«تمیزکاری برای پول» را یاد بگیرید/ با خرت و پرتهایتان پولدار شوید!
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلم نت نیوز، در دورهای که برنامههای سَبک زندگی و خانهداری به یکی از مهمترین شاخههای سرگرمی تلویزیونی تبدیل شدهاند، پیدا کردن فرمولی تازه برای جذب مخاطب کار سادهای نیست. سالهاست که شبکههای مختلف با برنامههایی درباره بازسازی خانهها، نظمدهی به فضاهای زندگی یا تغییر عادتهای روزمره، تلاش میکنند، مخاطب را پای تلویزیون نگه دارند. با این حال، مجموعه بریتانیایی «تمیزکاری برای پول» (How to Clean Up for Cash) توانست با ترکیب چند ایده آشنا به نتیجهای متفاوت برسد؛ برنامهای که هم درباره خانهتکانی است، هم درباره کشف گنجهای فراموششده و هم درباره رابطه پیچیده انسان با اشیایی که سالها در اطراف خود انباشته است.
این مجموعه که از شبکه ITV پخش میشود، با اجرای جوزی گیبسون ساخته شده و در مدت کوتاهی توانسته است تا توجه گسترده مخاطب بریتانیایی را جلب کند. موضوع برنامه چیزی است که در همه فرهنگها جذاب است و همین باعث شد که شبکههای تلویزیونی در اقصی نقاط جهان در مدت کوتاهی از زمان انتشار، آن را برای پخش انتخاب کنند. موفقیت برنامه تا حد زیادی به این دلیل است که برخلاف بسیاری از آثار مشابه، صرفا روی مرتب شدن خانهها تمرکز نمیکند. در اینجا مساله اصلی کشف ارزش پنهان اشیایی است که صاحبانشان سالها آنها را نگه داشتهاند؛ وسایلی که گاهی چیزی بیش از خرتوپرت به نظر نمیرسند، اما ممکن است صدها یا حتی هزاران پوند ارزش داشته باشند.
ایده محوری برنامه از یک واقعیت ساده آغاز میشود. طبق آماری که شبکه ITV هنگام معرفی مجموعه منتشر کرد، خانههای بریتانیایی میزبان میلیاردها پوند کالای بلااستفاده هستند؛ وسایلی که سالها در کمدها، انباریها و اتاقهای اضافی خاک میخورند، بیآنکه صاحبشان بداند چه ارزشی دارند. همین ایده به نقطه شروع برنامه تبدیل شد: آیا میتوان از دل آشفتگی خانهها پول بیرون کشید؟ آیا اشیایی که سالها فراموش شدهاند هنوز ارزش اقتصادی دارند؟ مهمتر از همه، آیا افراد حاضرند در ازای پول از آنها دل بکنند؟
«تمیزکاری برای پول» در نگاه اول یادآور برنامههای معروف نظمدهی خانه است؛ آثاری مانند «زندگیات را مرتب کن» (Sort Your Life Out) که در سالهای اخیر مخاطب زیادی پیدا کردهاند، اما تفاوت اصلی اینجاست که برنامه ITV تلاش کرده است، چند ژانر مختلف را با یکدیگر ترکیب کند.
در هر قسمت، یکی از اعضای خانواده از انباشت وسایل یکی از نزدیکانش به ستوه آمده، خانه به فضایی شلوغ و غیرقابل استفاده تبدیل شده است و خانواده به دنبال راهی برای تغییر وضعیت هستند. در این مرحله جوزی گیبسون به همراه دن هتفیلد، کارشناس اشیای کلکسیونی و عتیقه و ژاکلین مکلود، متخصص نظمدهی وارد عمل میشوند.
نقطه تمایز برنامه در شیوه اجرای آن است. صاحب وسایل معمولا از ماجرا خبر ندارد. او را به بهانه حضور در یک برنامه تلویزیونی دیگر یا فعالیتی متفاوت از خانه دور میکنند و تیم برنامه تنها ۴۸ ساعت فرصت دارد تا خانه را زیرورو کند، اشیا را دستهبندی کند، ارزش آنها را مشخص کند و همهچیز را برای تصمیم نهایی آماده سازد. هنگامی که صاحب خانه بازمیگردد، با دهها جعبه پر از وسایلی مواجه میشود که حالا قیمتگذاری شدهاند و باید تصمیم بگیرد آنها را نگه دارد یا در ازای مبلغ پیشنهادی واگذار کند.
همین فرمول باعث شد، برنامه همزمان یادآور آثار مربوط به عتیقهشناسی، حراج، رئالیتیشوهای خانوادگی و برنامههای تغییر سبک زندگی باشد. تماشاگر هر لحظه منتظر کشف یک شیء ارزشمند تازه است و همین تعلیق، موتور اصلی روایت را شکل میدهد.
جوزی گیبسون؛ از برادر بزرگ تا چهره محبوب تلویزیون
یکی از مهمترین دلایل موفقیت برنامه، انتخاب جوزی گیبسون به عنوان مجری است. او از آن دسته مجریهایی نیست که صرفا نقش اجرای برنامه را داشته باشند. بخش مهمی از هویت «تمیزکاری برای پول» بر شخصیت او استوار است.
گیبسون نخستین بار در سال ۲۰۱۰ با برنده شدن در نسخه بریتانیایی برنامه «برادر بزرگ» (Big Brother) به شهرت رسید. برخلاف بسیاری از شرکتکنندگان رئالیتیشوها که پس از مدتی از مرکز توجه دور میشوند، او توانست حضورش را در تلویزیون تثبیت کند و به تدریج به یکی از چهرههای محبوب شبکه ITV تبدیل شود. حضور طولانیمدت در برنامه «امروز صبح» (This Morning) و اجرای مجموعههای مختلف باعث شد تصویری صمیمی و قابلاعتماد از او در ذهن مخاطب شکل بگیرد.

همین ویژگی در «تمیزکاری برای پول» نیز نقش تعیینکنندهای دارد. جوزی نه با لحن قضاوتگر، بلکه با نوعی همدلی وارد خانهها میشود. او بارها در مصاحبههایش گفته که خودش نیز علاقه زیادی به خرید از بازارهای دستدوم و جمعآوری اشیا دارد و به همین دلیل میتواند، وابستگی شرکتکنندگان به وسایلشان را درک کند. این رویکرد باعث شد، برنامه از تبدیل شدن به یک نمایش تحقیرآمیز درباره افراد شلخته فاصله بگیرد و لحن انسانیتری پیدا کند.
تمیزکاری برای پول؛ برنامهای برای همذاتپنداری
بخش بزرگی از جذابیت برنامه به تجربهای برمیگردد که تقریبا همه افراد با آن آشنا هستند. کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که در خانهاش جعبهای از وسایل بلااستفاده، لباسهای قدیمی، کتابهای فراموششده یا اشیایی نداشته باشد که سالها به آنها دست نزده است.
«تمیزکاری برای پول» دقیقا روی همین احساس مشترک دست میگذارد. تماشاگر هنگام دیدن هر قسمت مدام از خود میپرسد که آیا وسایل خانه خودش هم میتواند چنین ارزشی داشته باشد؟ آیا آن ساعت قدیمی، آن مجموعه تمبر یا آن ظروف قدیمی هنوز ارزش فروش دارند؟
از سوی دیگر، برنامه صرفا درباره پول نیست. بسیاری از اشیایی که ارزشگذاری میشوند، یادگار سالهای گذشته هستند؛ وسایلی که به اعضای خانواده، روابط عاطفی یا دورهای از زندگی گره خوردهاند. همین موضوع تصمیم نهایی را دشوار میکند. در بسیاری از قسمتها لحظهای فرا میرسد که شرکتکنندگان باید میان ارزش مالی و ارزش احساسی یکی را انتخاب کنند و درست همین لحظه است که بیننده درگیر میشود و برنامه از یک سرگرمی ساده فراتر میرود.
با وجود استقبال گسترده مخاطبان، «تمیزکاری برای پول» از همان ابتدای پخش با انتقادهای جدی نیز روبهرو شد. مهمترین انتقاد به ساختار اصلی برنامه مربوط میشود، اینکه تیم تولید بدون اطلاع مستقیم صاحب وسایل، وارد خانه میشود و داراییهای او را دستهبندی و ارزشگذاری میکند.
رئالیتی شوی تمیزکاری برای پول را با زیرنویس فارسی در فیلمنت ببینید
بعضی از بینندگان معتقدند این شیوه، نوعی نقض حریم شخصی است بهویژه زمانی که پای افراد سالمند یا اشیای دارای ارزش عاطفی در میان باشد. واکنشها پس از پخش یکی از قسمتهای احساسی برنامه که در آن خانه مادربزرگی سالخورده در غیاب او ساماندهی شد به اوج رسید. گروهی از مخاطبان این شیوه را بیاحترامی و دخالت در زندگی شخصی توصیف کردند.
در مقابل، سازندگان برنامه تاکید میکنند که هیچ وسیلهای بدون رضایت نهایی صاحبش فروخته نمیشود و هدف اصلی مجموعه کمک به خانوادههایی است که سالها با مشکل انباشت وسایل دستوپنجه نرم کردهاند. همین اختلاف نظر باعث شده برنامه فراتر از یک رئالیتیشوی معمولی، به موضوعی برای بحث درباره مصرفگرایی، مالکیت و دلبستگیهای عاطفی تبدیل شود.
ارزش واقعی «تمیزکاری برای پول» شاید نه در مبالغی باشد که از فروش اشیا به دست میآید و نه در خانههای مرتبی که در پایان هر قسمت دیده میشوند. جذابیت اصلی آن در این است که مخاطب را وادار میکند به رابطه خودش با وسایل، خاطرات و گذشته فکر کند. در میان انبوه اشیایی که سالها نگه داشتهایم، گنجی پنهان شده یا باری که باید مدتها پیش رها میکردیم؟
جهانگیر شاهولد





