دنباله‌ای بر مجموعه «مرده شیطانی»

فیلم ترسناک «سوزاندن مرده شیطانی» را ببینیم یا نبینیم؟

- 9 دقیقه مطالعه
«سوزاندن مرده شیطانی» نه به‌عنوان یک قسمت از مجموعه سینمایی «مرده شیطانی» و نه به‌عنوان یک فیلم با خط داستانی مستقل از جهان داستان، نمی‌تواند انتظارات مخاطبان را برآورده کند.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، فیلم سینمایی «سوزاندن مرده شیطانی» (Evil Dead Burn)، در ژانر ترسناک ماورایی، نوشته سباستین وانیچک و فلورنت برنارد و به کارگردانی سباستین وانیچک است و سهیلا یعقوب، تندی رایت، هانتر دومان، لوسیان بوکانان و ارول شند، بازیگران اثر را تشکیل می‌دهند.

«سوزاندن مرده شیطانی»، ششمین قسمت از مجموعه سینمایی «مرده شیطانی» با پدیدآورندگی سام ریمی به شمار می‌رود که با بودجه ۲۰ میلیون دلاری ساخته شد و در گیشه به فروش ۷۱ میلیون دلاری دست یافت. این اثر هم‌اکنون در پلتفرم فیلم‌نت با دوبله اختصاصی در دسترس مخاطبان قرار دارد.

«سوزاندن مرده شیطانی» در فیلم‌نت

در خلاصه داستان اثر چنین آمده است: «زنی پس از مرگ همسرش، نزد خانواده او می‌رود تا آرامش پیدا کند، اما آنها به موجوداتی شیطانی تبدیل می‌شوند و حالا او برای فرار و زنده ماندن باید با آن‌ها بجنگد.»

ضعف در فیلمنامه

در تیراژ آغازین، جوزف پرایس شیِ نامشخصی جاسازشده درون دیوار را از آنجا بیرون می‌کشد و راوی، از کتاب مردگان و احضار شیطان با خواندن وردی سخن می‌گوید. سکانس بعد، در یک دریاچه، قلع‌وقمع شدن ۲ مردِ ماهیگیر به تصویر کشیده می‌شود. در ادامه، به تصویر جشن تولد جوزف در یک کلاب شبانه کات می‌خورد و شاهد نوع رابطه او و برادرش ویلیام با شریک‌های عاطفی‌شان هستیم تا زمانی که تصادف رخ می‌دهد.

از همین‌جا، نخستین ضعف‌های روایی داستان نمود پیدا می‌کند: نخست اینکه طبق گره‌افکنی در لحظات ابتدایی اثر، جوزف باید ورد را بخواند که نیروی شیطانی را آزاد کند که چنین اتفاقی نمی‌افتد. دومین نکته اینکه ۲ مرد ماهیگیری که به دست نیروی شیطانی به قتل می‌رسند، ارتباطی با خاندان پرایس ندارند پس کشتن آن‌ها چه کارکردی در داستان دارد؟ این مشتی نمونه خروار از آن چیزی است که با ضعف در روایت داستانی و شخصیت‌پردازی به ضعف در فیلمنامه منتهی می‌شود.

در سکانس کلاب شبانه، مخاطبان شاهد رفتارهای کنترل‌گرایانه و آزارگرایانه ویلیام با همسرش آلیس هستند که در نهایت به دعوای آن‌ها منجر و ویلیام با عصبانیت و مست راهی خانه می‌شود و با نیروی شیطانی تصادف می‌کند که راه نفوذ نیروی شیطانی را به خانه خاندان پرایس هموار می‌کند. مهم‌ترین نکته درباره شخصیت‌پردازی‌های ویلیام و آلیس این است که اگر شخصیتی در یک سکانس، ظالم به تصویر کشیده شود و بلافاصله بمیرد، آیا این خودبه‌خود باعث می‌شود شخصیت مورد ظلم قرارگرفته همذات‌پنداری تماشاگران را به دست بیاورد؟ خیر، پیش‌زمینه لازم است.

کاراکتر ویلیام به اندازه کافی مورد پرداخت قرار نمی‌گیرد که مخاطبان از مرگش احساس راحتی خیال داشته باشند و این به درستی پرداخته نشدن به همه شخصیت‌ها در خانه خاندان پرایس قابل تعمیم است. آلیس که شخصیت اصلی است نیز، به‌جز از دست دادن همسرش، ویژگی دیگری ندارد که برای تماشاگران زنده ماندن این کاراکتر اهمیت داشته باشد.

از زمان مرگ ویلیام و تا زمان برگشت دوباره جسم سوخته او در پرده سوم، تمام مدت مخاطبان انتظار ورودش را می‌کشند و این ورود به دلایلی نامشخص به تعویق می‌افتد چنانکه در لحظه مرگ بیل، نیروی شیطانی به ویلیام می‌گوید: «در جهنم بسوز. ما از طریق تو به خانواده‌ات می‌رسیم.»؛ دیالوگی که ارجاع به آخرین گفته آلیس به ویلیام در حین جر و بحث و استفاده از اصطلاح «برو به جهنم» دارد. در نتیجه، این حجم از به‌تعویق‌انداختن ورود این کاراکتر به داستان، به‌جای اینکه تماشاگران را مشتاق نگه دارد، آن‌ها را ناامید می‌کند و زمانی وارد خط داستانی می‌شود که دیگر حنایش رنگی ندارد.

نیروی شیطانی نمی‌تواند عامل همه اتفاقات هولناک باشد

مرده اهریمنی (Deadite) که مسبب مرگ ویلیام و ۲ مرد ماهی‌گیر است، مرد ماهی‌گیر سیاه‌پوست را در دریاچه زنده‌زنده می‌پزد ولی آیا او هنگام تسخیر بدن مردگان خاندان پرایس و در مواجهه با آلیس، دیگر چنین قدرتی ندارد تا در یک چشم برهم‌زدن آلیس را از پیش‌رو بردارد؟ این سوالی است که برای تماشاگر بی‌جواب می‌ماند. نمونه مشابه این اتفاق برای کاراکترهای ادگار پرایس، پدر و سوزان پرایس، مادر هم می‌افتد و استحاله هر کدام به یک شکل اتفاق می‌افتد بنابراین مخاطبان در شیوه استحاله کاراکترها به مردگان اهریمنی سردرگم می‌مانند چون قاعده مشخصی به چشم نمی‌خورد.

در طول اثر نشان داده می‌شود که سوزان پرایس از روز اول هیچ‌وقت چشم دیدن عروسش را نداشته است. در ادامه، سوزان در نیمه دوم اثر، در همدستی با مردگان شیطانی، اقدام به قتل آلیس با اره برقی می‌کند. این انگیزه کافی نداشتن شخصیت‌ها برای تبدیل کردن یک سوگواری جمعی به یک قتل‌عام خانوادگی، مهم‌ترین ضربه را به «سوزاندن مرده شیطانی» می‌زند. نیروی شیطانی فقط می‌تواند به‌عنوان کاتالیزور یک فرآیند عمل کند و نه اینکه اصلی‌ترین عامل همه اتفاقات هولناک باشد. این فقدان انگیزه باعث می‌شود زدوخوردها و صحنه‌ هولناک قتل هر عضو خانواده، باعث می‌شود این خون و خون‌ریزی‌ها عمق پیدا نکنند.

«سوزاندن مرده شیطانی» در بخش فنی عالی ظاهر می‌شود

تدوین ماکسیم کارو در خدمت فیلم‌برداری فیلیپ لوزانو است و آهنگسازی دابل دنجر مزید بر علت می‌شود و گروه طراحی صحنه در ساخت جزییات صحنه خانه‌باغ دقت به خرج می‌دهند. طراحی لباس، به‌ویژه در ایجاد جلوه بصری ترسناک با اتکا به مادر سال‌خورده سوزان، پالی پرایس، موفق عمل می‌کند.

طراحی گریم و جلوه‌های ویژه میدانی به‌خوبی می‌توانند جزییات بلاهای آمده بر سر هر کاراکتر را مجسم کنند و این‌ها در نهایت، با جلوه‌های ویژه کامپیوتری تکمیل می‌شود؛ به‌ویژه در صحنه‌ای که ویلیام در صحنه خانه‌باغ آتش گرفته به داستان بازمی‌گردد. باید اذعان کرد که «سوزاندن مرده شیطانی» هرقدر در بخش داستانی محقر است، در بخش فنی عالی ظاهر می‌شود.

آثاری که در قالب یک مجموعه سینمایی ساخته می‌شوند، فارغ از اینکه به چه میزان به خط روایت اصلی وفادار هستند، باید بتوانند از پس ۲ وظیفه بربیایند: اول اینکه به‌عنوان یک فیلم مستقل در یک مجموعه سینمایی، از لحاظ داستانی خوب عمل کنند و تماشاگرانی که بقیه قسمت‌های مجموعه را ندیده‌اند، اتفاقات اثر برای آن‌ها بدون هیچ پیش‌زمینه ذهنی و در قالب جهان داستان باورپذیر باشد و دومین نکته اینکه بتوانند بینندگان را ترغیب کنند که به تماشای قسمت‌های نادیده از آن مجموعه سینمایی بنشینند و «سوزاندن مرده شیطانی» هرگز نمی‌تواند از پس این چالش برآید.

فرزاد جمشیددانایی

برچسب‌ها: ژانر ترسناک،فیلم ترسناک،قتل
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ