من همان جیرجیرک شیطانیام که پینوکیو را گول میزند!
به گزارش فیلمنتنیوز، علاقهمندان ژانر وحشت، رابرت انگلوند، بازیگر و کارگردان آمریکایی را خوب میشناسند. او در کالیفرنیا متولد شده و بیش از پنج دهه است که در سینما و تلویزیون فعالیت میکند. انگلوند پس از سالها فعالیت در تئاتر و ایفای نقشهای مختلف، با بازی در مجموعه فیلمهای «کابوس خیابان الم» (A Nightmare on Elm Street) به شهرت جهانی رسید و شخصیت فردی کروگر را به یکی از ماندگارترین شرورهای تاریخ سینمای وحشت تبدیل کرد.
انگلوند در بیش از صد فیلم و سریال حضور داشته و علاوه بر بازیگری، ۲ فیلم ترسناک را نیز کارگردانی کرده است. او به تازگی بار دیگر به ژانر وحشت بازگشته است و در «پینوکیو: عروسک شیطانی» (Pinocchio: Unstrung) صداپیشگی شخصیت کریکت، جیرجیرک شیطانی پینوکیو را برعهده دارد.
انگلوند در گفتوگویی با نشریه اینترنتی کامینگسون، درباره صداپیشگی در این فیلم و تجربهاش از «کابوس خیابان الم» صحبت کرده است که با هم میخوانیم.
* وقتی رایس فریک-واترفیلد پیشنهاد داد به تیم «پینوکیو: عروسک شیطانی» بپیوندی، چه چیزی در این نسخه متفاوت از داستان برایت جذاب بود که پذیرفتی؟
– من از موفقیت «وینی د پو: خون و عسل» (Winnie the Pooh: Blood and Honey) (2023) خبر داشتم و میدانستم ایده تبدیل کردن شخصیتهای آشنای داستانهای کودکانه به کاراکترهای ترسناک، میتواند جواب دهد. در واقع، چنین برداشتی از افسانهها چندان هم بیربط نیست. خیلی از داستانهایی که ما امروز به عنوان قصههای کودکانه میشناسیم، در نسخههای اولیه بسیار تاریکتر و خشنتر بودند.

این موضوع برای من جذاب بود، چون وقتی فیلمهای «کابوس در خیابان الم» را میساختیم، بارها درباره همین جنبه تاریک افسانهها صحبت میکردیم. در اروپا هم در مصاحبههایی که آن زمان داشتم، درباره ریشههای روانشناختی و حتی فرویدی و یونگی این داستانها حرف میزدیم. اگر از زاویه متفاوتی به قصههایی مثل «هانسل و گرتل» (gretel and hansel) یا رامپلاستیلتاسکین نگاه کنید، واقعا داستانهای ترسناکی هستند.
از طرف دیگر، این پروژه برای من جنبه شخصی هم داشت. یکی از نخستین تجربههای مهم حرفهای من زمانی بود که در ۱۳ سالگی در یک نسخه از پینوکیو بازی کردم. اینکه سالها بعد دوباره به دنیای پینوکیو برگردم، برایم جالب بود. ضمن اینکه دوست داشتم پس از مدتها دوباره در یک فیلم واقعا خشن و ترسناک حضور داشته باشم.
* جیمینی کریکت همان جیرجیرک معروف در این فیلم عملا نقش شیطانِ روی شانه پینوکیو را دارد. برای خلق صدای او از چه چیزی الهام گرفتید؟
– برای من از همان تصویر قدیمی شیطان روی شانه شروع بود؛ موجودی که مدام در گوش شخصیت حرف میزند و او را به سمت کارهای اشتباه میبرد. میخواستم این حس را در صدا هم ایجاد کنم؛ اینکه کریکت فقط یک شخصیت همراه نباشد، بلکه موجودی باشد که به ذهن پینوکیو نفوذ میکند.
صدای رابرت انگلوند روی کاراکتر جیرجیرک در فیلم «پینوکیو: عروسک شیطانی»
برای رسیدن به این صدا، به لحن ادوارد جی. رابینسون فکر کردم. او صدای بسیار رسایی داشت که کمی تودماغی، محکم و در عین حال تحریککننده بود. بعد مقداری از انرژی دان ریکلس فقید را هم به آن اضافه کردم. صداپیشگی او در نقش آقای سیبزمینی در سه قسمت اول «داستان اسباببازی» فوقالعاده بود.
با اینحال یکچیز برایم خیلی مهم بود: نمیخواستم کریکت شبیه فردی کروگر شود. اگر دوباره همان خنده یا همان عادتهای صوتی فردی را استفاده میکردم، شخصیت تازه دیگر هویت خودش را نداشت بنابراین عمدا سعی کردم صدای کریکت متفاوت باشد. حتی خنده او را بالاتر و کمی هیستریکتر در نظر گرفتم تا وجه روانپریش و آزاردهنده شخصیت بیشتر به چشم بیاید.

ضمن اینکه جیرجیرک بودن کریکت هم به نظرم ویژگی جالبی است. او موجود کوچکی است که میتواند وارد فضای شخصی پینوکیو شود و داخل گوش او قرار برود. همین ویژگی باعث میشود شخصیت، حتی بدون خشونت مستقیم، حس ناخوشایندی ایجاد کند.
* وقتی برای نخستین بار عروسک پینوکیو را دیدید، چه برداشتی داشتید؟ آیا توانستید با خود عروسک کار کنید؟
– من واقعا ظاهر عروسک را دوست داشتم. بهویژه کاری که با بافت و جنس چوب انجام داده بودند، برایم جذاب بود. یک تیرگی خاصی در ظاهر چوب وجود داشت که خیلی به فضای فیلم میخورد. همین چند روز پیش، در جریان برنامههای تبلیغاتی فیلم، توانستم یکی از عروسکهایی را که در فیلم استفاده شده بود از نزدیک ببینم. چند اندازه مختلف از آن ساختهاند، اما جزییات کار واقعا فوقالعاده است.

در نگاه اول عروسک خیلی سنگین و خشن به نظر میرسد، اما وقتی آن را لمس میکنید، متوجه میشوید که برخلاف ظاهرش سبک است. حتی در یکی از مصاحبههای تبلیغاتی، عروسک را روی پایم گذاشتند. کاملا مفصلبندی شده است و میتوانید جزییات کار را از نزدیک ببینید. من این طراحی کلاسیک را خیلی دوست داشتم. به نظرم ظاهرش هم یادآور بعضی تصویرسازیهای قدیمی پینوکیو است و هم حالوهوای نسخه دیزنی را در ذهن تداعی میکند.
«پینوکیو: عروسک شیطانی» را با زیرنویس فارسی در فیلمنت ببینید
* پیش از شروع صداپیشگی، فقط یک تصویر چاپشده از کریکت دیده بودید. وقتی نسخه نهایی شخصیت را در فیلم دیدید، با چیزی که در ذهن داشتید تفاوت داشت؟
– بله. تصویری که در اختیار من گذاشته بودند یک پرینت بود و به دلیل محرمانه بودن پروژه، اطلاعات خیلی محدودی درباره شخصیت داشتیم. تصویری که دیدم نسبتا تاریک بود و من هم بر اساس همان تصویر، کریکت را در ذهنم ساخته بودم.

وقتی تریلر را دیدم، متوجه شدم شخصیت در نسخه نهایی خیلی زندهتر و پرجزییاتتر است. نور و درخشش بیشتری در طراحی او وجود داشت و چیزهایی دیدم که در آن تصویر اولیه مشخص نبود. اتفاقا از این موضوع خوشحال شدم، چون باعث شد شخصیت روی پرده بسیار کاملتر از چیزی باشد که در ذهن من شکل گرفته بود.
این مساله من را یاد «غارتگر: قاتل قاتلان» (Predator: Killer of Killers) انداخت. به تازگی آن فیلم را دیده ام و از نظر انیمیشن یکی از بهترین چیزهایی بود که در سالهای اخیر دیدهام. بخش اول، که در فضای وایکینگها میگذرد، آنقدر تاریک است که مجبور شدم همه پردهها و کرکرههای خانه را ببندم تا بتوانم جزییات تصویر را ببینم. وقتی نور محیط کنترل شود، تازه ژرفا و جزییات انیمیشن خودش را نشان میدهد.
به نظرم این مشکلی است که خیلی از هنرمندان امروز با آن روبهرو هستند. مردم فیلمها را روی تلفن و در خیابان تماشا میکنند و بخش زیادی از ارزش بصری فیلم را از دست میدهند. بعضی انیمیشنها واقعا باید شب دیده شوند. چراغها را خاموش کنید، صفحه بزرگ را روشن کنید و تازه آنوقت میتوانید ببینید چه ساختهاند.
* فیلم در کنار خشونت و فضای ترسناک، طنز سیاهی هم دارد. این ترکیب چه اهمیتی برای شما داشت؟
– به نظرم چنین فیلمی به طنز احتیاج دارد. اگر فیلمی فقط خشونت و خون و اکشن داشته باشد، ممکن است تماشاگر پس از نیم ساعت فیلم را پس بزند. باید گاهی فشار را کم کنید تا بتوانید دوباره آن را بالا ببرید.
طنز این فرصت را به فیلم میدهد. یک لحظه تماشاگر میخندد و احساس آرامش میکند و چند لحظه بعد دوباره با چیزی روبهرو میشود که خشن یا ترسناک است. این تغییر لحن میتواند تاثیر صحنههای ترسناک را بیشتر کند.

من از این جنبه فیلم خوشم آمد بهویژه که ریچارد بریک نقش پدر ژپتو را بازی میکند. من همیشه از بازی او خوشم آمده است و قبلا هم با او کار کردهام. زمانی که روی نقش کریکت کار میکردم، مشغول تماشای «شهردار کینگستاون» بودم و او در یکی از فصلها نقش یک شخصیت شرور را بازی میکرد. حضورش خیلی تاثیرگذار بود.
ریچارد از آن بازیگرهایی است که فقط با حضورش میتواند فضای یک صحنه را تغییر دهد. چهرهاش هم برای چنین فیلمی مناسب است. من در او ویژگیهایی از بازیگرانی مثل کریستوفر لی و جان کارادین میبینم و این همان نوع حضوری است که یک فیلم ترسناک به آن نیاز دارد.
* آیا از اینکه «پینوکیو: عروسک شیطانی» بخشی از یک جهان بزرگتر باشد، استقبال میکنید؟
– چیزی که برای من جالب است، شباهت این پروژه به همان چیزی است که در گذشته درباره افسانهها و داستانهای کلاسیک انجام میدادیم. وقتی سری فیلمهای «کابوس در خیابان الم» ساخته میشد. من در اروپا با خبرنگاران زیادی صحبت میکردم و خیلی از بحثها فقط درباره ترس و خشونت نبود. درباره این صحبت میکردیم که چرا بعضی از داستانهای قدیمی هنوز هم روی ذهن ما تاثیر میگذارند.
در قصه هانسل و گرتل با داستانی درباره گرسنگی، رها شدن کودکان در جنگل و خانهای روبهرو هستید که از غذا ساخته شده است. حتی اگر همه اینها را کنار بگذارید، خود ایده کودکی که در جنگل رها میشود، بسیار ترسناک است.
در بسیاری از این داستانها، چیزهایی وجود دارد که برای مخاطب بزرگسال بسیار ناخوشایند است، به همین دلیل فکر میکنم میشود از آنها برداشتهای ترسناک بسیار خوبی ساخت.
* نظرت درباره احتمال ساخت فیلم جدیدی از «کابوس در خیابان الم» چیست؟
– من هم اخبار و شایعاتش را شنیدهام. پروژههای متفاوتی مطرح شده است، از جمله ایده ساخت یک نسخه انیمیشنی. همه اینها میتواند جالب باشد، اما مشکل اصلی حقوق این مجموعه است و تا وقتی این مساله حل نشود، نمیتوان درباره آینده آن با اطمینان صحبت کرد.

فقط امیدوارم دوباره سراغ قسمت اول نروند. فکر میکنم این کار را قبلا انجام دادهایم. نسخه اصلی ساخته شد و بعد هم بازسازی آن را دیدیم. به نظرم بهتر است اگر قرار است مجموعه دوباره شروع شود، سازندگان مسیر دیگری را امتحان کنند.
* اگر نسخه انیمیشنی «کابوس در خیابان الم» ساخته شود، دوست دارید دوباره صدای فردی کروگر را برعهده بگیرید؟
– بله، حتما. برایم خیلی جذاب خواهد بود. البته دیگر نمیتوانم مثل گذشته کارهای فیزیکی و بدلکاریهای فردی را انجام بدهم. سن و سال آدم بالا میرود و بدن دیگر اجازه نمیدهد یک حرکت را بارها و بارها از زاویههای مختلف تکرار کنید، اما صداپیشگی داستان دیگری است. اگر پروژه انیمیشنی ساخته شود، من کاملا آمادهام که دوباره صدای فردی باشم.
جهانگیر شاهولد




