«ماده تاریک» داستان جهان موازی برای آدمهای معمولی است
به گزارش فیلمنتنیوز، هالیوود نزدیک به ۲ دهه است که جهانهای موازی را به زمین بازی ابرقهرمانها، حضورهای افتخاری، شخصیتهای قدیمی و حسابوکتابهای روزبهروز پیچیدهتر فرنچایزها تبدیل کرده است، اما «ماده تاریک» (Dark Matter) ساخته شبکه اپل تیوی، اینبار از زاویهای صمیمیتر به همین مفهوم نگاه کرده است: نسخهای دیگر از زندگی شما چه چیزهایی درباره انتخابها، مصالحهها و حسرتهایی را آشکار میکند که شما را به آدمی که امروز هستید، تبدیل کردهاند؟
این تریلر علمیتخیلی که بلیک کراچ آن را بر اساس رمان پرفروش خودش ساخته است، در فصل اول فیزیکدانی به نام جیسون دسِن (با بازی جوئل اجرتون) را دنبال میکرد که توسط نسخهای دیگر از خودش ربوده میشود و مجبور است برای بازگشت نزد همسرش، دنیلا (با بازی جنیفر کانلی)، و پسرشان چارلی (با بازی اوکس فگلی بازیگر خردسال فیلم جنگ با پدربزرگ)، از میان بیشمار واقعیت عبور کند. به نظر میرسید سفر جیسون در فصل اول به پایان رسیده است، اما پایانبندی آن چندین شخصیت را در نقاط مختلف جهانهای موازی پراکنده کرد و خانواده دسِن را نیز با پیامدهای تمام اتفاقهایی که از سر گذرانده بودند، تنها گذاشت.
فصل دوم از رمان اصلی کراچ فراتر میرود و داستان را به شکل قابلتوجهی گسترش میدهد. جیسون، دنیلا و چارلی بالاخره دوباره کنار هم هستند، اما بازگشت جیسون به خانه ازدواج و خانواده آنها را ترمیم نمیکند و تردیدهای باقیمانده دنیلا درباره مردی که بازگشته را از بین نمیبرد. در همین حال، باکس (دستگاهی که امکان جابهجایی بین جهانهای مختلف را فراهم میکند) دیگر صرفا راه بازگشت جیسون به خانه نیست، بلکه به فناوری تحولآفرینی تبدیل شده که مهم است کنترلش در دست چه کسی باشد.
اجرتون و کانلی در گفتوگویی جدید با پلیلیست (The Playlist) درباره جهانهای موازی برای آدمهای معمولی، به تصویر کشیدن تنشهای درون یک ازدواج در کنار ابعاد عظیم علمیتخیلی داستان، کشمکش دنیلا برای اعتماد کردن به جیسون و احتمال ساخت فصلهای بعدی صحبت کردهاند که ترجمه آن را با هم میخوانیم.
* با توجه به اینکه فیلمهای ابرقهرمانی زیادی از جهانهای موازی استفاده کردهاند، «ماده تاریک» شبیه یک داستان چندجهانی برای بزرگسالان است که حول دغدغههای واقعی انسانی شکل گرفته است. آیا همین موضوع شما را به سمت این سریال کشاند؟
– جنیفر کانلی: یکی از چیزهایی که از همان ابتدا دوست داشتم، ترکیب تمام عناصری بود که سریال در خودش داشت. تمام آن عظمت و جلوههای بصری و تمام آن جنبه سرگرمکننده. معتقد بودم که این مجموعه، پتانسیل این را دارد که واقعا سریال سرگرمکنندهای برای تماشاگر باشد، اما در عین حال ایدههای جالبی هم برای فکر کردن بدهد. عاشق تصویری بودم که سریال درباره ازدواج و حفظ آن داشت و اینکه با مسائل کاملا خانگی و روزمره، به شکلی خارقالعاده برخورد میکردیم.

– جوئل اجرتون: اینکه سریال، یک چندجهانی برای آدم معمولی بود، قطعا یکی از چیزهایی بود که من را جذب کرد. جیسون یک فیزیکدان است و خودش معمایی را ساخته که موتور محرک فصل اول است، اما داستان با پرسشهایی درباره راهی که انتخاب نکردهایم، نگاه ما به قدردانی و جایگاه هرکس در جهان سر و کار داشت. اینها پرسشهای جهانشمول انسانی هستند که همه از خودمان میپرسیم. سریال به واسطه یک ایده علمیتخیلی، روی دغدغههای معمول انسانی ذرهبین میگذاشت. برایم چالش بزرگی در بازیگری بود، اما در عین حال راهی بود برای ورود به دنیای علمیتخیلی، بدون اینکه مجبور باشیم یک اثر تمامعیار علمیتخیلی بسازیم. داستانی بسیار زمینی است.
* فصل اول آنقدر کامل به پایان رسید که میتوانست بهعنوان یک مینیسریال هم باقی بماند. وقتی فصل دوم پیشنهاد شد، غافلگیر نشدید؟
– اجرتون: وقتی فصل دوم پیشنهاد شد، با خودم فکر کردم: «داستانش چی میتونه باشه؟ خداروشکر من مجبور نیستم بنویسمش». هیچ ایدهای نداشتم که چطور قرار است پیش برود. چون حتی اگر سریالی مثل «مردگان متحرک» (Walking Dead) میساختید یا چیزی که صرفا با یک جامعه از شخصیتها سروکار داشت، به شکلهای زیادی میشد داستان را گسترش داد. حالا جهانهای موازی را هم به آن اضافه کنید و چالش انتخاب اینکه کدام مسیر را باید بروید. نه فقط برای خانواده ما، بلکه اینکه هر کدام از شخصیتهای گروه را در چه مسیری قرار بدهید؟ داستانش ماهیتا پیچیده است. موقع خواندن داستان، هر لحظه توی ذهنم با نویسنده صحبت میکردم و میپرسیدم: بسیار خب بلِیک! اینجا قرار است چی خلق کنی؟
فکر میکنم او تمرکز داستان را بهخوبی تغییر داد تا به فناوری و آشوب بپردازد، اما در عین حال پرسشهای مربوط به مسئولیتپذیری در قبال فناوری را هم مطرح کند. اگر بتوانی فرار کنی، فرار میکنی یا میمانی؟ اگر فرصت اصلاح اشتباههای گذشته را داشته باشی، چطور این کار را میکنی؟ تمام این چیزها در فصل دوم در هم میپیچند و این آشوب فوقالعاده را به وجود میآورند.
سریال «ماده تاریک» را با دوبله اختصاصی در فیلمنت ببینید
– کانلی: مسیر واقعا جالبی بود. داستان به معرفی این فناوری تحولآفرین میپردازد. این فناوری انقلابی است و قرار است فرهنگ و بشریت ما را به شکلی برگشتناپذیر تغییر دهد. قرار است چطور از آن استفاده کنیم؟ آیا میتوانیم بهشکل اخلاقی از آن استفاده کنیم؟ آیا نسخهای از آن وجود دارد که اخلاقی باشد؟ قرار است چه تاثیری بر زندگی همه ما بگذارد و چطور آن را تغییر دهد؟

این سوالها را در مورد هر فنآوری نوینی میتوان پرسید. از طرفی فصل دوم بستر فوقالعادهای بود برای اینکه زمانی را با شخصیتهای مختلفی که در فصل اول معرفی شدند بگذرانیم، ببینیم این اتفاق چه تاثیری بر هرکدام از آنها گذاشته و در حالی که با این فناوری دستوپنجه نرم میکنند، چه مسیری را طی میکنند.
* دسِنها بالاخره دوباره کنار هم هستند، اما فصل دوم با این سوال درگیر است که آیا بازگشت به خانه همهچیز را درست خواهد کرد؟ چالشهای بازیگری فصل دوم چه بود؟
– اجرتون: در مقام مقایسه باید بگویم بعضی از اهداف و انگیزهها در فصل اول، کلیتر بودند. ماجرا برای جیسون، یک تلاش تمامعیار برای بازگشت به خانه و رسیدن دوباره به رابطهای بود که میتوانستیم آن را تا حدی ایدهآل تصور کنیم. او خانوادهای را از دست داده بود و باید به آدمهایی که دوستشان داشت برمیگشت.
فصل دوم واقعا وارد جزییات این خانواده و پیچیدگیهای رابطه زناشویی آنها میشود؛ از مسایل و اتفاقات گذشته گرفته تا فریب و صداقت. در کنار اینها، با نوجوانی روبهرو هستیم که مصمم است با وجود تمام موانع بزرگی که بر سر راه خانواده قرار گرفته است، زندگی خودش را داشته باشد.
مقیاس و ضرباهنگ سریال باید حفظ میشد، اما با ریتم یا انرژی متفاوتی نسبت به فصل اول. در عین حال باید میتوانستیم عمیقتر وارد جنبههای انسانی و بافت یک ازدواج شویم. از نظر بازیگری، فارغ از سکانسهایی که باید مقابل خودم بازی میکردم، تمام آن ناهنجاریهای عجیبی که بهعنوان بازیگر در این سریال با آنها مواجه میشدیم، چالش بسیار خوبی بود.

* جنیفر! دنیلا با نسخههای مختلف جیسون مواجه است و مدام از خودش میپرسد آیا میتواند به مردی که مقابلش ایستاده، اعتماد کند یا نه. این نگاه مردد و پر از شک را چطور در بازیات درآوردی؟
– کانلی: در فصل دوم وقت خیلی بیشتری را با نسخهای از جیسون گذراندم که همسر دنیلا است. فرصت داشتیم زمان بیشتری را با آن زوج بگذرانیم و بیشتر وارد سازوکار رابطهشان شویم و ببینیم این تجربه چه تاثیری بر آنها گذاشته است. همین موضوع به واکاوی زندگی مشترک کمک کرد. در واقع شناخت بیشتر دنیلا از جیسون نیازمند وقتگذرانی بیشتر این زوج با هم بود و نویسنده به خوبی این شرایط را فراهم کرد و من این ظرافت خیلی را دوست داشتم. باید میدیدیم چنین اتفاق خارقالعادهای چطور خودش را در سطح زندگی خانوادگی نشان میدهد.
مخاطب سریال با مرد طرف است که واقعا تمام این نسخههای مختلف از او وجود دارند، اما در زندگی مشترک دسنها، زنی را داریم که به دلیل گذشتهاش اعتماد کردن برایش دشوار است و ذهنش درگیر این موضوع است که از کجا بدانم کدامیک از شما واقعی است؟ از کجا بدانم چه چیزی را بپذیرم و حرف چه کسی را باور کنم؟
باید میتوانستیم این موضوع را به شکلی کاملا انسانی و زمینی، بررسی کنیم. بازی در چنین سکانسهایی با جوئل، چالش لذتبخشی بود؛ چون بازیگر فوقالعادهای است. خیلی خوب بود که فرصت کافی داشتیم تا روی آن صحنهها کار کنیم. در میان تمام آن اکشنها، بازیگوشیها، طوفانها، دنیاهای جدید و چیزهایی که سریال را به آنچه هست تبدیل کرده، جا برای روابط احساسی و مستقیم هم بود. عمیق شدن در این جنبههای زمینی سریال، تعادل خوبی ایجاد میکند.
* بدون اینکه چیزی را اسپویل کنید، فکر میکنید «ماده تاریک» قرار است تا چه مدت ادامه پیدا کند؟ آیا فصل دوم جایی برای فصل سوم، چهارم یا حتی پنجم باقی میگذارد؟
– اجرتون: چیزی در فصل دوم است که حالوهوای قسمت پنجم «جنگ ستارگان» را دارد. چیزی در فصل دوم هم حلوفصل شده و هم حلوفصلنشده باقی مانده است که ادامه داستان را ممکن میکند.

البته فکر میکنم بهنوعی طرفداران تعیین میکنند که چقدر برای ادامه پیدا کردن یک چیز اشتها و علاقه وجود دارد. قطعا تماشاگر هم در این موضوع موثر است که سریال ادامه پیدا کند یا خیر؟ تنها تیم نویسندگان تعیینکننده نیستند. شاید حرفم مبهم به نظر برسد، اما مطمئنم همینطور است. از یک طرف، اگر طرفداران استقبال کنند و بخواهند که ادامه بدهیم، آنوقت میخواهید این خواسته را برآورده کنید، چون وارد یک تعامل محبتآمیز با طرفداران میشوید: مخاطب عاشق کاری است که ما انجام میدهیم و ما هم میخواهیم چیزهای بیشتری به او بدهیم و به رشد و تغذیه این رابطه از هر دو طرف کمک کنیم.
– کانلی: قطعا امکان ادامه پیدا کردنش وجود دارد. در حال حاضر، خودمان کنجکاویم ببینیم مردم چطور این آشوب جدید فصل دوم را هضم میکنند و اگر دوستش داشته باشند، خواهیم دید چه خواهد شد.
ترجمه و تنظیم: جهانگیر شاهولد
بیشتر بخوانید




