رایان کوگلر و مایکل بی. جردن از ریشه‌ها می‌گویند

«گناهکاران» از دل موسیقی بلوز و خون می‌آید/ بدون زنان نمی‌شد!

- 22 دقیقه مطالعه

در فیلم‌نت نیوز بخوانید

رایان کوگلر و مایکل بی. جردن، کارگردان و بازیگر اصلی فیلم «گناهکاران»، از سال‌ها همکاری مشترک در پروژه‌های مختلف، ریسک‌پذیری استودیوهای فیلمسازی، جایگاه زن در فیلم‌های کوگلر و نگاه تاریخی پشت این فیلم صحبت کرده‌اند.

به گزارش فیلم‌نت‌نیوز، نخستین تجربه همکاری رایان کوگلر و مایکل بی. جردن، دوازده سال پیش در «ایستگاه فروت‌ویل» (Fruitvale Station) بود. این فیلم با موفقیت زیادی روبرو شد و پس از آن دیگر هیچ‌گاه مسیر سینمایی این دو از هم جدا نشد و در مجموعه‌ای از فیلم‌های موفق در ژانرهای مختلف کنار هم قرار گرفتند. بعد از درام تحسین‌شده «ایستگاه فروت‌ویل»، این دو با فیلم «کرید» (Creed) وارد دنیای بوکس شدند و بعد هم فرنچایزی میلیارددلاری را با «پلنگ سیاه» (Black Panther) پایه‌گذاری کردند که نخستین و تنها مجموعه ابرقهرمانی مارول است که نامزد اسکار بهترین فیلم شده است.

نام فیلمِ ژانری و سطح‌بالای امسال آنها یعنی «گناهکاران» (Sinners) دوباره در زمزمه‌های فصل جوایز اسکار شنیده می‌شود. در این فیلم که در دهه ۳۰ میلادی می‌گذرد، خون‌آشام‌ها تلاش می‌کنند شب افتتاحیه یک کلوب محلی موسیقی بلوز در جنوب آمریکا را به هم بزنند. صاحبان این مکان، برادران دوقلوی اسموک و استک مور هستند که نقش هر دو را جردن بازی می‌کند؛ دو برادر که با نیت‌هایی پنهان، عشق‌های حل‌نشده، پول و زخم‌های به‌جامانده از درگیری با مافیای شیکاگو به زادگاه خود برگشته‌اند تا یک کلوب موسیقی به سبک شهرهای بزرگ راه‌اندازی کنند.

کوگلر در «گناهکاران» سراغ مضمون‌های فرهنگی می‌رود. از نژادپرستی خشن جنوب آمریکا در دوران قوانین سخت ضد سیاه‌پوستان در می‌سی‌سی‌پی دهه ۳۰ گرفته تا وضعیت مهاجران ایرلندی و آسیایی و پایه‌های موسیقی بلوز، همه و همه در این فیلم دیده می‌شود. خون‌آشام اصلی داستان، رمیک با بازی جک اوکانل، به دوقلوها و مشتریان کلوب بلوز پیشنهاد اتحاد می‌دهد؛ اتحادی میان طردشدگان با وعده جاودانگی و برابری. با این حال این معامله فاوستی است چون او نقشه‌های تاریک خودش را دارد تا روح نوازنده جوان داستان یعنی سموئل با بازی مایلز کیتن را بدزدد.

کوگلر و جردن از زمان نخستین همکاری مشترک، به چهره‌هایی موفق در هالیوود تبدیل شده‌اند. کوگلر فیلمنامه‌اش را به برادران وارنر فروخت و قراردادی بست که سال‌ها بعد، بخشی از مالکیت اثر دوباره به خودش برگردد. جردن نیز شرکت سینمایی موفق خودش را دارد و با «کرید ۳» (Creed III) نخستین کارگردانی‌اش را تجربه کرده و اکنون در حال کارگردانی، تهیه‌کنندگی و بازی در «ماجرای توماس کراون» (The Thomas Crown Affair) است. این دو همکار صمیمی درباره روابط کاری‌شان و البته فیلم موفق «گناهکاران» با مجله اینترنتی ددلاین گفت‌وگو کرده‌اند که ترجمه خلاصه‌ای از آن را با هم می‌خوانیم.

از چپ، مایکل بی. جردن و رایان کوگلر، بازیگر نقش اصلی و کارگردان «گناهکاران»
از چپ، مایکل بی. جردن و رایان کوگلر، بازیگر نقش اصلی و کارگردان «گناهکاران»

* اغلب سازندگان آثار ژانری معمولا فصل جوایز را از دست می‌دهند، اما شما این روند را با نخستین نامزدی اسکار بهترین فیلم برای یک اثر ابرقهرمانی یعنی «پلنگ سیاه» تغییر دادید. حالا هم با «گناهکاران» در این فضا حضور دارید. چطور دوباره این اتفاق افتاد؟

– رایان کوگلر: توانستم بعضی از بهترین آدم‌های دنیا در حرفه خودشان را استخدام کنم. به همه‌شان گفتم برنامه‌های‌تان را خالی نگه دارید، چون قرار است کاری انجام دهیم که واقعا برایش هیجان‌زده‌ایم. آنها با تمام وجود وارد کار شدند. شریک‌های درستی هم در استودیو پیدا کردیم؛ برادران وارنر زیر نظر پم عبدی (Pam Abdy) و مایک دی لوکا که متعهد بودند کارهای غیرمتعارف را در مقیاسی بزرگ روی پرده بفرستند.

همه این عوامل کنار هم قرار گرفت و چیزهایی بود که من کنترل شخصی روی‌شان نداشتم. بیشتر کار دنیا بود و اینکه من با داستانی که برایم اهمیت زیادی داشت، در زمان و مکان درست قرار گرفتم. همه خود واقعی‌شان را آوردند. هر کسی درگیر این فیلم بود، می‌گفت این داستان درباره عموی توست. درباره خانواده توست. درباره تاریخ من هم هست. هرکدام، از بازیگران تا مدیران، بخشی از خودشان را در فیلم پیدا کردند و همان انگیزه کارشان شد.

بازیگران اصلی و کارگردان فیلم «گناهکاران» در فوتوکال لندن. به ترتیب از راست، مایلز کیتون، هیلی استاینفلد، مایکل بی. جردن، رایان کوگلر، وونمی موساکو، دلروی لیندو و جک اوکانل
بازیگران اصلی و کارگردان فیلم در فوتوکال لندن به ترتیب از راست، مایلز کیتون، هیلی استاینفلد، مایکل بی. جردن، رایان کوگلر، وونمی موساکو، دلروی لیندو و جک اوکانل

هیلی استاینفلد هر روز با پوشه‌ای سر کار می‌آمد که داخلش عکس جوانی مادرش بود. همین سن الان خودش. وقتی سر صحنه درباره موضوع‌های مختلف صحبت می‌کردیم، او هم از از ریشه‌های پدربزرگش با ما حرف می‌زد. پدربزرگش دیگر در قید حیات نیست. نوعی حس دلتنگی و اشتیاق بود که همه با خودشان آورده بودند.

جک اوکانل درباره پدرش حرف می‌زد که وقتی خودش خیلی کم‌سن بوده از دنیا رفته است. پدرش مهاجری ایرلندی بوده است. می‌گفت می‌شود ترانه‌ای که در فیلم بازخوانی می‌شود، قطعه وایلد ماونتن تایم (دوران کوه وحشی) باشد؟ لازم نبود از او بپرسم چرا، چون نپرسیده می‌دانستم این همان قطعه‌ای است که با پدرش گوش می‌کرده است.

ببین، شروع فیلمنامه برای من هم همین بود؛ گوش دادن به ترانه‌هایی که با عمویم می‌شنیدم؛ عمویی که دیگر کنارم نیست. حالا بازیگری که نقش ضدقهرمان را دارد می‌گوید این آهنگ را بگذار برای پدر من. موضوع برای خیلی‌ها که در کارشان فوق‌العاده‌اند، شخصی شد؛ کار را جدی گرفتند و همه توان‌شان را گذاشتند. وقتی فیلم به پرده سینما رسید، دیدم تماشاگران هم با فیلم ارتباط برقرار می‌کنند و ریشه‌های خودشان را در فیلم می‌بینند. آنجا بود که فهمیدم مسیر را درست رفته‌ایم.

از چپ، لولا کرک، هیلی استاینفلد و جک اوکانل در گناهکاران
از چپ، لولا کرک، هیلی استاینفلد و جک اوکانل در گناهکاران

* این اتفاق برای من در همه فیلم‌هایت افتاده.

– کوگلر: اگر یادت باشد، این همان چیزی است که سال‌ها پیش در اولین مصاحبه‌مان با هم درباره‌اش حرف زدیم. یادم است گفتی در شرایط بغرنج ناشی از مرگ تراژیک پدرت، فیلم «ایستگاه فروت‌ویل» خیلی به تو کمک کرد. اسکار گرنت از نظر جغرافیایی و زندگی خیلی از تو و پدرت دور بود، اما از طریق زبان سینما با آن ارتباط گرفتی. این فیلم تمرینی در همان مسیر بود. (اسکار گرنت جوان سیاه‌پوستی بود که سال ۲۰۰۹ توسط پلیس کشته شد و فیلم «ایستگاه فروت‌ویل» درباره زندگی واقعی و لحظه‌های آخر عمر اوست.)

از نظر مهارت حماسی هم این فیلم تمرینی بود در بازنمایی انسانیت این آدم‌ها. وقتی به دهه ۳۰ میلادی نگاه می‌کنیم، انگار دوره‌ای کاملا غیرانسانی بوده که نقد کردنش آسان است، اما آنها هم انسان بودند، عشق می‌ورزیدند و می‌خندیدند و این کار را در مقیاسی حماسی انجام داده‌اند؛ همان‌هایی که یک فرم هنری را خلق کردند که دنیا را تغییر داد. ما سعی کردیم در این فیلم، لنز حماسی را روی آنها بگذاریم و به دنیا نشان دهیم این آدم‌ها اهمیت داشتند. بزرگ‌ترین پاداش من شنیدن خاطره‌های شخصی تماشاگران است؛ چیزهایی که هنگام تماشای فیلم یادشان آمده.

«گناهکاران» را با دوبله اختصاصی در فیلم‌نت ببینید

* مایکل، داستان فیلم «گناهکاران» که در جنوب آمریکا و دوره تبعیض نژادی دهه ۳۰ می‌گذرد، چه حسی بهت داد و چه اثری رویت گذاشت؟

– جردن: چیزی که موقع خواندن فیلمنامه ذهنم را مشغول کرد و البته از قبل می‌دانستم، این بود که دهه ۳۰ با ما سیاه‌پوست‌ها مهربان نبود. از طرف پدری در آرکانزاس و لوئیزیانا در جنوب آمریکا ریشه دارم. ببین! مادربزرگت را همیشه پیر دیده‌ای، اما حالا می‌فهمی چطور بزرگ شده. وقتی برای ساخت فیلم به آنجا رفتیم، ناگهان برایم جا افتاد که مادربزرگم هم زمانی بیست‌ساله بوده. انگار داشتیم درباره پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها و خاله و ‌عموهای‌مان فیلم می‌ساختیم و اینکه زندگی روزمره در آن روزگار سخت چطور بوده.

بعد از بازی در این فیلم دوباره یاد آن زنی افتادم که وقتی پدر و مادرم سر کار می‌رفتند، از من مراقبت و مجبورم می‌کرد کتاب مقدس بخوانم یا بنشینم و مراقبه کنم. هنگام خواندن برخی دیالوگ‌ها دوباره به رابطه‌ام با او در زمان حیاتش فکر کردم.

یکی از زیبایی‌های ساخت این فیلم، آشنایی با تجربه‌های شخصی دیگران بود. همین‌طور با جنبه‌ای از زندگی رایان آشنا شدم که قبلا نمی‌شناختم؛ عمویش جیمز و موسیقی بلوز و اینکه چه معنایی برایش داشت. من درباره تاریخ بلوز و تاثیر جهانی‌اش بر چیزهایی که امروز دوست دارم، چیز چندان زیادی نمی‌دانستم. این فیلم برایم یک سفر آموزشی بود و خیلی چیزها در مورد موسیقی بلوز یا رنج سیاهان آمریکا در آن دوران یاد گرفتم.

* وقتی رایان فیلمنامه را داد و گفت می‌خواهم نقش دوقلوهای همسان را بازی کنی، اولین واکنشت چه بود؟ چالشی بود که لازم داشتی یا گفتی من را توی دردسر ننداز؟

– جردن: دقیقا زدی به هدف. رایان خیلی خوب مرا می‌شناسد و می‌داند دنبال چنین چالشی بودم. اولش عصبی شدم، بعد ترکیبی از اضطراب و هیجان. یاد گرفته‌ام به او اعتماد کنم. حرف الکی نمی‌زند. وقتی ایده‌ای را مطرح می‌کند، می‌دانم خیلی درباره‌اش فکر کرده و همه جوانب را سنجیده. وقتی می‌گوید این را برای تو نوشته‌ام، چطور می‌توانی به‌عنوان یک هنرمند واکنش نشان ندهی؟

مایکل بی. جردن در نقش دو برادر دوقلو در «گناهکاران»
مایکل بی. جردن در نقش دو برادر دوقلو در «گناهکاران»

فیلمنامه را داد و گفت فکر می‌کنم این برایت عالی باشد، نقش قدرتمندی است. شبیه کارهای قبلی نیست. یک چالش است. من هم همیشه می‌خواهم رشد کنم. به‌خاطر همین وقتی این نکته‌ها را به‌عنوان کارگردان به من گفت و فیلمنامه را خواندم، متوجه شدم که فکر همه جایش را کرده است. باعث شد تلاش کنم از پسش بربیایم و در عین حال به دوست‌مان چادویک بوزمن (بازیگر و نمایشنامه‌نویس فقید آمریکایی که چند سال پیش به دلیل سرطان در ۴۳ سالگی از دنیا رفت) ادای احترام کنم.

* یکی از سکانس‌های بی‌نظیر و خیره‌کننده «گناهکاران» اجرای داغ قطعه بلوز است که بعد به تصاویری از آفریقا و هیپ‌هاپ وصل می‌شود تا پیوند تاریخی این فرم هنری را نشان دهد. این ایده از کجا آمد و واکنش مدیران چه بود؟

– کوگلر: آن سکانس از همان نسخه اولیه در فیلمنامه بود. صحنه دیگری بعدها اضافه شد، اما این مونتاژ سوررئال از اول وجود داشت. توی فیلمنامه، همه را ایتالیک و در یک پاراگراف نوشتم، چون می‌دانستم خواندنش عجیب است و می‌خواستم نشان بدهم اینجا قرار است کار متفاوتی بکنیم. جالب بود که همه درباره همان صحنه حرف می‌زدند. با لبخند می‌پرسیدند چطور می‌خواهیم انجامش دهیم؟ انگار مطمئن نبودند از پسش بر بیاییم. روث کارتر طراح لباس خیلی برایش هیجان داشت. در هر جلسه‌ای درباره آن حرف می‌زد. ممکن بود جلسه درباره لباس مری باشد، اما او می‌گفت درباره آن صحنه مونتاژ چه؟ وقتی دیدم او این‌قدر هیجان‌زده است فهمیدم چیز خاصی داریم چون روث آدم خیلی باتجربه‌ایست.

از چپ، دلروی لیندو، مایکل بی جردن و رایان کوگلر در پشت صحنه «گناهکاران»
از چپ، دلروی لیندو، مایکل بی جردن و رایان کوگلر در پشت صحنه «گناهکاران»

مدیران استودیو هم هیجان داشتند، هرچند سوال هم کم نداشتند. می‌پرسیدند این آدم‌ها شبیه روح هستند یا تصویر؟ من گفتم نه، طوری بازی می‌کنیم که انگار واقعا آنجا هستند، اما آدم‌های ۱۹۳۲ با آنها تعامل ندارند. این یک راز کوچک برای تماشاگر است. بعد فهمیدم بهتر است این صحنه نوعی پرده‌برداری از دید رمیک (با بازی جک اوکانل) باشد، چون او موجودی فراطبیعی با دانشی فراگیر است. سمی (سموئل) هیچ ایده‌ای ندارد، فقط در حال نواختن است، اما رمیک می‌داند این چیست، چون میان مرگ و زندگی حرکت می‌کند و آنچه سمی دارد را می‌خواهد؛ روحش را.

* رایان، در مورد بازیگران زن صحبت کن. مثلا چه شد که هیلی استاینفلد را برای نقش مری انتخاب کردی؟

– کوگلر: از نظر من «گناهکاران» واقعا بدون حضور زنان پیش نمی‌رود. آنها قلب تپنده داستان هستند. من همیشه دنبال این بودم که نقش‌های زن در فیلم‌هایم نه فقط مکمل، بلکه پیش‌برنده احساسات و پیچیدگی‌های انسانی باشد. بازیگرانی مثل جی‌می لاسون، وونمی موساکو و هیلی استاینفلد نه فقط توانایی فنی فوق‌العاده دارند، بلکه حضورشان روی صحنه انرژی‌ای آورد که برای این دنیا و این داستان ضروری بود. وقتی فیلمنامه را برای هیلی فرستادم و با او صحبت کردم، دیدم که درک عمیقی از شخصیت مری دارد؛ زنی که باید هم قدرت داشته باشد و هم کاشف خودش باشد و این تعادل را با جسارت و پیچیدگی اجرا کند و این همان اجرایی بود که می‌خواستم در فیلم باشد؛ بازی‌ای که فراتر از ژانر وحشت، به احساسات انسانی برسد. هیلی را بر این اساس انتخاب کردم که این نقش را جدی گرفت، درکش کرد و آماده بود تا آن را به‌طور کامل پرورش دهد

هیلی استاینفلد در «گناهکاران»

* بین «گناهکاران» و «یک نبرد پس از دیگری» (One battle after another) از همین استودیو، دو اثر اوریجینال و جاه‌طلبانه داریم که به دلیل بودجه بالا و مساله مالکیت حقوق فیلم، پیش از اکران با بدبینی رسانه‌ای روبه‌رو شدند. این بدبینی به ریسک‌پذیری استودیوها آسیب نمی‌زند؟

– کوگلر: من که شخصا حس قدردانی عمیقی دارم. همیشه حواسم هست که از کجا شروع کردم و به اینجا رسیدم. من سال ۲۰۰۸ به لسآنجلس نقل مکان کردم. همان سالی که «خون به پا خواهد شد» (There Will Be Blood) را دیدم. یادم است که «جایی برای پیرمردها نیست» (No Country for Old Men)، «مایکل کلیتون» (Michael Clayton)، «قتل جسی جیمز به‌دست رابرت فورد بزدل» (The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford) و «شوالیه تاریکی» (The Dark Knight) را هم دیدم. دانشجوی رشته سینما بودم و این فیلم‌ها را تماشا می‌کردم و به خودم می‌گفتم: «کاش یک روز بتوانم به سطحی برسم که فیلمی را در سینماها اکران کنم و ذره‌ای از حسی را که خودم بعد از تماشای این فیلم‌ها هنگام خروج از سینما داشتم در کسی ایجاد کنم». آن زمان حس می‌کردم که من این سمت اقیانوس هستم و موفقیت در سینما آن سمت. می‌فهمی چه می‌گویم؟ حالا در عرض کمتر از ۲۰ سال، فیلمم توسط برادران وارنر در دوره‌ای منتشر شده که آنها گران‌ترین فیلم پل توماس اندرسون را اکران می‌کنند.

کمپانی‌های سینمایی به شکلی کاملا ریسکی روی کارگردانان جوان سرمایه‌گذاری می‌کنند و من فکر می‌کنم این شرط‌بندی‌های جسورانه برای حفظ حافظه عضلانی رفتن به سینما و غافلگیر کردن مخاطب ضروری است. وقتی همه چیز ایمن و سنجیده باشد و ریسکی در کار نباشد، دیگر دلیلی برای ورود به این حرفه وجود ندارد. منظورم این است که همه ما بعد از تجربه آن لحظات تکان‌دهنده در سالن تاریک سینما وارد این کار شدیم. ما به کسی نیاز داریم که این ریسک‌ها را بپذیرد. وقتی فیلمساز آزادی عجیب بودن و به نمایش گذاشتن تاریک‌ترین بخش‌های وجودش را دارد، دیگر جایی برای سرمایه‌گذاری‌های ایمن نیست. ما سهم خودمان را در ساخت فیلم‌های فرنچایزی ادا می‌کنیم. این فیلم‌ها هم در ابتدا ریسک‌های ایمنی نبودند، اما جایگاه محترمانه‌ای پیدا کردند. بقا و سلامت صنعت سینما، به همه این‌ها نیاز دارد.

* مایکل، تو در همه فیلم‌های رایان بوده‌ای. اگر یک روز بیاید و بگوید فیلمنامه فوق‌العاده‌ای دارم، اما نقشی برای تو ندارد، چه خواهی گفت؟

– جردن: خدا اون روز رو نیاره (می‌خندد).

– کوگلر: مایک، تو از الان تا ابد توی همه فیلم‌های من خواهی بود. تازه هر چی جلوتر بریم، چالش‌هات سخت‌تر هم می‌شن!

– جردن: حالا بگذار دفعه بعد که من کارگردانی کنم، بهت می‌گم چالش یعنی چی…

در پایان گفت‌وگو، شوخی و خنده میان این دو دوست قدیمی ادامه دارد. رابطه‌ای که دیگر از یک همکاری حرفه‌ای فراتر رفته و حالا بر پایه اعتماد، خاطره‌های مشترک و درکی عمیق از ریشه‌های فرهنگی شکل گرفته است. برای کوگلر و جردن، «گناهکاران» فقط یک فیلم تازه در کارنامه‌شان نیست، بلکه ادای دینی است به خانواده، تاریخ و صداهایی که سال‌ها نادیده گرفته شده‌اند.

ترجمه و تنظیم: جهانگیر شاه‌ولد

بیشتر بخوانید

«گناهکاران»؛ روایتی جدید در ژانری تکراری

وقتی «گناه» هیولا می‌سازد/ گذشته هنوز نفس می‌کشد

برچسب‌ها: گناهکاران
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

نت مگ