«کامیون»؛ ملودرامی ضدجنگ و در ستایش انسانیت
به گزارش فیلمنت نیوز، ملودرامهای ضدجنگ معمولا پس از پایان هر جنگ، سر بلند کرده و به آثاری با کیفیتهای گوناگون منتهی میشوند که گاه در گذر زمان به ماندگاری میرسند. در سینمای ایران نیز به اندک نمونههایی در این باب برخورد میکنیم که «کامیون» آخرین ساخته کامبوزیا پرتوی یکی از آنها است؛ فیلمی که سرانجام پس از نزدیک به ۱۰ سال و به مدد اکران آنلاین پلتفرم فیلمنت و به مناسبت روز ملی سینما، به دوستداران سینمای ایران عرضه شده است.
کامیون، داعش و کردهای ایزدی
پرتوی که بیشتر به عنوان فیلمنامهنویس شناخته شده و آثار شاخصی در کارنامه دارد، پیش از «کامیون» سه فیلم دیگر به نامهای «ماهی»، «بازی بزرگان» و «کافه ترانزیت» را کارگردانی که دومی پسزمینه ضدجنگ با محوریت کودک و نوجوان دارد. پرتوی در «بازی بزرگان» سراغ جنگ تحمیلی رفته است و با تمرکز روی پسر نوجوان کردزبان و دختری کوچکتر که نوزادی را به دوش میکشد، قصه تلخ و تکان دهندهای را روایت میکند.
او سالها پس از این فیلم قدرنادیده و در دوران قدرت گرفتن داعش در عراق، قصهای را با پسزمینه کردهای ایزدی روایت میکند که همین «کامیون» است. فیلم شروع کوبنده و تاثیرگذاری از کشتار ایزدیها به دست داعش دارد که تماشاگر را کاملا تحت تاثیر قرار میدهد. با این حال، خیلی زود از کنار آن عبور کرده و روی خط اصلی فیلمنامه که سفر اسرین همسر جوان مرد ایزدی به تهران همراه برادر همسرش ژیکان است، متمرکز میشود.
«کامیون» و سفری اودیسهوار
پرتوی در «کافه ترانزیت» از جاده به عنوان عنصری دراماتیک بهره گرفته و شخصیتهای اصلی خود را حول محور آن چیده است. او پس از این تجربه موفق که جوایز زیادی هم برایش به ارمغان آورد، در آخرین ساخته سینمایی خود «کامیون» از کهن الگوی سفر قهرمان سود جسته و اسکلت فیلمنامه خود را بر این اساس شکل داده است.
معرفی اسرین، ژیکان و بهروز کنگاوری در همان یک ربع اول به شکلی مینیمال انجام شده است و تماشاگر را با آنها در مسیری طولانی همراه میکند. در عین حال، پرتوی روی تضاد بین راننده و مسافرانش نیز مانور خوبی داده است و در کابین نه چندان بزرگ کامیون فضاسازی درستی را انجام میدهد.
حادثه محرک پرده نخست نیز جای درستی قرار گرفته است و هیجان مناسبی دارد. همان طور که نقطه عطف خوبی برای پرده اول تدارک دیده شده و شوک خوبی به قصه میدهد، گم شدن همسر اسرین و قرار گرفتن بهروز بر سر دوراهی عقل و احساس و با پیروزی اولی بر دومی، پرده میانی آغاز میشود.
طهران، تهران!
تلاش برای پیدا کردن شوهر اسرین در کلانشهری همچون تهران، موتور حرکت فیلمنامه در نیمه میانی کار به حساب میآید که دست پرتوی را برای خلق موقعیتهای مختلف باز میگذارد به ویژه اینکه به خوبی از جغرافیای تهران سود جسته است و به هر گوشه از شهر سرک میکشد.
برخی از موقعیتهای یاد شده خوب از آب درآمده و برخی دیگر کارکرد چندانی ندارند برای نمونه میتوان به تصادف کامیون با اتومبیل گرانقیمت نیکی کریمی در نقش خودش اشاره کرد که خوب از آب درنیامده است. در نقطه مقابل میتوان به ماجرای دزدیده شدن قالیچه از پشت کامیون اشاره کرد که فاصله میان بهروز و اسرین را برداشته و بعد انسانی عمیقتری به آن بخشیده است. ساک دستی به جای مانده از مرد گمشده نیز کلید حل بخشی از معمای او محسوب میشود که با ظرافت طراحی شده و کدهایی هم به تماشاگر میدهد.
کامیون در سینما آنلاین فیلم نت
پرتوی و تجربه نسبتا موفق مولف بودن
یکی از سنتهای قدیمی سینمای ایران، نوشتن فیلمنامه توسط کارگردان است که به مرور به یک آسیب جدی در حوزه فیلمنامهنویسی تبدیل شده و آن را به پاشنه آشیل تبدیل کرده است. پرتوی در این بین یک استثنا به حساب میآید که از جهان فیلمنامه به دنیای کارگردانی پا گذاشته و در این زمینه هم کارهای قابل دفاعی دارد.
او در «کامیون»، استانداردهای سینما را کاملا رعایت کرده و سکانس افتتاحیه فیلم هم ضرب شست کارگردانی به حساب میآید. گذشتن بخش مهم از زمان فیلم به ویژه در یک سوم نخست در کابین کامیون، چالش بزرگی برای پرتوی به حساب میآید که در دکوپاژ سکانسها و خرد کردن پلانها به شکلی که فیلم از ریتم نیفتد هم کارکرد دارد؛ کاری که تا حدود زیادی موفق به انجامش شده و تماشاگر را با شخصیتهای کار همراه میکند. در نقطه مقابل و در یک سوم میانی، با سکانسهای پرتنشی مواجهایم که دکوپاژ خاص خود را میطلبیده که نسبتا هم خوب از کاردرآمده است.
بازیگری درخشان به نام سعید آقاخانی
سه دهه پیش و زمانی که جنگ تلویزیونی «ساعت خوش» در اوج محبوبیت بود، کمتر کسی به موفقیت سعید آقاخانی در سینمای ایران فکر میکرد؛ آن هم در نقشهایی کاملا دور از ژانر کمدی که گاه تلخی آن تماشاگر را منقلب میکند. او از فیلمهای متوسطی همچون قسم و پیلوت تا خداحافظی طولانی و خون شد که این آخری مهمترین فیلم کارنامه سینمایی آقاخانی به حساب میآید، بازیگر موفقی به حساب می آید.
کامبوزیا پرتوی برای نقش بهروز کنگاوری دست روی بهترین گزینه موجود در سینمای ایران گذاشته و بخش مهمی از بار فیلم را به دوش او انداخته است. البته کرد زبان بودن او هم قطعا در این انتخاب نقش مهمی داشته است و ارزش افزوده کار به حساب میآید.
سعید آقاخانی در هیبت مردی مسنتر از خود که شناسنامه پروپیمانی هم برایش در نظر گرفته شده، کاملا با نقش درآمیخته و به اصطلاح در آن زندگی کرده است. همچنین گریم هم به کمکاش آمده و به باورپذیرتر شدن آن کمک شایانی کرده است. در عین حال، روی بازی تروسکا جولا بازیگر نقش اسرین هم که غیرایرانی است تاثیر مطلوبی گذاشته و پلانهای درخشان ۲ نفرهای را خلق کردهاند.
محمد جلیلوند





