودی سیلی می‌زند.) پسر برودی با تقلید حرکات دست و حالت‌های چهره پدرش، روحیه او را بهتر می‌کند.

ویلیامز این لحظه لطیف و تاثیرگذار را با یک نُتِ کشیده و بم در کنترباس و پیکره‌های موسیقاییِ مکث‌دار و ظریفی که توسط پیانو، هارپ و ویبرافون نواخته می‌شوند، همراهی می‌کند.

این یکی از نخستین نمونه‌های لحظات مقدس و انسانی‌ای است که اسپیلبرگ و ویلیامز در دل یک فیلم پرهیجان و سرگرم‌کننده و در بحبوحه اکشن و ماجراجویی‌های پاپ‌کورنی خلق ‌می‌کنند و یکی از همان عناصری است که باعث می‌شود «آرواره‌ها» چیزی بسیار فراتر از یک «فیلم ترسناک درباره یک کوسه» باشد.

وقتی برودی، کویینت (رابرت شاو) و هوپر (ریچارد دریفوس) در نیمه دوم فیلم راهی دریا می‌شوند، ویلیامز ماجراجویی آنها را همچون یک باله دریانوردی با استفاده از ترانه‌های مربوط به دریانوردان و فیلم‌های قدیمی هالیوودی درباره دزدان دریایی ‌پردازش می‌کند البته با این حال، تم اصلی فیلم در تمام این مدت همچنان حضوری فعال دارد و هیچ‌یک از این بخش‌ها نامتناسب یا بیگانه با یکدیگر به نظر نمی‌رسند.

تحول جان ویلیامز در موسیقیپادشاهی ویلیامز بر دنیای موسیقی

جان ویلیامز با مهارتی چشمگیر، یک داستان موسیقایی را بر اساس نیازهای روایی فیلم ترسیم می‌کند، اما در عین حال، شنونده می‌تواند این داستان را به‌عنوان سفری مستقل و به‌طرزی ظریف و کامل نیز دنبال کند سفری که به‌خودی‌خود تجربه‌ای عمیقا رضایت‌بخش است.

این اولین باری نبود که ویلیامز این کارها را در سینما انجام می‌داد، اما «آرواره‌ها» با اختلاف بهترین فیلمی بود که تا به آن زمان جان ویلیامز موسیقی متن آن را ساخته بود  و این نشان دهنده دوران جدیدی نه تنها در حرفه او، بلکه در موسیقی متن فیلم به عنوان یک فرم هنری بود همان چیزی که بهانه‌ای شد تا ما اینجا به این اسطوره زنده دنیای موسیقی بپردازیم.

خالق موسیقی متن فیلم‌های «فهرست شیندلر» و «سوپرمن» با همکاری با دو کارگردان جوان آن روزهای هالیوود که سلیقه‌ای قدیمی داشتند (اسپیلبرگ و سپس جورج لوکاس)، روشی باستانی و کهن در آهنگسازی را احیا کرد و هنر موسیقی فیلم را به کمال رساند، موسیقی او به خود فیلم‌ها غنا بخشید و از آنها فراتر رفت.

جان ویلیامز با «آرواره‌ها» سلطنت خود را به عنوان بهترین آهنگساز سینما تا به امروز آغاز کرد و البته همان گونه که در ابتدا نوشتیم همه چیز با آن ۲ نُت شروع شد اما در واقع ۲ نُت نبود یک سمفونی کامل بود.

*بخش عمده این متن از کتاب زندگی جان ویلیامز نوشته سال ۲۰۲۵ تیم گریوینگ گرفته شده است.

محمدامین شکاری

برچسب‌ها: استیون اسپیلبرگ،ایندیانا جونز،جرج لوکاس،جنگ ستارگان،فیلم آرواره ها
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ