چالشهای کوهنوردی فرصت شناخت ذهن و بدن است/ به پایین نگاه نکن!
به گزارش فیلم نت نیوز، ویلم دفو در طول چند دهه فعالیت سینمایی، از فیلمهای مستقل و تجربهگرا تا آثار جریان اصلی هالیوود، طیف گستردهای از نقشها را تجربه کرده است. او که چهار بار نامزد جایزه اسکار شده، با بازی در فیلمهایی چون «جوخه» (Platoon)، «آخرین وسوسه مسیح» (The Last Temptation of Christ)، «آکوامن» (Aquaman)، «فانوس دریایی» (The Lighthouse) و «میسیسیپی میسوزد» (Mississippi Burning) توانایی خود را در ایفای نقش شخصیتهایی با ویژگیهای کاملا متفاوت نشان داده است.
دفو علاوه بر حضور در فیلمهای هنری و همکاری با فیلمسازانی چون مارتین اسکورسیزی و وس اندرسن و حضور در آثار پرمخاطبی مانند مجموعه «مرد عنکبوتی» (Spider-Man)، در صداپیشگی هم ید طولایی دارد و در آثاری مثل «آقای فاکس شگفتانگیز» (Fantastic Mr. Fox) و «در جستوجوی نمو» (Finding Nemo) با صدای فوقالعادهاش هنرنمایی کرده است.
او در فیلم «تنزینگ: فاتح اورست» (Tenzing) محصول ۲۰۲۶ استرالیا، انگلستان و آمریکا به کارگردانی جنیفر پیدوم، نقش سرهنگ جان هانت، رهبر گروه اعزامی بریتانیا برای صعود به اورست در سال ۱۹۵۳ را بازی میکند؛ گروهی که در نهایت تنزینگ نورگای، کوهنورد شرپا و ادموند هیلاری را به نخستین صعود موفق ثبتشده به قله اورست رساند.
دفو برای ایفای این نقش، علاوه بر یادگیری مهارتهای کوهنوردی، ناچار شد با ترس خود از ارتفاع نیز روبهرو شود؛ تجربهای که برای این بازیگر ۷۱ ساله، چالشهایی فراتر از اجرای یک نقش سینمایی به همراه داشت. به واسطه موضوع فیلم، مجله تخصصی کوهنوردی کلایمبینگ با ویلم دفو مصاحبه کرده است که ترجمه آن را با هم میخوانیم.

* شخصیتهای فیلم سفری شگفتانگیز را پشت سر میگذارند، اما شما هم در جریان ساخت فیلم سفری شخصی را تجربه کردید، چون از ارتفاع میترسیدید. چطور هنگام فیلمبرداری «تنزینگ» بر این ترس غلبه کردید؟
– درست است. من کمی از ارتفاع میترسم، اما راهش این است که به پایین نگاه نکنید. یکی از دشوارترین لحظهها مربوط به صحنهای بود که روی شیبی بسیار تند قرار داشتم. طنابی کار گذاشتیم؛ من با طناب پایین رفتم و بعد باید از آن دیواره یخی بالا میآمدم. نمیتوانستم به پایین نگاه کنم. درنهایت از پسش برآمدم، اما اولش واقعا سخت بود. راه مقابله با این ترس همین است: فقط روی چیزی تمرکز کنید که روبهرویتان قرار دارد و هرگز به ژرفای زیر پایتان نگاه نکنید، چون آن وقت است که سرگیجه سراغتان میآید یا انگار ارتفاع شما را به سوی خودش میکشد و تمام دل و روده آدم در هم میپیچد.
آثار ویلم دفو در فیلمنت
* شما برای این نقش، مهارتهای فنی و کوهنوردی یاد گرفتید. در این تجربه چه چیزهایی درباره فن و حرفه کوهنوردی آموختید که پیشتر به آن فکر نکرده بودید؟
– دفو: آدم یاد میگیرد بدنش تا چه اندازه توان تحمل دارد، تواناییهایش کجاست و در چه زمینههایی ضعف دارد. فکر میکنم یکی از دلایلی که مردم دوست دارند خودشان را به چالش بکشند همین است؛ نه فقط برای اینکه آن بخش گمشده وجودشان را پیدا کنند، بلکه برای اینکه از طریق انجام کارهای جسمی بسیار دشوار، درباره بدنشان و رابطه آن با افکارشان بیشتر بدانند. آدم از نظر جسمی چیزهای زیادی درباره خودش یاد میگیرد و میفهمد چه چیزهایی را میتواند تحمل کند و چه چیزهایی از توانش خارج است.

* از نظر ذهنی چطور؟
– منظورم اتفاقا بیشتر جنبه فلسفی موضوع است. میل به انجام کارهای افراطی معمولا از تلاش برای پیدا کردن معنایی در زندگی یا مواجهه با چیزی ناشناخته و دشوار سرچشمه میگیرد. فکر میکنم همه ما چنین میلی داریم. این میل در افراد مختلف به شکلهای متفاوتی بروز میکند، اما به نظرم تقریبا در همه میتوان آن را دید.
* در کنار یادگیری مهارتهای کوهنوردی، عبور از شکافهای یخی را هم یاد گرفتید. این تجربه چطور بود؟
– ما با تعدادی از بهترین متخصصان این حوزه در جهان کار میکردیم، چون جنیفر پیدوم، کارگردان فیلم، از همین دنیای کوهنوردی میآید. او از طریق ساخت مستند و تجربه کوهنوردی، ارتباطهای بسیار خوبی داشت و توانست بهترین افراد دنیا را دور هم جمع کند. به همین دلیل، از نظر ایمنی شرایط بسیار خوبی داشتیم.
معمولا آنها پیش از ما به محل میرسیدند و احتمال وقوع بهمن را بررسی و محل شکافهای یخی را مشخص میکردند هرچند، گاهی خیلی به این شکافها نزدیک میشدیم. معمولا مسیرها از قبل مشخص میشد و از نظر فنی، شرایط کاملا ایمن بود. ایمنی برای همه اهمیت زیادی داشت و من هیچوقت از این بابت نگران نبودم.
کارهای فیزیکی مثل تراشیدن پله روی یخ از همه دشوارتر بود. این فعالیتها انرژی زیادی میگرفت و شاید شما در فیلم متوجه همه آنها نشوید. بخشی از این سختیها را در فیلم میبینید، اما باید به خاطر داشته باشید که برای فیلمبرداری در ارتفاعات بالا، ما را با هلیکوپتر به محل میرساندند. هلیکوپترها تا حدی میتوانستند به کوه نزدیک شوند و باید خودمان را با پای پیاده به محل فیلمبرداری میرساندیم اگرچه در طول راه فیلمبرداری نمیکردیم، اما همین مسیر رسیدن به مقصد هم بخشی از تجربه بود. در واقع، از همانجا وارد دنیای داستان میشدیم.
* آیا این نقش از نظر جسمی یکی از دشوارترین نقشهای شما در سالهای اخیر بود؟
– من بازیگری هستم که همیشه کارم را از جنبه جسمی شروع میکنم و از جوانی همینطور بودهام. برای همین، معمولا سعی میکنم برای مواجهه با چالشهای جسمی آماده باشم؛ البته تا وقتی در موقعیت قرار نگیرید، واقعا نمیدانید قرار است چه اتفاقی بیفتد.
«تنزینگ: فاتح اورست» را در فیلمنت ببینید
با وجود آمادگی، گاهی دستها بیحس و گرفتن اشیاء دشوار میشود، یا هنگام تراشیدن پله روی یخ خسته میشوید. بخش بزرگی از چالش جسمی، تحمل شرایط دشوار است. گذراندن یک روز کامل در آن آبوهوا هم گاهی بسیار سخت میشود. باد شدید میتواند آدم را دیوانه کند.
مشغول صعود هستید، اما بخش زیادی از زمان را هم روی آن کوه عظیم و ترسناک میگذرانید و منتظرید. اینکه در چنین شرایطی ذهنتان به کجا میرود و چطور به یکدیگر کمک میکنید، بخشی از این تجربه است. خبری از کابین استراحت نیست، دستشوییای وجود ندارد و چیزی برای خوردن پیدا نمیشود. با خودتان ساندویچ میبرید، اما ساندویچ ظرف یک ساعت یخ میزند و دیگر به درد نمیخورد. با این حال، باز هم ساندویچ میآوردیم. نمیدانم چرا، اما این کار را میکردیم. تجربه فوقالعادهای بود.

* هنگام بازی در «جوخه»، یک دوره سههفتهای آموزش نظامی را پشت سر گذاشتید. برای «تنزینگ» هم با یادگیری مهارتهای کوهنوردی تمرین کردید. این تجربهها چطور به شما کمک میکند شخصیتی را که قرار است بازی کنید، بهتر بشناسید؟
– هدف این است که آن حرکات را وارد بدن کنید تا بخشی از وجودتان شود. سعی میکنید تجربهای مشابه واقعیت خلق کنید تا روح و جسم با نقش یکی شود.
در مورد من، آموزش رسمی کوهنوردی چندان طولانی نبود، چون بخش عمده کارها را در محل فیلمبرداری آموزش دیدم. شبیهسازی چنین شرایطی دشوار است. بخش دیگری از سختی کار هم تردد بین کشورهای مختلف بود. شرایط واقعی آبوهوا و محیط و برف لازم در دامنههای هیمالیا وجود نداشت و هنگام فیلمبرداری صحنههای ارتفاع بالا مجبور شدیم به نیوزلند و استرالیا برویم.
تا حد مشخصی میشد تمرین کرد، اما هدف اصلی ایجاد حس رفاقت و شکل دادن به پویایی گروه بود. بیشتر تمرینهای ما به پیادهروی در دامنههای کوهستانی اختصاص داشت. این همان آموزش اصلی ما بود. به ما طناب میدادند تا با آن تمرین کنیم و کارهای مختلف با آن را یادمان میدادند. با این حال، در نهایت برای انجام این کارها کمک زیادی در اختیار داشتیم. هر کس میتوانست تا هر اندازه که میخواست در این مهارتها پیش برود و من هم به همان اندازهای یاد گرفتم که برای فیلم نیاز داشتم.

* پس از این تجربه، وسوسه شدهاید دوباره کوهنوردی کنید؟ دوست دارید در آینده هم این کار را انجام بدهید؟
– نه چندان. آنقدر بلندپرواز نیستم که بخواهم به جایی بروم که شرایطش بهشدت دشوار است و کمبود اکسیژن حتی حرکت کردن را هم سخت میکند. کار من نیست. شاید روزی نظرم عوض شود، اما از این تجربه واقعا لذت بردم. همانطور که گفتم، تجربهای جمعی بود. فکر نمیکنم این تجربه لزوما مرا به کوهنوردی تبدیل کرده باشد که بخواهد بهتنهایی صعود کند.
* هنگام فیلمبرداری شاهد بهمن بودید. دیدن جلوه طبیعت در چنین منطقه دورافتاده و متروکی چه حسی داشت؟
– واقعا شگفتانگیز بود. یک روز در منطقهای کمپ اصلی داشتیم که روز قبل در آن فیلمبرداری کرده بودم. ناگهان صدای غرش عظیمی شنیدم. برگشتم و دیدم بهمن با نیرویی باورنکردنی به سمت پایین سرازیر شده است. تا خودتان بهمن را نبینید، نمیتوانید بزرگی و قدرتش را باور کنید. خدا را شکر که به اندازه کافی از آن فاصله داشتیم، اما صدای غرش و نیروی آن واقعا باورنکردنی بود. نمیخواهم وانمود کنم که بعد از این تجربه، آدم کوهستان شدهام، اما واقعا چیزهای زیادی یاد گرفتم.
جهانگیر شاهولد
بیشتر بخوانید
تام هیدلستون در اولین تریلر «تنزینگ: فاتح اورست» کوهنوردی میکند




