به مناسبت پایان پخش در فیلم نت

سریال «اعتراف می‌کنم» و جنایتِ کلمات/ گلوله‌ای در کار نیست!

- 7 دقیقه مطالعه
با پخش قسمت پایانی سریال «اعتراف می کنم» حالا می توان نگاه دقیق تری به آن داشت؛ سریالی که بازی و فیلمنامه و استفاده از چند کارگردان از نقاط تمایز آن بود.

به گزارش فیلم نت نیوز، در سینما و تلویزیون جهانی برای میخکوب کردن مخاطب غالبا به شلیک گلوله‌ها، تعقیب‌وگریزهای خیابانی و ریتم‌های سرگیجه‌آور متوسل می‌شوند و این نوع سینما در ایران بنا به دلایل مختلف جایگاهی ندارد: پس خلق التهاب چطور باید رخ بدهد؟ آشوب در اینجا می تواند در یک اتاقِ دربسته و با جسارت در روایت رقم بخورد.

پایانِ سریال «اعتراف می‌کنم» در فیلم نت، در واقع پایانِ یک ضیافتِ روان‌شناختی بود؛ سریالی که نشان داد برای خلق یک درامِ نفس‌گیر، نیازی به ارتشی از سیاهی‌لشگر و جلوه‌های ویژه هالیوودی نیست و گاهی تنها یک میز فلزی سرد، یک آینه‌ دوطرفه و رزم‌آراییِ دقیقِ کلمات و بازی دزد و پلیس کافی است تا مخاطب در تنگنای دراماتیکِ یک قصه مارپیچی گرفتار شود.

«اعتراف می‌کنم» با نیم‌نگاهی هوشمندانه به مینی‌سریال موفق «Criminal» در کلاس جهانی، فرمتِ دشوارِ تک‌لوکیشن و دیالوگ‌محور را وارد فضای سریال‌سازی ایران کرده است، اما ارزش کار سازندگان صرفا در یک اقتباسِ فرمی خلاصه نمی‌شود؛ آن‌ها موفق شدند روحِ جامعه، گره‌های فرهنگی و دردهای بومی را در کالبد این اتاقِ بازجویی بدمند. پرونده‌هایی که روی میزِ سرگرد شایگان و تیمش قرار می‌گرفت، دیگر کپیِ دست‌چندمِ نمونه‌های غربی نیستند و از زخم‌های کهنه و خاموشِ تعرض در کودکی تا جنایت‌هایی که پشتِ نقابِ سادگیِ یک مادر پنهان شده بودند، همگی رنگ‌وبوی آشنایی برای مخاطب ایرانی داشتند.

نقطه طلایی و برگ برنده‌ بی‌چون‌وچرای «اعتراف می‌کنم»، تبدیل شدنِ آن به یک «کلاس درسِ بازیگری» بود. در طول پخش سریال، تمامِ بارِ انتقالِ احساس به چهره، لحن و زبانِ بدنِ بازیگران منتقل می‌شود. حضورِ غافلگیرکننده‌ مهمانانِ این اتاق شیشه‌ای، تماشاگر را بارها به تحسین واداشت. از تسلطِ مهدی هاشمی در قسمت اول تا اجرای مریم سعادت که مرزهای میانِ معصومیت و جنایت را در کسری از ثانیه جابه‌جا کرد.

سریال در قسمت‌های پایانی نیز با حضور بازیگرانی چون بابک حمیدیان و علی مصفا، پازلِ روان‌شناختیِ خود را کامل کرد. تماشای فروپاشیِ درونیِ متهمان یا مقاومتِ سرسختانه‌ آن‌ها در برابر بازجوها، یکی از ناب‌ترین تجربه‌های تماشاگرِ خسته از کلیشه‌های رایج بود. در کنار این‌ها، تیم ثابتِ بازجویی نیز با عبور از تیپ‌های آشنای پلیسی، تلاش کرد شمایلی مدرن‌تر و آسیب‌پذیرتر از قانون را به نمایش بگذارد؛ تلاشی که با گریم و حضورِ متفاوتِ پوریا پورسرخ و اضافه شدن بازوهای تخصصیِ روان‌شناسی و سایبری، رنگی تازه به خود گرفت.

اما آنچه «اعتراف می‌کنم» را از یک تله‌تئاترِ ساده متمایز می‌کند، درکِ درستِ کارگردانان از دکوپاژ و روایتِ بصری در یک محیطِ محدود است. دوربین در این سریال، صرفا یک ناظرِ منفعل نیست؛ بلکه خود به یکی از بازجوها تبدیل می‌شود. استفاده‌ هوشمندانه از انعکاسِ آینه‌ها برای نشان دادنِ دوگانگیِ درونیِ متهمان، تمرکز و کلوزآپ‌های معنادار روی لرزشِ انگشتان یا گره خوردنِ دست‌ها و بازی با زوایای دوربین (لو انگل و های انگل) برای به تصویر کشیدنِ جابه‌جاییِ قدرت میانِ بازجو و متهم، نشان‌دهنده‌ بلوغِ فرمیِ اثر است.

در اپیزود پایانی، دوربین به زیبایی با تغییر فاصله‌ کانونی و فلو کردنِ تصویر، ناشناخته بودنِ ذهنِ متهم را قاب می‌گیرد و در نهایت با یک حرکتِ رو به عقب، کوچکی و حقارتِ مجرم را برابرِ سنگینیِ حقیقت به رخ می‌کشد.

البته ذاتِ یک سریالِ آنتولوژی (با کارگردانان و نویسندگانِ متفاوت در هر اپیزود)، همواره آبستنِ فراز و نشیب است. طبیعی است که ریتمِ گره‌گشایی و عمقِ روان‌کاویِ کاراکترها در برخی قسمت‌ها به اوج برسد و در برخی دیگر کمی از نفس بیفتد. همچنین، خرده‌پیرنگ‌های مربوط به زندگیِ شخصیِ اعضای تیمِ بازجویی، اگرچه برای بخشیدنِ بُعدِ انسانی به این کاراکترها طراحی شده بود، اما به نظر می‌رسد بذرِ آن‌ها برای برداشت در فصل‌های آینده کاشته شده است و مخاطب برای همذات‌پنداریِ عمیق‌تر با گذشته و ترومای این تیم، تشنه‌ تماشای ادامه‌ مسیرِ آن‌هاست.

در نهایت باید اعتراف کرد که «اعتراف می‌کنم» یک اتفاقِ استاندارد در شبکه‌ نمایش خانگی است. این سریال به شعورِ مخاطب احترام می‌گذارد و ثابت می‌کند که تماشاگرِ ایرانی آماده‌ پذیرشِ آثارِ متفکرانه، دیالوگ‌محور و روان‌شناختی است.

«اعتراف می‌کنم» چراغ‌های اتاقِ بازجویی‌اش را با موفقیت خاموش کرد، اما مسیرِ تازه‌ای را روشن کرد که ادامه‌ آن می‌تواند به خلقِ آثار ماندگارتر در این ژانرِ مهجور ختم شود؛ مسیری که در آن، کشفِ حقیقت نه با شلیکِ گلوله که با شنیدنِ صدای لرزانِ یک انسان آغاز می‌شود.

آرش پارساپور

برچسب‌ها: اعتراف می‌کنم
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ