گفتگو با جعفر جکسون بازیگر فیلم «مایکل»

جعفر چطور مایکل شد/ برادرزاده‌ای که مایکل جکسون را زنده کرد/ راز کفش‌های مایکل

- 24 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

جعفر جکسون در گفت‌وگویش با مایلز تلر از سه سال تمرین وسواس‌گونه برای اجرای حرکات مایکل جکسون، دشوارترین بخش فیلم «مایکل»، مطالعه دست‌نوشته‌های شخصی مایکل جکسون، زندگی در خانه خانوادگی جکسون‌ها و تلاش برای درک جهان درونی عمویش می‌گوید.

به گزارش فیلم‌نت‌نیوز، فیلم «مایکل» (Michael) که در آوریل ۲۰۲۶ (فروردین ماه ۱۴۰۵) در سینماهای جهان اکران شد، یکی از مهم‌ترین آثار زندگینامه‌ای سال‌های اخیر به شمار می‌رود؛ پروژه‌ای عظیم به تهیه‌کنندگی گراهام کینگ که زندگی و مسیر هنری مایکل جکسون پادشاه پاپ را به تصویر می‌کشد.

از زمان اعلام ساخت فیلم، توجه رسانه‌ها و طرفداران بیش از هر چیز به انتخاب بازیگر نقش مایکل جلب شد؛ شخصیتی که بازآفرینی او روی پرده سینما یکی از دشوارترین چالش‌های هر بازیگری محسوب می‌شود. این نقش در نهایت به جعفر جکسون، برادرزاده مایکل جکسون رسید. او جوانی است که پیش از این تجربه حرفه‌ای بازیگری نداشت، اما با سال‌ها تحقیق، تمرین و آماده‌سازی فشرده توانست این نقش حساس‌ را برعهده بگیرد.

شاید دلیل انتخاب نام جعفر برای مخاطب فارسی‌زبان جالب باشد. پدر او جرمین جکسون، برادر بزرگ‌تر مایکل جکسون، در دهه ۱۹۸۰ به اسلام گروید و بعدها نام اسلامی محمد عبدالعزیز را نیز برای خود برگزید، هرچند همچنان با نام هنری جرمین جکسون شناخته می‌شود. او پس از مسلمان شدن نام جعفر را برای فرزندش انتخاب کرد.

از راست، جعفر جکسون در نقش مایکل جکسون و مایلز تلر در نقش وکیل او در فیلم «مایکل»

جعفر به جای اینکه مانند سایر بازیگران در یک تست بازیگری رسمی شرکت کند، یک پیام صوتی برای کینگ تهیه کننده فیلم فرستاد که در آن با صدای مایکل جکسون صحبت می‌کرد و کینگ بلافاصله با او تماس گرفت و نتیجه، نقش آفرینی باورپذیر و جذاب او در فیلم «مایکل» بود.

مایلز تلر در فیلم «مایکل» نیز نقش جان برانکا وکیل و مدیر حقوقی مایکل جکسون را بازی می‌کند که در پشت‌صحنه روایت زندگی و پرونده‌های مربوط به املاک او نقشی کلیدی داشت. این بازیگر معروف آمریکایی با فیلم‌هایی مثل «ویپلش» (Whiplash) به شهرت رسید و بعد با آثاری مثل «تاپ گان: ماوریک» (Top Gun: Maverick)، «اسپایدرهد» (Spiderhead) و «دره» (Gorge) جایگاهش را به عنوان یک ستاره تثبیت کرد. او هم در درام‌های جدی موفق بوده است و هم در فیلم‌های پرفروش اکشن.

مصاحبه‌ای که در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگویی صمیمی میان مایلز تلر و جعفر جکسون است. این مصاحبه به سفارش نشریه اینترنتی اینترویومگزین و قبل از اکران عمومی فیلم انجام شده است. با هم بخوانیم.

مایلز تلر: جعفر، آخرین باری که دیدمت زمانی بود که مادرت برای اولین بار فیلم را در اکران خصوصی می‌دید، درست است؟

جعفر جکسون: بله. مادرم و چند نفر از خواهر و برادرهایم بودند. واکنش‌شان واقعا دیدنی بود. مادرم فقط یک بار سر صحنه آمده بود و اصلا نمی‌دانست قرار است چه چیزی ببیند. جالب اینجاست که حتی بعد از اینکه نقش را گرفتم، تقریبا یک سال به او چیزی نگفتم.

تلر: یعنی بعد از انتخاب شدن هم به خانواده‌ات نگفتی؟

جکسون: نه، تا یک‌سال هیچ‌کس در خانواده‌ام خبر نداشت. ترجیح دادم تا وقتی خودم از نظر روحی آماده نشده‌ام، موضوع را با کسی در میان نگذارم، اما وقتی مادرم نسخه نهایی را روی پرده دید، واقعا شگفت‌زده شد. باورش نمی‌شد که مرا در سینما می‌بیند و همین باعث شد تجربه‌ای بسیار احساسی برایش باشد.

تلر: خانواده جکسون خیلی بزرگ است. چند تا پسرعمو و دخترعمو داری؟

جکسون: تعداد دقیقش را نمی‌دانم چون هر سال بچه‌های جدیدی به خانواده اضافه می‌شوند! فکر می‌کنم حدود ۳۵ تا ۴۰ نفر باشند. خودم هم ۹ برادر و ۲ خواهر دارم.

تلر: مادرت بعد دیدن فیلم چه گفت؟ تصور می‌کنم دیدن چنین داستان شخصی‌ای برای اعضای خانواده حس عجیبی داشته باشد.

جکسون: قطعا همین‌طور است. پدر من از مایکل بزرگتر بود و مادرم تقریبا مایکل را از کودکی می‌شناخت. وقتی صحنه‌هایی را در فیلم می‌دید که خودش در دوران کودکی و زندگی خانوادگی تجربه کرده بود و حالا پسرش در نقش مایکل آن‌ها را بازسازی می‌کرد. برایش تجربه‌ای عجیب بود.

صحنه ای از فیلم «مایکل»

تلر: اجرای تو واقعا انفجاری است، انگار از همان لحظه اول با تمام قدرت وارد صحنه شده‌ای.

جکسون: واقعا یک تجربه تمام‌عیار بود؛ تجربه‌ای که تمام وجودم را درگیر کرد و جنبه‌ای از شخصیت مرا نشان داد که حتی مادرم هم قبلا ندیده بود.

تلر: گراهام کینگ همیشه تاکید می‌کرد که مردم باید بدانند تو جعفر هستی که نقش مایکل را بازی می‌کنی، نه کسی که صرفا او را تقلید می‌کند. وقتی اولین بار فیلم را دیدی چه حسی داشتی؟

جکسون: قبل از تماشا با خودم عهد کرده بودم که قضاوت نکنم و فقط فیلم را ببینم. البته نتوانستم طاقت بیاورم! فیلم خیلی سریع تمام شد. یادم هست با خودم گفتم: همین بود؟ بار دوم که فیلم را دیدم تجربه کاملا متفاوتی داشتم. آن دفعه توانستم به‌جای اینکه مدام به صحنه‌هایی فکر کنم که فیلمبرداری کرده بودیم، اما در نسخه نهایی نبود، واقعا داستان را دنبال کنم و از فیلم لذت ببرم. با این حال هر بار که فیلم را می‌بینم، چیزهای تازه‌ای پیدا می‌کنم که بیشتر دوستش داشته باشم.

راست، مایکل جکسون و چپ، جعفر جکسون در نقش او در فیلم «مایکل»

تلر: فکر نمی‌کنم این حس هیچ‌وقت از بین برود. وقتی سال‌ها از زندگی‌ات را صرف پروژه‌ای می‌کنی و بعد همه آن‌ها در قالب یک فیلم ۲ ساعته خلاصه می‌شود، طبیعی است که بخشی از مغزت هنگام دیدن فیلم، بیشتر درگیر پشت صحنه فیلم باشد.

جکسون: دقیقا. بزرگ‌ترین چالش من همین بود. آن‌قدر خاطره و تجربه از پشت صحنه داشتم که دیدن شکل نهایی فیلم برایم عجیب بود. این اولین تجربه حضورم در یک پروژه سینمایی بود و حتی وقتی پنجاه نفر اطرافم ایستاده بودند و نگاه می‌کردند، سعی می‌کردم اعتمادبه‌نفسم را حفظ کنم. بعضی وقت‌ها قبل از صحنه‌های بزرگ واقعا استرس می‌گرفتم.

تلر: آیا لحظه‌ای وجود داشت که احساس کنی همه‌چیز بالاخره جا افتاده و نقش را پیدا کرده‌ای؟

جکسون: از همان روز اول مجبور بودم آماده باشم، چون فیلمبرداری با اجراهای موسیقایی شروع شد. اتفاقا این را دوست داشتم، چون تمام استرس و انرژی عصبی‌ام را تخلیه می‌کرد. وقتی می‌گفتند اکشن، کاملا خودم را رها می‌کردم و روی صحنه به مایکل تبدیل می‌شدم، اما وقتی نوبت صحنه‌های دراماتیک رسید، با خودم گفتم: خب، حالا وارد بخش بازیگری شدیم! بعضی‌ها هم شوخی می‌کردند و دستم می‌انداختند. با این حال تلاش می‌کردم به خودم اعتماد کنم. مدام به خودم می‌گفتم: «دست تقدیر تو رو اینجا کشونده. دلیلی داشته که نقش به تو رسیده. جا نزن و ادامه بده».

مایکل جکسون- سال ۱۹۹۶

تلر: خیلی از بازیگرها می‌گویند هنگام ایفای نقش یک شخصیت واقعی، نوعی ارتباط معنوی با او پیدا می‌کنند. برای تو که نقش عمویت را بازی می‌کردی، این تجربه چگونه بود؟

جکسون: این تجربه واقعا آدم را تغییر می‌دهد. برای من مهم بود که فقط حرکات یا ظاهر مایکل را تقلید نکنم. می‌خواستم بفهمم پشت هر حرکت چه احساسی وجود دارد و از چه ذهنیتی سرچشمه می‌گیرد. نقطه عطف اصلی زمانی بود که به نوشته‌های شخصی مایکل دسترسی پیدا کردم: دفترچه‌های خاطرات، شعرها، جملات انگیزشی و یادداشت‌هایش. بعد از خواندن آن‌ها خودم هم شروع کردم به نوشتن جملات تاکیدی روی دیوارها و آینه‌ها. همه‌چیز ابتدا از صدا شروع شد، بعد به حرکات بدن و رفتار رسید. راستش هنوز هم دلتنگ آن حس‌وحال دوران فیلم‌برداری هستم. وقتی کار تمام شد، مدتی طول کشید تا به زندگی عادی برگردم. من مایکل جکسون را زندگی کردم.

تلر: این حس هیچ‌وقت کاملا از بین نمی‌رود، مخصوصا وقتی به اندازه تو روی یک پروژه سرمایه‌گذاری احساسی کرده باشی. راستی، درست است که مدتی در خانه خانوادگی که مایکل در آن بزرگ شده بود، زندگی می‌کردی و روی زمین می‌خوابیدی؟

جکسون: بله، روی زمین. چون در خانه هیون‌هرست هیچ اثاثیه‌ای نبود. هیون‌هرست خانه‌ای است که خانواده ما در آن بزرگ شدند و من هم پانزده سال از عمرم را آنجا گذراندم. وقتی برای پیش‌تولید به آنجا برگشتم، یک اتاق تحقیق و مطالعه برای خودم درست کردم. اتاقی هم بود که مایکل در آن تمرین رقص می‌کرد و من هم همان‌جا تمرین می‌کردم. حتی شب‌ها در اتاق‌های مختلف خانه می‌خوابیدم تا فضای آنجا را بیشتر حس کنم.

اقامت در آن خانه باعث شد همه‌چیز به شکل طبیعی اتفاق بیفتد و مجبور نباشم چیزی را به خودم تحمیل کنم. واقعا خوش‌شانس بودم که چنین محیطی در اختیار داشتم. صادقانه بگویم اگر هیون‌هرست نبود، فکر نمی‌کنم اجرایی که امروز می‌بینید، به این شکل در می‌آمد.

صحنه ای از فیلم «مایکل»

تلر: به نظرم تنها زمانی ممکن است از یک اجرا پشیمان شوی که احساس کنی بخشی از مسیر را نرفته‌ای و کاری را ناتمام گذاشته‌ای.

جکسون: دقیقا. من می‌خواستم همه‌چیز را کالبدشکافی کنم. یکی از چیزهایی که از مایکل یاد گرفتم همین بود؛ او مثل یک دانشمند همه‌چیز را تجزیه و تحلیل می‌کرد. همین نگاه را وارد بازیگری، رقص و حتی شخصیت خودم کردم. همیشه حس ریتم داشتم، اما رقصیدن مثل مایکل چیز دیگری بود.

تلر: هیچ‌کس واقعا مثل مایکل نمی‌رقصد. البته فکر می‌کنم بعد از دیدن فیلم، خیلی‌ها خواهند گفت نزدیک‌ترین رقصی که تا امروز دیده‌اند، رقص تو بوده.

جکسون: چالش اصلی همین بود؛ اینکه حرکات را باورپذیر انجام دهم. هر کسی می‌تواند مون‌واک را تقلید کند، اما اینکه طبیعی و واقعی به نظر برسد موضوع کاملا متفاوتی است. مثلا یکی از سخت‌ترین حرکت‌ها برای من چرخش معروف مایکل بود. به طور طبیعی من هنگام چرخیدن به سمت راست می‌چرخم، چون تعادلم آن سمت بهتر است، اما مایکل همیشه به سمت چپ می‌چرخید. باورت نمی‌شود، تقریبا سه سال روی آن تمرین کردم و تازه چند ماه قبل از شروع فیلمبرداری توانستم آن را به‌شکل مداوم و درست اجرا کنم. مردم فکر می‌کنند حرکت ساده‌ای است، اما فوق‌العاده پیچیده است. آن‌قدر تکرارش کردم که به ملکه ذهنم تبدیل شد.

فیلم «مایکل» را با زیرنویس اختصاصی در فیلم‌نت تماشا کنید

تلر: اولین روزی که با کولمن دومینگو و نیا لانگ روبه‌رو شدی و آن‌ها نقش پدر و مادر مایکل را بازی می‌کردند، چه حسی داشتی؟

جکسون: اولین بار کولمن را در استودیوهای سونی دیدم. برای تست گریم و مو آمده بود و همان موقع من روی صحنه مشغول تمرین بودم. بعدا فهمیدم مدتی کنار صحنه ایستاده و مرا تماشا می‌کرده، اما خودم خبر نداشتم.

تلر: کولمن همان موقع به من گفت که در آن لحظه تو را زیر نظر گرفته بوده و می‌خواسته حس پدرانه را در خود تقویت کند.

جکسون: دقیقا. وقتی تمرین تمام شد، برگشتم و او را دیدم. واقعا شوکه شدم. خود پدربزرگم بود. آمد جلو و همدیگر را در آغوش گرفتیم. از همان لحظه احساس کردم نوعی محبت و حمایت پدرانه از طرف او وجود دارد؛ حسی که تا آخر فیلم‌برداری ادامه داشت. تماشای این‌که او چگونه پدربزرگم جوزف جکسون را زنده می‌کرد، حیرت‌انگیز بود. حتی وقتی دوربین روشن نبود، کاملا در نقش باقی می‌ماند.

کولمن دومینگو و نیا لانگ در نقش پدر و مادر مایکل جکسون در پشت صحنه فیلم «مایکل»

چند هفته بعد که در هیون‌هرست فیلم‌برداری می‌کردیم، ذهنم پر از خاطرات شخصی شده بود. گاهی به صندلی‌ای نگاه می‌کردم که زمانی پدربزرگم روی آن می‌نشست و حالا کولمن روی همان صندلی نشسته بود.

از طرف دیگر نیا لانگ را می‌دیدم که مادربزرگم را با آن محبت، شور زندگی و ظرافت‌های خاصش بازآفرینی می‌کرد. همه این‌ها برایم بسیار احساسی بود، اما در عین حال کمک می‌کرد بهتر بفهمم مایکل در آن دوران چه احساسی داشته است.

تلر: بیشتر از همه مشتاقی مردم بعد از دیدن فیلم چه چیزی را درباره مایکل کشف کنند؟

جکسون: مشتاقم مردم مایکل را از زاویه‌ای ببینند که کمتر دیده شده است. اجراهای بزرگ و لحظات افسانه‌ای او را همه می‌شناسند، اما بخش مهمی از زندگی او در سکوت و لحظه‌های خصوصی می‌گذشت. امیدوارم مخاطب بتواند آن لایه انسانی و احساسی را ببینند و او را بهتر درک کنند. دغدغه اصلی من این بود: چگونه می‌توان شخصیتی را که درباره‌اش این همه روایت و قضاوت مختلف وجود دارد، انسانی و واقعی نشان داد؟ راه حلش این بود که خودم مایکل را بیشتر و بهتر بشناسم. از نوشته‌های شخصی او شروع کردم؛ از حرف‌های نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌اش و خاطرات محدودی که خودم از دوران کودکی با او داشتم. همین‌ها بیشترین کمک را به من کرد.

تلر: حالا که این مسیر از سال ۲۰۲۰ شروع شده و در ۲۰۲۶ به نتیجه رسیده، به تمام این تلاش‌ها افتخار می‌کنی؟ جذب سینما نشدی؟

جکسون: صد درصد. بی‌صبرانه منتظرم واکنش مردم به فیلم را ببینم. واقعیت این است که بازی در نقش مایکل باعث شد به بازیگری علاقه‌مند شوم. تلاش برای تجسم و درک او، این اشتیاق را در من شکل داد. نمی‌دانم بعد از این چه اتفاقی خواهد افتاد، اما برای هر چیزی که در آینده پیش بیاید هیجان‌زده‌ام. فقط مطمئنم دوست دارم نقش بعدی‌ام کاملا متفاوت از مایکل باشد.

تلر: هر نقشی بعد از مایکل جکسون بازی کنی، قطعا هیچ شباهتی به او نخواهد داشت! برای ما واقعا این‌طور به نظر می‌رسید که هر روز سر صحنه در قالب مایکل وارد می‌شوی. تماشای این فرایند از نزدیک لذت بزرگی بود.

جکسون: شنیدن این حرف خیلی برایم ارزشمند است. جالب است بدانی که پیش از شروع فیلم، چند اثر سینمایی بودند که برای الهام گرفتن مدام تماشا می‌کردم و فیلم «ویپلش» با بازی محشر تو یکی از مهم‌ترین آن‌ها بود. آن فیلم به من یاد داد که تکرار، تمرین بی‌وقفه و وسواس برای رسیدن به بهترین نسخه ممکن خود، چه معنایی دارد.

تلر: سخت‌ترین اجرای موسیقایی فیلم کدام بود؟

جکسون: گاهی با خودم فکر می‌کنم پاهای مایکل بعد از آن همه تمرین چه وضعیتی داشته‌اند! پاهای خودم بعد از ساعت‌ها تمرین با آن کفش‌های لوفر واقعا تغییر شکل پیدا کرده بود، اما سخت‌ترین اجرا برای من، بازسازی اجرای مشهور «بیلی جین» در ویژه‌برنامه تلویزیونی موتاون ۲۵ بود؛ همان اجرایی که مایکل جکسون در سال ۱۹۸۳ برای نخستین بار مون‌واک معروفش را مقابل میلیون‌ها بیننده اجرا کرد و به یکی از ماندگارترین لحظه‌های تاریخ موسیقی پاپ تبدیل شد. دلیلش این بود که آن اجرا را فریم به فریم بررسی می‌کردیم و باید دقیقا همان حرکات را بازسازی می‌کردیم. در بیشتر اجراهای دیگر آزادی بیشتری داشتم تا احساسات و غریزه خودم را، البته در چارچوب زبان حرکتی مایکل، وارد کار کنم، اما در بیلی جین کوچک‌ترین تفاوت هم قابل تشخیص بود.

اجرای مشهور مایکل جکسون از ترانه «بیلی جین» در ویژه‌برنامه تلویزیونی موتاون ۲۵ در سال ۱۹۸۳

تلر: آن اجرا آن‌قدر معروف است که مردم می‌توانند فیلم را کنار نسخه اصلی بگذارند و تک‌تک سکانس‌ها را مقایسه کنند.

جکسون: دقیقا. به همین دلیل هم سخت‌ترین بخش کار بود؛ هم از نظر زمان‌بندی و هم از نظر سبک اجرا. علاوه بر آن باید شیوه رقص دهه هفتاد، حال‌وهوای آن دوران استودیو ۵۴ و بعد سبک سال‌های بعد را هم یاد می‌گرفتم. مهم‌ترین چیز این بود که با بدن خودم آشنا شوم و از انجام حرکت‌هایی که در ابتدا شاید خنده‌دار یا عجیب به نظر می‌رسیدند، خجالت نکشم. بعد از ماه‌ها و سال‌ها تمرین، کم‌کم اعتمادبه‌نفس لازم به وجود می‌آید و می‌توانی آن حرکات را با باور کامل اجرا کنی.

تلر: و حالا سوال کلاسیک بازیگران: چیزی از صحنه برای خودت برداشتی که نگه داری؟

جکسون: شاید هنوز نباید درباره‌اش حرف بزنم! چند وسیله هست که برایم ارزش احساسی زیادی دارند، البته نه اینکه یواشکی برداشته باشم؛ کاملا با اجازه این کار را کردم. یکی دستکش معروف مایکل است و دیگری همان کفش‌های لوفر.

تلر: کفش‌ها را می‌پوشی؟

جکسون: نه! فقط وقتی تمرین می‌کنم سراغ‌شان می‌روم. کفش‌های مایکل زیره لاستیکی نداشت و کاملا صاف بود تا روی صحنه راحت سر بخورد. پیدا کردن چنین مدلی این روزها کمی سخت شده است.

تلر: جعفر، واقعا به تو افتخار می‌کنم. بی‌صبرانه منتظرم مردم با خودِ جعفر جکسون آشنا شوند. فکر می‌کنم سفری شگفت‌انگیز در انتظارت باشد.

جکسون: ممنونم، مایلز. واقعا از تو ممنونم. از اولین روز تا آخرین روز فیلم‌برداری، عشق و حمایت زیادی در آن پروژه وجود داشت. بی‌صبرانه منتظرم مردم فیلم را ببینند و امیدوارم آن را دوست داشته باشند. خوشحالم که این مسیر را در کنار تو طی کردم.

ترجمه و تنظیم: جهانگیر شاه ولد

بیشتر بخوانید

«مایکل» پرفروش‌ترین فیلم زندگی‌نامه‌ای موزیکال شد

زندگینامه مایکل جکسون روی پرده بزرگ/ تیزر «مایکل» منتشر شد

«مایکل» رکورد باکس‌آفیس را جابه‌جا کرد

فیلم نت نیوز- جدیدترین اخبار و اطلاعات فیلم و سریال

برچسب‌ها: مایکل جکسون
نظرات

۱ دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

  • من همیشه مشتاق ترجمه ها و نوشته های اقای جهانگیر شاه ولد هستم و از خواندن ان ها بسیار لذت می برم.مطالب زیادی از ایشان خوانده ام که هر یک از دیگری ارزشمندتر و دل نشین تر است.قلم زیبایشان پر توان باد.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ