«بی عاطفه» مال امروز ایران است/ تصمیمهای نسل قبل زندگی ما را ساخته است
در فیلمنت نیوز بخوانید
به گزارش فیلم نت نیوز، سریال «بی عاطفه» به کارگردانی کمال تبریزی، نویسندگی امبرعباس پیام و تهیهکنندگی محمدصادق میرکریمی یکی از آثار پرمخاطب این روزهای شبکه نمایش خانگی است که از پلتفرم فیلم نت در حال پخش است. این سریال را میتوان یک تریلر اجتماعی- عاشقانه با رگه های جنایی دانست که امیرعباس پیام نگارش فیلمنامه آن را برعهده داشته است. رضا کیانیان، مریلا زارعی، بهاره افشاری، بهاره کیان افشار و حامد بهداد برخی از جمله بازیگران این سریال پر بازیگر هستند.
به بهانه پخش این سریال با محمدصادق میرکریمی تهیهکننده آن گفتوگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را از نظر میگذرانید:
*«بی عاطفه» چگونه شکل گرفت و فیلمنامه این سریال حاوی چه ویژگیهایی بود که نظر شما را برای تهیه به خود جلب کرد؟
-«بیعاطفه» از همان ابتدا به دلیل جهان داستانیاش برایم پروژهای جذاب بود. وقتی متن را خواندم، تمِ «انتخاب اشتباه» و خیانت در گذشته که پیامدهایش دههها بعد زندگی نسلهای بعدی را تحتتاثیر قرار میدهد، بهنظرم آمد که ظرفیت دراماتیک فوقالعادهای داشت. یکی از نقاط قوت مهم فیلمنامه، همین روایتهای چندلایه در گذشته و حال بود که برای هر مخاطبی جذاب است.
موضوع دیگری که خیلی توجهم را جلب کرد، نگاه انسانی به روابط بود؛ اینکه چطور یک کینه قدیمی میتواند زندگی دیگران را به تباهی بکشد. همچنین در دورهای که مفهوم عشق کمی کمرنگ شده، پرداختن به عشق در کنار ارزش نهادن به خانواده و والدین، در این متن خیلی پررنگ و هوشمندانه کار شده بود.
*روایت یک قصه عاشفانه از نسل جوان نیازمند شناخت این نسل و مناسبات رفتاری و ارتباطی آنهاست. به نظر شما «بی عاطفه» چقدر توانسته در تعریف این روابط به مناسبات امروزی جوانان نزدیک شود؟
-تمام تلاش گروه سازنده «بیعاطفه» این بود که سریال برای نسلهای مختلف جذاب باشد؛ بهویژه نسل جوان که برای من شخصا اهمیت زیادی دارد. با این حال، هدف ما صرفا نمایش روابط عاطفیِ رایج نبود، بلکه تلاش کردیم این روابط را در بستر فرهنگ ایرانی بازتعریف کنیم؛ الگوبرداری از ریشهها و مناسبات فرهنگی خودمان، نه صرفا تاثیرپذیری از الگوهای فرهنگی جدید که برخی از آنها میتوانند مخرب و برخی دیگر موثر باشند.
در «بیعاطفه» با دو نسل روبهرو هستیم و طبیعتا تفاوت نگرشها، نوع ارتباطات و زاویه نگاه آنها را میبینیم، اما این تفاوتها همچنان در چارچوب فرهنگ ایرانی روایت میشود. بهنظر من، شناخت نسل جوان امروز کار سادهای نیست زیرا این نسل دارای پیچیدگیها، تنوع سلیقه و جهانبینیهای متفاوتی است و ما در دنیای امروز با طیف گستردهای از مناسبات رفتاری و فرهنگی مواجه هستیم.
بدون تردید فضای مجازی و حجم گسترده خوراکهای فرهنگی در سالهای اخیر، سرعت تغییرات فرهنگی را بسیار بیشتر کرده و این مساله تاثیر عمیقی بر نسل جوان گذاشته است. همین موضوع باعث میشود نزدیک شدن به دغدغهها و روابط نسل جدید در سریالسازی، هم حساس باشد و هم دشوار.
به همین دلیل، بعد از پخش سریال تلاش کردیم تا حد امکان بهصورت میدانی بازخورد مخاطبان در سنین مختلف را بررسی کنیم که خوشبختانه نتیجه برای ما قابل قبول و امیدوارکننده بود. البته واقعیت این است که بهدلیل برخی محدودیتها، تعریف روایتهایی که بتواند نسل زد (Z) را کاملا با خود همراه کند، کار آسانی نیست. با این حال فکر میکنم «بیعاطفه» توانست تا حد زیادی با مخاطب جوان ارتباط برقرار کند و در جذب و استقبال مخاطبان، نمره قابل قبولی بگیرد.
*در سایر موارد، قصه «بی عاطفه» را چقدر مربوط به امروز جامعه ایران میدانید؟
-بهنظر من پاسخ این پرسش تا حد زیادی در دو پاسخ قبلی هم وجود دارد، اما اگر بخواهم مشخصتر بگویم، متن «بیعاطفه» که توسط دوست خوبم آقای امیرعباس پیام نوشته شده، یک ویژگی مهم دارد که کمتر در برخی سریالهای ایرانی دیده میشود و آن، منطبق بودن قصه با فرهنگ ایرانی است.
شاید بهتر باشد بگویم این فیلمنامه، بهجای کپیبرداری از الگوهای فرنگی و روابطی که لزوما با زیست ایرانی همخوانی ندارند، کاملا بر پایه شناخت نویسنده از فرهنگ، روابط خانوادگی، عاطفهها و مناسبات اجتماعی ایرانی شکل گرفته است. همین موضوع باعث میشود مخاطب بتواند با شخصیتها و اتفاقات داستان ارتباط واقعیتری برقرار کند.
قصه «بیعاطفه» درباره مسائلی است که در جامعه امروز ما وجود دارد؛ از شکاف میان نسلها گرفته تا روابط عاطفی، احترام به خانواده، تاثیر تصمیمات گذشته بر زندگی امروز افراد و حتی پیامدهای کینه و دشمنی در یک خانواده یا جمع. اینها مفاهیمی هستند که مخاطب ایرانی آنها را لمس کرده و با آنها بیگانه نیست. به همین دلیل فکر میکنم «بیعاطفه» در عین اینکه تلاش کرده روایت امروزی و قابل فهمی برای مخاطب امروز داشته باشد، هویت ایرانی خود را حفظ کرده و همین مساله یکی از نقاط قوت اصلی آن است.
*همکاری با کمال تبریزی به عنوان یک کارگردان باتجربه برای روایت قصهای از جوانان امروزی چگونه شکل گرفت و شناخت ایشان نسبت به نسل جدید را چطور میبینید؟
-با شناختی که از قبل نسبت به آقای کمال تبریزی داشتم، میدانستم ایشان بهدلیل تجربه زیسته و کار در سالهای مختلف، نسل گذشته را بهخوبی میشناسند. در عین حال، یکی از ویژگیهای مهم ایشان این است که بسیار بهروز هستند و همواره تلاش میکنند از طریق معاشرت، گفتوگو و همراهی با نسل جوان، خودشان را در جریان تغییرات فکری و فرهنگی نسل جدید نگه دارند. بهنظر من، ایشان روحیهای جوان دارند و همین مساله باعث میشود بتوانند نگاه و دغدغههای نسل امروز را بهخوبی درک کنند.
جالب اینجاست که در بسیاری از مواقع، نظرات و تحلیلهای ایشان درباره رفتارها و مناسبات نسل جوان در متن، آنقدر دقیق و بهروز بود که حتی خود من را هم شگفتزده میکرد. این شناخت باعث شد در روند شکلگیری و اجرای سریال، نگاه نسل جوان بهشکل درستتری در اثر دیده شود.
در نهایت باید بگویم همکاری با آقای کمال تبریزی در اولین تجربه تهیهکنندگیام، برای من افتخار بزرگی بود و بدون تردید این همکاری یکی از مهمترین تجربههای حرفهای من محسوب میشود.
*«بی عاطفه» با رجوع به گذشته تا حدی جامعه ایران را در دو زمان (سی سال پیش و امروز) در یک قیاس قرار میدهد. آیا علاوه بر روایت قصه نکاتی چون پرداختن به ابعاد اجتماعی و سیاسی و تفاوتهای جامعه در این دو زمان نیز مدنظر بوده است؟
-بله، کاملا. در لایههای مختلف فیلمنامه، تلاش شده است به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی تا حدی سیاسیِ دو دوره زمانی نیز پرداخته شود. «بیعاطفه» فقط روایت یک قصه عاشقانه یا خانوادگی نیست، بلکه سعی میکند تفاوت نگرشها، تغییر الگوهای رفتاری و تحولات روابط انسانی را در فاصله میان دو نسل به تصویر بکشد.
ما در سریال، هم تفاوتهای فرهنگی میان جامعه سی سال پیش و امروز را میبینیم و هم با پیچیدگی روابط نسل امروز در مقایسه با نسل گذشته مواجه میشویم. طبیعی است که با گذشت زمان، نوع ارتباطات، نگاه به عشق، خانواده، تعهد و حتی شیوه مواجهه آدمها با مسائل زندگی تغییر کرده باشد و این تغییرات در متن سریال نیز بازتاب پیدا کرده است.
اما در نهایت، «بیعاطفه» بیش از هر چیز به مفاهیم بنیادینی مانند عشق، کینه، خیانت و تاثیر انتخابهای انسان میپردازد. یکی از محورهای اصلی داستان این است که گذشته، هیچوقت کاملا تمام نمیشود و تصمیمها و رفتارهای یک نسل میتواند سالها بعد، بر زندگی نسل بعدی سایه بیندازد و مسیر آنها را تغییر دهد.
بهنظر من، یکی از مهمترین نکاتی که سریال به مخاطب یادآوری میکند همین است؛ اینکه تصمیمات و رفتارهای امروز ما، فقط محدود به زمان حال نیست و میتواند بر زیست و آینده نسلهای بعد نیز تاثیر بگذارد.
*برخی بر این عقیدهاند که مخاطب تلویزیون و نمایش خانگی به قصههای سر راست با پیچیدگی کم عادت کرده است و رفتن به سراغ قصههای پیچیده کمی ریسک دارد. به نظر شما ساخت سریالی با رجوع مداوم به گذشته و باز شدن تدریجی گرههای داستانی در «بی عاطفه» ریسک تولید را بالا نبُرد؟ چطور این ریسک را پذیرفتید؟
-بله، متاسفانه در بسیاری مواقع این تولیدکنندهها هستند که بهمرور ذائقه مخاطب را شکل میدهند و تغییر میدهند. پیش از ساخت «بیعاطفه» متنهای مختلفی به من پیشنهاد شده بود، اما بسیاری از آنها به همین دلیلی که شما اشاره کردید، برایم جذابیت چندانی نداشتند؛ چون اغلب بر پایه روایتهای بسیار ساده و بدون پیچیدگی شکل گرفته بودند.
یکی از مهمترین ویژگیهای فیلمنامه «بیعاطفه» برای من این بود که مخاطب باید با تمرکز و دقت آن را دنبال کند. این سریال از آن دسته آثاری نیست که بتوان در حین انجام کار دیگری، صرفا نگاهی گذرا به آن داشت و همه چیز را متوجه شد؛ بلکه مخاطب باید درگیر جزئیات، روابط و گرههای داستانی شود تا بتواند لایههای مختلف قصه را کشف کند.

طبیعی بود که در روند تولید، گاهی این نگرانی در میان گروه سازنده وجود داشته باشد که ریتم نسبتا تند داستان و درهمتنیدگی خطوط روایی ممکن است بخشی از مخاطبان را دچار سردرگمی کند و این مساله ریسک کار را بالا ببرد، اما در نهایت ما معتقد بودیم مخاطب امروز، برخلاف تصوری که گاهی وجود دارد، از آثار پیچیده و چندلایه استقبال میکند؛ به شرط آنکه قصه درست روایت شود و جذابیت خود را حفظ کند.
خوشبختانه بعد از پخش سریال، بازخوردها و استقبال مخاطبان نشان داد که این نگرانی تا حد زیادی بیمورد بوده است. اتفاقا بسیاری از مخاطبان از همین ساختار چندلایه، رجوع مداوم به گذشته و باز شدن تدریجی گرههای داستانی استقبال کردند و این موضوع ثابت کرد که چنین الگوهایی نهتنها پس زده نمیشوند، بلکه اگر درست اجرا شوند، میتوانند برای مخاطب بسیار جذاب و درگیرکننده باشند.
*چالش های تهیه و تولید سریال «بی عاطفه» برای شما به عنوان تهیه کننده چه بوده است؟
-راستش را بخواهید، من اصولا به کارهای پرچالش علاقه دارم و همیشه پروژههایی که ریسک و سختی بیشتری دارند برایم جذابتر بودهاند. «بیعاطفه» هم از همان ابتدا پروژه سادهای نبود و در مراحل مختلف تولید، چالشهای زیادی داشت.
این سریال در ۱۵ قسمت و با میانگین حدود ۵۰ دقیقه برای هر قسمت، طی ۱۲۰ جلسه فیلمبرداری، تولید شد که با توجه به حجم کار، تعدد لوکیشنها، تعداد زیاد بازیگران، نقشهای متعدد و همچنین وجود صحنههای اکشن، طی یک برنامه ریزی فشرده و سخت سریال تولید شد. حفظ کیفیت در چنین شرایطی، یکی از مهمترین چالشهای ما در طول تولید بود.
طبیعتا هماهنگی میان بخشهای مختلف پروژه، مدیریت زمان، برنامهریزی دقیق فیلمبرداری و حفظ کیفیت فنی و اجرایی در چنین اثری، کار آسانی نبود، اما خوشبختانه نتیجهای که امروز دیده میشود، حاصل یک کار کاملا گروهی و همدلی همه عوامل پروژه است.
لازم می دانم از تیم حرفهای فیلم نت ، شخص آقای سرتیپی و آقای صابری و تیم حرفه ای فیلمبرداری به مدیریت آقای مسعود امینی تیرانی، گروه کارگردانی با سرپرستی حسین اللهیاری، گروه بازیگران همراه و درخشان سریال، گروه گریم با طراحی ایمان امیدواری، تیم طراحی صحنه با طراحی آیدین ظریف و گروه لباس با طراحی هدیه عینی ایدلو و گروه تولید به مدیریت آقایان عرفان ذالی و مهدی حسینی و صدابردار مهراد ابولقاسمی و تدوین حرفهای محمود نجفی و آهنگساز جناب آقای محمدرضا علیقلی و همچنین کارگردانی دقیق و حرفهای آقای کمال تبریزی تشکر و قدردانی کنم.
در کنار همه این عزیزان، قطعا بسیاری از عوامل دیگر در بخشهای پیشتولید، تولید و پستولید نقش بسیار مهمی در شکلگیری این پروژه داشتند که شاید نام همه آنها برده نشود، اما موفقیت «بیعاطفه» بدون تلاش و همراهی آنها ممکن نبود.
*تعامل با ساترا چطور بود؟ آیا سریال دچار ممیزی و محدودیت شد؟
-با توجه به اینکه «بیعاطفه» نخستین تجربه من در تهیهکنندگی سریال نمایش خانگی بود، طبیعتا نسبت به تعامل با ساترا و روند بررسی متن حساسیت و نگرانی زیادی داشتم. زمانی که در مرحله اول، طرح سریال مورد موافقت قرار نگرفت، این نگرانی برای من جدیتر شد.، اما بعد از بارگذاری کامل فیلمنامه و برگزاری چندین جلسه با حضور نویسنده، کارگردان و اعضای شورای پروانه ساخت، خوشبختانه با تعامل و حسن همکاریای که وجود داشت، توانستیم درباره برخی موارد به تفاهم برسیم و پس از انجام اصلاحاتی، پروانه ساخت را دریافت کنیم.
در طول تولید هم تلاش کردیم به توافقهایی که با ساترا داشتیم پایبند بمانیم و اثر را در همان چارچوب جلو ببریم به همین دلیل، در مرحله دریافت پروانه نمایش، جز چند مورد محدود، با مشکل خاصی مواجه نشدیم.
البته باید بگویم گرفتن پروانه ساخت بهمراتب دشوارتر از دریافت پروانه نمایش بود. بهنظر من دلیلش این است که قضاوت درباره یک متن، پیش از آنکه تصویر نهایی شکل بگیرد، کار پیچیدهتری است. در واقع، نحوه میزانسن، لحن بازی بازیگران، طراحی صحنه و فضای اجرایی میتواند برداشت و مفهوم یک صحنه را کاملا تغییر دهد.
سریال بی عاطفه فقط در فیلم نت
فکر میکنم زمانی که نسخه نهایی سریال آماده شد و اعضای شورا اثر را بهصورت کامل دیدند، تصویر روشنتری از فضای کار پیدا کردند و همین موضوع باعث شد سریال در مرحله نمایش، با استقبال و همراهی بیشتری روبهرو شود.
*برخی از منتقدان بر این عقیدهاند که پلتفرمها معمولا آثار را به سمت قصهها و محتواهای امتحان پس داده میبرند. «بی عاطفه» را چقدر میتوان جدا از جریان عمومی سریالهای نمایش خانگی دانست؟ و به طور کل نمایش خانگی چقدر ظرفیت تولید آثار متفاوت را دارد؟
-در عرصه تولید سریال، طبیعتا همیشه باید نیمنگاهی به آثار موفق و الگوهای امتحانپسداده داشت. تکرار برخی عناصرِ الگوهای درست، معمولا میتواند در موفقیت یک اثر مؤثر باشد، اما در کنار آن، هنر بدون نوآوری معنا پیدا نمیکند و سازندگان باید همواره نگاه رو به جلو داشته باشند و دست به تجربههای تازه بزنند.
بهزعم من، «بیعاطفه» در عین بهره گرفتن از برخی الگوهای موفق سریالسازی، تلاش کرده است نوآوریهای خودش را نیز داشته باشد؛ چه در ساختار روایت، چه در رفتوآمد میان گذشته و حال و چه در نوع پرداخت به روابط انسانی و خانوادگی.
در نهایت، هر سریالی برای طیف مشخصی از مخاطبان ساخته میشود و مخاطبسنجی، یکی از مهمترین نکات در آغاز تولید یک اثر است. این فیلمنامه از ابتدا به ما نشان میداد که با چه نوع مخاطبی روبهرو هستیم و ما هم تمام تلاشمان را بر جذب همان طیف مخاطب متمرکز کردیم. خوشبختانه بازخوردها نشان داد که سریال توانسته طیف گستردهای از مخاطبان را با خود همراه کند و رضایت آنها را جلب کند.
اینکه پلتفرمها تا چه اندازه ظرفیت تولید آثار متفاوت را دارند، شاید بهتر باشد از مدیران و فعالان خود پلتفرمها پرسیده شود، اما واقعیت این است که امروز ما با طیف بسیار گستردهای از سلیقهها و مخاطبان روبهرو هستیم و قطعا میتوان برای هر گروه از مخاطبان، سریال موفق و متفاوتی تولید کرد؛ به شرط آنکه مخاطب هدف بهدرستی شناخته شود.
امروز بهدلیل فضای مجازی و مواجهه دائمی مخاطب با آثار متنوع جهانی، سطح انتظار مخاطبان بسیار تغییر کرده و حتی در بعضی موارد، مخاطب از برخی تولیدات داخلی جلوتر حرکت میکند به همین دلیل، مهمترین رکن در تولید یک اثر، شناخت دقیق مخاطب و نیازهای اوست.
در عین حال، خوشبختانه رقابتی که میان پلتفرمهای خصوصی شکل گرفته، باعث شده در سالهای اخیر آثار متفاوت و قابلتوجهی خارج از جریان غالب سریالسازی تولید شود؛ آثاری که بعضا در جذب مخاطب نیز بسیار موفق بودهاند. بهنظر من، فیلمنت در این حوزه جزو پلتفرمهای پیشگام و پیشرو بوده و در سالهای اخیر تلاش کرده از تولید آثار متفاوت و تجربهگرا حمایت کند.
*بسیاری از سریالهای نمایش خانگی با تکیه بر تبلیغات در جذب مخاطب اقدام میکردند. آیا قطعی اینترنت به سریال شما آسیب زد؟
-بله، بهنظر من قطعاً تاثیر داشت. پیش از اتفاقاتی که رخ داد، جلسهای با آقای علی سرتیپی داشتیم تا درباره برنامهریزی تبلیغات و پخش سریال صحبت کنیم. خوشبختانه در آن مقطع، شرایط تبلیغاتی بسیار خوبی برای «بیعاطفه» فراهم شده بود و حتی چند اسپانسر مناسب برای تبلیغات محیطی و فضای مجازی نیز ابراز تمایل کرده بودند، اما متاسفانه با شرایطی که پیش آمد، تا قسمت ششم سریال عملا تبلیغاتی نداشتیم و بعد از آن هم بهدلیل محدودیتها و نبود دسترسی بخش زیادی از هموطنان به اینترنت بینالملل، طبیعتا تبلیغات ما کمتر دیده شد و این مساله روی میزان دیده شدن سریال تاثیر گذاشت.
واقعیت این است که امروز بخش مهمی از موفقیت و دیده شدن آثار نمایش خانگی به تبلیغات در فضای مجازی وابسته است و وقتی این بستر دچار محدودیت میشود، طبیعتا روند معرفی و جذب مخاطب هم آسیب میبیند.
با این حال خوشبختانه با وجود تمام این مشکلات، سریال توانست مخاطبان خودش را پیدا کند و بازخوردها و استقبال مردم از «بیعاطفه» برای ما امیدوارکننده و رضایتبخش بود.
گفتگو از علی ناصری





۱ دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید
واقعا خیلی فیلم رو دوست داشتم
خیلی خفن بود
امید وارم هرچه سریع تر فصل دومش هم بیاد
مرسی از آقای کمال تبریزی